دوره و شماره: دوره 6، شماره 1 - شماره پیاپی 17، خرداد 1395، صفحه 1-232 
تعداد مقالات: 12

نقد و تحلیل انواع وجه فعلی در فارسی

صفحه 1-15

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59560

منوچهر اکبری، مونا ولی‌پور

چکیده وجه به­طورکلی مقوله‌ای معنایی است که دیدگاه گوینده را دربارۀ گزاره‌ای نشان می‌دهد. عناصر وجهی مختلفی در زبان برای انتقال وجه وجود دارد؛ به­عبارت­دیگر، زبان‌ها ابزارهای مختلفی برای بیان مفاهیم وجهی در اختیار دارند؛ یکی از این ابزارها، وجه فعلی است. وجه فعلی آن جنبه از وجه است که در ساخت‌واژۀ فعل و از طریق صرف آن نمودار می‌شود و مقوله­ای دستوری است. با بررسی تاریخ دستورنویسی فارسی، مشخص می‌شود که دستورنویسان درنهایت بر سر وجود سه وجه فعلی در فارسی به اجماع رسیده‌اند؛ این سه وجه فعلی عبارت‌اند از: اخباری، التزامی و امری. این نوشتار بر آن است تا نشان دهد تمایز وجه التزامی و امری که تنها بروزِ ساخت‌واژی آن در شناسه است، تمایزی وجهی نیست و نمی‌توان این دو گروه از افعال را از نظر وجه فعلی متمایز دانست؛ به­عبارت­دیگر، فارسی تنها دو وجه فعلی دارد: اخباری و غیراخباری. همچنین این نوشتار تلاش می‌کند تا تبیینی برای صفربودن شناسۀ دوم‌شخص مفرد امر ارائه دهد.  

جابه‌جایی و تداوم اساطیر در قالب کرامات صوفیان

صفحه 17-36

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59564

تیمور مالمیر، ناصر محبی

چکیده اسطوره‌ها نیرومند و پایدار هستند، می‌توانند با تغییر شکل در سخت‌ترین شرایط نیز به حیات خود ادامه دهند و در قالبی دیگر زنده و فعال بر جای بمانند. بسیاری از مسائل تصوف نظیر آداب و رسوم، قصّه‌ها و داستان‌های متون ادبی عرفانی، از اسطوره گرفته شده­اند یا اسطوره در آنها به­گونه‌ای تأثیر نهاده است. وجود اساطیر کهن در برخی آداب صوفیه، نشانة سازواری و انسجام این اندیشه‌ها با تعالیم صوفیّه است. به­منظور تبیین سازواری اسطوره با مباحث عرفانی، کارکرد و شیوه‌های تداوم آن را در متون عرفانی زبان فارسی تا پایان قرن هشتم بررسی کرده‌ایم. نتیجة این پژوهش نشان می‌دهد اندیشه‌های اسطوره‌ای؛ نظیر نجات‌بخشی، اشه و تقدس عناصر آب و آتش، متناسب با چارچوب اندیشه‌های عرفانی، در قالب کرامات صوفیّان به حیات خود ادامه داده­اند. ساختار کتب مقامات عرفا نیز مبتنی بر اسطورة نجات‌بخشی است. آیین‌های آشناسازی نیز به­صورت گذر آزمونی صوفیّان از آب یا آتش و در قالب کرامت جابه‌جا شده است. اهمیّت پیر، قطب و ابدال نیز شکلی از جابه‌جایی اسطوره در قالب کرامات است.

تقابل‎های هم‌جوار؛ عنصری بلاغی و معنی‌ساز در مثنوی

صفحه 37-56

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59568

تقی پورنامداریان، لاله معرفت

چکیده «تقابل‌های هم‌جوار» (همنشینی دو رکن متقابل)، اصطلاحی است در پیوند با علم معانی نحو. این اصطلاح، هنرسازه‏ای پنهان در مثنوی است که در این نوشتار براساس نظریة نظم (ساخت) و علم معانی نحو، ساخت‏های گوناگون و الگوهای متنوع آن تبیین و تحلیل شده‌است؛ ازجملة این الگوهای تقابلی عبارت­اند از: تقابل‎های هم‌جوار در یک جمله با هویّت دستوری یکسان (تقابل‎های معطوف، تقابل‎های هم‌جوار مضاف و مضافٌ‎إلیهی و موصوف و صفتی)، تقابل‎های‌ هم‌جوار در یک جمله با هویّت دستوری ناهمسان و تقابل‎های هم‌جوار در دو جمله شامل تقابل‎های عطفی و غیرعطفی. همراهی این الگوها با دیگر عناصر زیبایی‎شناسی چون انواع آرایه‎های بلاغی و موسیقی کلام، بر ظرفیّت معنایی و حسن بلاغی آنها می‎افزاید. این گونه‎گونی موجب پویایی زبانی، بلاغی و معنایی هر چه بیشتر شعر مولانا شده است. بسامد فراوان این هنرسازه، ویژگی‏ای سبکی در شعر مولانا آفریده‌ است و گذشته از تأثیر بلاغی و زیباشناسانه در القای زمینة معنایی سخن، به‎ویژه در اندیشه‎های بنیادین ذهن مولانا مؤثر است. در این نوشتار، تقابل‎های هم‌جوار معرفی و ساختار نحوی ابیاتی که شامل این هنرسازه‌اند، تحلیل زیباشناسی شده­اند.

بررسی تشبیهات حوزه‌ای عشق در عبهرالعاشقین روزبهان بقلی

صفحه 57-76

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59577

حسین آقاحسینی، سیدعلی اصغر میرباقری فرد، مریم نافلی

چکیده عبهرالعاشقین سرشار از صور­­خیال است. ذهن پویای روزبهان موجب شده است گاه سلسله­ای از تشبیهات به­هم­پیوسته در این اثر مشاهده شود که در این مقاله با الهام از نظریة «استعارة مفهومی» در قالب طرحی با عنوان «تشبیه حوزه­ای» بررسی می­شوند. در تشبیه حوزه­ای، عناصر و لوازم یک مجموعه در تطابق با عناصر و لوازم مجموعه­ای دیگر قرارمی­گیرد؛ یعنی یک تشبیه به‌عنوان تشبیه اصلی در رأس است و تشبیهات دیگر که همان اجزاء، لوازم یا ویژگی‌های هر دو مجموعه است، با عنوان تشبیهات فرعی موردتطابق و تشابه قرارمی­گیرد. پس از استخراج و تحلیل جملات تشبیهی که دربارة عشق در عبهرالعاشقین آمده است، چنین دریافت می­شود که در کل اثر بسیاری از تشبیهات با یکدیگر در ارتباط­اند؛ به همین سبب، ساختار تشبیه حوزه­ای بستری مناسب برای تحلیل و بررسی تشبیهات این اثر عرفانی است. طی این پژوهش 44 تشبیه حوزه­ای دربارة عشق از عبهرالعاشقین استخراج و تحلیل شد. همچنین عوامل شکل­گیری تشبیهات حوزه­ای در چهار گروه بدین شرح تقسیم­بندی شدند:  1- تناسبات و ملازمات، 2- اجزا و اعضای مشبه­به، 3- نتایج حاصل از مشبه­به و 4- ویژگی و صفات   مشبه­به.

بررسی و تحلیل عنوان کتاب‌‌ها و سروده‌های مهدی اخوان ثالث

صفحه 77-92

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59585

علی محمدی، طاهره قاسمی دورآبادی

چکیده عنوان اثر، نامی است که از سوی پدید‌آورنده یا ناقد اثر بدان داده می‌شود. اهمیت عنوان، تنها از آن روی نیست که اثر را شناسنامه‌دار و از سایر عنوان‌ها  متمایز می‌کند، بلکه می‌تواند دال بر کیفیّت و اهمیت اثر از نظر بافت و ساخت نیز باشد. عنوان، نخستین نشانه‌ای است که خواننده با آن مواجه می‌شود و از آنجا که بین عنوان و متن، ارتباط معناداری (بین ساختار و مفهوم) وجود دارد، خواننده از آن می‌تواند به محتوا و دیگر امکانات رسانه‌ای متن احاطه یابد. بررسی عنوان سروده‌های اخوان ثالث، خواه نام کلی اثر و خواه نام‌گذاری سروده‌ها، یکی دیگر از ابزارهایی است که می­توان برای فهم و خوانش سروده‌های وی به­کاربرد. بدین­روی، باتوجه­به عنوان هم می‌توان به محتوای سروده‌ها پی‌برد و هم سیر فکری و روحی شاعر را تا اندازه‌ای بررسی کرد. برای این کار از شیوة تحلیل محتوا استفاده شد که یکی از روش­تحقیق‌های مطرح در حوزة علوم انسانی است. همچنین از آمارگیری به­منظور تدارک سند برای ایجاد طبقه‌بندی‌ها بهره گرفته شده است.

رابطة معنایی جمله‌وارة پایه و پیرو در جمله‌های شرطی زبان فارسی

صفحه 93-112

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59586

سیدمحمدرضا ابن الرسول، سمیه کاظمی نجف آبادی، مهری کاظمی

چکیده زبان، نظامی از روابط متداخل است؛ به­گونه‌ای که مفهوم یک جزء، جز در سایة ارتباط با اجزاء و عناصر دیگر دریافت نمی‌شود. ارتباط بین ساخت‌ها و سازه‌های زبانی بر دو گونه است: رابطة لفظی و رابطة معنایی که هر دو پیوندی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر دارند؛ چراکه لفظ در خدمت معنی و وسیله‌ای برای بیان آن است. باتوجه­به اهمیت رابطة معنایی در جمله‌های مرکب، به­ویژه جمله‌های شرطی، پژوهش حاضر بر آن است تا با مداقه در ساخت زبانی جمله‌های شرطیِ زبان فارسی و با تکیه بر روش وصفی ـ تحلیلی، ساخت معنایی این جملات و عوامل مؤثر در افادة معنی شرط را تحلیل و با تأمل در نمونه‌های برگرفته از متون ادب فارسی، نوع ارتباط معنایی دو جمله‌وارة پایه و پیرو شرطی را که موردکم­توجهی دستورپژوهان زبان فارسی قرارگرفته است، بررسی کند. مهم‌ترین دستاوردهای این نوشتار بیانگر آن است که در جملات شرطی رابطة تلازمی، اساس ارتباط معنایی دو جمله‌وارة پایه و پیرو به­شمارمی‌رود و این رابطة معنوی، خود به دو گونة تلازمی سببی و تلازمی غیرسببی تقسیم می‌شود.  

بررسی ناپایداری معماری دورة غزنوی با تکیه بر تاریخ بیهقی

صفحه 113-132

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.64349

میترا گلچین، امیرحسین هاشمی

چکیده هرچه در تاریخ معماری به عقب می‌رویم، مستندات کالبدی کمتر می‌شوند؛ سقف‌ها فرو می‌ریزند، دیوارها محو و شالوده‌ها طعمة گذشت روزگار می‌شوند. هرچند از موجودیت مادّی بعضی از بناها اثری به­جانمی‌ماند، این بناها به‌کلی نابود نمی‌شوند و در مستندات مکتوب پایدار می­مانند. از دوره‌های تاریخ معماری ایران که امروز آثار بسیارکمی از آن باقی مانده است، دورة غزنویان است؛ باوجوداین، مستندات مکتوب بسیاری از این دوره به دست ما رسیده است که می‌تواند تا حدی کمبود داده‌های فیزیکی را جبران کند؛ مانند دیوان‌ شاعران، سفرنامه‌ها و تاریخ‌نگاری‌ها. دراین­میان، تاریخ بیهقی نوشتة ابوالفضل بیهقی به­دلیل شیوة منحصربه‌فرد تاریخ‌نگاری‌ آن و همچنین ویژگی‌های ادبی ارزشمند، اهمیت ویژه‌ای دارد. پرسش مهمی که دربارة معماری عصر غزنوی مطرح می­شود این است که چرا از دوره‌های قبل و بعد از غزنویان آثار معماری زیادی باقی مانده است، امّا آثار این دورة مهم تاریخی از صفحة روزگار محو شده‌اند؟ مقالة پیشِ‌رو با بررسی نکته‌های زبانی و ادبی در تاریخ بیهقی و مقایسة آنها با کاربردهای مشابه در فارسی معاصر، به دنبال پاسخ این پرسش است که آیا می‌توان در متن تاریخ بیهقی شواهدی یافت که پایدارنماندن این بناها را توجیه کند؟

تحلیل اسطورة هبوط در شعر معاصر براساس شعر هفت تن از شاعران این دوره

صفحه 133-152

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59589

ساغر سلمانی نژادمهرآبادی

چکیده اسطورة هبوط با تمام پیچیدگی‌های خود در سطحی وسیع ذهن بشر را به خود مشغول داشته است. به زوایای گوناگون این مسئله در کتب دینی مختلف اعم از قرآن، انجیل و تورات هم اشاره شده است. با بررسی شعر معاصر درمی­یابیم که شاعران معاصر در بیان دیدگاه­های خود، هم تحت­تأثیر قرآن بوده­ و هم از آموزه­های تورات و انجیل استفاده کرده­اند. در شعر فارسی معاصر، هبوط و جزئیات آن به    شیوه­های گوناگون نمود یافته است؛ آفرینش، نخستین گناه، میوة ممنوعه، اغواکننده، برهنگی آدم و حوّا پس از خوردن میوةممنوعه، توبه، فرود و هبوط و درنهایت داستان هابیل و قابیل که برای بیان موضوعات اجتماعی خاص، بسیار دقیق و با نازک­اندیشی خاصی به آنها توجه شده است. چگونگی   بهره­مندی شاعران معاصر از این اسطوره، پرسش اصلی این پژوهش است که به شیوة توصیفی– تحلیلی انجام شده است. نتایج نشان می­دهد شاعران فارسی­زبان معاصر، تقریباً تمام مواردی را که در جزئیات هبوط مورداختلاف ادیان و مفسران مختلف است، پذیرفته­ و در هر جایی به موردی اشاره کرده­اند.

بوطیقای فضا در غزلهای روایی عطار

صفحه 153-172

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59591

الهام سیدان

چکیده عطار از نخستین شاعرانی است که به‌صورت جدی در غزل روایت‌پردازی کرده است. طرح روایت در این دسته از غزلیّات تنها وجه یا قالب ادبی نیست، بلکه ساختاری معرفت‌شناختی دارد. عطار در طرح این روایت‌ها و پیشبرد فرآیند معناسازی در آن، به­نحو مؤثری از فضای دلالی حاکم بر اشعار بهره می‌برد. در این غزلیّات فضا عنصر پس‌زمینه‌ای ساده محسوب نمی‌شود؛ بلکه بر کل روایت سایه افکنده است. بررسی غزل‌روایت‌های عطار نشان می‌دهد فضای حاکم بر آنها ارتباط مستقیمی با ادارک و احساس شخصیت‌ها دارد و براین­اساس شکل‌گیری فضا مراحلی را طی می­کند. تمرکز بر دگرگونی، بارزترین ویژگی فضا در این نوع غزل­هاست که به بسط فضا می‌انجامد. علاوه­براین، فضا در این اشعار ابعاد مختلفی دارد که در این پژوهش با ارائة طرحی به سه جنبه تقسیم می‌شود: 1ـ اجتماعی، 2ـ فردی،   3ـ نمادین. هرکدام از این فضاها در تعامل با فضای دیگر قراردارد و به­این­ترتیب در فضایی واحد و منسجم با هم متحد می‌شوند. نظر به گوناگونی ابعاد فضا در غزل‌های روایی عطار و نبود الگویی کارآمد برای بررسی روایت‌های مشابه، مقالة حاضر بر آن است که ضمن بررسی و تحلیل فضای اشعار، بنیان‌های معرفت‌شناختی آن را واکاوی و الگویی برای تحلیل فضا در این دسته از اشعار ارائه کند.

بررسی واکنش شاعران مکتب بازگشت به پدیدۀ جنگ ایران و روس

صفحه 173-192

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59593

رضا قنبری عبدالملکی

چکیده وقوع جنگ ایران و روس‌، شعر عصر قاجار را به تجربه‌ای جدید در ورود به مسائل اجتماعی- سیاسی و واکنش به حوادث مهم عصر واداشت. این جنگ­های خونین و طولانی که در نیمۀ اول قرن سیزدهم هجری روی داد، برخی از شاعران این دوره را که در چارچوب مکتب «بازگشت ادبی» فعالیت می­کردند، به واکنش واداشت. بررسی این واکنش­ها، به دسته­بندی دو گروه از شاعران بزرگ این عهد انجامید:    1. شاعران «جامعه­گرا»، همچون میرزا ابوالقاسم قائم­مقام و نشاط اصفهانی که علاوه­بر شاعری، از سیاستمداران بزرگ ایران نیز بوده و با نگاه تحلیلی به پدیدۀ جنگ نگریسته­اند؛ همچنین شاعرانی چون صبای کاشانی، مجمر اصفهانی، خاوری شیرازی و عبدالرزاق­بیک دنبلی که گرچه قصاید زیادی در مدح شاه و شاهزادگان قاجار سروده­اند، به وقایع جنگ و مسائل جاری کشور نیز بی­توجه نبوده­اند؛ 2. شاعران «غیرجامعه­گرا» همچون سحاب اصفهانی و وصال شیرازی که در فضای ملتهب کشور، صرفاً کارشان ترتیب چند لفظ و به­هم­بافتن چند مصراع در مدح کسان بود. نگارنده در این جستار می­کوشد تا با مطالعۀ آثار و دیوان­های شعرای مکتب بازگشت، واکنش ­آنها را به جنگ ایران و روس بکاود و بازتاب این واقعۀ بزرگ را در اشعارشان بررسی کند.

بررسی جامعه‌شناسانۀ کاربرد نظام اعتقادی در ادبیّات داستانی کودک و نوجوان (براساس مطالعة موردی آثار هوشنگ مرادی‌کرمانی)

صفحه 193-211

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59594

علیرضا محمودی، زهرا کیچی

چکیده از گسترده‌ترین بخش‌های ادبیّات هر ملتی، ادبیّات مربوط به کودکان و نوجوانان است که نقش مهمی در آماده‌سازی آنان برای ورود به عرصه‌های اجتماعی ایفا می‌کند. در این بین نهادهای دینی- فرهنگی ازجمله نهادهای بنیادین (به­ویژه در جوامع اسلامی) هستند که در ادبیّات داستانی کودک و نوجوان موردتوجه خاص قرارگرفته‌اند؛ لذا در این تحقیق که با هدف شناخت هر چه بهتر چگونگی معرفی و انعکاس نظام اعتقادی در آثار کودکان و نوجوانان صورت پذیرفته، تلاش شده است تا به شیوة توصیفی و تحلیلی و باتوجه­به نظریة ساختارگرایی تالکوت پارسونز، این مسئله در آثار منتخب هوشنگ مرادی‌کرمانی، از برجسته‌ترین نویسندگان آثار داستانی کودک و نوجوان کشورمان بررسی شود. در این پژوهش نظام اعتقادی آثار داستانی موردمطالعه، در دو قالب کلیِ نهادهای دینی و باورهای عامیانه بررسی و برای تبیین بهتر مطالب، جداول ‌و نمودارهای لازم ارائه شده است. نتیجة این پژوهش نشان از آن دارد که نهادهای دینی به­عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای بنیادین جامعه، در این آثار انعکاس یافته است و باتوجه­به فرهنگ اسلامی جامعة ایرانی، مسائل مذهبی در رأس توجه نویسنده قراردارد.

توضیح عبارتی از اسرارالتوحید و نگاهی به مسئلۀ ارتزاق صوفیان

صفحه 213-232

https://doi.org/10.22059/jpl.2016.59596

حمیدرضا سلمانی

چکیده در یکی از حکایات اسرارالتوحید، جمله­ای از زبان قصابی خطاب به ابوسعید دیده می­شود که متضمن ترکیب «افسوس­خواره» است. شفیعی­کدکنی در تعلیقات کتاب مذکور، این ترکیب را از «افسوس»    به­معنای «مسخره» دانسته و شرحی برآن نوشته ­است؛ امّا با استناد به شواهد متنی از منابع دیگر و نیز باتوجه­به ساختار معنایی جملة موردبحث در متن اسرارالتوحید، می­توان دانست که این ترکیب احتمالاً از افسوس به ­معنای ستم ساخته شده و مقصود قصاب بیان مفت­خوری و بیکارگی صوفیان است. در این جستار، علاوه­بر اقامة شواهد تأییدکنندۀ این معنا از متون دیگر، بحثی نیز دربارة ارتزاق صوفیان از راه فتوحات مطرح و نشان داده شده است که هرچه از دوران نخستین تصوف فاصله می­گیریم، فتوحات جایگاه مهم­تری در نظام خانقاه­ها پیدا می­کند و پرداختن به مشاغل یدی در میان صوفیه از رونق    می­افتد. ضمن اینکه دراین­میان، به برخورد مردم عامی با صوفیان و نیز اجبار در دادن فتوحات هم اشاره­ای شده است.