شهریور 1404، صفحه 1-198

مجله ادب فارسی

دو فصلنامة «ادب فارسی» دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه تهران، نشریه ­ای علمی ـ پژوهشی در حوزة مطالعات ادبی است که دو شماره در سال منتشر می­ شود. زبان و ادب فارسی سالیان زیادی است که در پهنه این سرزمین چون پولاد آبدیده حواث زیادی را پشت سر گذاشته و  محکم استوار بریق خود را بالا نگهداشته است. با توجه به تهاجمات متعدد اقوام از شرق و غرب زبان شیرین فارسی نه تنها از این سرزمین رخت بر نبست بلکه با عاریت گرفتن  از زبان بیگانگان تحول شگرف در توسعه و پیشرفت خود به وجود آورد و مانند موجود زنده ای تا به امروز همگان شیفته و مجذوب ساخته است و باعث ایجاد کرسی های متعدد در سطوح بین المللی و موجب شکل گیری نشریات متعدد در سراسر گیتی شده است. از آنجاییکه دانشگاه تهران به عنوان یکی از پشتوانه های اصلی زبان فارسی سعی دارد در توسعه  و گسترش  ادب فارسی گام بلندی  بردارد.  یک از اهداف اصلی انتشار این مجله بررسی تحولات، نفوذ، گسترش و تحول و توسعه زبان فارسی در ایران و سایر سرزمین های فارسی زبان با تاکید بر ساختار پژوهش محور است. مجله حاضر قصد دارد تا مقالاتی را که در حوزه زبان فارسی آن هم با ساختار علمی و پژوهشی گام بلندی در پویایی و گسترش هر بیشتر این حوزه گام بر دارد. چراکه زبان و ادبیات فارسی  ازجمله غنی‌ترین گنجینه‌های تمدن‌های بشری است. دیرینگی و کهنسالی اقوام ایرانی، غنای فرهنگی ادبی، تعدد پاره فرهنگ‌ها و پراکندگی جغرافیایی قومیت‌ها عامل تقویت‌کننده‌ موجب شده است تا بیش از پیش این زبان غنای فرهنگی خود را برای سالیان سال حفظ کند.از این رو برای مصور شدن این امر مهم مجله ادب فارسی درصد است تا مقالاتی متعدد که در پویای و شکوفای آن نقش بسزای داشته و دارد در حوزه های زیر منتشر سازد. 

معرفی مجله

عنوان مجله: ادب فارسی

صاحب امتیاز: دانشگاه تهران

ناشر: انتشارات دانشگاه تهران

 عنوان انگلیسی مجله: Journal of Persian Literature

گروه علمی (موضوعی): علوم انسانی

زیر گروه: زبان- زبان و ادبیات فارسی

درجه علمی: علمی- پژوهشی

تاریخ آغاز اعتبار:  21/04/90

نوع داوری: دو سو ناشناس، گمنام و محرمانه

وضعیت مجله:  دسترسی آزاد به مقالات

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 15روز

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 4 هفته، حداقل دو داور 

درصد پذیرش مقالات: 14درصد

فاصله انتشار: دو فصلنامه

زبان مجله:  فارسی (چکیده و منابع به انگلیسی و فارسی)

نوع انتشار:  الکترونیکی

نوع دسترسی: دسترسی ازاد رایگان (تمام متن)

شاپا چاپـــــی: 9262 -2251

شاپا الکترونیکی: 4113- 2676

شیوه استناددهی: APA

تلفن:   61112999

رایانامه مجله: Jperlit@ut.ac.ir

آدرس اینترنتی: https://jpl.ut.ac.ir

هزینه داوری مقاله:  دارد.

هزینه پذیرش نهایی و انتشار:  دارد.

حق‌مؤلف (کپی‌رایت) مقالات: مجله تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز است. حق‌مؤلف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مؤلف اثر خود هستند.

 کمیته بین‌المللی اخلاق نشر (کوپ): مجله «ادب فارسی» با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

سیاست مبارزه با سرقت ادبی و همانندجویی: بر اساس قرارداد با شرکت سیناوب تمامی مقالات ارسالی به نشریه ادب فارسی قبل از ورود به فرایند داوری از طریق نرم‌افزارهای مشابهت‌یاب، همتایاب و سمیم‌نور بررسی خواهند شد.

قابل توجه نویسندگان: مجله بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت خواهد کرد؛ اما  بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به مجله نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگرORCID  و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام نمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله می تواند عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و ارسال مقاله به مجله آزاد  و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال شود. دانشجویان دکتری- ارشد به تنهایی نمی‌توانند مقاله ارسال کننده نویسنده مسئول بر اساس توافق طرفین آزاد است. مسئولیت اطمینان از عدم سرقت ادبی، داده‌سازی و استفاده نادرست از هوش مصنوعی متوجه نویسندگان مقاله است.

فایل‌ها و فرم‌های لازم: فایل های ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند:

 ۱. فایل اصلی مقاله (بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان در قالب/تمپلت مجله) ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

 ۲. فایل صفحه عنوان شامل مشخصات نویسندگان

 ۳. فرم تعهدنامه (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد). ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

 ۴. فرم تضاد منافع  و تعهد اثر (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود). ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

قالب مقالات مجله: نسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی در قالب/تمپلت مقالات مجله ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد. ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

  ******************************************************

توجه: توجه: نویسندگان بایستی برای مقالات پذیرفته شده نهایی علاوه بر چکیده انگلیسی کوتاه، یک چکیده انگلیسی مبسوط بین 1000 تا 1200 کلمه تهیه  و در مقاله  مطابق تامپل نمونه قرار دهند و آن را به همراه سایر فایل های تکمیلی  از طریق سامانه نشریه ارسال نمایند. برای ویرایش چکیده انگلیسی می‌توان از هوش مصنوعی  به منظور بازبینی املاء و گرامر و  بازنویسی متن استفاده کرد. مجله ادب فارسی برای بررسی اولیه، مبلغ 1500000 هزارریال به‌ عنوان هزینه داوری و در صورت پذیرش مقاله، مبلغ،4500000 هزار ریال به‌ عنوان هزینه انتشار (مجموع 6000000ریال ) دریافت خواهد کرد. به ‌همین‌ منظور، لازم است پس از اعلام دفتر نشریه، مبلغ یاد شده از طریق درگاه آنلاین موجود در سامانه پرداخت شود. به همین منظور لازم است پس از اعلام دفتر مجله مبلغ فوق به شماره حساب ۴۰۰۱۰۷۰۱۰۳۰۰۶۸۲۵ (شبا: IR830100004001070103006825) و شناسه واریز 314070174140107000000002002202 به نام تمرکز وجوه اختصاصی دانشگاه تهران  نزد بانک مرکزی واریز و تصویر برگه واریزی به ایمیل مجله ارسال فرمایید.

