دوره و شماره: دوره 1، شماره 6، مرداد 1390، صفحه 1-140 (193 ادب فارسی) 
تعداد مقالات: 7
عمرو بن بحر جاحظ

عمرو بن بحر جاحظ

صفحه 1-16

محسن جهانگیری

چکیده جاحظ مانند ولتر، نویسند? سرشناس فرانسوی، ادیبِ فیلسوف است، یعنی بعد ادبی وی بر بعد فلسفی‌اش غالب است. او مانند سایر ادیبان و نویسندگان بزرگ جهان به هم? علوم و معارف عصرش اعمّ از فلسفه و کلام و سیاست و اقسام و الوان آداب و ادیان و مذاهب اشراف داشته و در برخی از آنها ماهر و حاذق بوده وکتاب و رساله نوشته است. بزرگترین امتیاز جاحظ در میان نویسندگان عهد قدیم در این است که او مانند نویسندگان معروف عهد جدید و معاصر دربار? واقعیّات زندگی و مسائل روز جامعه از قبیل برتری نژادی، اختلافات دینی و مذهبی و خصوصیات صنفی و حتّی اخلاق و رفتار افراد اندیشیده و به جامع? آرمانی و به‌اصطلاح مدین? فاضله عنایت نکرده است. او نمی‌خواسته در ذهن خود جامعه‌ای آرمانی بسازد و انسانها را به‌سوی آن سوق دهد، بلکه وجه? همّتش تنها شناختن و شناساندن جامع? موجود عصرش بوده است. او در تفکّرات و تأمّلات فلسفی خود نیز مانند فیلسوفان طبیعت‌شناس یونان پیش از سقراط دربار? واقعیّات محسوس و ملموس اندیشیده و از تفکّر و بحث درخصوص کلیّات و انتزاعیّات ماورای حس و محسوسات خودداری کرده است. جاحظ نویسنده و فیلسوفی شاد و خندان بوده، به تمام شئون حیات عشق می‌ورزیده و مانند ولتر هم خود می‌خندیده و هم دیگران را می‌خندانده است.

تحلیل داستان ملکوت با تکیه بر رویکرد ساختارگرایانه

تحلیل داستان ملکوت با تکیه بر رویکرد ساختارگرایانه

صفحه 17-38

تقی پورنامداریان، رقیه هاشمی

چکیده ملکوت تنها داستان بلند صادقی از جمله آثار ماندگاری که تحت تأثیر بوف کور هدایت در دوره‌ای خاص و با سبکی متمایز به نگارش درآمده است. گذشته از محتوای منحصر به فرد داستان، فرم و ساختار آن نیز قابل تأمّل و چشمگیر است. در این مقاله در پی آن است بعضی از خصوصیات زبانی، ساختاری و فنی آن بیان شده، لذا باتوجّه به رویکرد نوین ساختارگرایانه که سالیان سال در زمینة نقد ادبی از جمله رهیافتهای قدرتمند و مطرح بوده، به رشته تحریر درآمده است. مقالة موجود بعد از درآمدی کوتاه در رابطه با ساختارگرایی و پیشینة ملکوت حاوی کلیات و تعاریفی از آرا ساختارگرایانی چون ژنت، تودوروف، بارت و... می‌باشد. بعد از طرح آراء، به زاویه دید دانای کل و ادا شاخص ملکوت، همچنین تحلیل داستان در دو سطح ساختار روایت و نحو روایت پرداخته شده است. با وجود ساختار نامنسجمی که به‌ظاهر در روایت داستان وجود دارد، ملکوت بیانگر فرم و ساختاری مستحکم و حساب شده است که با وضعیّت ناپایداری شروع می‌شود و با ادامه داستان به اوج خود می‌رسد. در قسمت نحو روایت به شخصیّتهای کنش‌گر، کنش‌پذیر، فعل یا کنش ویژه آنها توجّه می‌گردد که با توجّه به روساخت داستان، دکتر حاتم به‌عنوان فاعل اصلی شخصیّتهای دیگر را تحت تأثیر کنش خود قرار می‌دهد.

بینش نقش اندیش روزبهان در تفسیر 
عرایس البیان فی حقایق القرآن

بینش نقش اندیش روزبهان در تفسیر عرایس البیان فی حقایق القرآن

صفحه 39-56

علی شیخ الاسلامی، محمد رضایی

چکیده «عرایس البیان فی حقایق القرآن» از مهمترین مصنّفات روزبهان بقلی از عارفان پر آوازة قرن ششم است که علی رغم جایگاه حائز اهمیّتی که در تاریخ تفاسیر عرفانی و شناخت عرفان عاشقانه دارد در پردة گمنامی مانده و در پژوهشهای گذشته و اخیر جز اشاره‌ای فهرست وار، از آن نشانی دیده نمیشود. تجربة صوفیانة روزبهان، مهمترین پیش فرض وی در برخورد با متن قرآنی و مبنای تأویلات عرفانی او از آیات الهی است. تبیین مفاهیم و معانی آیات قرآن که در نتیجة چنین تجربه‌ای برای روزبهان حاصل شده، جز به واسطة شگردهای خاص بیانی که سرشار از نقش و تصویر و عاطفه است امکان پذیر نبوده که این امر موجب آمیختگی تأمّلات روزبهان با تصاویر خیالی و زبان مجازی شده است. از این رو نثر روزبهان در تفسیر عرایس البیان، همچون نثرهای شاعرانه، سرشار از صور خیال است. بررسی کاربرد و استخدام صور خیال و تبیین مبنا و علّت کاربرد آنها در تفسیر عرایس موضوعی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.

بررسى و تحلیل جایگاه سفر آفاقى در متون عرفانى

بررسى و تحلیل جایگاه سفر آفاقى در متون عرفانى

صفحه 57-72

سیّد على اصغر میرباقرى فرد، فاطمه طاهرى

چکیده این مقاله یکى از مباحث مهم در سیر و سلوک، یعنى سفر آفاقى را در متون عرفانى تا قرن هفتم هجرى بررسى و تحلیل میکند. نگارنده پس از ذکر مقدّمه‌اى دربارة سیروسفر به تعریف سفرو سیروسلوک پرداخته و پیشینة سفر در قرآن و حدیث را به اجمال تبیین کرده است. نویسنده انواع، سفر و سیروسلوک را نیز از متون عرفانى استخراج و عرضه کرده و سپس به تبیین اهداف صوفیان از سفرو لوازم لازم در سفر پرداخته و پس از تشریح آداب سفر و آداب ورود به خانقاه، رابطة مشایخ تصوّف با سیروسفر را تحلیل نموده است. در پایان تأثیرات و فواید سفر صوفیان را بیان کرده است.

بررسی شخصیّت ابن‌باکویة شیرازی

بررسی شخصیّت ابن‌باکویة شیرازی

صفحه 73-92

محمد علی جانی پور

چکیده ابن‌باکویة شیرازی از صوفیان برجستة قرن چهارم و پنجم است. بیتی که سعدی (قرن هفتم) در آن اسمی از باباکوهی برده و عبارتی از عیسی‌بن جنید شیرازی (قرن هشتم) در تذکرة هزار مزار که از شیخ علی باباکوهی نام برده و نیز سخن رضاقلی‌خان هدایت در تذکرة ریاض‌العارفین (قرن 13) در انتساب دیوانی که شاعری با تخلّص کوهی سروده، به ابن‌باکویه موجب شده او که به احتمال زیاد در نیشابور دفن شده با شخصی به اسم باباکوهی که مقبره‌اش در شمال شهر شیراز است و با شاعری که به دلایل محکم بعد از قرن نهم زندگی می‌کرده هر سه یک شخصیّت پنداشته شوند. امّا نشانه‌هایی با استفاده از آثار معتبر وجود دارد که ابن‌باکویه غیر از شخصی است که در شمال شیراز دفن شده و مشهور به باباکوهی است و دیوانی که بدو منسوب کرده‌اند به هیچ وجه متعلّق به‌او نیست.

میان خانۀ جهان

میان خانۀ جهان

صفحه 93-100

محمّدرضا ترکی

چکیده در این مقاله از رهگذر تأمّل در مفهوم بیتی از خاقانی شروانی و بررسی و نقد نکاتی که شارحان دیوان او ، از دیرباز تا امروز، در شرح و تفسیر آن آورده‌اند، کوشیده ایم مفهوم اصطلاح «میان خانه» را در شعر این سخن سرای بزرگ قرن ششم هجری توضیح دهیم. به نظر میرسد این تعبیر، به معنایی که در بیت آمده است، از اصطلاحات خاص خاقانی است، از آن دسته اصطلاحات که در حد تفحّص تنها در آثار این زبان آور شروانی به کار رفته است. وجود اصطلاحات و تعبیراتی از این دست در آثار خاقانی و دیگر سخنوران ادب فارسی، تدوین فرهنگ اصطلاحات خاص خاقانی و دیگر سخنوران ادب فارسی را به طور جداگانه ضروری میسازد.

انواع نمود واژگانی در افعال فارسی

انواع نمود واژگانی در افعال فارسی

صفحه 101-120

زهر ابوالحسنی چیمه

چکیده مقاله حاضر نگاهی است به نمود واژگانی (Lexical aspect) و انواع آن که به‌صورت مشخصة معنایی در فعل موجود است و روند انجام فعل را از لحاظ استمرار، تکرار، تداوم و غیره نشان میدهد. اگرچه نمود مقوله‌ای مستقل در تصریف فعل بشمار می‌آید، امّا بازتاب نحوی حاصل از آن تنها به نمود دستوری مربوط نمیشود بلکه نمود واژگانی را نیز دربر میگیرد. در این مقاله نمود واژگانی از نمود دستوری جدا و متمایز شده و انواع آن مورد تحلیل قرار میگیرد. نمود واژگانی در کلّ به دو نمود «ایستا» (مانند ارزیدن) و «پویا» قابل تفکیک است. افعال پویا به دو گروه «لحظه‌ای» و «تداومی» تقسیم میشوند. افعال لحظه‌ای خود در دو نمود «لحظه‌ای- کوتاه» و «تداومی» تقسیم میشوند. افعال لحظه‌ای خود در دو نمد «لحظه‌ای- کوتاه» (مانند سرفه کردن) و «فرایندی- لحظه‌ای» قابل شناسایی است که نوع اخیر به نوبة خود به دو نوع «فرایندی- لحظه‌ای- ایستا» (مانند نشستن) و «فرایندی- لحظه‌ای- پایانی» (مانند به دنیا آمدن) تقسیم میشود. افعال تداومی نیز در دو گونة «نهایت‌پذیر» (مانند گفتن) و «نهایت‌ناپذیر» (مانند صحبت کردن) یافت میشوند. نمود واژگانی در ترکیب با نمود دستوری ارزشهای نمودی گوناگون امّا منظمی را بدست میدهد که بدون در نظر گرفتن آن، این ارزشها به بی‌قاعدگی و بی‌نظمی تعبیر خواهد شد.