دوره و شماره: دوره 1، 7و8 - شماره پیاپی 7، اسفند 1390، صفحه 1-170 (1390 ادب فارسی) 
تعداد مقالات: 7

عمربن جاحظ ادیب فیلسوف

صفحه 1-26

محسن جهانگیری

چکیده جاحظ مانند ولتر، نویسندۀ سرشناس فرانسوی، ادیبِ فیلسوف است، یعنی بعد ادبی وی بر بعد فلسفی­اش غالب است. او مانند سایر ادیبان و نویسندگان  بزرگ جهان به همۀ علوم و معارف عصرش اعمّ از فلسفه و کلام و سیاست و اقسام و الوان آداب و ادیان و مذاهب اشراف داشته و در برخی از آنها ماهر و حاذق بوده وکتاب و رساله نوشته است.  بزرگترین امتیاز جاحظ در میان نویسندگان عهد قدیم در این است که او مانند نویسندگان معروف عهد جدید و معاصر دربارۀ واقعیّات زندگی و مسائل روز جامعه از قبیل برتری نژادی، اختلافات دینی و مذهبی و خصوصیات صنفی و حتّی اخلاق و رفتار افراد اندیشیده و به جامعۀ آرمانی و به­اصطلاح مدینۀ فاضله عنایت نکرده است. او نمی­خواسته در ذهن خود جامعه‌ای آرمانی بسازد و انسانها را به­سوی آن سوق دهد، بلکه وجهۀ همّتش تنها شناختن و شناساندن جامعۀ موجود عصرش بوده است. او در تفکّرات و تأمّلات فلسفی خود نیز مانند فیلسوفان طبیعت‌شناس یونان پیش از سقراط دربارۀ واقعیّات محسوس و ملموس اندیشیده و از تفکّر و بحث درخصوص کلیّات و انتزاعیّات ماورای حس و محسوسات خودداری کرده است. جاحظ نویسنده و فیلسوفی شاد و خندان بوده، به تمام شئون حیات عشق می‌ورزیده و مانند ولتر هم خود می‌خندیده و هم دیگران را می‌خندانده است.
 

روابط بینامتنی در اسکندرنامه‌های منظوم (فردوسی، نظامی و امیرخسرو)

صفحه 27-44

محمود عابدی، محمد پارسانسب، سیما عباسی

چکیده بینامتنیت را نخستین بار ژولیا کریستوا در مورد روابط میان متون به کار برد. پس از وی افرادی نیز به بررسی مباحث بینامتنی از دیدگاه‌های متفاوت پرداختند و مفهوم آن را تغییر دادند. یکی از این افراد ژرار ژنت است که گسترده تر و نظام یافته تر بدان پرداخت و روابط میان متنی را با تمام متغیرات آن مورد بررسی قرار داد و آن را ترامتنیت نامید. اسکندرنامههای منظوم که در شکل­گیری آن­ها مجموعه‌ای از «پیش متن»‌ها مؤثّراند در طول تاریخ حیات خویش با بسیاری از عناصر فرهنگی و اعتقادی ملل و زبان‌های مختلف درآمیخته و محتوایی داستانی و افسانه‌ای یافته‌اند. با وجود تمایزاتی که نیّت مؤلّفان، اقتضائات اجتماعی و فکری روزگار هر اثر و گاه «دلهره­ی تأثیر» در این آثار به وجود آورده، وام گیری‌ها و تأثیر و تأثّرهای این متون نشانگر بینامتنیت صریح آن­هاست. اسکندرنامه‌های منظوم فارسی را می‌توان بر اساس آرای وی مورد بررسی قرار داد و از دیدگاه تازه‌ای به مطالعه­ی روابط میان این متون پرداخت.
در این نوشتار ویژگی‌های میان­متنی (اسکندرنامه­های فردوسی، نظامی و امیرخسرو) از دیدگاه بینامتنی (هم­حضوری) و بیش متنی (تأثیر و تأثر) ژرار ژنت بررسی می‌شود تا با مشخص شدن مشترکات بینامتنی این آثار، میزان و چگونگی تأثیرپذیری و تأثیرگذاری آنها بر یکدیگر مشخّص شود و نشان داده شود که این تأثیرات در چه حوزه‌هایی بیشتر اتفاق افتاده و تا چه اندازه‌ای آگاهانه بوده است.