 ******************************************************************************* 

  مگیران گوگل اسکولار     https://civilica.com/     ابسیکو    جهاد دانشگاهی     https://creativecommons.org/licenses/by-nc-nd/2.0/

ریسرچگیتورودکتمگیران      کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد سمیم نور  

  کتابخانه ملی ORCID  سرقت ادبی ِDOI  

   ISSN Record       

تحلیل اسلوب‌های طنز در قصیده رستم‌نامه بهار

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.403013.2344

محمود بشیری، متین مدنی

چکیده قصیدة «رستم‌نامه» سرودة ملک‌الشعرای بهار، نمونه‌ای شاخص از تلفیق حماسه و طنز در شعر فارسی معاصر است که با بهره‌گیری از شیوه‌های طنزآفرینی، نقدی اجتماعی - سیاسی به وضعیت ایران در دوران پهلوی ارائه می‌دهد. بهار با آوردن رستم، پهلوان اساطیری شاهنامه به دل جامعه معاصر، به شکلی طنزآمیز و تمثیلی، فروپاشی ارزش‌ها و فساد نخبگان و بحران هویت فرهنگی ایران را بازتاب می‌دهد. این پژوهش بر پایه روش توصیفی - تحلیلی است که با مبنا قراردادن الگوی طنز آفرین قهرمان شیری (۱۴۰۳)، به تحلیل اسلوب‌های طنز می­پردازد و نشان می‌دهد که چگونه  عوامل بنیادین طنز در ساختار روایت و تصویرپردازی‌های شاعرانة بهار حضور پررنگ دارند. یافته‌های پژوهش چگونگی اسلوب­های به‌کاررفته در شعر بهار را بررسی می­کند و نشان می­دهد بهار چگونه توانسته اثری در ژانر «حماسة مضحک» خلق کند. بهار با شبیه‌سازی رستم به شخصیت‌های متزلزل امروزین و جای‌دادن او در موقعیت‌های گوناگون و حالت­های مختلف که نامتناسب با رستمِ موجود در ذهن شاهنامه است، طنزی سیاسی آفریده است. این قصیده بیانگر آن است که چگونه شاعر می‌تواند از عناصر اسطوره­ای و گذشته فرهنگی خود برای انتقاد غیرمستقیم و مؤثر از بحران‌های موجود بهره ببرد. روش کار بهار را در اشعار شاعرانی مثل حافظ و عبید زاکانی هم می­بینیم.

بازخوانی رمان خانۀ ادریسی‌ها نوشتۀ غزاله علیزاده با تکیه بر نظریۀ گریز از آزادی اریک فروم و مکتب رمانتیسم

صفحه 15-32

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.405723.2348

طاهره فرزانه، علی محمدی

چکیده شهرنشینی و تمدّن همواره با دگرگونی‌های همه‌جانبۀ خود، نوع بشر را در برابر چالش‌هایی نوین قرار داده است. چالش‌هایی که از یک‌سو فردیّت و آزادی انسان را برجسته‌تر ساخته و از دیگرسو به اضطراب و بی‌هویّتی او دامن زده است. اریک فروم، از جمله روانکاوان انسان‌گرایی است که از شیوه‌های رویارویی انسان با آزادی و اضطراب تنهایی و از نیازهای اساسی او برای این رویارویی سخن گفته است. پژوهش حاضر بر مبنای مطالعات کتابخانه‌ای و با روش توصیفی-تحلیلی به بازخوانی رمان خانۀ ادریسی‌ها، اثر غزاله علیزاده می‌پردازد و می‌کوشد با تکیه بر نظریۀ گریز از آزادی فروم نشان بدهد که شخصیّت‌های این رمان، در برابر آزادی چه واکنشی نشان می‌دهند و احساس تنهایی خود را چگونه مهار می‌کنند. نتایج این بررسی حاکی از آن است که اغلب شخصیّت‌ها هراس خود را از این مواجهه با پناه بردن به گذشته و امنیّت جمعی فرو می‌نشانند. عدّه‌ای با تسلیم شدن و برخی با تسلّط، از آزادی خود می‌گریزند. هم‌چنین تفاوتی آشکار میان انسان روستایی و شهرنشین قابل مشاهده است. روحیۀ انقلابی و پرشور آتش‌کارها به عنوان نمایندگان زیست روستایی، معلول توجّهی است که به نیازهای اساسی خود، نشان می‌دهند؛ درحالی که ساکنان شهرها با عدم توجّه به این نیازها، منفعل و منزوی به تصویر کشیده شده‌اند. افزون بر این، مؤلفه‌های آشکاری از رمانتیسم در این اثر قابل بررسی است که میل نویسنده به بازگشت و طبیعت سادۀ روستایی را نشان می‌دهد.

نقد درس‌نامه‌های داستان رستم و سهراب در شرح تعابیر و ابیات

صفحه 33-50

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.405721.2349

تیمور مالمیر

چکیده از مجموع چهار واحد شاهنامه در دانشکده‌های ادبیات، دو واحد به داستان رستم و سهراب اختصاص دارد. برای این درس، کتاب‌های متعدد منتشر شده است. غیر از کتاب‌هایی که به‌منظورِ تدریس برای دانشجویان تألیف شده، در آثار پژوهشی دیگر نظیر تصحیح و توضیح متن داستان و مقالات علمی نیز به شرح و توضیح واژگان، تعابیر و معنای ابیات دشوار و بحث‌انگیز متن پرداخته‌اند. مجموع این آثار به اعتلای آموزش و تحقیق در این داستان کمک کرده است اما در برخی موارد، در شرح و توضیحاتی که ضرورتاً می‌بایست دقت بیشتری می‌شد و با نگاهی انتقادی به سخنان محققان پیشین توجه ‌می‌کردند، چنین ضرورتی را احساس نکرده‌اند. هدف اصلی مقالۀ حاضر، ضرورت اصلاح درس‌نامه‌های داستان رستم و سهراب است. بدین منظور، واژگان و تعابیری نظیر «زنده بر دار کردن»، «آز»، «کنج/ گنگ/ کنگ» و «بهانه» را توضیح‌ داده‌ایم. همچنین به نقد و توضیح مواردی پرداخته‌ایم که در کتاب‌ها و تحقیقات مرتبط با داستان رستم و سهراب از دقت لازم یا توضیح مناسب برخوردار نبوده است. همچنین به توضیح مواردی چون طرح داستان، گزاره‌های پرسشی، شیوۀ روایت فردوسی و پیوند اسم و مسمی پرداخته‌ایم. براساس طرح داستان و تعبیر راه راست به معنی راه آشکار و گشاده، «نگشاد لب» را در چاپ‌های داستان به‌صورتِ «بگشاد لب» تصحیح‌ کرده‌ایم.

