دوره و شماره: دوره 13، شماره 2 - شماره پیاپی 32، اسفند 1402، صفحه 1-1 
تعداد مقالات: 10

تحلیل معناشناسی ابیاتی از دیوان کبیر با تکیه بر تصحیح و ترجمه

صفحه 1-23

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.367653.2212

شیرین رزمجو بختیاری، الهام خلیلی

چکیده در این پژوهش نویسندگان با اتّکا به خوانش درست بیت با توجّه به روابط نحوی و تلفظ درست واژگان و نکات مربوط به تصحیح به بررسی معناشناسی ابیات و ترجمه‌های آن پرداخته‌اند. ابیاتی که در این پژوهش بدان پرداخته‌ایم، ابیاتی است که پس از مقابلة آنها با ترجمه و شرح دیوان کبیر متوجّه شدیم، که برای مترجمان و شارح چالش برانگیز بوده‌است و در نسخ خطی هم در این ابیات شاهد آشفتگی‌هایی هستیم. این ابیات ابتدا از منظر نسخه‌شناسی با توجه به نسخ مورد استفاده فروزانفر در تصحیح دیوان کبیر و 4 نسخة نویافتة معتبر مورد بررسی قرار گرفته‌اند و سپس بازتاب تصحیح نادرست این ابیات در شروح و ترجمه‌های آربری و نیکلسون مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته‌است. ابیات مذکور زیرِ دو عنوان بررسی شده‌اند. نخست عنوانِ «تأثیر تصحیح بر ترجمه» و سپس عنوانِ «ترجمه براساس برداشت نادرست از متن». در ذیل این عنوان‌ها به ابیاتی پرداخته‌ایم که مترجمان نتوانسته‌اند به درستی آنها را در زبان مبدأ تحلیل کنند و معادلِ نامناسبی از آن در زبان مقصد ارائه داده‌اند. در هر دو عنوان تأثیر تصحیح و توجّه به خوانش درست شعر در زبان مبدأ، بر فهمِ درست مترجمان آشکار است. بنابراین تلاش شده است صورت اصیل این ابیات به همراه معنی ِابیات به خوانندگان ارائه شود.

بررسی تطبیقی استعاره مفهومی هجو از نظر زبانی در اشعار خاقانی و متنبی

صفحه 25-45

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.361297.2183

علی عباس علی زاده، حمیرا زمردی

چکیده در این پژوهش، برآنیم تا با بهره‌گیری از شیوة تحلیلی- نموداری؛  به بررسی تطبیقی استعارۀ مفهومی هجو، در زبان شعری خاقانی و متنبی بپردازیم. از این ­رو، پس از تعریف نظریه­  استعاره‌  مفهومی و ارتباط مفهوم هجو با آن، ابتدا به بررسی حوزه­ های مبدأ در نگاشت­های استعاری هردو شاعر خواهیم پرداخت، آنگاه با بررسی تطبیقی جلوه­های استعاری، تفاوت ­ها و تشابهات آنان را با یکدیگر مقایسه خواهیم کرد. از آنجایی که کارکرد استعاره مفهومی، عینی ­سازی مفاهیم و احساسات است، در این نوشتار قصد داریم تا با روش شناختی، نشان دهیم که این نظریه تا چه اندازه می­ تواند در شناخت ذهنیت، عواطف، شباهت­ ها و تفاوت­ های دو شاعر کمک­رسان باشد. بنابراین، کوشش شده است به این پرسش­ ها پاسخ داده شود: 1. مفهوم هجو در اشعار خاقانی و متنبی در چه حوزه­ هایی از استعاره مفهومی نمود یافته است؟ 2. تفاوت­ ها و شباهت ­های هر دو شاعر در سطح کلامی این استعاره چگونه است؟ 3. کدام حوزه­ استعاری در زبان شعری هر دو شاعر غلبه­  دارد؟ یافته­های پژوهش نشان می ­دهد: حوزه­ های مبدأ به کار رفته در زبان دو شاعر تقریبا همانند است، به این معنا که بیشترین حوزه مبدأ استفاده شده در زبان هر دو شاعر مربوط به استفاده از نام حیوانات است اما واژگان تابو و پرهیزه در زبان متنبی نمود بیشتری نسبت به زبان خاقانی دارد، در حالیکه خاقانی  بیشتر از جلوه­های کلامی در این زمینه بهره می­ برد. شایان ذکر است یافته­ های دیگر پژوهش، در متن مقاله به طور مفصل بیان شده است. امید است این پژوهش کمکی باشد در شناخت بهتر اندیشه­ ها و عواطف هر دو شاعر.

