دوره و شماره: دوره 14، شماره 1 - شماره پیاپی 33، شهریور 1403، صفحه 1-216 
تعداد مقالات: 9

تحلیل روایت‌پژوهانة رمان نوین تاریخی (مطالعة موردی: رمان‌های تاریخی پس از پیروزی انقلاب)

صفحه 1-25

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.371400.2230

مولود مدنی لنبانی، مریم شریف نسب

چکیده در نگاه سنتی، رمان تاریخی بر شالودۀ رویدادهای یک دوره از تاریخ بنا می­شود. این گونه از رمان به هستی‌شناسیِ مردمانِ یک دوره از تاریخ می‌پردازد، ویژگی‌های روانی و عاطفی و رفتاری آن­ها را بازتاب می‌دهد و شرایط اجتماعی و سیاسی آن دوره را بازسازی می‌کند. از آن­جا که دیدگاه‌های فلسفی قرن بیستم به وجود یک حقیقت واحد (وجود فقط یک روایت ممکن) تردید می‌کنند باید پذیرفت که دگرگونی در تعریف تاریخ خودبه­خود به دگرگونی در تعریف رمان تاریخی می­انجامد. پژوهش حاضر با رویکرد فراتاریخ‌نگارانه هایدن وایت (مورخ و فیلسوف امریکایی) و روایت‌پژوهی ژرار ژنت (نظریه‌پرداز و نشانه‌شناس فرانسوی) قصد دارد نشان دهد که با دگرگونی در تعریف رمان تاریخی، ویژگی‌های صوری و محتوایی رمان تاریخی نیز تغییر می‌یابد. بر اساس این بازتعریف، در چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سه گونه رمان تاریخی را شناسایی کرده و دگرگونی‌های ساختاری و محتوایی آن­ها را کاویده‌ایم. ویژگی‌های ساختاری و روایی این سه گونه رمان عبارتند از: زمان‌پریشی و نبود سیر خطی در روایت، راوی اول‌شخص، گذشته‌نگربودن روایت، کانونی‌سازی بیرونی، فراوانی شخصیت‌ها، اهمیت نقش شخصیت‌ها در پیدایش رخدادها و رویکرد نوین به دو عنصر زمان و مکان. رمان‌های تاریخی پس از پیروزی انقلاب، اغلب با این محتوا نوشته شده‌اند: پرداختن به بخش‌های مغفول تاریخ، بازتاب هویت فردی و اجتماعی و تردید در تاریخ و نگاه انتقادی به آن.

شگردهای خلق روایت و معنای جدید از داستان های ماقبل در مثنوی معنوی (مطالعه موردی داستان توبه فیل‌بچه خوار در فرج بعد از شدت و داستان پیل‌بچه خوران در مثنوی)

صفحه 27-41

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.381712.2266

الیاس نورایی

چکیده مثنوی معنوی متنی مشحون از داستان های برگرفته از متون ماقبل است که مولانا به انگیزه خلق معنایی جدید، به تغییر در ساختار پیرنگ روایت اقدام کرده است. تعمق در تغییرات پیرنگ داستان ها در مثنوی نشان می دهد که مولانا از ابزارهایی چون: بسط کنش های روایت، ایجاد هول و ولا در بحران، تعدد اپیزود های تعلیق مدار، دگردیسی در ژانر روایت ها، کاستن و افزودن اهرم های توانشی کنشگران و تغییر در نوع کنش های روایی جهت تغییر پیرنگ روایت ها استفاده کرده است تا به معنای جدیدی دست یابد. هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ساختار پیرنگ در دو داستان توبۀ فیل خوار در فرج بعد از شدت و انعکاس دیگرگونۀ آن تحت عنوان داستان پیل بچه خوران در دفتر سوم مثنوی است. نگارنده بر آن است تا ضمن تحلیل ابزارهای تغییر دهندۀ روایت توسط مولانا، با مطالعه سطوح روایت، چگونگی فرایند خلق معنای جدید از این روایت را تبیین نماید. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که مولانا با تعدیل اهرم های توانشی و تغییر در کنش شخصیت ها، با تبدیل روایت تنشی به شوشی، موفق به خلق معنایی عرفانی و رمزی از یک متن واقع گرا گردیده است. و با تغییر موقعیت های روایی موفق به خلق روایتی در ژانر جدید شده است.