شکل‌گیری طنز تقابلی در تعاملات فرودستان و فرادستان؛ تحلیل شناختیِ حکایت‌های لطایف‌الطوایف

صفحه 51-66

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.408979.2363

زینب اکبری، مجید هوشنگی

چکیده در نظام‌های سلسله‌مراتبی قدرت، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های ارتباطی، حفظ تناسب و تعادل میان جایگاه گوینده و مخاطب است؛ هرگونه عدول از این تناسب، به‌ویژه از سوی فرودستان، می‌تواند به تنش و حتی مجازات بینجامد. پژوهش حاضر با رویکردی شناختی به واکاوی طنز تقابلی در لطایف‌الطوایف فخرالدین علی صفی می‌پردازد و تلاش دارد با تکیه بر نظریه وارونگی شکل‌-‌زمینه در زبان‌شناسی شناختی، سازوکارهای زبانی و مفهومی براندازی گفتمان سلطه را در کنش‌های زبانی فرودستان تحلیل کند. طنز تقابلی به مثابه کنشی گفتمانی در بستر تعاملات نابرابر، از طریق بازتعریف معنا، به کنشگر فرودست امکان می‌دهد تا موقعیتی تهدیدآمیز را به سود خود وارونه سازد و تفوق زبانی موقتی اما معناداری به دست آورد. تحلیل سی حکایت منتخب در این اثر نشان داد که گویندگان فرودست از سه نوع تناظر زبانی- ساختاری، چندمعنایی و استعاری- برای برهم‌زدن چارچوب ادراکی سلطه بهره می‌برند. تحلیل کیفی حکایات نشان می‌دهد که وارونگی شکل‌ـ‌زمینه، به‌مثابه سازوکاری بنیادین، به گوینده اجازه می‌دهد عناصر پنهان یا حاشیه‌ای گفتار آغازگر را به مرکز معنا منتقل کرده و از دل آن‌ها سازه‌ای جدید، خلاق و گاه تحقیرآمیز برای پاسخ بسازد. این راهبرد، نه‌تنها نقش مهمی در ایجاد خنده و غافلگیری دارد، بلکه ابزاری انتقادی برای تضعیف ساختارهای قدرت مستقر در متن و فراتر از آن محسوب می‌شود و در عین حال از این راهکار بویژه تناظر در سطح چندمعنایی در جهت سانسور و عبور از غضب نظام قدرت بهره‌مند گردد.

اسطوره‌کاوی آب در زبان عرفان بر پایة پنج متن عرفانی

صفحه 67-80

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.407190.2355

المیرا تسلیمی، علیرضا فولادی

چکیده اسطوره‌کاوی از نظریه‌های مطرح در اسطوره‌شناسی است که امکان کاربرد برای نقد اسطوره‌ای را دارد. اسطوره‌کاوی از سوی دنی دو روژمون با رویکرد اسطوره‌کاوی فرهنگی متن‌محور و اسطوره‌کاوی فرهنگی مؤلف‌محور مطرح شد و از سوی ژیلبر دوران، به اسطوره‌کاوی اجتماعی تمایل پیدا کرد. در رویکرد اخیر، پس از یافتن ردپای یک اسطوره در متن مورد تحقیق، ‌روایت اسطوره‌ای آن را بازمی‌یابند و به تحلیل مضمونی آن ‌روایت و سپس تحلیل مضمونی کاربردهای آن اسطوره در متن مورد تحقیق و سرانجام تحلیل اجتماعی تفاوت‌های کاربرد آن در این دو می‌پردازند تا چند و چون بازتولید هویت فرهنگی را نشان دهند. مقالة حاضر بر اساس روش ژیلبر دوران به اسطوره‌کاوی آب در متون عرفانی اسرارالتوحید، تمهیدات، تذکره‌الاولیا، عوارف‌المعارف و مرصادالعباد پرداخته‌ است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی سرانجام نتیجه گرفته است که اسطورة آب در میان اسطوره‌های ایرانی و غیرایرانی، با مضامینی مانند تقدس، حیات‌بخشی، تطهیر، نماد بودن برای آگاهی، دخترانگی و زیبایی، بارورکنندگی، مبارزه با خشکسالی، درمانگری و جاودانگی، میرانندگی و عنصر فرودین آمده است. با این حال در پنج متن عرفانی مورد تحقیق، کارکردهای متعالی‌تری مانند تقدس الهی، حیات‌بخشی بنیادین، تطهیر درون، نماد بودن برای فراآگاهی، مغلوبیت نزد عارف، مدیوم بودن برای عارف، میرانندگی و تغییر خاصیت، یافته است، تا جایی که همه به قابلیت‌های ماورای طبیعی آب از دید عارف و قابلیت‌های ماورای طبیعی عارف در برخورد با آب بازمی‌گردند و همین تفاوت‌ها اسطورة آب را نزد عارفان، به الهیات آب بدل ساخته است.

بازتاب قلندریه در شعر فارسی افغانستان با تکیه بر عشقر، بیتاب و سیدای کروخی

صفحه 81-98

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.401679.2335

احمد شفیق رسولیار، احمد خواجه ایم، زهرا جمشیدی

چکیده یکی از موضوعات مطرح در ادب عرفانی به‌ویژه غزل عارفانه، به‌کاربردن مضامین و مفاهیم قلندری است. این شیوه، از سنایی آغاز شد و در شعر غزل‌‌سرایان مطرحی چون عطّار، حافظ، عراقی، مولوی و دیگران، تأثیر فراوانی بر جای نهاد. مضامین و شاخصه‌های قلندریه در دوره‌های اخیر و در غزلیات معاصر افغانستان نیز بازتاب قابل‎توجهی داشته است؛ ازاین‌رو،‌ پژوهش حاضر درصدد است تا به شیوۀ توصیفی‌ـ ‌تحلیلی عناصر و مفاهیم قلندریه را با تکیه بر اشعار سه تن از شاعران برجستۀ معاصر افغانستان، عشقری، بیتاب و سیّدای کروخی بررسی کند. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد که این شاعران تلاش کرده‌اند که عناصر قلندری را در اشعارشان وارد کنند و از این طریق، به خلق مفاهیم و مضامین قلندرانه بپردازند. سه شاعر مذکور با نادیده-گرفتن تابوهای دینی و اجتماعیِ حاکم بر عصر خویش، این مفاهیم را در شعر خود به کار برده‌اند و به ستایش مراکز فسق و فجوری چون میخانه و بتخانه پرداخته و گاه، مخاطبان‌شان را به زناربستن و غسل تعمید و دیگر مسائلی که با آموزه‌ها و هنجارهای دین اسلام در تضاد است، تشویق کرده‌اند. شطح، تعریض به زاهدان و صوفیان، ترغیب به می‌گساری،‌ چرس و بنگ و نشئه‌کردن و خوشی کاذب، توصیف آلات موسیقی، گرایش به مذهب ملامتیه، بدنامی و پشت ‌پا ‌زدن به نیکنامی‌ها و در کلیت امر، تشویق به شیوۀ زندگی قلندرانه با بسامد فراوانی در شعر این سه شاعر دیده می‌شود. ابراز چنین مفاهیمی در شعر آنان به‌دلیل تأثیرپذیری از سنت شعری گذشته، مخالفت متشرعان و رواج مکتب نمادگرایی (سمبولیسم) عرفانی است.

