دوره و شماره: دوره 3، شماره 1، شهریور 1392، صفحه 1-228 
تعداد مقالات: 12

بوطیقای روایت در داستان یک سرخپوست در آستارا از بیژن نجدی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35889

سعید واعظ، عبدالله آلبوغبیش

چکیده در بوطیقای ارسطو، هنر و ادبیّات، محاکات و تقلیدی از واقعیّت تلقّی می‌شد و تمام اجزای اثر ادبی، بازنمودی عینی در عالم واقع داشت و عناصر شکل‌دهندة داستان، ‌همان‌هایی بود که هر روزه با آنها در تعامل هستیم. با تئوری‌‌‌‌پردازی‌های فردینان و سوسور و رومن یاکوبسن و شکل‌گیری رهیافت‌های جدید ـ مانند ساختارگرایی ـ‌ بوطیقایی پدید آمد که ادبیّات را نه تقلید از واقعیّت، بلکه برساختن دنیایی متفاوت با عالم واقع معرّفی می‌کند که در آن اجزا به‌گونه‌‌‌‌ای کنشگرانه در ارتباطی دیالکتیک با همدیگر، کلّیّت متن ادبی را شکل می‌دهند. نگارندگان این مقاله کوشیده‌اند با تکیه بر شالوده‌های نظری زبان‌شناختی و رهیافت ساختارگرایی، تمایز میان بوطیقای ارسطویی و بوطیقای جدید در معنای سوسوری آن را در داستان یک سرخپوست در آستارا از مجموعة داستانیِ دوباره از همان خیابان‌ها از بیژن نجدی بکاوند و این نکته را تبیین کنند که چگونه بوطیقای جدید، می‌تواند متنی ادبی را همواره متعلّق به اکنون ـ و نه به تاریخ پیوسته ـ نشان دهد.

اشعار یونانی در دیوان کبیر مولوی

صفحه 21-58

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35893

محمّدیوسف نیّری، شیرین رزمجو بختیاری، الهام خلیلی جهرمی

چکیده یکی از مباحث بحث‌برانگیز در دیوان کبیر مولوی، وجود اشعاری به زبان ترکی و یونانی است، که در ادامه، اشعار یونانی را بررسی خواهیم کرد. در زمینة اشعار یونانی، تحقیقاتی انجام شده‌، امّا این پژوهش‌ها بسیار کمتر از تحقیق‌هایی است که بر ملمّعات ترکی انجام گرفته‌است. یکی از روش‌هایی که محک مناسبی برای بررسی این غزل‌هاست، نسخه‌شناسی این اشعار است. در این پژوهش، پس از بررسی پیشینة تحقیق، بسامد اشعار یونانی در کلّ دیوان و نسخه‌شناسی ابیات را بیان کرده‌ایم و در اثنای توضیحات، در پاره‌ای موارد، به نقد پژوهش‌هایی پرداخته‌ایم که پیش‌تر در این زمینه انجام گرفته است.

ابیات شاهنامۀ فردوسی در تاج‌المآثر نظامی

صفحه 41-58

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35895

عبدالرّضا سیف، علی غلامی

چکیده یکی از کارهای لازم و ضروری که در زمینۀ شاهنامهپژوهی باید انجام گیرد، گردآوری و بررسی ابیات پراکندۀ شاهنامه در متون کهن فارسی است. هدف چنین پژوهشی در وهلۀ نخست، یاری در تصحیح متن شاهنامه است. ازآنجاکه میان تاریخ انجام شاهنامه (400 ق.) تا قدیم‌ترین نسخۀ آن، فلورانس، (614 ق.) بیش از دویست سال فاصلة زمانی وجود دارد و از سدۀ هفتم و هشتم کمتر از ده نسخه وجود دارد، مصحّح شاهنامه ناچار است در کار خود، غیر از دست‌نویس‌های کتاب، از هر مأخذ دیگری که به تصحیح این متن یاری رساند، بهره بگیرد. از جملۀ این مآخذ جانبی، ابیات پراکندۀ شاهنامه در متون سده‌های ششم تا هشتم است که دست‌نویس‌های کهنی از آنها بر جای مانده است.
این نوشتار، کتاب تاج‌المآثر را به عنوان یک نمونۀ برجسته از این منابع برگزیده و بر آن است تا ابیات شاهنامه را از این کتاب استخراج و با متن شاهنامه مقابله کند.

بازتاب رئالیسم انتقادی روسیّه در ادبیّات فارسی معاصر - وکلای مرافعه اثر میرزا فتحعلی آخوندزاده

صفحه 59-72

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35897

جان‌الله کریمی مطهّر، ناهید اکبرزاده

چکیده در مقالة حاضر ابتدا به اجمال، به ویژگی‌‌های مکتب ادبی رئالیسم انتقادی پرداخته شده است؛ از جمله اینکه رئالیسم انتقادی، پدیده‌‌ای مختصّ ادبیّات عصر طلایی روسیّه است و نویسندگان ایرانی ـ مانند محمّدعلی جمالزاده، بزرگ علوی، جلال آل‌احمد، میرزا فتحعلی آخوندزاده ـ تحت تأثیر این مکتب ادبی، آثار جاودانی به مقتضای زمان خود خلق کردند. سپس به بررسی نمودهای مکتب رئالیسم انتقادی در آثار آخوندزاده و به طور اخصّ در آخرین نمایش‌نامة وی، کمدی وکلای مرافعه، پرداخته ‌‌شده است. نویسنده در این کمدی، انتقاد تند و تیز خود را متوجّه دستگاه قضایی دورانش (عصر قاجار) و سازکارهای رسیدگی به شکایات و مرافعات کرده و با بهره‌‌گیری از ویژگی‌‌های رئالیسم انتقادی روسیّه و نیز استفاده از دستاوردهای نویسندگان بزرگ آن کشور، دیدگاه‌‌هایش را دربارة مسائل مختلف اجتماعی دوران خویش بیان کرده است

نقش قرآن در جهان‌بینی عرفانی و تأثیر آن در مثنوی

صفحه 73-90

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35904

محمّدحسین بیات

چکیده بخش عظیمی از معارف و علوم اسلامی، جویبارهایی از بحر بیکران قرآن مجیدند. عرفان اسلامی هم که هدفش فهم باطن قرآن است، یکی از این جویبارهاست که در سایة آیات این کتاب آسمانی بالیده است. مثنوی مولانا، شاهکار پیوند عرفان نظری و عملی، نیز هم از جهت صوری و ساختاری و هم از نظر محتوا، از این تأثیر بر کنار نمانده است. مثنوی چون قرآن برای بیان معانی بلند، تمثیل را برگزیده و علاوه بر آن، مولوی از نظر حجم هم به قرآن اقتدا کرده است. وی گاه قصّه‌ای را به شیوة اطناب بیان کرده همچون قصّة موسی، و گاه قصّه و تمثیلی را فقط یک بار و گاه مکرّر آورده که در تمام موارد، از الگوی قرآن پیروی کرده است. علاوه بر این، مولوی نوعی تأثیرپذیری نامرئی نیز از قرآن دارد که ظاهراً ردّ پایی از خود به‌جا نمی‌گذارد، ولی با تأمّل بیشتر می‌توان به آنها هم پی برد. در این مقاله، به موارد مختلف این‌گونه تأثیر‌پذیری
ـ اعمّ از ساختار و محتوا و... ـ اشاره می‌شود.

تأمّلی در دیدگاه‌‌های نظامی دربارۀ جوهره و خاستگاه شعر

صفحه 91-110

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35906

محمود فضیلت، یاسین اسمعیلی

چکیده شعر در جوهر جاری و جهانی‌اش حاصل بی‌‌خویشی و برخاسته از ناخودآگاه شاعران دانسته شده است. این مسئله را نظامی نیز در ضمن ابیاتش به تصریح و تلویح بیان کرده است. هدف مقالۀ حاضر‏، بررسی موضوع جوهرۀ الهامی بودن یا صناعی بودن شعر از دیدگاه نظامی است. به اعتقاد وی، فرایند آفرینش هنری ـ و از جمله شعر ـ در بین این دو حالت قرار دارد. او بر آن است که شعرِ الهامی خالص و یا صناعیِ خالص وجود ندارد. ترتیب قرار گرفتن اشعاری که در بر گیرندۀ این مضمون‌‌هاست، نشان می‌‌دهد که خاستگاه شعر از نظر وی، الهام است، امّا کمال شعر در گرو ویرایش و پرداخت آن است. همچنین تغییرات جهان‌‌شناختی و آیینی و به تبع آن دگرگونی‌‌های فرهنگی و اجتماعی، موجب شده است تا اختلافاتی در منبع الهام نظامی با دیگر شاعران دیده شود که در این مقاله نقد و تحلیل کرده‌ایم.