سبک شناسی قطعات سعدی و نویافته هایی از زندگانی شخصی او

صفحه 43-66

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.380360.2261

امید مجد، عاطفه احمدی

چکیده زمینه و هدف: این پژوهش بر آن است تا به دو منظور قطعات دیوان سعدی را بررسی کند. این قالب شعری هم در بخش گلستان و هم در بخشی جداگانه در کلیات آمده‌است. منظور نخست این مقاله بررسی سبک شناسانه قطعات شاعر در سه سطح زبانی، ادبی و فکری به روش توصیفی تحلیلی است ومنظور دوم کشف نکاتی جدید از زندگانی شخصی او از خلال محتوای قطعات است.

روش: روش این پژوهش به صورت کتابخانه ای و استقرا و آمارگیری است.

نتیجه‎گیری: بر اساس بررسی‎های انجام شده از نظر سطح زبانی، واژگان به کار رفته در قطعات در حوزۀ رمزگان سیاست و شریعت و حکمت و اندرز بیشترین بسامد را دارند و در مقابل با رمزگان تغزلی روبرو نیستیم. این جامعۀ آماری ما را به این نتیجه می‎رساند که روی سخن سعدی بیشتر با نهادهای حکومتی و پس از آن با وجدان آگاه انسانی است. برخی از واژگان بسامد بالایی دارند که شاخصۀ سبکی او محسوب می شود. در سطح ادبی صورخیال و صنایع بدیعی بسیار ساده و زودیاب هستند. از کنایه، تناسب، تضاد و تمثیل بیشتر استفاده کرده است. میزان تشبیهات و استعارات اندک و همگی محسوس هستند. در سطح فکری غلبۀ اصلی فکر شاعر مباحث اخلاقی است.همچنین او مدتی در خدمت کارهای دیوانی بوده و از تنگدستی شکوه کرده گاه برای پیشبرد خواسته هایش زبان تهدید و هجو هم بکار برده.

روش‌های اقناع مخاطب در غزل‌های تعلیمیِ تک‌مضمونی حافظ

صفحه 67-88

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.388269.2290

طاهره ایشانی

چکیده اگرچه تنوّع مضمون در غزل‌های حافظ به اوج خود می‌رسد؛ ولی غزل‌های تک­مضمونی با مضامین عرفانی، تعلیمی، مدحی و ... نیز در میان غزلیّات او دیده می‌شود. در میان این غزل‌ها، مضامین تعلیمی که اغلب با بهره‌گیری از حکمت، اخلاق، و اندیشه‌های عرفانی همراه است، از اهمیتی خاص برخوردارند. این غزل‌ها علاوه بر پیام‌های تعلیمی خود، از شگردهای تعلیمی و بلاغی متنوّع و هنرمندانه‌ای استفاده می‌کنند که تأثیرگذاری عمیق بر مخاطب را ممکن می‌سازند. از این رو، در این جستار بر آن هستیم ضمن اشاره به غزل‌های تک‌مضمونیِ تعلیمیِ حافظ؛ به روش توصیفی‌تحلیلی و آماری، و با استفاده از نقد بلاغی به این پرسش پاسخ دهیم که حافظ برای ارتباط مؤثّرتر با مخاطبان خود، از چه روش‌ها و شگردهای تعلیمی و بلاغی بهره گرفته و کدام شگردها در این میان برجسته‌تر بوده‌اند؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد که حافظ در غزلیات تک‌مضمونی تعلیمی خود با بهره‌گیری از لحن تشویقی به‌عنوان اصلی‌ترین و پربسامدترین ابزار اقناع، و استفاده تکمیلی ولی کمتر از لحن‌های تحذیری، توبیخی، و مشفقانه –به ترتیب بسامد- تعادلی هنری میان اقناع عاطفی و منطقی ایجاد کرده است. در روش‌های تعلیمی، کاربست شرط در آموزش ضمنی و سپس کلام مستدل که گاه با لحن تحذیری همراه شده؛ بیشترین استفاده را در استدلال‌سازی داشته‌اند. از سوی دیگر، بررسی روش‌های بلاغی غزلیات تعلیمی حافظ نشان می‌دهد استعاره و سپس تشبیه با ایجاد تصاویری عمیق و ملموس با افزایش لایه‌های معنایی، نقشی کلیدی در انتقال پیام‌های تعلیمی دارند. این تنوّع و ترکیب هنری، نشان‌دهندۀ مهارت حافظ در استفاده هدفمند از شگردهای تعلیمی و ابزارهای بلاغی برای اقناع و برانگیختن تفکر مخاطب است.