شگردهای بلاغی اقناع مخاطب در منشآت فرهادمیرزا

صفحه 99-120

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.396406.2314

سمیه آقابابایی، امیرحسین جمالی

چکیده زبان یکی از ابزارهای برقراری ارتباط میان انسان‌هاست که به شیوه‌های گوناگونی ازجمله آثار مکتوب و شفاهی بیان می‌گردد. اقناع مخاطب ازطریق زبان تلاشی است که نویسنده با فرستادن پیغام و استفاده از شیوه‌های بلاغی تاثیرگذار انجام می‌دهد. نویسندگان در متون ادبی و تاریخی مختلفی با بهره‌گیری از ابزارهای مختلفی مانند اشعار و احادیث، موسیقی کلام، هشدار و اندرز، تعظیم و اکرام و اغراق بسته‌به بافت متن سعی در اقناع مخاطب خود دارند. فرهادمیرزا معتمدالدوله در دوران پادشاهی ناصرالدین‌شاه قاجار از جمله ادیبان و صاحب‌منصبانی است که در عمدۀ آثار خود از جمله نامه‌هایش به بزرگان و اشخاص برجستۀ معاصر از ابزارهای بلاغی متعددی برای تأثیر بر مخاطبان خود استفاده کرده است. منشآت او شامل 47 نامۀ تاریخی و ادبی به سبک فنی و گاهی ساده است که دارای مضامین متعددی چون بازنمایی وقایع و رخدادها، گزارش اداری ایالات، گله و شکایت و خواسته و طلب است. نویسنده در این نامه‌ها بر اساس بافت نامه و نوع مخاطب، مقام و میزان قدرت او از مؤلفه‌های بلاغی متفاوتی استفاده کرده است. در این پژوهش، 47 نامه با روش کیفی و کمی بررسی شده است. ازجمله نتایج این پژوهش این است که کاربرد شگرد «تضمین به اشعار و متون مقدس» با بیشترین بسامد در تمام بافت نامه‌ها، به‌ویژه در نامه‌های سیاسی و خطاب به بزرگان، نشان از تلاش نویسنده برای تولید اقتدار بلاغی از طریق بینامتنیت دارد. همچنین، بسامد بالای اندرزها و هشدارهای ثانویه در نامه‌های سیاسی، حاکی از راهبردهای غیرمستقیم اقناع در بستر قدرت است. د

مبانی فکری و ادبی شعر خواجه محمد مرشد (شاعر و عارف بلوچ اهل سراوان)

صفحه 121-142

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.403745.2343

مجیب الرحمن دهانی، محمد امیر مشهدی، احمد نور وحیدی

چکیده خواجه محمد مرشد شاعر بلوچ خوش قریحه و نازک خیال معاصر، از خطه شاعر خیز بلوچستان ایران است.افکار بلند ومعنا پردازی عمیق،تسلط به وزن های عروضی و بهره گیری صحیح از آرایه های ادبی مرشد را قادر ساخته تا به بیان اندیشه های وزین خود در قالب ادبیات منظوم بپردازد این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است و یافته های پژوهش مبین این پیام است:که بیشتر غزل‌های مرشد دارای مضمون عرفانی است که به شیوه شاعران عارف با استفاده از آیات و احادیث و همچنین عناصر قلندری و ملامتی به شکلی دلنشین سروده شده است. بیشترین مضمون عرفانی دیوان وی، اعتقاد به وحدت وجود است که باور به یکی بودن کلیه موجودات و عدم تضاد خیر و شر را نشان می دهد. قلندر در شعر وی جایگاه مهمی دارد. او قلندر را در معنی عارف و انسان کامل واصل به کار برده است و برخی از غزل‌های وی تماما در مدح قلندران است و اشعاری نیز با مضامین قلندری و ملامتی در دیوان وی یافت می شود. سایر مضامین این شاعر که کمتر بسامد دارد شامل مضامین دینی مانند نعت خدا و پیامبر و معاد و یاد خداوند است. از نظر ویژگیهای ادبی نیز آرایه تشبیه در میان آرایه های بیانی بسامد فراوانی دارد و در میان آرایه های بدیعی تکرار و تضاد بیشترین بسامد را دارد و تلمیع و تلمیح نیز به شیوه ای مفهوم و تاثیر گذارارائه شده اند.

شطحات عرفانی و شیوه‌های خوانش

صفحه 143-160

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.403555.2341

حسین طاهری

چکیده پژوهش حاضر به واکاوی شطحات روزبهان بقلی شیرازی در پرتو نظریه‌های مدرن تفسیر و رمزگشایی می‌پردازد. مسألۀ اصلی آن است که چگونه می‌توان لایه‌های معنایی و تجارب حدّیِ عرفانی را، که در سنت صوفیانه با زبان متناقض و استعاری بیان شده‌اند، در دستگاه‌های نظری معاصر بازخوانی کرد؟ بر این مبنا، سه‌ضلع بنیادین عرفان اسلامی ـ حق، نفس و عالم هستی ـ به‌منزلۀ یک دستگاه مرابطه‌ای مثلثی در نظر گرفته می‌شود که از دل آن، گونه‌های متفاوت از مناسبات و تجلیات پدید می‌آید. این گونه‌ها به‌مثابۀ گره‌گاه‌های تفسیری، هر یک با ابزار یک نظریۀ مدرن رمزگشایی می‌شوند: هرمنوتیک ظن و معنای ریکور، لذت متن بارت، پدیدارشناسی امر قدسی الیاده، روان‌کاوی لکان، روان‌شناسی دین ویلیام جیمز و واسازی دریدا. روش کار بر آن است که شطح، صرفاً متن ادبی نیست، بلکه شهادتی از تجربه‌ای حدّی تلقی شود؛ تجربه‌ای که با خصایصی چون انفعال، پارادوکس و گسست از منطق عادی زبان همراه است. بنابراین، هرمنوتیک مدرن به‌عنوان گام‌های تفسیری، امکان می‌دهد تا از سطح نمادین به لایه‌های ژرف روانی، وجودی و گفتمانی عبور کنیم. حاصل این رهیافت، ترسیم الگویی میان‌رشته‌ای است که عرفان را با فلسفه، روان‌کاوی و مطالعات زبان‌شناختی معاصر در گفت‌وگویی زایا قرار می‌دهد که به‌جای قرائت صرفاً تاریخی یا ادبی، شطحات را در چشم‌انداز یک نظام رمزگشایی تطبیقی بازسازی می‌کند که به‌واسطۀ آن، امکان فهم تازه‌ای از تجربۀ عرفانی به‌مثابۀ ساختاری میان‌ذهنی، چندلایه و هم‌زمان قدسی و روان‌شناختی فراهم می‌شود.

بررسی و تحلیل داستان داستان«روی ماه خداوند را ببوس» اثر مصطفی مستور با توجه به نظریۀ بینامتنیت

صفحه 161-184

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.403243.2340

حسین حسن رضایی، عبدالله ولی پور

چکیده بینامتنیت از مهمترین رویکردها و نظریه‌های ادبی است که محققان از آن برای خوانش و تبیین آثار هنری مختلف بهره برده‌اند. با آنکه چندین دهه از عمر این نظریه می‌گذرد، همچنان نزد محققان علوم انسانی معتبر است و کاربرد دارد. امروزه به سبب گسترش اینترنت و در دسترس بودن فضای مجازی، اهمیت بینامتنیت بیش از پیش آشکار گشته است. در داستان «روی ماه خداوند را ببوس» اثر مصطفی مستور نیز مولفه‌های بینامتنی گوناگونی می‌توان تشخیص داد. با توجه به موارد بالا، مقالۀ حاضر بینامتنیت را در داستان روی ماه بررسی کرده است. برای بررسی این موضوع، مقاله به دو قسمت کلی تقسیم می‌شود: 1) در قسمت مقدمه، که شامل مباحث نظری تحقیق است، مسائلی مانند تعریف، انواع و برخی آثار مهم در زمینۀ بینامتنیت بررسی شده است. 2) قسمت دوم مقاله به بررسی و پیاده‌سازی هفت نوع بینامتنیت، همچون بینامتنیت تولید و دریافت، صریح و غیرصریح و...که قابل انطباق بر داستان روی ماه‌اند، پرداخته است. مقالۀ حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی نوشته شده است، در پایان نتیجه می‌گیرد که نظریۀ بینامتنیت، می‌تواند دستمایه‌ای معتبر برای تحلیل و خوانش داستان روی ماه باشد، زیرا با خوانش بینامتنی، دلالت‌ها، معانی و روابطی از این داستان آشکار می‌شود، که با خوانش‌های دیگر ممکن نیست.

