دوره و شماره: دوره 4، شماره 1، شهریور 1393، صفحه 1-202 
تعداد مقالات: 10

تحلیل برخی از استعاره‌‌های مفهومی فارسی با استفاده از الگوی شبکه‌‌ای و ادغام

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52644

علی محمد موذنی، شهروز خنجری

چکیده ژیل فوکونیه و مارک ترنر، موضوعِ استعارة مفهومی را موردی خاصّ از یک عرصة عامّ‌‌تر و وسیع‌‌تر دانسته‌‌اند؛ این عرصة وسیع‌‌تر، تحلیل سازِ کارِ دستگاه ذهن به وقتِ مواجهه با دامنه‌‌های مفهومی است. ایشان برای توصیف این فرایند، از اصطلاح «فضای ذهنی» یا «مفهومی» استفاده می‌‌کنند. آنان معتقدند که برای درک بسیاری از پیچیدگی‌‌های اندیشة آدمی، الگوی یک یا دو دامنه‌‌ای کفایت نمی‌‌کند، بلکه باید در تشریح اندیشة تصویری انسان، یک الگوی شبکه‌‌ای (یا چندین فضایی) فراهم آورد. یک الگوی شبکه‌‌ای، از فضاهای ورودی و فضای ادغام‌‌شده و فضای فراگیر تشکیل می‌‌شود. در این مقاله، هدف آن است که نشان دهیم چگونه این الگو می‌‌تواند تحلیلِ استعارة مفهومی را دقّت بخشد و خواننده را در تحلیلِ عناصرِ خیالِ شعری یاری رساند. همچنین بررسی خواهیم کرد که الگویِ شبکه‌‌ای برایِ تحلیلِ استعاره‌‌هایِ مفهومیِ فارسی، خاصّه در شعر، تا چه انداره کارآمد است.
 

مقایسة داستان «خسرو و شیرین» از شاهنامة فردوسی و منظومة «فوّارة باغچه‌‌سرای» از الکساندر پوشکین

مقایسة داستان «خسرو و شیرین» از شاهنامة فردوسی و منظومة «فوّارة باغچه‌‌سرای» از الکساندر پوشکین

صفحه 17-32

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52646

عبدالرضا سیف، ماریا گن

چکیده مقایسه و بررسی تطبیقی آثار نویسندگان ایرانی و روس چون فردوسی توسی و الکساندر پوشکین، امکان آشنایی بیشتر را با فرهنگ مردم ایران و روسیّه به ما می‌‌دهد. باوجودی‌که ادبیّات کلاسیک فارسی و روسی از نظر سبک و محتوا، شباهت زیادی به یکدیگر ندارند، در حین مطالعة داستان‌‌های عاشقانة ادبیّات فارسی و روسی، یک سوژة مشترک دیده شد که البتّه تأثیر ادبیّات شرق در داستان روسی، مشخّص است. سوژة مشترک در دو ادبیّات متفاوت، از آن لحاظ گیرا و جالب به نظر می‌‌رسد که تفاوت فرهنگ و دیدگاه شاعران را به خوبی مشخّص می‌سازد. قهرمانان هر دو داستان، شخصیّت‌‌های تاریخی‌‌اند. داستان «خسرو و شیرین» فردوسی و منظومة «فوّارة باغچه‌‌سرای» پوشکین، داستان‌‌های عاشقانه‌اند و بیانگر دیدگاه شاعران دربارة پدیدة عشق. ضمن اینکه، سرانجام هر دو داستان عاشقانه، غم‌‌انگیز است.

طنز روایی و کاربرد عرفانی آن در حدیقه

صفحه 33-59

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52648

احمد خاتمی، الهام باقری

چکیده سنایی غزنوی، اغلب با ویژگی «شاعر مبتکر» شناخته می‌شود. یکی از ابتکارات وی، یافتن گوهر طنز ادبی‌‌ است در نوشتار با کارکردهای عرفانی؛ آنچه پیش از او فقط در حوزة اجتماعی ـ انتقادی وارد شده بود. عارفانِ از سنایی به بعد، از آن برای آموزش نکته‌های عرفانی، بهره‌ها برده‌اند. در این مقاله بر آنیم تا برای یافتن شگردهای طنزنویسی سنایی غزنوی (545 یا 529- 467 ق) با هدف بیان و آموزش نکته‌های عرفانی و اخلاقی و حکمی در مثنوی حدیقة‌الحقیقه، نخستْ به تعریف جامعی از طنز و معرّفی شگردهای معمول آن پرداخته شود و سپس ویژگی‌های زبان صوفیان بررسی و طبقه‌بندی شود؛ آن‌گاه در حکایت‌های حدیقه، شگردهای طنز و پیام‌های عرفانی، اخلاقی و فلسفی آنها تحلیل و بررسی شود. نتیجه‌های به‌دست‌آمده از این پژوهش، یافتن و جمع‌بندی پیام‌های عرفانی و حکیمانه و اخلاقیِ طنزآمیزِ حدیقه و زبان ویژة سنایی برای رسیدن به این کارکرد است.
 

نقد و بررسی سیر بحث «اقتضای حال»

صفحه 53-72

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52649

محبوبه همّتیان، حسین آقا حسینی

چکیده مطالعه در سیر مباحث بلاغت نشان می‌‌دهد که توجّه به موضوع «اقتضای حال» در نخستین تعاریف نقل‌شده برای بلاغت، از اساسی‌‌ترین معیارهای بلاغت کلام و متکلّم به شمار رفته است. با آنکه این موضوع و اهمّیّت توجّه به آن در دوره‌‌های مختلف، از محوری‌‌ترین مبانی مباحث بلاغی است، در هیچ‌یک از منابع قدیم و جدید، مبانی نظری آن تبیین نشده است.
در پژوهش حاضر، پس از بررسی و نقد دیدگاه‌‌های گوناگون دربارة این موضوع، مشخّص شد با وجود تصوّری که دربارة مخاطب‌محور بودن اقتضای حال در بلاغت سنّتی وجود دارد و انتقادهایی که در این زمینه مطرح می‌شود و با وجود آنکه در این منابع به صراحت اصطلاحات اقتضای حال متکلّم و کلام و بافت موقعیّتی به کار نرفته است، ولی در این کتاب‌ها ذیل مباحث گوناگون، مطالبی مطرح می‌شود که بر اساس آنها می‌توان تمام این اقتضائات را در سطوح مختلف و برای تمام این عوامل، استنباط کرد.
 

سلجوقیان و حمایت از ادبیّات فارسی

صفحه 73-92

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52651

شهرام آزادیان، حمید رضا حکیمی

چکیده در دوره‌ای که سلجوقیان (431-590) بر ایران حکومت می‌‌کردند،
تعداد قابل توجّهی از شعرا و نویسندگان در مناطق تحت نفوذ آنان زندگی می‌‌کردند.
این مقاله با بررسی پادشاهان سلجوقی و وزیران آنان و نیز رجالی که در عصر ایشان می‌‌زیسته‌اند،
سعی دارد نشان دهد هر یک از این افراد تا چه حدّ از ادبیّات فارسی حمایت کرده‌اند.
در مرحلة بعد، تمام حامیان ادبیّات در این دوره در شش گروه شاهان، وزیران، حاکمان
شهرها، کارکنان دیوانی، علویان، امرای لشکری تقسیم‌بندی شده‌اند تا مشخص شود هر یک
از این طبقات تا چه اندازه حامی ادبیّات فارسی بوده‌اند. مقاله به این نتیجه می‌‌رسد
که سلجوقیان ـ به‌جز چند مورد استثنا ـ تمایل زیادی به حمایت از ادبیّات فارسی
نداشته‌اند. از اتّفاقات مثبتی که در این دوره می‌‌افتد، شکل‌گیری طبقة جدیدی از
حاکمان محلّی است که تا اندازه‌ای حامی ادبیّات بوده‌اند و نیز قدرت‌گیری گروه‌هایی
نظیر شیعیان و اسماعیلیان. این مراکز قدرت جدید، همزمان با افزایش قدرت خود، از
مسائل فرهنگی هم حمایت می‌‌کرده‌اند. ترک بودن خاندان حاکم، نقش چندانی در بی‌علاقگی
به ادبیّات فارسی نداشته و بیشتر کسانی که به شاعران بی‌مهری می‌کرده‌اند،
درباریان ایرانی بوده‌اند

نگاه تازه‌ای به زندگی عمادی غزنوی (به همراه معرّفی منابع نویافته از اشعار او)

صفحه 93-112

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52652

محمد افشین وفائی

چکیده امیر ابومحمّد عمادی غزنوی از شاعران سرشناس قرن ششم هجری قمری است که در زمان حیات از شهرت بسزایی برخوردار بوده است. با این حال از زندگی او آگاهی زیادی نداریم و دیوان اشعارش نیز تاکنون به دست ما نرسیده است. در این مقاله، نویسنده کوشیده است با شناسایی منابع متعدّد و گاه جدید و با اتّکا بر اشعار چاپ‌شده و چاپ‌نشدة عمادی، پرتو تازه‌ای بر زندگی این شاعر بزرگ عهد سلجوقی بیفکند. در پایان، از خلال کتاب‌های چاپی و جُنگ‌ها و مجموعه‌های خطّی، مآخذ اشعار عمادی ـ که برای جمع‌آوری و تدوین دیوان وی باید از آنان استفاده شود ـ معرّفی شده است.
 

تحلیل داستان کوتاه «درخت» اثر گلی ترقّی از دیدگاه روایت‌‌شناسی بلاغی

صفحه 113-132

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52654

محمد راغب

چکیده در این مقاله، ابتدا مختصری دربارۀ پیشینۀ روایت‌‌شناسی بلاغی مطرح و اصطلاحات مهمّ نویسندۀ ضمنی، انواع مخاطبان، راوی نامعتبر، تنش، ناپایداری و ... از دیدگاه سه نسل از نظریه‌‌پردازان بلاغی تعریف شده است. سپس داستان کوتاه «درخت» اثر گلی ترقّی از مجموعۀ من هم چه‌‌گوارا هستم بازخوانی و تفسیر شده است. موضوع اصلی داستان، چرخۀ سوءاستفاده است که هر یک از شخصیّت‌ها به نوعی در آن دخیل هستند. هر یک از گروه‌های مختلف مخاطبان، دیدگاه‌های ویژه‌‌ای دربارۀ این شخصیّت‌ها دارند و با برخی از آنها همدلی می‌‌کنند. هدف اصلی، بررسی تفاوت‌های خوانش و چگونگی گسترش پی‌رنگ از دیدگاه مخاطبان مختلف است. مضمون «درخت: جاودانگی و پوسیدگی»، بنیاد داستان را شکل می‌‌دهد و با قرار گرفتن شخصیّت‌ها در جای‌گشت‌های متنوع، خوانش‌های متفاوتی ممکن می‌‌شود.
 
 

فرایند «باهم‌آیی» در شعر سبک آذربایجانی

صفحه 133-149

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52655

نرگس اسکویی

چکیده «باهم‌آیی» در کلام ادبی، حاصل تداعی ذهنی و ابداع ارتباطات هنری و زبانی میان اجزای کلام در دو محور هم‌نشینی و جانشینی است. در زبان عادی و رسمی، باهم‌آیی، یکی از شروط لازم برای انسجام و معنی‌دار بودن کلام است، امّا در زبان ادبی، انواع خلّاقیّت‌ها و ابتکارات زیبایی‌شناختی است که منجر به ظهور انواع باهم‌آیی‌ها در سخن می‌شود. بدین جهت، انواع و دایرۀ باهم‌‌آیی‌ها در زبان ادبی بسیار گسترده‌تر و متنوّع‌تر از باهم‌آیی‌ها در زبان عادی است. یکی از مهمّ‌ترین و پربسامدترین مختصّات سطح زبانی و ادبی شعر سبک آذربایجانی، وجود تناسب و ارتباطات گسترده در شبکة کلمات و تصاویر و آواها و مفاهیم به‌کار رفته در هر بیت است. این مقاله، انواع باهم‌آیی‌ها را در شعر شاعران شاخص سبک آذربایجانی (خاقانی، نظامی، فلکی، مجیرالدّین، مهستی) بازجسته است.
 

تصحیح چند خطا در دیوان فرّخی سیستانی

صفحه 151-164

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52656

محمود ندیمی هرندی، تهمینه عطائی کچوئی

چکیده از دیوان بیشتر شاعران عهد غزنوی، دست‌‌نوشتة کهن و معتبری به دست نداریم. آنچه از آثار آنان به چاپ رسیده، غالباً بر اساس نسخه‌‌های متأخّر، تصحیح و عرضه شده است. در این چاپ‌ها به دلایل گوناگون خطاهایی راه یافته است که در لفظ و معنی، از صورت اصلی خود دور شده‌‌اند. از جملۀ این شاعران، فرّخی سیستانی است که در اهمّیّت و تأثیر او در شعر فارسی تردیدی نیست. ما در یک بررسی اجمالی با اتّکا به فرهنگ‌های کهن (لغت فرس، فرهنگ جهانگیری، فرهنگ رشیدی) و جُنگ بقعة شیخ صفی‌‌الدّین اردبیلی نشان داده‌‌ایم که کلماتی مانند «چمچاخ، هوازی، پهنه‌‌بازی، چاکانیدن، هندوان، بسغده» در دیوان چاپی فرّخی، دستخوش تحریف و تبدیل شده‌‌اند.
 

تفاوت و تشابه «ریاضت» و «مجاهده» در سخنان صوفیان تا قرن هفتم

صفحه 165-178

https://doi.org/10.22059/jpl.2014.52657

زینب افضلی

چکیده در بیشتر آثار صوفیّه، هنگامی که از نفس و چگونگی رفتار با آن سخن گفته شده است، دو اصطلاح «مجاهده» و «ریاضت»، گاه معطوف به هم و گاه به تنهایی، به کار رفته است. مدّعای ما این است که در متون کهن، مجاهده و ریاضت تعریف و جایگاه مستقلّ از هم داشته‌اند. مؤلّفان صوفی در کتاب‌های تعلیمی خود دربارۀ تصوّف، این دو را جدا از یکدیگر شرح و توضیح ‌داده­اند، امّا بیشتر صوفیان به هنگام سخن گفتن، ریاضت و مجاهده را در یک معنا و گاه با عطف به یکدیگر، به کار می‌برده‌اند.