سرشت هتروتوپیک (دگرفضایی) غزل قلندری (با تاکید بر غزلی از فخرالدین عراقی)

صفحه 89-106

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.389105.2291

هاتف سیاه کوهیان، فاطمه رحیمی، حسین حسن رضایی

چکیده غزل قلندری به مثابه یک ضدژانر، با وارونه­سازی قراردادهای موجود در سنت‌های ادبی پیشین، به طور مستقیم و غیرمستقیم ارزش‌های نمادین و روش کلی دیگر ژانرهای ادبی را به نقد و چالش می­کشد. این پژوهش با بررسی تعامل غزل قلندری با دو ژانر سنتی شعر وعظی و شعر مدحی، به تحلیل هویت هتروتوپیک و ساختار بین­ژانری این نوع شعر پرداخته، و در پایان با تمرکز بر غزلی از فخرالدین عراقی نشان داده است که غزل هتروتوپیک قلندری چگونه با بهره­گیری از استراتژی‌های پارودیک و تصویرپردازی­های کارناوالی، ضمن هم­گرایی با دیگر ژانرهای سنتی شعر فارسی و توسعه آنها در جهت­های جدید، همزمان آنها را در یک بازی‌ ادبی پیچیده‌ به چالش ­کشیده و لایه‌های جدیدی از بینامتنیت را خلق می‌کند.

تحلیل ساختارهای دوگانه و نشانه‌های اسطوره‌ای در شعر «چاووشی» اخوان ثالث بر اساس نظریه‌های کلود لوی استروس

صفحه 107-131

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.390665.2295

رضا قنبری عبدالملکی

چکیده این مقاله با بهره‌گیری از نظریۀ تقابل‌های دوگانه کلود لوی-استروس به تحلیل ساختاری شعر «چاووشی» اثر مهدی اخوان ثالث می‌پردازد. هدف پژوهش، شناسایی و تحلیل تقابل‌های بنیادین موجود در ساختار معنایی شعر و بررسی چگونگی سازمان‌دهی این تقابل‌ها در بستر روایت و زبان است. پرسش محوری این پژوهش آن است که تقابل‌های دوگانه در شعر «چاووشی» چگونه عمل می‌کنند و چه نقشی در ساختار معنایی، اسطوره‌ای و نشانه‌شناختی شعر دارند؟ در این پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی به‌کار گرفته شده است و تقابل‌هایی چون «سفر و توقف»، «امید و ناامیدی»، «آزادی و اسارت» و دیگر دوگانگی‌های معنایی، به‌عنوان عناصر سازندۀ ساختار درونی شعر مورد بررسی قرار گرفته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که اخوان ثالث از طریق بهره‌گیری از الگوهای اسطوره‌ای، نمادهای فرهنگی و ساختارهای متقابل، نظامی معنایی می‌آفریند که ضمن بازآفرینی روایت‌های کهن، شعر را به سطحی فراتر از تجربه شخصی ارتقا می‌دهد. شعر «چاووشی» در این تحلیل، نه بازتاب احساسات فردی، بلکه منظومه‌ای از نشانه‌ها و ساختارهای فرهنگی است که معانی خود را از طریق روابط تقابلی و رمزگان‌های اسطوره‌ای شکل می‌دهد.