ترجمه و بسامدسنجی تکواژهای فارسی سه قصیده از تاج‌الدین احمدی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 خرداد 1404

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.392884.2301

محمدحسن غلامی، عبدالرضا سیف، محمود فضیلت

چکیده در اشعار زبان ترکی عثمانی، میزان قابل‌توجهی از واژه‌ها، تعابیر و ساخت‌های دستوری غیرترکی مشاهده می‌شود. مشخصاً زبان‌های عربی و فارسی، جلوۀ بارزی در متون ادبی زبان ترکی عثمانی دارند. این امر از یک سو نتیجۀ تعاملات فرهنگی ادبیات و زبان‌های مختلف و از دیگر سو پیامد الزامات فنی شعر عروضی است. این پژوهش، به تحلیل سه قصیده از تاج‌الدین احمدی، شاعر بزرگ زبان ترکی در سده‌های هشتم و نهم هجری، از این منظر اختصاص یافته است. پرسش‌های محوری پژوهش بدین صورت طراحی شده‌اند که بسامد تکواژهای فارسی در متون منتخب چند درصد است و دلایل گستردگی استفاده از عناصر فارسی در این اشعار چیستند. برای یافتن میزان عناصر فارسی موجود در اشعار مورد مطالعه، پس از ذکر متن هر قصیده، آن را بیت به بیت به فارسی ترجمه و به تکواژهای تشکیل‌دهنده تجزیه نموده‌ایم. هم‌چنین، در مواردی که ریشۀ برخی تکواژها چندان روشن نیست، اطلاعات لازم در این زمینه ذکر شده است. با مشخص کردن تکواژهای فارسی و کل تکواژهای این اشعار، تخمین مناسبی از بسامد عناصر فارسی در این متون به دست داده شده است. این پژوهش، به روش تحلیلی با رهیافت کمّی و آماری انجام پذیرفته است. ترجمۀ اشعار نیز در سطح جمله صورت گرفته است. یافته‌های این پژوهش، میزان تکواژهای فارسی اشعار مورد بررسی را حدود 29 درصد تخمین می‌زنند.

بررسی و تحلیل مؤلفه‌های «نام‌دهی و طبقه‌بندی» در اشعار سیاسی- اجتماعی میرزادۀ عشقی براساس الگوی کارگزاران اجتماعی ون‌لیوون

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مرداد 1404

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.389539.2292

عبدالرضا سیف، محمد کیشانی فراهانی

چکیده تحلیل گفتمان انتقادی روشی است که زبان را به عنوان یک عمل اجتماعی بررسی می‌کند و معتقد است زبان آینۀ شفافی نیست که حقایق را آشکار سازد، بلکه همچون شیشۀ ماتی است که حقایق را تحریف می‌کند. الگوی کارگزاران اجتماعی ون‌لیوون که یکی از روش‌های تحلیل گفتمان انتقادی است، در بررسی زبان بر مؤلفه‌های جامعه‌شناختی-معنایی تمرکز دارد و تلاش می‌کند با بررسی و تحلیل ساختارهای گفتمان‌مدار، چهرۀ کارگزاران اجتماعی در متن را بازنمایی کند. ادبیات عصر مشروطه یک زمینۀ غنی برای کاربرد الگوی کارگزاران اجتماعی ون‌لیوون است. سخن گفتن از سیاست و اجتماع و موضع‌گیری نسبت به رخدادهای سیاسی-اجتماعی از شاخصه‌های مهم و اصلی شعر مشروطه محسوب می‌شوند. میرزادۀ عشقی از جمله شاعران برجستۀ این دوره است که گستردگی کاربرد مسائل سیاسی-اجتماعی در اشعارش مشهود است. در این پژوهش به بررسی و تحلیل مؤلفه‌های نام‌دهی و طبقه‌بندی در اشعار سیاسی-اجتماعی میرزادۀ عشقی براساس الگوی کارگزاران اجتماعی ون‌لیوون پرداخته شده است تا بازنمایی تصویر شخصیت‌های سیاسی-اجتماعی دورۀ مشروطه در اشعار این شاعر بررسی گردد. برای نیل به این هدف ابتدا اشعار گفتمان‌مدار استخراج و براساس الگوی مورد نظر، بررسی و تحلیل گردید. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد میرزادۀ عشقی در بازنمایی کارگزاران اجتماعی بیشتر به پوشیده‌گویی تمایل بیشتری دارد و ارزش‌گذاری منفی بیشترین بسامد را در اشعار او داراست اما با انتقاد از ارکان اصلی قدرت چون وکیلان و وزیران به صراحت کلام خود افزوده است.

بوطیقای بلاغت در مثنوی معنوی: تحلیل ساختار، کارکردهای هنری، و ابعاد تعلیمی-عرفانی در بیان مولانا

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 بهمن 1404

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.407069.2356

مینو مجدزنگنه، علی محمد Ali mohammad، محمود فضیلت‌

چکیده پژوهش حاضر به کاوش در شعرشناسی بلاغت در مثنوی می‌پردازد و به تحلیل ابعاد هنری، روان‌شناختی، ساختاری و تعلیمی- عرفانی گفتار مولوی اختصاص دارد. هدف این مقاله، تبیین ویژگی‌های سبک‌شناختی متمایز ناشی از امتزاج فرم و محتوا در کلام عرفانی اوست. مثنوی به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین شاهکارهای ادبیات عرفانی جهان شناخته می‌شود.روش تحقیق بر یک چارچوب توصیفی-تحلیلی استوار است و ساختار بلاغی مثنوی را در سه سطح زبان، ادبیات و کاربردشناسی (پراگماتیسم) بررسی می‌کند.یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که مولانا با بهره‌گیری از بلاغت سطح بالا، گفتار عرفانی را از انحصار مفهوم‌سازی‌های انتزاعی صرف فراتر می‌برد و در عوض، از تمثیل‌ها و تصاویر عینی، تأثیرگذار و سهل‌الوصول برای بیان مفاهیم بهره می‌گیرد. افزون بر این، کارکردهای هنری بلاغت در مثنوی، که شامل خلق ابهام هنری، ارتقای موسیقی کلام، جذب مخاطب و برانگیختن عواطف است، به ادراک عمیق و ایجاد پیوند عاطفی (ارادت) از طریق گفتار منجر می‌شود.در بعد تعلیمی-عرفانی، گفتار بلاغی مثنوی صرفاً به مثابه یک تکنیک هنری عمل نمی‌کند؛ بلکه ابزاری برای «کشف و افشای حقیقت» و وسیله‌ای برای هدایت و تزکیه‌ی روح است. از طریق ادغام عناصر بلاغی با آموزه‌های عرفانی اسلامی، مولانا زمینه را برای خلق گفتاری چندلایه و ارائه یک راهبرد عرفانی جامع در مسیر درک معنوی فراهم می‌آورد.