اطلاعاتی درباره قطب الدین محمدبن احمد جام ژنده پیل همراه با نقد بخشی از مقدمه مصحح چاپ جدید حدیقه الحقیقه

صفحه 45-66

علی محمد موذنی، محمود ندیمی هرندی

چکیده قطب­الدّین محمّد بن مطهر بن احمد جام (ژنده­پیل) از صوفیان و نویسندگان توانای ایران است که از 577 تا 667 هجری زندگی کرده است. حدیقةالحقیقة یکی از آثار اوست. در این مقاله ابتدا به اطّلاعاتی دربارة قطب‌الدّین، شامل نام و نسب و مذهب و شغل قطب‌الدّین و روابط او با معاصران و سفرها و آثار او پرداخته­ایم و سپس بخشی از مقدمة چاپ جدید حدیقةالحقیقة را مورد نقد و بررسی قرار داده­ایم که اخیراً به کوشش دکتر حسن نصیری جامی منتشر شده است.   .

عجز از بیان: قرائتی از روانکاوانه از داستان(سه قطره خون)

صفحه 67-88

حسین پاینده

چکیده «سه قطره خون» در زمره‌ی شناخته‌شده‌ترین آثار صادق هدایت قرار دارد و داستانی است که هم توجّهِ عامِ بسیاری از خوانندگان علاقه‌مند به ادبیات را به خود معطوف کرده و هم توجّهِ خاصِ عده‌ی زیادی از پژوهشگران و منتقدان ادبی را. راوی و شخصیت اصلی داستان که در آسایشگاهی روانی بستری شده است، توصیفی از سایر بیماران و نیز شرحی از رویدادی آسیب‌زا در زندگیِ گذشته‌ی خود به دست می‌دهد که از هر حیث روایتی نامنتظم و نامنسجم به نظر می‌رسد. در مقاله‌ی حاضر استدلال می‌شود که فقدان انتظام منطقی در روایت، حکایت از تعارض بین دو ساحتِ آگاه و ناخودآگاه در روانِ گسیخته و نامنتظمِ شخصیت اصلی دارد، تعارضی که نظریه‌ی روانکاوی مناسب‌ترین ابزار (مفاهیم و روش‌شناسی) را برای بررسی آن در اختیار منتقد ادبی می‌گذارد. نویسنده‌ی مقاله با به‌کارگیری مجموعه‌ای از مهم‌ترین مفاهیم روانکاوانه (از جمله «مقاومت»، «جابه‌جایی»، «نمادپردازی»، «رانه»، «کنش‌پریشی»، «هم‌هویتی»، «ضایعه‌ی روانی»، «وسواس» و غیره)، جزئیات متن را با اتخاذ روش‌شناسی روانکاوی (تحلیل «محتوای آشکار» برای به دست دادن «محتوای نهفته») به منظور پرتوافشانی بر انگیزه‌ها و هراس‌های ناخودآگاه شخصیت اصلی بررسی می‌کند و داستان ناگفته‌ای را معلوم می‌سازد که به دلیل فشار بازدارنده‌های ناخودآگاه در گفتار راوی مکتوم مانده است. این مقاله ضمن اجتناب از کاویدن روان صادق هدایت، بر تمایز‌گذاری بین هویت نویسنده‌ی داستان و هویت شخصیت اصلی تأکید می‌گذارد و استدلال می‌کند که رویکرد معطوف به نویسنده در نقدهای روانکاوانه، پیشبرد مطالعات ادبی را در کشور ما با موانع متعدد و نیز سوءتفاهم‌ها و واکنش‌های زیانبخش مواجه کرده است. در بخش پایانی مقاله، نویسنده همچنین پیشنهادهایی در خصوص سمت‌وسوی مطالعات روانکاوانه‌ی بیشتر درباره‌ی این داستان تأثیرگذار مطرح می‌کند، پیشنهادهایی که سویه‌ی متن‌محورانه‌ی این مقاله را به سویه‌ای خواننده‌محور تغییر می‌دهند تا زمینه‌ای برای بررسی واکنش خوانندگان و تبیین علت اقبال به این داستان در فرهنگ مردسالارانه‌ی ایرانی از منظری روانکاوانه فراهم آورده شود.  

نمود ایما(زبان ایما یکی از شاخص های برجسته مقالات شمس)

صفحه 89-120

علی محمدی

چکیده وقتی سخن از زبان متن در میان باشد، نظر زبان‌شناسان و منتقدان ادبی، بیشتر به وجه نوشتاری معطوف است، وجهی که در تقابل خود، وجه گفتاری را به یاد می‌آورد. تقابلی که از زمان پدیدآمدن خط تاکنون، در نظر پژوهش‌گران زبانی بوده است. پس از توجّه و اهمیّتی که فردینان دوسوسور به نمود برجسته‌ی گفتار بخشید و نوشتار را شکل ناقص گفتار به شمار آورد، زبان‌شناسان هر جا از تقابل نمودهای زبانی سخن گفتند، بیش‌تر به همین زبان نوشتار و گفتار بسنده کردند؛ در حالی که نیک می‌دانستند، زبان نمودهای کم‌رنگ‌تری نیز دارد؛ البته زبان‌شناسان و جامعه‌شناسان و حتّی روان‌شناسان در غرب، به برخی از وجوه نمودهای دیگر که بار انتقال پیام را به دوش دارد، اشاراتی کرده‌ و مقالات و کتاب‌هایی نوشته‌اند؛ اما آن‌چه در این مقاله، با عنوان «نمود ایما» یا «زبان ایما» خوانده شده، نه از شمار آن اشارات و کنایاتی است که به عنوان «غیر کلامی»، مطرح است و نه آن که به عنوان «زبان بدن» از آن یاد می‌کنند؛ بل که نمود دیگری است که به نظر نگارنده تا کنون مورد توجّه ویژه‌ی دانش‌مندان قرار نگرفته است. نمودی که به هر حال تاب و توان انتقال مبلغی از معانی و احساس را در خود دارد و در ارتباطات روزمره‌ی مردم و در همه‌ی زبان‌ها، نقش به سزایی را بازی می‌کند. آن چه در این مقاله مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته، پس از بیان مقدمه‌ای لازم، اهتمام در برجسته‌ساختن همین نمود ایمایی زبان در متن مقالات شمس تبریزی بوده است. بدین لحاظ ما خود را موظّف دیدیم تا حدّ نیاز فضای این نوشته، به پی‌جویی ردّ پای چنین نمودی در متون دیگر نیز بپردازیم؛ اما به سبب محدود بودن فرصتی که در اختیار این مقال است و نیز نبودن سابقه‌ی پژوهش در این خصوص، مبحث چون و چرایی فلسفی و روان‌شناختی دخالت برجسته‌ی این نمود در وجه نوشتاری، هم‌چنان ناتمام مانده است.    

خلقت آدم در اسطوه آفرینش مانوی(بررسی فصل 64 کفالای قبطی نسخه برلین)

صفحه 121-132

محمود جعفری دهقی، سمیه مشایخ

چکیده چکیده: ازجمله کتب بسیار مهم و کلیدی در زمینه­ی مانویت، کتاب کفالایا است که در اصل به زبان قبطی نوشته شده­است. مسیحیان شمال آفریقا که به این دین جدید گرویده­ بودند، این کتاب را به زبان قبطی و به  نوعی از زبان مانی حیّ، که در این کتاب با عناوینی چون «فرستاده» و «پیامبر» از او یاد می­شود، نوشته­اند. هرفصل، جلسات وعظ مسیح را می­ماند؛ که شاگردان از او چیزی را می­پرسند و پاسخ را از پیامبر خود دریافت می­کنند. خلقت همواره نقطه عطف و لحظه­ی آغاز هر چیزی است. خلقت بشر همواره بخش افسون کننده و جذاب ادیان به شمار می­آید، به ویژه در مانویت که برگرفته از افکار تلفیقی ِ بودایی، مسیحی و گنوسی است. داستان آفرینش آدم، به صورت دقیق تنها در فصل 64 کفالایای قبطی عنوان شده. چنین بیان می­شود که آدم را در سه چیز برتر و بهتر از سایر موجودات مرکّب در آسمان و زمین می­دانند و اینکه دیوان به خاطر هفت ویژگی­اش او را به وجود آوردند. از این رو از لحاظ اسطوره­شناسی و تحقیق در این زمینه، این فصل حائز اهمیت است.  

روایت شعر و جایگاه راویان اشعار

صفحه 133-150

باقر قربانی زرین

چکیده یکی از راه‌های حفظ و انتشار اشعار در گذشته روایت راویان بوده است. معنای لغوی روایت در عربی حملِ آب بوده و سپس در مفهومی مجازی به نقل شعر و خبر نیز اطلاق شده است. در زبان فارسی شاعران با آوازی خوش اشعارخود را می‌خواندند و یا برای خود راوی یا راویانی بر می‌گزیدند با حافظه‌ای قوی تا اشعار آنان را با آواز بخواند. این راویان ویژگی‌هایی داشتند. در این نوشتار این ویژگی‌ها از لابه لای سروده‌های شاعران استخراج و تحلیل شده است.