معرّفی نسخۀ خطّی «دستورالشّعراء» اثر محمّد امانی مازندرانی

صفحه 133-158

https://doi.org/10.22059/jpl.2025.387989.2289

علی محمّد مؤذّنی، بهزاد گرانمایه

چکیده کتاب دستورالشّعراء یکی از کتب جامع و آموزنده در علوم ادبی و فنّ شعر است. این کتاب در سال 1048 ه‍. توسّط امانی مازندرانی تألیف و به میرزا محمّدتقی وزیر تقدیم شده‌است. بحث پیرامون تعریف شعر و شاعر، فصولی در ابواب مختلف علم عروض، قافیه، بدیع و مطالبی پیرامون سرقات شعری، اساس مباحث این کتاب را تشکیل می‌دهد. اطّلاعات جامع و کامل هریک از مباحث مطرح شده در این کتاب به اهمّیّت آن می‌افزاید. می‌توان به‌جرئت گفت که این کتاب نیاز شاعران را در خصوص شناخت مباحث پیرامون فرم و صورت شعری را می‌توانسته‌ پاسخ بدهد و امروزه نیز کاربرد فراوانی می‌تواند داشته باشد. این کتاب با دارا بودن شاهد مثال‌های شعری، دربردارندۀ ابیات زیادی از شعرای هم‌عصر مؤلّف است که می‌تواند بازتابی از سطح شعری آن دوران باشد. ویژگی‌های زبانی و سبکی دستورالشّعراء عمدتاً پیرو سبک نثرهای علمی دورۀ صفویّه است. در این مقاله از بیست و چهار نسخۀ موجود از کتاب، بیست و سه نسخه به‌صورت اجمالی معرّفی و نسخۀ شمارۀ 4342 کتابخانۀ آستان قدس که در زمان خود مؤلّف کتابت شده به‌صورت مفصّل مورد بررسی قرار گرفته‌است. این مقاله ضمن معرّفی نسخۀ خطّی این کتاب به بحث و بررسی ساختاری و محتوایی آن می‌پردازد و اطّلاعاتی از جنبه‌های مختلف و نقد آن در اختیار قرار می‌دهد.

میر گل محمد زیب مگسی (شاعر بلوچ) و سبک عراقی

صفحه 159-178

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.374372.2241

مجیب الرحمن دهانی، عباس نیکبخت، عبدالله واثق عباسی

چکیده شعرای سنتی سرای معاصر را در معنا و مضمون،ساختار و محتوا بایدادامه دهنده شاعران نهضت بازگشت ادبی دانست که با تقلید و پیروی از اسلواب شاعری شاعران طراز اول و برجسته شعر فارسی همچون سعدی،مولوی،حافظ ،عطار،عراقی وجامی اقدام به بازگشت و احیای سبک عراقی کرده اند.گل محمّد خان زیب مگسی از شاعران توانمند و بلند آوازۀ بلوچ، یکی از شعرای معاصر است که به شکل گسترده‌ای از فکر و اندیشه، زبان و بیان شاعران سبک عراقی بهره‌ها برده و مضامین و ویژگی‌های شعری این دوره در اشعارش به وفور مشهود است.زیرا که شعر فارسی از حدود نیمۀ دوم قرن ششم به دلیل پدید آمدن مسایل سیاسی و اجتماعی دچار تحوّلاتی شد که ویژگی‌های خاصّی را برای آن رقم زد. در واقع از اواخر قرن ششم شاهد ظهور و بروز شاعرانی بزرگ هستیم. در این دوره ساختار و محتوای شعر نسبت به شعر پیش از آن تقابل و تضّاد بسیاری دارد. شعر این دوره از نظر زبانی قوی‌تر و همراه با واژه‌ها و ترکیبات عربی و ترکی و فراوانی آرایه‌های ادبی است و سادگی دورۀ خراسانی را ندارد و از نظر مضمون درونگرا و مشتمل بر عرفان و تصوف است.این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و مقایسه‌ای میان سبک شعرگل محمّد خان زیب مگسی شاعر شهیر بلوچ و شاعران مطرح سبک عراقی انجام شده است. زیب مگسی که در اشعارش بیشتر متمایل به سبک عراقی است با تضمین غزلیات شاعران بزرگ این دوره از زبان و مضمون آنها تقلید کرده است. غزلیات وی از نظر مضمون پردازی نوآوری ندارد؛ اما از نظر کاربرد صنایع فراوان، مبتکرانه است.  شعر زیب مگسی علاوه بر این که نوآوری‌های بسیاری در زمینه موسیقی و زبان و مضمون دارد، شباهت‌های بسیاری نیز از نظر کاربرد واژگان، ترکیبات و مضامین خاص با شاعران توانمند اواخر قرن ششم تا قرن نهم هجری دارد که نشان از تقلید وی از شاعران مطرح سبک عراقی است. در این مقاله برآنیم تا شیوه نمود و پدیدار شدن مشخصات و ویژگی های شعر  سبک عراقی را در شعر و اندیشه زیب مگسی بیان داریم.

بررسی تمثیلات «وحدت وجود» در رباعیات نجفی استرآبادی

صفحه 179-206

https://doi.org/10.22059/jpl.2024.371850.2232

رضا زکی زاده، رضا برزویی، شراره الهامی، جمال احمدی

چکیده معنا و مفهوم وحدت وجود از دیرباز و قبل از ابن عربی مورد توجه شعر عرفانی بوده است هر چند که از اصطلاح خاص وحدت وجود استفاده نکردند. ابوسعیدکمال الدین نجفی استرآبادی متخلص به سحابی شاعر و عارف قرن دهم هجری و یکی از رباعی سرایان فلسفی است که با زبان تمثیل به بیان اندیشه­ی عرفانی – فلسفی وحدت وجود ابن عربی پرداخته است. تحقیق حاضر نتیجه بررسی 480 رباعی از بین 4000 رباعی سحابی استرآبادی است که مساله وحدت وجود در آنها به نوعی انعکاس یافته، که از این بین رباعی هایی که تمثیل های عرفانی مسئله وحدت وجود را با وضوح بیشتری بیان می‌کردند جدا و مورد تحلیل قرار گرفت و مشخص شد که سحابی برای ملموس نمودن اندیشه وحدت وجود از تمثیل های «ذره (نور) و خورشید»، «سایه»، «دریا»، «تصویر و آینه»، «خیال»، «احول»، «خواب»، «عدد»، «الف و حروف» و «رنگ و بی رنگی» بهره تمام برده است و مضامین عرفانی و اندیشه‌ای خود را به بهترین شکل ممکن برای مخاطب به تصویر کشیده است. استرآبادی تمثیل‌های دیگری را نیز برای بیان وحدت وجود به کار گرفته که به خاطر اینکه نمونه‌های شعری آنها در حد یکی دو رباعی بیشتر نبود از ذکر آنها خودداری شد.
روش تحقیق به شکل کتابخانه‌ای و تجزیه و تحلیل مجموعه رباعیات استرآبادی است و هدف از این پژوهش علاوه بر معرفی نجفی استرآبادی به عنوان یکی از بزرگترین رباعی سرایان ادب فارسی به جامعه، دسترسی به اندیشه‌های فلسفی وی با بررسی رباعیاتی است که از او به دست ما رسیده.