بوطیقا، بلاغت، مثنوی معنوی، مولانا، ساختار هنری، تعلیم عرفانی، صور خیال.

گزارش و شرح چهار بیت از دیوان سنایی غزنوی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 فروردین 1405

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.407089.2354

سیدمهدی طباطبایی

چکیده سنایی غزنوی از جمله ارکان شعر و ادب فارسی به شمار می‌رود که با وجود انتشار سه چاپ مختلف از دیوان او، هنوز هم جامعۀ ادبی از دسترسی به چاپی منقح از سروده‌هایش محروم مانده است. از طرف دیگر، شروح نگاشته‌شده بر اشعار او نیز نتوانسته است گره مفهومیِ برخی از ابیات را باز کند؛ بر همین اساس، در دورۀ معاصر پژوهش‌های دانشگاهی زیادی بر روی دیوان او انجام گرفته است و مجال انجام پژوهش‌های دیگر نیز بسیار فراخ می‌نماید. در این پژوهش، به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی به بررسی چهار بیت از یک ترکیب‌بند او پرداخته‌ و با نقد و بررسی گزارش‌ها و شروح انجام‌گرفته، گزارش درست و مفهوم صحیح‌ آن‌ها را به دست داده‌ایم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که گزارش نادرست ابیات، تحلیل و توضیح ناقص یا نادرست آن‌ها و نیز فاصله‌گرفتن از زمان شاعر و مهجورشدن یا تغییرِ نام یافتنِ برخی از واژگان و اصطلاحات، در دیریابی مفهوم این ابیات نقشِ برجسته‌تری دارند. از یک نگاه کلی نیز می‌توان این نکته را متذکر شد که کار نهایی در خصوص تصحیح دیوان سنایی غزنوی هنوز انجام نگرفته است. شگفت این‌که هنوز هم چاپ نخست از این دیوان، اعتبار و ارزش بیشتری نسبت به دو چاپ دیگر دارد.

از تنزیل به تأویل (معنای تأویل در آثار ناصرخسرو)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.409184.2365

حسن بلخاری قهی

چکیده ناصرخسرو قبادیانی (۳۹۴–۴۸۱ ه‍.ق) از داعیان مذهب اسماعیلیه و از حکیمان و شاعران بزرگ ایرانی است. تسلط کم‌نظیر او در حوزه‌های علوم زمانه خود همچون فلسفه، کلام، حدیث، حساب، طب و موسیقی و نجوم از او حکیمی ذوالفنون ساخته بود. لکن مهمتر از این علوم، وی را در کنار رودکی و حافظ یکی از سه شاعر بزرگ ایرانی می‌دانند که کل قرآن را از بر داشته است. این ویژگی به ناصرخسرو این فرصت عظیم را می‌بخشیده که در آثار خود از قرآن بهره بسیار جوید و البته بنا به منش حاکم بر اسماعیلیه که تأویل را طریق گشایش رازهای قرآن می‌دانستند این امکان را مهیا می‌ساخته که به ادراکات، یافته‌ها و مهمتر استنباطات خود وجه رازگشایی یا تأویلی بدهد.
این مقاله شرح تأثیرپذیری ناصرخسرو از حکمایی همچون اخوان‌الصفا در حوزه تأویل و سپس کاربرد عمیق آن در آثاری چون جامع‌الحکمتین، گشایش و رهایش، خوان‌الاخوان و وجه دین است. این آثار را مورد تحقیق و تأمل قرار داده‌ایم تا منظر خاص ناصرخسرو در تأویل را نه صرفاً در رمزگشایی آیات قرآن بلکه روایات معصومین علیهم‌السلام و حتی رأی و نظر فلاسفه‌ای چون ارسطو دریابیم. امری که نشان داده در آن تبحری خاص دارد. این تحقیق با رویکردی تحلیلی تفسیری نشان می‌دهد کاری که اخوان‌الصفا و اسماعیلیه در تمدن اسلامی آغاز و کسانی چون ناصر خسرو نهادینه کردند، بی‌شک در گسترش افق‌های عقلانیت و اندیشگی بر بنیاد تأویل بسیار مؤثر بود.
کلیدواژه‌ها: ناصرخسرو، تأویل، تنزیل، اسماعیلیه.

واکاوی پدیدارشناختی الگوی تفرد در دیوان حافظ (از انفراد غریبانه تا فردیت وحدت‌یافته)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 تیر 1405

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.410840.2370

نسترن کاتبی، محمود فضیلت، عبدالرضا سیف

چکیده در دیوان حافظ،غربت به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین تجربه‌های انسانی، حضوری پررنگ، چندلایه و پیچیده دارد.
چنین به نظر می رسد، مفهوم غربت در دیوان حافظ، فراتر از یک بن مایه ادبی یا عاطفی صرف، هسته مرکزی تکوین شخصیت رندانه را شکل میدهد. بااین‌حال، این مفهوم در پژوهش‌های پیشین اغلب به‌صورت پراکنده، تقلیل‌یافته یا ذیل مفاهیم دیگری چون عشق، رنج یا عرفان بررسی‌شده و کمتر به‌عنوان مقوله‌ای مستقل و نظام‌مند مورد واکاوی قرار گرفته است. مسئله اصلی این پژوهش، گذار از رویکردهای کلیشه ای است که غربت را صرفا در ذیل مفاهیمی چون هجران یا نوستالژی عرفانی تقلیل داده اند. این مقاله با اتخاذ رویکردی پدیدارشناختی، درصدد است تا تطور ساختاری غربت را در سه ساحت متمایز (عاطفی، اجتماعی و وجودی) طبقه بندی نماید. فرضیه بنیادین تحقیق بر این اصل استوار است که غربت در اندیشه حافظ، نه یک انزوای بیمارگونه، بلکه به عنوان محرکی دیالکتیکی در مسیر تفرد است. یافته های پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای ژرف ساخت نظام استعاری حافظ استخراج شده، نشان میدهد که حافظ با بازتعریف غربت به مثابه آگاهی برتر، از انفراد ناشی از رنج، به سمت فردیت وحدت یافته حرکت میکند. دستاورد این مطالعه، ارائه مدلی نوین از طبقه بندی کارکردهای وجودی غربت است که نشان میدهد این مفهوم، ستون اصلی منظومه فکری حافظ در رویارویی با بحران های هستی شناختی محسوب میشود.