کاربرد ان. ال. پی در حکایت‌های گلستان سعدی با تأکید بر نظریة اثر پروانه (آشوب)

صفحه 47-67

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.365088.2199

موسی زارع، کبری نودهی، محمدعلی خالدیان

چکیده ان.ال.پی مخفف"Neuro Linguistic Programming" به معنی برنامه‌ریزی و کنترل زبان ذهن، هنر و دانش ارتباطِ موفق است. بر پایۀ دانش و اصولِ ان.ال.پی، در هر تبادل میان انسان‌ها، فضای ارتباط و نظام ها مطرح است. در این فضا و نظام،همۀ اعضا به یک اندازه مهم نیستند؛ یعنی رفتار برخی از این اعضا،می‌تواند برکلِّ نظام، تأثیر همه جانبه داشته باشد؛ بنابراین،پیشنهادِ ان.ال.پی برای دریافت یک نتیجۀ بهتردرنظام ارتباطی،به کارگیری نظریۀ اثر پروانه (آشوب)است. اثر پروانه،نظریۀ مطرح شده در فیزیک، در پی کشف اثرگذارترین مهره در یک نظام ارتباطی است و معتقد است کوچکترین خطا، توسط اثرگذارترین عضو ، موجب آشفتگی و از هم پاشیدگی آن نظام خواهد شد. در میان آثار نویسندگان بزرگ ادبیات فارسی،گلستان سعدی در پی ایجاد تعادل در مناسبت‌های ارتباطی و بهبود رفتارهای سازگارانه است. سعدی نیز همۀ عناصرموجود در یک نظام ارتباطی را به یک اندازه،تأثیرگذار نمی‌داند.از این نگاه، آرای سعدی را در ادارۀ نظام‌ها و سیستم‌های اجتماعیِ متصل به هم، می‌توان با نظریۀ اثر پروانه (آشوب) منطبق دانست. هدف پژوهش حاضر، پس از بررسی دقیق  گلستان به شیوۀ تحلیل و توصیف، این است که مهمترین عضوهای سامانه‌های ارتباطیِ خرد و کلان، باید بدون هیچگونه خطای محاسباتی عمدی و غیر عمدی باشند؛ زیرا کوچکترین تغییر آنها در جهت نامناسب، می‌تواند منجر به ازهم پاشیدگی آن سامانۀ خرد یا کلان شود.  نتیجه این پژوهش آن ‌است که هرکس می‌تواند و باید با شناخت دقیق جایگاه خود، در یک نظام ارتباطی و تأثیر رفتارهایش برآن نظام، از بروز یک آشوب جلوگیری کند

بررسی مقایسه‌ای عوامل انسجام در دو کتاب «سفر به گرای 270 درجه» و «دل دل‌دادگی»

صفحه 69-93

https://doi.org/10.22059/jpl.2023.365195.2200

عبدالرضا سیف، محمدرسول رستمی

چکیده در این مقاله با بهره‌گیری از نظریه انسجام در چارچوب نظری دستور نقش‌گرای نظام‌مند هلیدی، به تحلیل انسجام و پیوستگی در متن دو رمان دفاع مقدس یعنی «سفر به گرای 270 درجه» و «دل دل‌دادگی» پرداخته‌ایم تا مشخص شود در این دو کتاب چگونه از مؤلفه‌های انسجام به منظور دست‌یابی به پیوستگی متن استفاده شده است. از دیدگاه هلیدی انسجام یکی از معیارهای معنادار بودن متن است و حضور عوامل مختلف انسجامی متن را از غیر متن متمایز می‌کند؛ پس خلا وجود عوامل انسجامی در متن می‌تواند در رساندن و انتقال معنای نهفته در آن اشکال ایجاد کند. در این پژوهش مشخص گردید که در «سفر به گرای 270 درجه» میزان استفاده از عوامل انسجام دستوری و انسجام پیوندی با 43.5% برابر بوده و در مرتبه بعدی 13% نیز از عوامل انسجام واژگانی استفاده شده است در حالی‌که در «دل دل‌دادگی» میزان استفاده از این عوامل به ترتیب 40%، 31% و 29% بوده است. دلیل این اختلافات به سبک متفاوت دو نویسنده در روایت و خط سیر زمانی روایت بازمی‌گردد. در مجموع نیز بسامد استفاده از همه عوامل انسجام در هر سه بخش دستوری، پیوندی و واژگانی در «دل دل‌دادگی» بیش از «سفر به گرای 270 درجه» بود به جز مؤلفه ادات افزایشی. نکته دیگر آن‌که استفاده بیش از هنجار از مؤلفه‌هایی مانند تضاد و ادات علّی در «دل دل‌دادگی» نشان از چندصدایی و در مقابل عدم استفاده از ادات علّی و بسامد پایین استفاده از تضاد، نشان از روایتی تک‌صدا از جنگ در «سفر به گرای 270 درجه» دارد

کارکرد اقتضای حال در حکایات گلستان سعدی

صفحه 95-117

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.360093.2178

محمود فضیلت، فرانک شجاعی بهابادی

چکیده در این گفتار به این موضوع می‌پردازیم که سعدی در گلستان چگونه همه عوامل مؤثر در برقراری ارتباط کلامی (متکلم، مخاطب و کلام) را در نظرداشته و مقتضیات هر یک را در جای خود رعایت کرده است. او ویژگی هایی را برای متکلم بلیغ برمی‌شمارد و به متکلم توصیه می‌کند که در هر حال مقتضای حال و مقام را در نظر داشته باشد و سخن مناسب حال گوید. سعدی آمادگی ذهنی مخاطب را به اندازه فصاحت و بلاغت متکلم در تأثیر سخن واجب و لازم می‌داند. او در گلستان هر سه جنبه کلام (موضوع، ساختار و لحن) را مطابق با اقتضای حال ترتیب داده است. تنوع موضوع در گلستان گویای دقت نظر و توجه سعدی به طیف گوناگون مخاطبان مختلف و احوال آنها است.  سعدی اقتضای حال را در ساختار کلام نیز در نظر دارد و از تمام امکانات و ابزارهای زبانی همچون ایجاز و اطناب، کنایه، تمثیل و ایهام بهره می برد. وی در انتخاب لحن نیز تنوع مخاطبین خود را در نظر دارد و لحن های گوناگون در متن گلستان گویای این امر است. در این پژوهش مسئله اقتضای حال در حکایات گلستان بررسی شده و برای هر کدام از مقتضیات کلام نمونه هایی از این کتاب ارزشمند ذکر شده است. با پی بردن به مقتضای حال کلام و اغراض ثانویه جملات می‌توان به درک بهتری از حکایات گلستان دست یافت. این پژوهش به روش تحقیقی_تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام شده است

تحلیل شبکه ارتباطی راوی کودک و بزرگسال با ساختار و معنا در شعر پروین اعتصامی

صفحه 119-133

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.371477.2231

فضل الله خدادادی

چکیده هدف پژوهش حاضر طبقه ­بندی ساختاری و بررسی شبکه­ های ارتباطی راویان کودک و بزرگسال و ارتباط آنها با ساختار و فرایند خلق معنا در دیوان پروین اعتصامی است. تعمق در دیوان پروین اعتصامی نشان می ­دهد که در برخی از اشعار وی با راوی کودکی فقیر یا یتیم مواجهیم که با پرسشی فریادگونه یا مساله ­ای اجتماعی را بیان می­ کند که صبغۀ اعتراضی و سوالی دارد و یا با نگاه معصوم کودکانه اختلافات طبقاتی را به بحث می­ گذارد. آنچه در بوطیقای اشعار کودک محور پروین دیده می­ شود، وجود نوعی شبکه ارتباطی در دو محور ساختاری- تعلیمی در این گونه اشعار است. بُعد ساختاری به گونه است که روایت با راوی کودک(انسان یا پرنده) شروع می­شود و در ادامه با روایت یک بزرگسال(معمولا مادر) به انجام می­ رسد و بُعد تعلیمی این نوع از روایت در شبکه ­های ارتباطی و بن مایه­ های متن نهفته است که با جواب مادر به پرسش فرزند، با سه نوع واکنش(تاییدی، باطل و استفهامی) یک پیام اخلاقی به مخاطب منتقل می ­کند. نتایج پژوهش نشان می­ دهد که فرایند آغاز روایت با راوی کودک و ورود بزرگسال به آن، دو هدف عمده ساختاری- معنایی دارد و بوطیقای خاصی را در شعر پروین بنا می ­کند

تجلّی عنصر گفتگو در زیباسازی سوگ‌سرودۀ عاشورایی (مناظرۀ کعبه و کربلا) از غلامرضا سازگار

صفحه 134-150

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.364321.2197

مهدی صادقی، فضل الله رضایی اردانی

چکیده عنصر گفت‌و‌گو به عنوان یک اهرم در تبیین پیرنگ و درون‌مایۀ کلام مؤثّر است و بستری برای خلق واقعیّت‌ها و برجسته‌سازی شخصیت‌های اثر می‌باشد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و استشهادی به بررسی این مؤلّفه در سوگ‌سرودۀ عاشورایی(مناظره دو حرم مقدّس مکه و کربلا) غلامرضا سازگار می‌پردازد. واژه‌ها، ترکیبات و لحن ادای کلمات در خلال سخنان دو حرم، حوادث و رویدادهای دو سرزمین را در محور افقی کلام ترسیم می‌کنند اما گفته‌های حرم کربلا با معرفی شخصیّت‌ها به ماهیّت و دورنمای درون‌مایۀ حادثۀ عاشورا تأکید دارد. سرشت معنایی مضمون و محتوای شعر با کمک مناظره یا گفت‌و‌گوی دوسویه به عنوان عنصر اساسی و یاریگری صنایع بدیعی، چهارچوب نظام‌مند کلام را در محور عمودی، به سوی هدفی معیّن(شناحت فلسفۀ عاشورا) به پیش می‌برد و سه عامل اصلی گفت‌و‌گو، (متکلّم، مخاطب و پیام)، در شعاعی دایره‌وار به سمت افق فلسفۀ عاشورا هدایت می‌شوند. شاعر با به کارگیری صحیح این عنصر، بار ساخت و پرداخت درون‌مایۀ رویدادها را بر دوش این ابزار می‌اندازد تا بدین‌وسیله از متن خارج شود و آن را در اختیار خواننده قرار دهد. در نهایت، بلاغت گفت‌و‌گوی دو حرم با ارتقاء ضلع زبانی و ساختاری شعر به اقتضای بافت حاکم، در جهت تبلور لایه‌های پنهانی حادثۀ کربلا گام برمی‌دارند

یک نظر جانب هلالی کن (هلالی جغتایی در آینه دوازده قصیدۀ نویافته اش)

صفحه 151-168

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.362101.2187

محمدرضا یوسفی، داود رفیعی

چکیده در تصحیحی که سعید نفیسی از دیوان هلالی به‌دست داده، چهار قصیده وجود دارد که یکی از آنها از روی چاپ‌های سنگی هندوستان نقل شده و سه قصیدۀ دیگر از روی دو نسخۀ خطی که یکی از آنها بدون تاریخ است و دیگری در تاریخ 1315 هجری قمری کتابت شده.معدودی از تذکره‌نویسان به قصیده‌سرایی هلالی او اشاره کرده‌اند، امّا در نسخه‌های خطی دیوان هلالی بویژه نسخه‌های سده‌های دَه و یازده و چاپ‌های سنگی هندی و ایرانی چندان اثری از قصاید او نیست. در جست‌‌وجوی جُنگ‌ها و سفینه‌های شعر،علاوه بر قصایدی نفیسی یافته بود، دوازده قصیدۀ دیگر نیز از این شاعر پیدا شد. عمده‌ترین دلایلی که برای پذیرش صحّت انتساب این قصاید به هلالی داریم یکی تخلّص شاعر است که در ابیات پایانی بیشتر این قصاید آمده؛ دیگر انتساب این قصاید به هلالی از جانب کاتبان است که معمولاً در ابتدای قصیده‌ها، آنها را از هلالی دانسته‌اند. همچنین وجود برخی از این قصاید ـ با اختلافاتی در عبارات و تعداد ابیات ـ در نسخه‌های متفاوت در دوره‌های مختلف، نشانگر این است که این اشعار از هلالی است. پژوهش روی قصاید نویافته هلالی برخی از زوایای پنهان زندگی و اندیشه اورا ـ مانند مذهب وی ـ و شماری از کسانی را که هلالی آنها را مدح گفته ازجمله یار احمد و شاه حسین اصفهانی (وکلای شاه اسماعیل) و حبیب‌الله ساوجی وزیر دورمیش خان، مشخص و روشن می‌سازد. همچنین آشنایی و تتبع شاعر از منوچهری، انوری، نصرالله منشی، سلمان ساوجی، کمال اسماعیل و.. را نشان می ­دهد

خاطره به مثابه یک ژانر؛ متن پنهان داستان‌های دفاع مقدس

صفحه 169-188

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.367476.2213

محمود حدادیان، لیلا کرمی

چکیده خاطره پیشینه تأثیرگذاری در متون ادبی و تاریخی ایران و جهان دارد تا جایی‌که از آن به‌عنوان گونة ادبی یاد کرده‌اند و شاهد اهمیت آن به‌مثابه یک نوع ادبی در ادبیات دفاع مقدس هستیم؛ زیرا متن پنهان بسیاری از انواع ادبی از جمله رمان و داستان کوتاه و بن‌مایه بسیاری از شاهکارهای آن به‌شمار می­رود. رزمندگان خاطره‌نویس دفاع مقدس با رعایت اصولی ساده و قواعدی محدود، خاطرات تلخ و شیرین دوران رزم، همچون پیروزی‌ها و شکست‌ها، حوادث مهم و عواطف و احساسات را ماندگار کرده‌اند. این ماندگاری نه تنها در قالب خاطره‌نوشته بلکه در بسیاری مواقع به واسطه هنر، خلاقیت و توانایی نویسنده در قالب داستان مانا می‌شود؛ زیرا طی فرآیندی عامدانه یا ناخودآگاه، بسیاری از خاطرات به داستان دگردیسی یافته است. در این جستار کوشیدیم با روش تحلیلی-توصیفی و رویکرد نقد تکوینی، این مهم را تبیین کنیم که گونۀ ادبی خاطره، چگونه متن پنهان ادبیات داستانی دفاع مقدس می­شود و فرآیند این دگردیسی چگونه اتفاق می­افتد. ضمن بررسی سه رمان و سه مجموعه داستان کوتاه ادبیات دفاع مقدس دریافتیم که بسیاری از داستان‌ها، تحول‌یافته خاطرات نویسنده (خودِ خاطره‌اندوز) و یا دیگر خاطره‌اندوزان هستند. یعنی خاطرات، طی فرآیندی دستخوش دگردیسی شده و در کسوت ژانری جدید به نام داستان عرضه شده‌است. همچنین خاطره در برخی داستان‌ها حضوری پوشیده دارد که تشخیص آن برای منتقد ادبی سخت و گاهی غیرممکن می‌نماید. در برخی از این رمان­ها، نویسنده از حضور خاطره آگاه نیست، اگرچه خلاقیت و هنر نویسنده و ذهن مخیّل او نیز در پنهان‌سازی خاطره در داستان دخیل است

بررسی مؤلفه‌های مکتب اکسپرسیونیسم در رمان با تمرکز بر رمان «زندگی همین است» اثر محمدهاشم اکبریانی

صفحه 189-208

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.369587.2223

ایوب مرادی

چکیده گذشته از مکتب‌های رئالیسم و ناتورالیسم که ارتباط خاصی با نوع ادبی رمان دارند، ویژگی‌های سایر مکاتب هنری اعم از سمبولیسم، کوبیسم، امپرسیونیسم، دادائیسم، سوررئالیسم و اکسپرسیونیسم بیشتر در هنرهایی همچون نقاشی، شعر و حتی تئاتر بازنمود یافته است. ازهمین‌رو سخن‌گفتن درباب مؤلفه‌ها و ویژگی‌های این مکاتب در حوزة رمان همواره محل بحث بوده است. در این میان مکتب اکسپرسیونیسم شرایط خاصی دارد. طرز تلقی خاص پیروان این مکتب از واقعیت و شیوة بازنمایی آن و همچنین وجود خصایصی‌ نظیر ذهن‌گرایی مفرط، توجه به امور غریب و فاقد توجیه منطقی و گریز از محاکات در ساخت تصویر، باعث شده است که ارتباط این مکتب با رمان با ابهام‌های بیشتری همراه باشد. ازهمین‌رو در این مقاله تلاش شده است تا به روش تحلیلی-توصیفی و با تمرکز بر متن رمان «زندگی همین است» اثر محمدهاشم اکبریانی، موضوع شیوة انعکاس ویژگی‌های مکتب اکسپرسیونیسم در نوع ادبی رمان بررسی گردد و به این سؤال پاسخ داده شود که مؤلفه‌های مکتب یادشده در کدام‌یک از دو سطح فُرمی و محتوایی و به چه شیوه‌ای بازنمود یافته است؟ نتایج نشان می‌دهد اکسپرسیونیسم در رمان، توأمان در دو سطح فرمی و محتوایی امکان بروز دارد. در سطح محتوایی با ویژگی‌هایی همچون پرداختن به امور غریب و فاقد منطق، فضای کابو‌س‌وار، شخصیت‌های نوعی و جهان گروتسکی و در سطح فُرمی نیز به‌شکل توجه به شیوه‌های مدرن در روایتگری همچون استفاده از تکنیک جریان سیّال ذهن، روای‌های متعدد، عدم التزام به پایان‌بندی کلاسیک و به‌ویژه ساختار اپیزودیک.