دوره و شماره: دوره 10، شماره 2 - شماره پیاپی 26، اسفند 1399، صفحه 1-255 
تعداد مقالات: 12

فرمان سه‌زبانۀ چینی- فارسی- اویغوری در دیوان سلسلۀ مینگ در چین (1386 تا 1616م/ 787 تا 1025ق)*

صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jpl.2021.312434.1812

محمدباقر وثوقی، چِن بین بین

چکیده مراودات ایران و چین منحصر به روابط سیاسی- اقتصادی نیست. با حملۀ چنگیزخان به چین در اوایل قرن چهاردهم میلادی و روی کارآمدن سلسلۀ «یوان» (大元Yuan-1271 تا 1368م)، شرایط جدیدی برای اقوام غیربومی چین به ‌وجود آمد تا به نظام اداری- دیوانی این کشور وارد شوند. در واقع حاکمان مغولی با به‌کارگیری نیروهای غیربومی، امکان تداوم حیات سیاسی خود را در چین فراهم کردند. یکی از گروه‌های بزرگ قومی که طیّ این دوره به چین مهاجرت کردند یا کوچ داده شدند، فارسی‌زبانان ساکن ماوراءالنّهر، خراسان و دیگر نقاط ایران بودند. این مهاجران در امور مختلف اداری و تجاری مشغول شدند و زبان فارسی نیز به‌تدریج به امور اداری و روابط خارجۀ چین راه یافت؛ به عبارت دیگر، زبان فارسی در چین از دو طریق نظام اداری سلسلۀ یوان و گروه‌های فارسی‌زبان گسترش یافت و به زبان میانجی اقوام مسلمان و زبان دینی یکی از گروه‌های قومی جدید به نام «هوی‌هوی» (回回hui hui) تبدیل شد که از تبار همان مهاجران فارسی‌زبان بودند. این کاربرد در نظام اداری چین در دوره سلسلۀ مینـگ (明朝 Ming-1386 تا 1616م/787 تا 1025ق) ادامه یافت و برای ترجمۀ متون فارسی به چینی واحد اداری جدیدی در دیوان پادشاه به وجود آمد و اسناد بسیاری به زبان فارسی نوشته شد. فرمان سه‌زبانۀ چینی- فارسی- اویغوری که در این مقاله معرّفی شده است، یکی از این اسناد فارسی دیوانی است که خطاب به یکی از بزرگان مسلمان شهر «یانجو» (Yangzhou 扬州) به نام «امیرحاجی» است. این مقاله ضمن معرّفی پیشینۀ کاربرد زبان فارسی در امور اداری چین، فرمان سه‌زبانۀ موجود در موزۀ اقلیّت‌های قومی پکن را مورد بررسی، بازخوانی و ارزیابی تاریخی قرار می‌دهد.

کارکرد بلاغی وجه جمله در خسرو و شیرین نظامی

صفحه 21-37

https://doi.org/10.22059/jpl.2021.274191.1347

روح الله هادی، علیرضا حاجیان نژاد، زینب نصیری

چکیده شعر نظامی از نظر بلاغت ارزش چشمگیری دارد. توجّه شاعر به اصول بلاغی و چگونگی ارتباط او با مخاطب از مباحث برجستۀ شعر نظامی‌است که از طریق بررسی این مباحث، می­توان به توانایی شاعر در هنر شاعری و تأثیرگذاری بر مخاطب خود پی برد. در منظومۀ خسرو و شیرین، شاعر بیش از هر اثر دیگری از عنصر گفت­وگو بهره برده است. حضور مخاطب و توجّه شاعر به وی کاملاً مشهود است و بین گوینده و شنونده ارتباطی دوسویه برقرار است؛ از این‌رو، وجوه مختلف جمله بسامد زیادی در اشعار او دارد و با تحلیل این وجوه از منظر علم معانی می­توان به کارکرد ادبی و هنری آن­ها در متن پی برد. یکی از ویژگی‌های نحوی جمله، «وجه» است که کارکرد بسیارمهمّی در تحلیل بلاغی متون ادبی دارد. وجه جملات، کارکرد تعاملی زبان را نشان می­دهد و از میزان ارتباط نویسنده با مخاطب حکایت می­کند. بر این اساس، وجه جملات از مؤثّرترین عوامل ایجاد پویایی و چندصدایی در متن است. در این پژوهش به بررسی وضعیّت وجه جمله در شعر نظامی با تأکید بر منظومۀ خسرو و شیرین می‌پردازیم و کارکرد وجوه امری، پرسشی و ندایی و همچنین وجه شرطی را که بنا بر فرضیّۀ ما کارکرد مهمّی در شعر نظامی دارند، بررسی می­کنیم. در بخش جملات امری، به جملات دعایی نیز که کاربرد بسیاری در شعر نظامی دارند، می­پردازیم.

تحلیل و نقد ویژگی‌های پسامدرنی رمان هیس

صفحه 39-57

https://doi.org/10.22059/jpl.2020.307158.1750

تیمور مالمیر، نجم الدین رستم یونس

چکیده محمّدرضا کاتب در نوشتن، سبکی متفاوت با دیگر رمان‌نویسان ایران دارد، نوشته‌های او در فضایی مبهم و پیچیده قرار گرفته است. به ‌نظر می‌رسد این مسئله در رمان هیس مشهودتر از دیگر آثار او باشد. این خصوصیّت یکی از ویژگی‌های بارز مکتب پسامدرنیسم است. در این مقاله، برای نقد و تحلیل شگردها و جنبه‌های تازۀ نویسندگی محمّدرضا کاتب، براساس نظریّۀ پسامدرن‌ها به بیان شگردها و ویژگی‌هایی ‌پرداخته‌ایم که موجب برجسته‌شدنِ محتوای وجودشناسانه و شگردهای فراداستانی در رمان هیس شده است. استفادۀ نویسنده از امکانات پسامدرنی داستان، مبتنی بر سهیم‌ساختن خواننده در فهم و برساختن داستان، بازنگری در استنباط‌ها و قضاوت‌های پلیس دربارۀ جرم‌ها، نقض روایت‌های پذیرفته‌شده به منظور تأمّل خواننده و بی‌اعتبارساختن راوی، و مرگ نویسنده است؛ یعنی نویسنده اهمّیّتی ندارد، بلکه به جای آن، خواننده مهم است که متن را با خوانش خود تفسیر و تحلیل می‌کند و در این داستان، این اهمّیّت خواننده، مقدّم بر اهمّیّت «متن» است. رمان هیس مبتنی بر گفت‌وگوست؛ یا به‌صورت بیان کنش‌ها یا جابه‌جایی‌های کنش‌ها که به‌صورت مرگ یکی و روایت دیگری بیان می‌شود، یا اینکه به‌صورت کدگذاری کنش‌ها، اندیشه‌ها و نقل‌قول‌های نقیض شکل می‌گیرد. تأکید راوی بر نقض روایت و راوی، برای آن است که بگوید سخن اصلی چیست؛ امّا این سخن اصلی نیز دائم نقض می‌شود. اگر راوی را چندگانه می‌نماید و بی‌اعتمادی به روایت را پیش می‌آورد یا از شیوۀ روایت داستان‌های درونه‌ای کهن استفاده می‌کند، برای آن است که بتواند شیوۀ روایت و برهم‌کنش سطوح مختلف روایی را ترسیم کند.

مؤلّفه‌های عشق از دیدگاه طریقت چشتیّه در آثار امیران دهلوی

صفحه 59-79

https://doi.org/10.22059/jpl.2021.316578.1849

نجمه دُرّی، مسعود دوست پرور

چکیده «چشتیّه» طریقتی تأثیرگذار در سرزمین هندوستان است. این طریقت با برجسته‌ساختن سویۀ عملی عرفان، جایگاه خود را به عنوان یک نظام عرفانی مقتدر تثبیت کرده است. مبانی هستی‌شناسانۀ این طریقت عرفانی را پیران پرآوازه‌ای همچون معین‌الدّین چشتی نظریّه‌پردازی کرده‌اند. امیرخسرو و امیرحسن دهلوی، دو شاعر مطرح هندوستان، متأثّر از آموزه‌های این طریقت به آفرینش آثار خویش پرداخته‌اند. در این میان، یکی از مفاهیم بنیادین طریقت که به عنوان موهبتی ازلی و اساس هستی ارزیابی و معرّفی می‎شود، عشق است. بر باور ایشان عشق در تمام ذرّات عالم امکان، ساری و جاری‌است. نوشتار پیش رو با تحلیل منابع این طریقت عرفانی، درصدد پاسخ‌گویی به این مسئله است که اساساً مفهوم عشق در نظام هستی‌شناسانۀ چشتیّه از چه جایگاهی برخوردار است؟ آیا عقل همیشه در تقابل با عشق است؟ دیدگاه چشتیّه در زمینۀ عشق مجازی چیست؟ نتایج حاصل از دریافت و تشریح برخی از متون منتسب به این گفتمان عرفانی که تاکنون در ایران به چاپ نرسیده‌است، با رویکرد تحلیل محتوایی، ناظر بر این حقیقت است که اندوه، لازمۀ طیّ طریق عشق است و عقل هدایت، موهبتی الهی‌است. بر اساس تحلیل منابع یافت‌شده، در گفتمان چشتیّه عشق مجازی، الزاماً منتج به عشق حقیقی نمی‌شود؛ مگر آنکه درون سالک از آلایش‏ها پالایش یافته باشد.

بوم‌نقد تطبیقی کتاب‌های درسی فارسی و العربیّة لغتی

صفحه 81-101

https://doi.org/10.22059/jpl.2021.309036.1770

عاطفه جمالی، فرح انگیز شکوهی

چکیده منتقدان بوم­گرا فرهنگ حاکم بر جامعه را یکی از عوامل اصلی بحران زیست‌‌محیطی می‌دانند و یکی از اهدافشان اصلاح فرهنگ و نگرش غالب است. نظام آموزشی و کتاب‌های درسی از عوامل اصلی فرهنگ‌سازی هستند. در این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و متن­کاوی به بررسی تطبیقی کتاب‌های درسی فارسی و العربیّة لغتی دبستان‌های ایران و امارات متّحدۀ عربی پرداخته­، دغدغه‌های زیست‌محیطی را در آن‌ها بررسی کرده و به ارزیابی راهکارهای ارائه‌شده برای ایجاد حسّ احترام در کودکان نسبت به طبیعت پرداخته­ایم. یافته­ها حاکی از آن است که موضوعاتی همچون اهمّیّت محیط زیست، بحران آب، آلودگی هوا، بازیافت زباله، حفاظت از گونه­ها، درخت‌کاری و اقدامات عملی دولت­ها در کتاب­های العربیّة لغتی بیشتر منعکس شده است. مؤلّفان این کتاب­ها در4/45 درصد دروس به گونه‌ای آشکار یا ضمنی به بازنمایی موضوعات زیست‌محیطی پرداخته­اند و در فارسی تنها در 15درصد دروس این دغدغه‌ها منعکس شده است. به­ نظر می‌رسد جغرافیای امارات و حمایت دولت از منابع زیست‌محیطی سبب هم­نوایی نظام آموزشی با برنامه­ها و اهداف دولتی شده است؛ امّا در ایران با وجود تنوّع زیستی و بحران‌های زیست‌محیطی، مؤلّفان کتب فارسی بیشتر از ظرفیّت­های زبانی برای ساخت تصاویر و ایماژهای ادبی با محوریّت طبیعت بهره برده‌اند و مسائل محوری­ زیست‌محیطی به کتاب‌های علوم تجربی و تعلیمات اجتماعی منتقل شده است.

تأثیر فشارۀ عاطفی بر ناپایداری معنای عنوان در نسبت بینامتنی با متن در شعر «پیغام» از مهدی اخوان ثالث

صفحه 103-123

https://doi.org/10.22059/jpl.2021.311392.1795

ساره زیرک، مهرنوش کاشانی منصور

چکیده ناامیدی از دلالت‌های پرتکرار در شعر مهدی اخوان ثالث است. این حالت عاطفی منفی، بر عنوان سروده‌های شاعر نیز تأثیر گذارده است. عنوان اثر،  نشانه‌ای پیرامتنی است که با متن، رابطه‌ای تنگاتنگ دارد. بر این اساس، عنوان «پیغام» بر یکی از سروده‌های اخوان، این پرسش را بر‌می‌انگیزد که این نشانة عاطفی مثبت، چگونه با شعری سراسر ناامیدانه، رابطة معنایی برقرار کرده است. هدف نگارندگان در تحقیق حاضر، تبیین نحوة تغییر نشانه‌معناشناختی در معنای اوّلیّه و مثبتِ نشانة پیرامتنی عنوان، در سایة فضای ناامیدانة متن است. تحلیل گفتمانی شعر نشان می‌دهد پیغام در معناپذیری‌ای مجدّد،  به معنای منفی تغییر یافته و دلالت ثانویّه پذیرفته است. سوژة گفته‌پرداز، درها را بر هرگونه تغییر می‌بندد؛ درحالی‌که اگر یاری کنشگر پیغام‌گزار بیرونی را می‌پذیرفت، امید بود معضل هستی‌شناختی‌اش سامان پذیرد و گفتمان متن به مدد دخالت کنشگر بیرونی از قطب منفی به مثبت تغییر یابد؛ امّا فشارة عواطف منفی و شدید حسرت و ناامیدی، سوژه را به دشمن هستی‌شناختی خویش بدل ساخته است. سیر زایشی معنا، تقابل معنایی را در قالب مرگ-زندگی نشان می‌دهد. هم‌راستا با این تقابل، نشانة مثبت پیرامتنی در عنوان شعر، از معنای اوّلیّه و اجتماعی‌اش که بر انفصال، گفت‌وگو و دیگرپذیری دلالت دارد، دور شده و در سیطرة اتّصال گفتمانی، معنای نقیض خود، یعنی «نه‌پیغام» (ردّ «دیگری») را یافته است.

طنز و خوانندۀ نهفته در مجموعۀ آب‌نبات صدقی

صفحه 125-146

https://doi.org/10.22059/jpl.2020.303022.1702

زینب شیخ‌حسینی

چکیده طنز یکی از ابزارهایی‌است که موجب خنده و آرامش می­شود و به نوجوان کمک­می­کند که با چالش­های دورۀ رشد آشنا شده، با فشار کمتری از آن‌ها عبور­کند. طنز نوجوان باید در فضایی نوجوانانه و از نگاه نوجوان بیان­شود تا مخاطب با آن ارتباط برقرار­کند. با توجّه به­اینکه در ادبیّات کودک و نوجوان، نویسنده و منتقد، بزرگ­سال هستند، به رویکردی مخصوص برای تحلیل متون کودک و نوجوان نیازمندیم. در این زمینه، چمبرز دیدگاه خوانندۀ نهفته را مطرح­کرده ­است؛ به اعتقاد او نویسنده با استفاده از چهار شیوۀ سبک، زاویۀ دید، طرفداری و شکاف­های گویا، می­تواند با مخاطب خود ارتباط برقرار­کند. صدقی یکی از نویسندگانی‌است که آثار طنزآمیزی برای نوجوانان به نگارش در آورده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی خوانندۀ نهفته در مجموعۀ طنز­آمیز آب­نبات صدقی و با استفاده از شیوۀ تحلیل محتوای کیفی صورت­گرفته­است تا ضمن تبیین ویژگی­های طنز در آثار نوجوان، خوانندۀ نهفته را در این آثار طنز­آمیز تحلیل­کند و میزان موفّقیّت نویسنده را در آفرینش خوانندۀ نهفته بسنجد. براساس نتایج پژوهش، سبک، برجسته­ترین عنصری‌است که در آفرینش خوانندۀ نهفته نقش ­داشته­ است. می­توان­گفت صدقی توانسته است مخاطب را به درون متن دعوت­کند و او را همراه با شخصیّت­های داستان بخنداند.

شگردهای اقتباس و اثرپذیری از آیات و احادیث در نفثة‌المصدور

صفحه 147-168

https://doi.org/10.22059/jpl.2021.312371.1809

حسین قربان‌پور آرانی، حمزه محمدی ده چشمه

چکیده ادیبان گاه با بهره­گیری از آیات، تسلّط کامل و هنرمندانۀ خود را در سخن­آرایی جلوه‌گر ساخته و گاه با تصویرسازی­های شاعرانه و قرینه­پردازی­های ماهرانه، با استشهاد به آیات، سخن را با عبارات و الفاظ متوازن و متساوی بر بستر سجع و ترصیع و موازنه نشانده­اند و یا با واج­آرایی، ارسال­المثل، حسن تعلیل، استعاره، تشخیص و تضمین شاهکار آفریده­اند و البتّه، شاهکار نفثة­المصدور، اثر ممتاز محمّد زیدری نسوی، نمونۀ مثال­زدنی از این دست است؛ به­ویژه که مؤلّف، ضمن بهره­گیری از محسّنات لفظی آیات و احادیث و نیز سبک ادبی قرآن و آهنگ واژگان، استفادۀ مفهومی عمیقی از آیات قرآن و احادیث را وجه نظر داشته است. اقتباس و بهره­مندی از آیات و احادیث از مهم‌ترین مختصّات نثر فنّی به ­شمار می­آید و نفثة­المصدور زیدری، از برجسته­ترین کتب تاریخی- ادبی است که کاربرد آیات و احادیث در آن با توجّه با مُلازمت نویسندگان با سلاطین غزنوی و مغول و آگاهی از وقایع سیاسی و بیان هدف­های ذوقی- انگیزشی و پنهان­کاری­های سیاسی آن­ها در قالب شگردهای ادبی، یکی از ویژگی­های مهمّ نثر این کتاب به شمار می­رود. پژوهش حاضر با استفاده از روش کتابخانه­ای و تحلیل محتوا، روش­ها و شیوه­های متداول به­کارگیری آیات و احادیث نفثة­المصدور و نیز روش­های ابداعی زیدری را در اقتباس از آیات و احادیث دنبال می­کند. باید گفت که در بخش کاربرد لفظی آیات، شیوه­های «تضمین آیه به ­عنوان دنبالۀ کلام»، «که موصوله» و «ترکیب اضافی»، به ­عنوان توضیحی اضافه در متن گنجانده شده­اند که نشان‌دهندۀ قدرت نویسنده در ترکیب کلام قرآن با سخن خود است. از نظر معنوی نیز در بیشتر موارد اقتباس از آیات و احادیث به‌صورت تتمیم و تکمیل و بدون واسطۀ معنایی آورده شده است.

جهانِ ساکنِ روان و اراده‌های متجدّد حق در تمثیل «آب روان» مثنوی مولانا

صفحه 169-189

https://doi.org/10.22059/jpl.2020.304951.1727

امیرحسین مدنی

چکیده در مثنوی، تمثیلی آمده است که در آن مولانا «جسم» را به جوی و «روح» را به آبِ رونده تشبیه کرده است و با اینکه آب، مدام در حال حرکت است؛ امّا به نظر ساکن می‌رسد و مولانا به‌ناگزیر توجّه خلق را به حرکت و سیر خاشاک بر روی آب جلب می‌کند و اینکه اگر رفتن آب حیات را به چشم سر نمی‌بینند، باری، به چشم دل در جوی و سیر نبات تأمّل کنند. در این تمثیل، اساسی‌ترین اندیشه‌های عرفانی مولانا نهفته است؛ از جمله: خلق جدید و اینکه سراسر هستی برخلاف ظاهرِ ثابت، پیوسته در حال تجدّد و دگرگونی‌است و هر لحظه «مرگ و رجعتی» دارد. این آفرینشِ مدام از دید عارف، حضور دائمی خداوند و نیازمندی همیشگی جهان هستی به حضرت حق را اثبات می‌کند و اینکه فیض الهی، لحظه‌‌به‌‌لحظه در عالم مادّه جاری می‌شود؛امّا سرعت این ایجاد و اعدام و اتّصال دائم میان عالم بی‌صورت و جهان صورت، هستی را به‌ظاهر ساکن جلوه می‌دهد. نگارنده در این مقاله کوشیده است به موضوع خلق جدید یا همان اراده‌های متجدّد حق از دیدگاه مولانا اشاره و ارتباط این مفهوم اساسی را با مفاهیمی چون حرکت جوهری، تجلّی، زمان، عالم غیب، نوجویی و نوطلبی عارف بیان کند و به این نتیجه برسد که نوشدن حال‌ها و رفتن کهنه‌ها (خلق جدید)، غم و دلتنگی را از ضمیر عارف می‌زداید و شادی و درلحظه‌زیستن را برای او به ارمغان می‌آورد.

تحلیل گفتمان قدرت در داستان سیاوش بر اساس نظریّۀ قدرت میشل فوکو

صفحه 191-212

https://doi.org/10.22059/jpl.2020.297557.1639

مختار ابراهیمی، شفا دهیمی نژاد

چکیده شاهنامه داستان فرهنگ و تمدّنی باعظمت است که در همۀ دوران‌ها حضوری پویا دارد. این اثرِ روایی نشانۀ ژرفای نهان و آشکار تداوم حیات سیاسی ایران است و هریک از روایت‌های آن می‌تواند در بازتاب این تداوم بررسی و تحلیل شود. از روایت‌هایی که در شبکۀ روایی اساطیر ایرانی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، داستان «سیاوش» است. رخدادهای در این داستان، سبب‌ساز شکل‌گیری روایت‌های بعدی و جنگ‌های حماسی و اساطیری شاهنامه می‌شود. با تحلیل این داستان، می‌توان تصویر روشن‌تری از مفهوم نظام «قدرت»، در سویه‌های مادّی و معنوی‌اش، در فرهنگ اساطیری و دینی ایران باستان و کرانه‌های اندیشۀ خسروانی نشان داد. با چنین هدفی و با توجّه به اهمّیّت داستان سیاوش در روند داستان‌های شاهنامه، در این مقاله کوشیده‌ایم روابط قدرت را در این داستان و نظام معناشناختی آن از دیدگاه فوکو بررسی کنیم. بر همین اساس، این مقاله نخست، چارچوب قدرت-حقیقت را در داستان سیاوش براساس شاه-موبد بررسی می‌کند، سپس در سه محورِ شناسایی فضای تخاصم، منازعات معنایی، و تعیین زمان و مکان، به بررسی گفتمان قدرت در داستان سیاوش می‌پردازد.

متن‌شناسی روایت ناشناختۀ ماه‌منیر و خوب‌چهره

صفحه 213-234

https://doi.org/10.22059/jpl.2021.317638.1856

میلاد جعفرپور، احسان احمد

چکیده اقلیم شبه‌قارّه از رهرو  پیوندها و تعاملات تاریخی کهن و متمادی با ایران، توانسته است میراث ادبی درخشان و برجسته‌ای از خود به یادگار بگذارد. یکی از انواع ادبی‌ای که در اثر جریان ترجمه، تألیف یا تصنیف به زبان فارسی، بخش مهمّی از پیکرۀ متنی این میراث را پرورانده، نوع غنایی‌است. پژوهش حاضر با هدف متن‌شناسیِ یکی از روایت‌های منثور داستانی ناشناختۀ شبه‌قارّه، موسوم به ماه‌منیر و خوب‌چهره، به روش استقرایی انجام شده است؛ بدین منظور، در دو بخش، ابتدا، چکیدۀ کلّ روایت ارائه شده و سپس مشخّصات داستانی آن در نُه بخشِ وجه تسمیه، راوی، زمان و محل تألیف، منشأ پیدایش، ساختار، زبان و نوع ادبی بررسی شده است و آن‌گاه در بخش دوم، گزارشی از عناصر داستانی ماه‌منیر و خوب‌چهره در هشت بخشِ روایت، پی‌رنگ، زاویۀ دید، شخصیّت، زمان و مکان، درون‌مایه، اصول اخلاقی، تقدیرگرایی، آداب و رسوم، توصیف و بن‌مایه‌ها به دست داده شده است. برآیندهای این پژوهش، حکایت از آن دارد که روایت ماه‌منیر و خوب‌چهره نمونۀ نسبتاً موفّقی از داستان‌های عاشقانۀ شبه‌قارّه محسوب می‌شود که با زبانی ساده و بی‌پیرایه، و در ضمنِ پی‌رنگی عاشقانه، به تقلید از شیوۀ کهن نقل چند حکایت مستقل و پی‌درپی، سعی در ترویج برخی اصول اخلاقی، یا گزارش مکر زنان دارد.

ویژگی‌های شکلی (فرمی) شعر رضا براهنی در مجموعۀ خطاب به پروانه‌ها

صفحه 235-255

https://doi.org/10.22059/jpl.2020.306021.1739

نگین شهابی، امیر مازیار

چکیده فرم شعر فارسی طیّ تاریخ، پیوسته دستخوش دگرگونی­های بسیار شده است؛ به‌ویژه در قرن حاضر و پس از مطرح‌شدن شعر نو، این تحوّلات، چشم­گیرتر و بحث­انگیز­تر شده است. یکی از واپسین نظریّه‌ها در زمینۀ شکل شعر معاصر فارسی را رضا براهنی با چاپ مجموعۀ شعر خطاب به پروانه­ها عرضه کرد. او در این مجموعه و در بحث نظریِ مقالۀ انتهای کتاب، با عنوان «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم»، بر آن بود که با یافتن ایرادها و بن‌بست‌های شعر نیمایی و سپید، و با ارائۀ نظریّه­ای نو، از بحرانی که مدعی­است گریبان‌گیر شعر نوی فارسی شده است، عبور کند. نظریّه و اشعار او در این مجموعه، متأثّر از شعر پسامدرن و نظریّه­های ادبی غربی، نظیر فرمالیسم و شالوده­شکنی‌است؛ همچنین برخی از دیدگاه­های مطرح‌شده نظیر زبانیّت، شعر چندصدایی، استفاده از صوت و قطع روایت، برای نخستین­بار با این مجموعه به شعر نوی فارسی راه می­یابند. در پژوهش حاضر، با مرور شکل شعریِ براهنی در دوره­های مختلفِ کاری او و اشاره به تأثیرپذیریِ وی از پست­مدرنیسم، و همچنین با آوردن نمونه­­هایی از اشعار و تحلیل آن‌ها، کوشیده­ شده است واپسین نظریّۀ فرم شعری براهنی بررسی و جمع‌بندی جدیدی از مشخّصه­های شکلی اشعار خطاب به پروانه­ها ارائه شود.