تجزیه و تحلیل گفتمانی و متنی رباعیات عطار نیشابوری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مرداد 1405

https://doi.org/10.22059/jpl.2026.409111.2364

احمد سنچولی

چکیده در تجزیه و تحلیل گفتمانی و متنی رباعیات عطار، به‌منظور دستیابی به ساخت کلان رباعیاتش (چارچوب فکری و محتوایی آن)، نخست رباعیات وی به دو دستة کلی رباعیات «متمکن» و «مغلوب» تقسیم گردیده و سپس سازه‌ها و زیرسازه‌های هر دسته تعیین شده است. از لحاظ سازه‌های به‌کار رفته، تمام رباعیات به سه دسته تک‌سازه‌ای، دوسازه‌ای و سه‌سازه‌ای تقسیم می‌شوند. در هر دو دسته، سازه‌های توصیف، توصیه، تعلیل و نیز زیرسازه‌های تمنّا و آرزو، تأسّف و دریغ و تعجّب به چشم می‌خورد. مهم‌ترین سازه در هر دو دسته توصیف است که باتوجه به موضوع هر باب تنوع و گوناگونی خاص خودش را دارد. سازۀ توصیف شامل: توصیف احوال خود، خدا، انسان و جهان است. آن‌چه موجب تمایز این رباعیات از یکدیگر می‌شود، توصیف احوال خود شاعر است که در رباعیات مغلوب معمولاً مبتنی بر کشف و شهود؛ و در رباعیات متمکن مبتنی بر شریعت و سنّت‌های رایج ادبی و عرفانی است. وضوح و روشنی معنا مهم‌ترین مختصة رباعیات متمکن است و چندمعنایی، ابهام، تناقض و گرایش به قطب استعاری زبان مهم‌ترین مختصۀ رباعیات مغلوب عطار به‌شمار می‌آید. با این‌که رباعیات تقریباً حکم غزل‌های شاعر را دارد، اما چندان نشانی از داستان شیخ صنعان و حلاج که در دیگر آثار خویش مخصوصاً در غزلیاتش به آن‌ها پرداخته، دیده نمی‌شود و فقط در چند رباعی با موضوع قلندریات اشارات دوری به داستان شیخ صنعان می‌توان دید. این رباعیات به دلیل این‌که جهت-گیری کلام غالباً به سوی گوینده است، از نوع عاطفی و غنایی به‌شمار می‌آید.

بررسی و تحلیل تابو در بوف کور

بررسی و تحلیل تابو در بوف کور

دوره 2، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 101-122

https://doi.org/10.22059/jpl.2012.29884

شیرزاد طایفی، الناز خجسته

چکیده صادق هدایت به عنوان نویسنده‌ای پیشرو در گستر? ادبیات داستانی معاصر، در خلق آثار خود همواره از بن‌مایه‌های روانکاوانه بهره برده است. در میان آثار او، بوف کور بیش از سایر آثارش از مباحث روانکاوی تأثیر پذیرفته است؛ به‌گونه‌ای که می‌توان آن را رمانواره‌ای روانکاوانه نامید. البته آنچه در تحلیل این داستان بیش از هر عاملی مهم است، عملکردهای «راوی» داستان و تباین شخصیت او با چهر? خود هدایت است.
راوی به عنوان محور اصلی رویداد داستان، فردی است که باید ساختار روان وی دقیقاً شناخته شود تا بتوان دربار? نحو? روایت او به‌درستی قضاوت کرد. از آنجا که روان راوی دچار تناقضات و ناسازگاری‌های فراوانی است، به نظر می‌رسد ممیزه‌هایی که ساختار شخصیت او را به وجود می‌آورد، برساخته از تابوهای روانی چندگانه‌ای است که خط مشی‌ فکری وی را پدید می‌آورد.
در این پژوهش علاوه بر روانکاوی شخصیت راوی، تابوهای روح وی و دلایل شکل‌گیری آن را به صورت تحلیلی بررسی کرده‌ایم، تا دریابیم اساساً چه عواملی موجب شکل‌گیری شخصیت «راوی» با این ویژگی‌ها شده است؛ از این رو به نظر می-رسد اصلی‌ترین تابوی داستان که از لحاظ ابعاد اجتماعی و روانی حائز اهمیت است،‌ »زن» می‌باشد که ساختارهای روانی خاص راوی در مراحل مختلف رشد فکری وی، سه کاراکتر زن داستان را در قالب سه تابوی مجزا بازتاب می‌دهد.

بررسی و تحلیل عنوان کتاب‌‌ها و سروده‌های مهدی اخوان ثالث

بررسی و تحلیل عنوان کتاب‌‌ها و سروده‌های مهدی اخوان ثالث

دوره 6، شماره 1، خرداد 1395، صفحه 77-92

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59585

علی محمدی، طاهره قاسمی دورآبادی

چکیده عنوان اثر، نامی است که از سوی پدید‌آورنده یا ناقد اثر بدان داده می‌شود. اهمیت عنوان، تنها از آن روی نیست که اثر را شناسنامه‌دار و از سایر عنوان‌ها  متمایز می‌کند، بلکه می‌تواند دال بر کیفیّت و اهمیت اثر از نظر بافت و ساخت نیز باشد. عنوان، نخستین نشانه‌ای است که خواننده با آن مواجه می‌شود و از آنجا که بین عنوان و متن، ارتباط معناداری (بین ساختار و مفهوم) وجود دارد، خواننده از آن می‌تواند به محتوا و دیگر امکانات رسانه‌ای متن احاطه یابد. بررسی عنوان سروده‌های اخوان ثالث، خواه نام کلی اثر و خواه نام‌گذاری سروده‌ها، یکی دیگر از ابزارهایی است که می­توان برای فهم و خوانش سروده‌های وی به­کاربرد. بدین­روی، باتوجه­به عنوان هم می‌توان به محتوای سروده‌ها پی‌برد و هم سیر فکری و روحی شاعر را تا اندازه‌ای بررسی کرد. برای این کار از شیوة تحلیل محتوا استفاده شد که یکی از روش­تحقیق‌های مطرح در حوزة علوم انسانی است. همچنین از آمارگیری به­منظور تدارک سند برای ایجاد طبقه‌بندی‌ها بهره گرفته شده است.

بررسی ارتباط انسان با طبیعت در شعر

بررسی ارتباط انسان با طبیعت در شعر

دوره 2، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 77-100

https://doi.org/10.22059/jpl.2012.29883

زهرا پارساپور

چکیده یکی از موضوعات نقد بوم‌گرا (Ecocriticism) که به رابط? ادبیات و محیط زیست می‌پردازد، بررسی نحو? نگرش انسان به طبیعت در آثار ادبی است که می‌تواند از عوامل مختلفی چون جنسیت، زمان، فرهنگ، اندیشه تأثیر پذیرفته باشد. اشعار فارسی در طول تاریخ ادبیات، تنوع رابط? انسان و طبیعت را در خود متجلی ساخته است. در این مقاله با بررسی اشعار توصیفی در ادب فارسی، پنج نوع نگرش کلی را به طبیعت معرفی نمودیم و تأثیر دو عامل زمان و اندیش? شاعر را بر چگونگی ارتباط او با طبیعت و نحوة توصیف او بیان داشتیم. در یک نگاه کلی درمی‌یابیم که بخشی از توصیف طبیعت در شعر شاعران به مثابة توصیف غیر طبیعت است و تنها نمونه‌های اندکی در شعر فارسی می‌توان یافت که توصیفی ابژکتیو از طبیعت ارائه شده است. در پایان لزوم رویکردی نو و بوم‌گرایانه به طبیعت را که متناسب با نیاز جوامع متمدن امروزی است، متذکر شدیم. با این نگرش تغییراتی در توصیف طبیعت در شعر، شاهد خواهیم بود که در آن همة پدیده های طبیعت صرف نظر از انتخاب انسان، زیبا و ارزشمندند. این رویکرد می‌تواند در بهبود رابط? انسان و محیط زیست او تأثیرگذار باشد.