شگردهای طنزآفرینی خاقانی

صفحه 111-130

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35910

محمّدرضا ترکی، موسی دامن‌کش

چکیده در پژوهش حاضر، با رویکرد طنز سنّتی و با توجه به تلقّی قدما از مفهوم طنز، به سراغ آثار خاقانی ـ به‌خصوص دیوان او ـ رفته‌ایم. ابتدا در مبحثی کلّی، نظر وی و چگونگی برخوردش را با این مقوله مطرح کرده‌ایم. مبحث اصلی‏‏، شگردهای طنزآفرینی خاقانی است؛ زیرا او برای ایجاد طنز، با توجّه به فضایی که پیش رو دارد و نیز به منظور استواری سخن، از شیوه‌‌ها و شگردهای ویژه‌‌ای استفاده می‌‌کند؛ این نکته در نمونه‌‌های بررسی‌شده، کاملاً آشکار است. ما هر کدام از این شگردها را نشان داده‌‌ایم و با توجّه به میزان اهمّیّت و میزان کاربردشان به آنها پرداخته‌‌ایم. ازآنجاکه امکان بررسی جداگانه و مفصّل نمونه‌های مختلف وجود ندارد، در بیشتر اشعار مورد نظر، به ذکر یک یا چند بیت، بسنده شده است

نقش منابع جنبی در تصحیح بستان‌العارفین و تحفةالمریدین

نقش منابع جنبی در تصحیح بستان‌العارفین و تحفةالمریدین

صفحه 131-147

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35916

تهمینه عطائی کچوئی، سعید بزرگ بیگدلی، ناصر نیکوبخت

چکیده بنا بر شیوة مرسوم، تصحیح هر متنی باید براساس دست‌نوشته یا دست‌نوشته‌هایی از آن متن انجام گیرد، امّا گاهی به دلایل گوناگون ـ همچون ناآشنایی کاتبان ـ تبدیل و تحریف‌هایی در متون کهن راه می‌یابد که آنها را از اصل خود دور می‌کند و رسیدن به اصل را به کمک نسخه‌ها دشوار می‌سازد، به‌خصوص وقتی که دست‌‌نوشتة متنی منحصربه‌فرد و یا با نسخه‌‌های دیگر متفاوت باشد. در اینجاست که مصحّح از مراجعه به منابع موضوع متن یا مآخذ مؤلّف ناگزیر است. ما در تصحیح بستان‌العارفین و تحفةالمریدین، از آثار قرن پنجم ـ که نسخه‌‌های شناخته‌شدۀ آن با هم متفاوت‌اند و مشکلات و مبهمات کهن‌ترین نسخۀ آن با مقابله حل نمی‌‌شود ـ در مواردی از همین شیوه بهره برده‌ایم و بسیاری از خطاهای آن را اصلاح کرده­ایم. عرضة نمونه‌هایی از آن و چند متن کهن دیگر، میزان اهمّیّت و نقش منابع و مآخذ را در تصحیح متون تأیید می‌کند.
ا.

تحلیل عناصر ناتورالیستی در داستان‌های محمود دولت‌آبادی

صفحه 149-168

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35917

مهدی شریفیان، فرامرز رحمانی

چکیده داستان‌های محمود دولت‌آبادی به مثابۀ منشوری است که از زوایای مختلف قابل بحث و بررسی است. در آثار او رگه‌هایی از اندیشه‌های رئالیستی‏‏‏، ناتورالیستی، و گاه سورئالیستی دیده می‌شود. به علّت گسترۀ وسیع موضوع‏، در مقالۀ حاضر فقط به برخی از اندیشه‌های «ناتورالیستی» محمود دولت‌آبادی می‌پردازیم.
ناتورالیسم، شکل افراطی واقع‌گرایی شمرده می‌شود. این مکتب ادبی، نظریّه‌ای است که کردار و گرایش و اندیشه را زاییدۀ غرایز و امیال طبیعی می‌داند و به هیچ رویداد یا پدیدۀ فوق طبیعی قائل نیست و همۀ واقعیّات و پدیده‌ها را موجود در طبیعت و در دایرۀ علوم طبیعی تفسیر می‌کند. ناتورالیسم در ادبیّات بر جنبه‌های توارث محیط و مشاهدۀ زندگی به دور از آرمان‌گرایی تأکید می‌ورزد و در این راه به ترسیم جزئیّات ـ و لو زشت و ناخوشایند ـ می‌پردازد. ناتورالیسم ادبی از راه ترجمه‌های دوران مشروطیّت وارد ادبیّات ایران شد و نویسندگانی همچون صادق هدایت و صادق چوبک را تحت تأثیر قرار داد. در این مقاله، به شیوۀ تحلیلی ـ توصیفی، تأثیر ناتورالیسم در آثار محمود دولت‌آبادی بررسی شده است.
.

نکته‌ای نویافته در دیوان خاقانی شروانی

صفحه 169-180

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35918

احمد غنی‌پور ملکشاه

چکیده افضل­الدّین بدیل خاقانی شروانی و نظامی گنجوی، دو تن از آن شاعران بزرگ و صاحب‌سبک هستند که بر بسیاری از شاعران بعد از خود تأثیر گذاشته‌اند. بخش عمده‌ای از اشعار خاقانی شروانی، ساده و روشن است، امّا درک خیلی از قصایدش برای افراد عادی و گاه درس‌خوانده، دشوار و دیریاب شده است. یکی از این دلایل، ساختن ترکیب‌های مختلف و به کار بردن اصطلاحات علوم گوناگون است، ولی آنچه بیش از همه، سروده‌های این شاعر را برای خوانندگان، سخت کرده است، استفاده از آیات قرآن، معارف اسلامی، داستان‌های پیامبران و به‌ویژه تلمیحات اسلامی نادر است که گاه سبب شده در برداشت از شعر او، راه خطا پیموده شود. تنوّع مایه‌های تلمیحی در حوزة داستان پیامبران، ناشی از وسعت اطّلاعات خاقانی در زمینة قرآن و تفسیر و حدیث و تنوّع مضمون‌های شعری و نیروی تخیّل اوست. وی در استفاده از داستان پیامبران و اشارات پندآموز در همان حدّی که قرآن بدان اشاره کرده است، اکتفا نکرده و به تفسیر قصص و اخذ آنها از منابع دیگر نیز پرداخته است. در این مقاله، تلاش می‌شود با استفاده از پژوهش‌های استادان و محقّقان، دو تلمیح نادر در دیوان خاقانی بررسی و تحلیلی شود.
 

کاربردهای خاصّ «را» در برخی متون فارسی

صفحه 181-196

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35919

اصغر باباسالار

چکیده معانی و کاربردهای مختلف «را» در کتب و مقالات دستوری، محلّ بحث‌ها و مناقشات گوناگونی بوده است. گروهی از دستورنویسان آن را حرف نشانه و نقش‌نما شمرده‌اند و برخی آن را حرف اضافه دانسته‌اند. در کتب سنّتی دستور نیز معانی چندی برای «را» ذکر کرده‌اند؛ از جمله اختصاص، استعانت، تعلیل، توضیح، موافقت، مطابقت.
در این مقاله، هفت نوع کاربرد مختلف «را» بازشناخته شده است: «را» به عنوان نشانۀ مفعول صریح و غیرصریح؛ «را» به عنوان نشانۀ حرف اضافه؛ «را» به عنوان نشانۀ کسرۀ اضافه؛ «را»ی فکّ و فصل اضافه؛ «را»ی زاید و تأکید؛ «را» با نهاد؛ «را» با افعال مجهول. در مقاله دربارۀ هر یک از این کاربردها، آرا و دیدگاه‌های دستورنویسان مختلف مرور شده و با ارجاع به برخی متون زبان و ادب فارسی، شواهد جدید و نکات تازه‌ای امکان عرضه یافته است.
 
 

بررسی دیدگاه‌های عرفانی رشیدالدّین میبدی در آیات مربوط به «زن» در کشف‌الاسرار

صفحه 197-216

https://doi.org/10.22059/jpl.2013.35920

مریم‌السّادات اسعدی فیروزآبادی

چکیده بخش زیادی از آیات قرآن کریم به ذکر مسائل زنان ـ از جمله حقوق و وظایف و احکام شرعی و فقهی آنان ـ اختصاص دارد. علاوه بر آن، در برخی سوره‌ها از زنانی نام برده یا به زنانی اشاره شده است که در ماجراهای تاریخی و پدید آوردن قصّه‌های قرآنی، نقش‌آفرین بوده‌اند. در تحقیق حاضر، آن دسته از آیات قرآنی مرتبط با زن ـ که در نوبت سوم کشف‌الاسرار مطرح شده ـ از جهت نوع تأویل و دیدگاه‌های صوفیانه، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، به شیوة توصیفی ـ تحلیلی بررسی و نقد شده است. مجموع بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشتر تأویل‌های میبدی در این‌گونه آیات، از نوع تطبیقی است و او تلاش می‌کند از رهگذر آیات، بدون توجّه به جنسیّت زن، مبانی و اصول عرفان و تصوّف را واکاوی کند و اندیشه‌های صوفیانة خود را بگوید. در این میان، نحوة نگرش میبدی به منزلت و جنس زن مشخّص است؛ چراکه صرف نظر از برخی موارد، نگرش وی اکثراً با نگاهی مهرآمیز و گاهی با ترحّم همراه است.