تمثیل‌ها و برخی مضامین مشترک مثنوی و حدیقه

تمثیل‌ها و برخی مضامین مشترک مثنوی و حدیقه

دوره 4، شماره 2، اسفند 1393، صفحه 61-80

https://doi.org/10.22059/jpl.2015.54151

علیرضا حاجیان نژاد، سرور رباط‌جزی، طاهره خیری

چکیده قرن شش و هفت هجری، از دوره‌های بسیار درخشان زبان و ادبیّات فارسی، به‌ویژه در حوزۀ شعر عرفانی است که ظهور و تکامل و اوج آن به دست سه تن از شاعران بزرگ عارف ایرانی ـ اسلامی (سنایی، عطّار، مولوی) رقم می‌خورد. درک و احساس نزدیک به هم در این سه تن دربارۀ خدا و جهان و... منظومۀ فکری واحدی را تشکیل می‌دهد تا جایی که درک و فهم آثار هر یک از این سه فرد، منوط به فهم آثار دیگری است با رنگ و تشخّص ویژۀ هر یک از این سه تن. در مقالۀ حاضر، با تکیه بر مثنوی مولانا و حدیقه‌ی سنایی، در حدّ گنجایش مقاله، به نمونه‌هایی از پیوستگی‌ها و اقتباس‌های مولانا از اندیشه و آثار و تمثیل‌های سنایی در حدیقه اشاره شده است. مولوی نه‌تنها در اندیشه، بلکه در شیوۀ بیان مطلب نیز در بسیاری موارد از سنایی الهام گرفته است. در این باره هم تقدّم فضل از سنایی و تعالی از مولوی است. مولوی، دقایق و غوامض و رموز سلوک عرفانی را با زبان مردم‌پسند و بسیار اقناعی بیان می‌کند و زبان سنایی در حدیقه فارغ از فخامت ادبی، ویژگی‌های خاصّ خود را دارد.

رابطة معنایی جمله‌وارة پایه و پیرو در جمله‌های شرطی زبان فارسی

رابطة معنایی جمله‌وارة پایه و پیرو در جمله‌های شرطی زبان فارسی

دوره 6، شماره 1، خرداد 1395، صفحه 93-112

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59586

سیدمحمدرضا ابن الرسول، سمیه کاظمی نجف آبادی، مهری کاظمی

چکیده زبان، نظامی از روابط متداخل است؛ به­گونه‌ای که مفهوم یک جزء، جز در سایة ارتباط با اجزاء و عناصر دیگر دریافت نمی‌شود. ارتباط بین ساخت‌ها و سازه‌های زبانی بر دو گونه است: رابطة لفظی و رابطة معنایی که هر دو پیوندی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر دارند؛ چراکه لفظ در خدمت معنی و وسیله‌ای برای بیان آن است. باتوجه­به اهمیت رابطة معنایی در جمله‌های مرکب، به­ویژه جمله‌های شرطی، پژوهش حاضر بر آن است تا با مداقه در ساخت زبانی جمله‌های شرطیِ زبان فارسی و با تکیه بر روش وصفی ـ تحلیلی، ساخت معنایی این جملات و عوامل مؤثر در افادة معنی شرط را تحلیل و با تأمل در نمونه‌های برگرفته از متون ادب فارسی، نوع ارتباط معنایی دو جمله‌وارة پایه و پیرو شرطی را که موردکم­توجهی دستورپژوهان زبان فارسی قرارگرفته است، بررسی کند. مهم‌ترین دستاوردهای این نوشتار بیانگر آن است که در جملات شرطی رابطة تلازمی، اساس ارتباط معنایی دو جمله‌وارة پایه و پیرو به­شمارمی‌رود و این رابطة معنوی، خود به دو گونة تلازمی سببی و تلازمی غیرسببی تقسیم می‌شود.  

ویژگی‌های زبانی شعر سهراب سپهری

ویژگی‌های زبانی شعر سهراب سپهری

دوره 4، شماره 2، اسفند 1393، صفحه 145-161

https://doi.org/10.22059/jpl.2015.54178

جواد صمدی پور

چکیده در این پژوهش، به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی، جنبه‌های خاصّ واژگان و توسّعاً زبان سهراب سپهری کاویده شده است؛ از جمله بررسی واژگان از دیدگاه نوع و ساختمان با تأکید بر نوآوری و ابداع، انحراف صفت مانند سکوت سبز چمنزار، بررسی واژگان آرکائیک، واژه‌گردانی یا تغییر طبقۀ دستوری واژه شامل صفت‌گردانی مانند سیاهِ پردۀ توری و اسم‌گردانی‌ مانند سرپنجه‌های سیم و قیدگردانی مانند با بدنی از همیشه‌های جراحت، بررسی ترکیب‌های ابداعی وصفی و اضافی. در این پژوهش نشان داده می‌شود که سپهری در زمینۀ واژه‌سازی و در نهایت غنی‌سازی زبان، سهم درخور توجّهی دارد.
 
 

دور، وزن دوری و منشاء اختیار شاعری در وزن دوری

دور، وزن دوری و منشاء اختیار شاعری در وزن دوری

دوره 5، شماره 2، اسفند 1394، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.57804

عبدالرضا سیف، محمدجواد عظیمی

چکیده واژۀ «دور» در عروض قدیم به کار رفته، اما دربارة اوزان دوری بحث نشده است. در عروض جدید، اصطلاح «اوزان دوری» به گروهی از اوزان متناوب­الارکان اطلاق می­شود که قرارگرفتن هجای کشیده به جای هجای بلند در انتهای نیم­مصراع، خللی در وزن آن ایجاد نمی­کند و شاعر مجاز است در نیم­مصراع این اوزان، همانند پایان مصراع، از هجای کشیده به جای هجای بلند استفاده کند. تعریف وزن دوری، شرایط و ویژگی­های آن همواره محل اختلاف صاحب­نظران علم عروض بوده است. در این مقاله ضمن بررسی اصطلاح دور در موسیقی و عروض قدیم و تبیین شرایط اوزان دوری، تحلیلی انتقادی از ویژگی­های اوزان دوری و تفاوت آن با دیگر اوزان متناوب­الارکان ارایه می­شود. در ادامه ضمن تعریف دو مشخصۀ «دورة تناوب» و «مدت سکوت در نیم­مصراع» برای اوزان شعر فارسی، منشاء اختیار شاعری در اوزان دوری بررسی و دربارة وجه تمایز اوزان دوری و غیردوری بر اساس این دو مشخصه بحث می­شود.

بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان