<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1398</YEAR>
<VOL>9</VOL>
<NO>1</NO>
<MOSALSAL>23</MOSALSAL>
<PAGE_NO>260</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نگاهی به نقد خودپالایشی عرفا و بی‌التزامی به شرع</TitleF>
				<TitleE>A Study of the Critique of Mystics’ Self-Refinement and Non-Compliance with the Sharia</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73640.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.263433.1252</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از مسائلی که در عرفان اسلامی، چالش­های فراوانی به همراه داشته و بهانة توجیه کینه­توزی مخالفان با تعالیم صوفیانه شده است، مسئلة «بی­التزامی به شریعت» است که به دلیل غفلت مدعیان، به‌عنوان جواز عارف واصل در مقیدنبودن به انجام عبادات تعبیر شده است. منتقدان و مفسرّان، آرای چندگانه­ای دربارة بی­التزامی عرفا به شرع ارائه داده­اند، اغلب مشایخ بزرگ نیز در دوره­های مختلف، انتقادهای بسیاری بر دیگر صوفیان وارد کرده­اند که بنا بر نوع دیدگاه ناقد و محیط اجتماعی و زمان فرق می­کند. تأمّل در اندیشه­های نقادانة خود عرفا در این زمینه که با تجارب عرفانی همراه است و همچنین تحلیل آنها، می­تواند پرده از حقیقت بردارد. نگاهی گذرا به کلام و رفتار بزرگان عرفان، نمایانگر توجّه آنها به ظاهر و باطن دین و اهداف والای آن و پرهیز از هرگونه قشری­گری دینی است. هرچند پژوهش‌های پراکنده­ای در تبیین این موضوع صورت گرفته است، امّا اهمیّت آن و توجّه به آسیب­شناسی در مسائل متنازع­فیه، ما را وادار می‌کند که نگاه خود عرفا را هم بر این مسئله واکاوی کنیم. در این نوشته، عقاید و بیانات عارفان و پژوهشگران اندیشة عرفانی و خودپالایشی عرفا در این زمینه بررسی می‌شود و توجیهات معرفتی در بی­التزامی به شرع نیز موردتوجّه قرار می­گیرد. فرضیة ما بر این مبنا استوار است که بی­التزامی به شریعت، حاصل عملکرد مدعیان تصوّف بوده است و در انتساب آن به مشایخ بزرگ می­توان تردید کرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the issues in Islamic mysticism which has caused many challenges and which has become the pretext for justifying the dissent from Sufi teachings is the issue of “non-compliance with the Sharia.” Critics and exegetes have offered various views on mystics’ non-compliance with the Sharia. Reflection on and analysis of the critical thoughts of the mystics themselves on this matter can reveal the truth. A glance at the words and behavior of mystic elders reveals their adherence to religion and its supreme purposes and their avoidance of any religious superficialism. Although sporadic research has been done explaining this issue, its importance requires us to delve into the view of the mystics themselves on the matter. In this article, while having the justifications for non-compliance with the Sharia in mind, the opinions and statements of mystics and scholars of mystical thought are examined. Our hypothesis is based on the fact that non-compliance with the Sharia has been the result of pseudo-Sufis’ acts and the attribution of this non-compliance to Sufi sheikhs may need rethinking.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>19</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>نجف</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جوکار</Family>
						<NameE>Najaf</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Jokar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>n.jowkar@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زنده بودی</Family>
						<NameE>Hosayn</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zendehboodi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hossin.zendehboodi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>: Mysticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Tariqa</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Religious Duty</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Shath</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Non-compliance</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sharia</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم، ترجمۀ مهدی الهی قمشه ای، تهران، اسوه،1370.##آقانوری، علی (1387)، عارفان مسلمان و شریعت اسلام، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب.##آملی، سید حیدر (1386)، جامع الاسرار و منبع الانوار، تصحیح و مقدّمة هانری کربن و عثمان اسماعیل##     یحیی، تهران، علمی و فرهنگی.##ابن سینا (1403)، الاشارات و التنبیهات، تهران، دفتر نشر کتاب.##ابن عربی، محمد بن علی (1388)، فتوحات مکیّه، ترجمة محمّد خواجوی، تهران، مولی.##ابن منظور، محمد بن مکرّم (1990)، لسان العرب، بیروت، دارالصادر.##ابوهلال عسکری (1353)، الفروق اللغویة، قاهره، دار العلم و الثقافة للنشر و التوزیع. .##اصغری، مریم (1394)، «بررسی و تحقیق در مورد اسقاط تکلیف...»، پایان­نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه محقق اردبیلی.##افراسیابی، غلامرضا (1372)، سلطان العشّاق، شیراز، دانشگاه شیراز.##انصاری، خواجه عبدالله (1376)، منازل السایرین، به کوشش علی شیروانی، قم، دارالعلم.##ـــــــــــــ (1356)، طبقات الصوفیّه، تهران، طوس.##بقلی شیرازی، شیخ روزبهان (1381)، غلطات السالکین، به کوشش جواد نوربخش، تهران، یلدا قلم.##ـــــــــــــ (1360)، شرح شطحیّات، تهران، انجمن ایران­شناسی فرانسه در تهران.##جامی، عبدالرحمان (1366)، نفحات الانس، به کوشش مهدی توحیدی، تهران، محمودی.##حرّانی، حسن (1363)، تحف العقول عن آل رسول، تصحیح علی­اکبر غفاری، قم، اسلامی.## (1390)، جستجو در تصوّف ایران، تهران، امیرکبیر.##دیلمی، ابوالحسن(1363)، سیرت شیخ کبیر ابوعبدالله ابن خفیف شیرازی، ترجمۀ یحیی بن جنید شیرازی، تصحیح ا.شیمیل ماری، به کوشش توفیق سبحانی، تهران، بابک.##زنده­بودی، حسین (1383)، فرهنگ، ادب و گویش تنگسیری، بوشهر، انتشارات بوشهر.##سراج طوسى، ابونصر (1382)، اللمع فى التصوّف، تصحیح و تحشیه رینولد آلن نیکلسون، ترجمة مهدى محبتى، تهران، اساطیر.##شریف رضی، محمّد بن حسین(1379)، نهج البلاغۀ علی بن ابی طالب(ع)، ترجمة محمّد دشتی، قم، مشهور.##شعرانی، عبدالوهاب (1418)، الیواقیت و الجواهر فی بیان العقاید الاکابر، بیروت، دارالاحیا تراث العربی.##صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (1366)، کسر اصنام الجاهلیه، ترجمۀ محسن بیدارفر، تهران، الزهرا.##طوسی، محمد بن حسن (1388)، امالی شیخ طوسی، ترجمة صادق حسن­زاده، قم، اندیشة هادی.##عبداللهی، محمدعلی (1384)، «طبقه بندی افعال زبانی در فلسفۀ تحلیلی و علم اصول»، نقد و نظر، ش39و40، 207-231.##عطّار، فریدالدین محمّد (1386)، مصیبت­نامه، تصحیح محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، سخن.##عین­القضاة همدانی (1386)، تمهیدات، با مقدّمه، تصحیح و تعلیق عفیف عسیران، تهران، منوچهری.##ــــــــــــ (1362)، نامه‌ها، به‌ کوشش‌ علینقی‌ منزوی‌ و عفیف‌ عسیران‌، تهران، زوّار.‌##غزالی، ابوحامد محمّد (1362)، المنقذ من الضلال، ترجمة صادق آیینه­وند، تهران، امیرکبیر.##ـــــــــــــ (1374)، کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیوجم، تهران، علمی و فرهنگی.##فرغانی، سعدالدین (1398ق)، مشارق الدراری، مقدّمه و تعلیق جلال آشتیانی، مشهد، دانشگاه فردوسی.##قشیری، ابوالقاسم (1374)، رسالة قشیریّه، ترجمة ابوعلی حسن بن احمد عثمانی و تصحیح بدیع­الزمان فروزانفر، تهران، علمی و فرهنگی.##لاهیجی، شیخ­ محمّد (1374)، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، مقدّمة کیوان سمیعی، تهران، احمدی.##محقق داماد، سیدمصطفی (1367)، «اباحه»، دایرة­المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرة­المعارف بزرگ اسلامی. ##مظاهری، عبدالرضا (1392)، «چگونگی پیوند شریعت با طریقت و حقیقت از طریق آیات و روایات»،##     سراج منیر، سال چهارم، ش13، 87-104.##ـــــــــــــ (1380)، «اسقاط تکلیف در عرفان اسلامی»، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ش160، 525-538.##مولوی، جلال­الدین محمّد (1370). مثنوی معنوی، به اهتمام رینولد الین نیکلسون، تهران: بهزاد.##میرصادقی، جمال (1377)، واژه نامة هنر داستان­نویسی، تهران، مهناز.##هجویری، ابوالحسن علی (1375)، کشف المحجوب،  تصحیح ژوکوفسکی و مقدّمة قاسم انصاری، تهران، طهوری.##یثربی، سید یحیی (1384)، «جایگاه شریعت در قلمرو عرفان»، کتاب نقد، ش 35، 93-128.##یوسف­پور، محمّدکاظم (1380)، نقد صوفی، تهران، روزنه.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>پیشینۀ تاریخی و تحلیلیِ بحث دربارۀ انواع ادبی تا پایان قرن هفتم</TitleF>
				<TitleE>Chronological and Analytical History of Discourse on Literary Genres up to the End of the Seventh Century</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73988.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.257299.1173</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در این مقاله پیشینۀ نظری «انوا ع شعر» در آراء قدما تا قرن هفتم با سیر تاریخی تحلیل و بررسی شده است. ضرورت طرح موضوع از آنجا شکل گرفت که ملاحظه شد باوجود گستردگی بحث و نظر دربارة تقسیم‌بندی و تعریف انواع شعر در مطالعات معاصر، آنچه در این حوزه مغفول مانده است، پاسخ به این پرسش است که آیا در نظریۀ ادبی قدما تعریف و دسته‌بندی روشنی از انواع شعر وجود داشته است و اگر پاسخ آری است، مبنای تقسیم‌بندی پیشینیان از انواع شعر چه بوده است. وجود عباراتی در ابیات خاقانی که به­صراحت از ده شیوۀ شاعری نام می­برد، این نظریّه را قوّت می­بخشد که در مباحث نظری قدما تعریف و طبقه­بندی روشنی از انواع شعر وجود داشته است.بدین­منظور آراء قدما تحت چهار عنوان فیلسوفان و منطقیان، ادیبان و بلاغیان عرب، آثار نقد ادبی و بلاغی فارسی و شاعران بررسی شد و این نتیجه به­دست­آمد که مبحث انواع ادبی (به‌طور خاص شعر) میان قدما و به­ویژه عرب‌ها، مبحثی کاملاً شناخته شده بود و در آثار نقد ادبی و بلاغی آنان، فصل یا دست­کم عنوانی به آن اختصاص داده می‌شد.در حوزۀ ادب فارسی، مباحث نظریّۀ انواع شعر بسیار متأخرتر از ادیبان عرب و کاملاً متأثر از آنان است؛ باوجوداین، جریان ناپیدایی از تحوّل نظریّۀ انواع شعر و تقسیم‌بندی آن در دوره‌های مختلف، در لابه‌لای ابیات شاعران قابل ردیابی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In this paper the theoretical history of “types of poetry,” as defined in ancient times up the seventh century, has been chronologically analyzed. The study was necessitated upon noticing that despite the wide extent of discussion about categorization and definition of types of poetry in contemporary studies, the question of whether there was a clear definition and categorization of types of poetry in ancient literary theories remains unanswered; and if the answer is yes, what was the basis for categorization of types of poetry? The existence of phrases in Khaqani’s verses that explicitly refer to ten types of poetry reinforces the hypothesis that ancient literary theories clearly defined and categorized types of poetry. So, under the four titles of philosophers and logicians, Arab literary scholars and rhetoricians, Persian works of literary and rhetorical criticism, and poets, ancient theories are studied and it is concluded that literary genres—particularly poetry—was a well-known subject among the ancients and especially Arabs, and in their works of literary and rhetorical criticism, a chapter or at least a title was devoted to it. In Persian literature, the theory of types of poetry is much more recent than the Arabic theory and is entirely influenced by it. Nevertheless, an evolution of the theory of types of poetry can be detected in Persian poetry.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>21</FPAGE>
						<TPAGE>40</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمدرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ترکی</Family>
						<NameE>mohamadreza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>torki</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mtorki@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>آسیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فرحی یزدی</Family>
						<NameE>Asiyeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Farahi Yazdi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>asiye.farahi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>روح الله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>هادی</Family>
						<NameE>Roohollah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rhadi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Function</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Literary Criticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Rhetorical Criticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Poets</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Poetry Intention</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Literary Genres</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Types of Poetry</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آدمیت، فریدون ( 1357)، اندیشه‌های میرزاآقاخان کرمانی، تهران، پیام.##آیدنلو، سجاد (1394)، شاخ سرو سایه‌فکن (برگزیده داستان‌های شاهنامه)، تهران، سمت.##ـــــــــــــ (1363)، مقدّمه الشعر و الشعرا ، ترجمة آ-آذرنوش، تهران، امیرکبیر.##الاصفهانی، حمزه (2009)، الامثال الصادرة عن بیوت الشعر، تحقیق احمد بن ‌محمّد الضُبیب، دارالمدار الاسلامی.##انوری، علی بن محمّد (1376)، دیوان، جلد دوم: مقطعات، غزلیات، رباعیات، به اهتمام محمّدتقی مدرس رضوی، تهران، انتشارات علمی فرهنگی.##بدوی، طبانه (1969)، دراسات فی نقدالادب العربی، بیروت، دارالثقافة.##بهار، محمّدتقی (1385)، سبک‌شناسی، به کوشش ابوطالب میرعابدینی، تهران، توس.##خاقانی، افضل­الدین بدیل (1391)، دیوان، به کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران، زوّار.##خفاجی، محمّد عبدالمنعم (1992)، الآداب العربیه فی العصر العباسی الاول، بیروت، دارالجیل.##الدینوری، ابن‌قتیبه (1421) الشعر و الشعرا، تصحیح مفید قمیمه و محمّدامین الضنایی، بیروت، دارالکتب العلمیة.##رازی، شمس قیس (1387)، المعجم فیمعاییر اشعارالعجم، تصحیح محمّد قزوینی، با کوشش مدرس رضوی، تهران، زوّار.##رازی قزوینی، عبدالجلیل (1391)، بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض معروف به نقض،     تصحیح محدث الارموی، قم، دارالحدیث.##ریاحی، محمّدامین (1375)، کسایی مروزی؛ زندگی اندیشه و شعر او، تهران، علمی.##زرقانی، سیّدمهدی و محمّدحسین حسن‌زادۀ نیری (1393‌)، ترجمةرساله‌هایشعریفیلسوفان مسلمان، تهران، سخن.##ـــــــــــــ و محمودرضا قربان صباغ (1395)،  نظریۀ ژانر (نوع ادبی)، تهران، هرمس.##زرّین‌کوب، عبدالحسین (1383)، آشنایی با نقد ادبی، تهران، سخن.##ـــــــــــــ (1392)، ارسطو و فن شعر، تهران، امیرکبیر.##سعدی، مشرف­الدین (1375)، کلیّات، تصحیح تعلیقات به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، ناهید.##سلّوم، د. داود (1981) مقالات فی تاریخ النقد العربی، بغداد، دارالرشید.##سنایی غزنوی، ابوالمجد (1382)،حدیقة‌الحقیقة و شریعة‌الطریقة، تصحیح مریم حسینی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##ـــــــــــــ (1388)، دیوان، به اهتمام مدرس رضوی، تهران، سنایی.##شفیعی­کدکنی، محمّدرضا (1383)، تازیانه‌های سلوک، آگاه.##ـــــــــــــ (1352)، «انواع ادبی و شعر فارسی»، خرد و کوشش، ش11 و 12، 96-119.##شمیسا، سیروس (1389)، انواع ادبی، تهران، میترا.##ضیف، شوقی (1364)، تاریخ ادبی عرب (العصر الجاهلی)، ترجمة علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران،         امیرکبیر. ##ـــــــــــــ (1362)، نقد ادبی، ترجمة لمیعه ضمیری، تهران، امیرکبیر.##ـــــــــــــ (1390)، تاریخ و تطوّر علوم بلاغت، ترجمة محمّدرضا ترکی، تهران، سمت.##طوسی، خواجه نصیرالدین (1326)، اساس‌الاقتباس، تصحیح مدرس رضوی، تهران، دانشگاه تهران.##علوی، ابن‌طباطبا (1982)، عیارالشعر، شرح و تحقیق عباس عبدالساتر و نعیم زرزور، بیروت، بی­نا.##عنصرالمعالی، کیکاووس ( 1378)، قابوسنامه، به اهتمام غلامحسین یوسفی، تهران، علمی و فرهنگی.##فروزانفر، بدیع­الزمان (1380)، سخن و سخن­وران، تهران، خوارزمی.##قدامة بن جعفر ( 1384)، نقدالشعر، تصحیح بوریس بونیباکر، ترجمة ابوالقاسم سری، آبادان، پرسش.##ـــــــــــــ (1302) نقدالشعر، قسطنطنیه، بی­نا.##قیروانی، ابن‌رشیق (1955)، العمدة فی محاسن‌ الشعر وآدابه و نقده، تعلیق و حواشی محمّدمحیی‌الدین عبدالحمید، مصر، بی­نا.##گرگانی، فخرالدین (1337)، ویس و رامین، به اهتمام محمّدجعفر محجوب، تهران، اندیشه.##المرزبانی، ابوعبدالله محمّد (1965)، الموشّح، تحقیق علی محمّد البجاوی، مصر، دارنهضة.##منوچهری دامغانی(1394)، دیوان شعر، به کوشش محمّد دبیرسیاقی، زوار.##ناصرخسرو قبادیانی (1386)، دیوان، تصحیح نصرالله تقوی، با مقدمۀ سیدحسن تقی‌زاده، تهران، اساطیر.##نظامی گنجوی، ابومحمّد الیاس (1393الف)، هفت‌پیکر، تصحیح حسن وحیددستگردی، به کوشش سعید حمیدیان، تهران، قطره.##ـــــــــــــ (1393ب)، خسرو و شیرین، تصحیح حسن وحید دستگردی، به کوشش سعید حمیدیان، تهران، قطره.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تبیینی ساخت‌گرا از تباین نیروانا و فنا</TitleF>
				<TitleE>A Constructivist Explanation for the Contrast between Nirvana and Fana</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73641.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.285850.1481</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>غایت و مقصد سلوک در عرفان اسلامی، فنا و در عرفان بودایی، نیرواناست. رسیدن به هر دو مقصد، از راه زدودن صفات و خواهش‌های نفسانی است. شباهت‌های فنا و نیروانا آن‌قدر هست که گاه مفهومی مشترک قلمداد می‌شوند. فنا و نیروانا تجربه‌هایی عرفانی هستند و با نظریّه‌های رایج در پژوهش‌‌های تجارب عرفانی نیز مطالعه می‌شوند. یکی از این نظریّه‌ها، ساخت‌گرایی است که تجارب عرفانی را پردازش‌شده و سامان‌یافته از باورها و انتظاراتی می‌داند که عارف با خود به تجربه می‌آورد. در نگاه ساخت‌گرا، عارف در حالی به تجربۀ عرفانی پا می‌گذارد که از آموزه‌ها و مفاهیم سنّتی دین و آیینش زمینه‌مند شده است و ازآنجاکه آموزه‌ها و مفاهیم سنّتی ادیان و مذاهب از اساس با هم متفاوت‌اند، تجربه‌های عرفانی عارفان آنها نیز نمی‌تواند یکسان باشد. در این مقاله، زمینه‌مندی‌های عارفان اسلامی و بودایی را در تجربۀ فنا و نیروانا از دریچۀ ساخت‌گرایی بررسیده‌ایم. ما استدلال می‌کنیم که تفاوت عقاید و آموزه‌های این دو آیین، مسیر سلوک و طریقت عارفانش را از اساس متفاوت ترسیم می‌کند و این دو مسیرِ ازاساس‌متفاوت، به مقصد واحدی نمی‌رسند؛ بنابراین، فنا و نیروانا یکسان نخواهند بود. این مقاله با گفتار مختصری در تجربۀ عرفانی  و معرّفی اجمالی نظریّه‌های ساخت‌گرایی و ذات‌گرایی آغاز می‌شود، سپس با بحثی در آموزه‌های اصلی عرفان اسلامی و بودایی برای رسیدن به فنا و نیروانا ادامه می‌یابد و در آخر، با قیاس این آموزه‌ها و بیان نتیجۀ استدلال تمام می‌شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The ultimate goal and the destination of the mystical path in Islam is Fana, and in Buddhism is Nirvana. Reaching to both destinations is through elimination of desires. There are so many similarities between Fana and Nirvana that sometimes they are considered as identical concepts. Fana and Nirvana are mystical experiences and can also be studied through the lens of theories on mystical experiences. One of these theories is Constructivism, which believes mystical experiences are processed through and organized by beliefs and expectations that the mystic brings to the experience. In the Constructivist view, the mystic goes through mystical experience, while he is contextualized with the established doctrines and concepts of his religion, and since established doctrines and concepts of various religions are profoundly different, mystical experiences could not be the same. In this article, we attempt to study Fana and Nirvana through the lens of Constructivism. We argue that the difference between these two faiths is drawing their mystics’ mystical path genuinely different inasmuch as these paths would not end up in the same destination, and thus, Fanā and Nirvana are profoundly different. This article begins with a brief explanation of mystical experience and a short introduction on Constructivism and Essentialism; then continues by describing some principal doctrines on Fanā and Nirvana and recommended instructions to reach them, and finally ends with a comparison of these teachings and conclusion of the argument.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>41</FPAGE>
						<TPAGE>61</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>بهزاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>برهان</Family>
						<NameE>Behzad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Borhan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>behzad.borhan@yale.edu</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حاجیان نژاد</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hajian Nejad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hajiannjd@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Constructivism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Steven T. Katz</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mystical Experience</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Buddhism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sufism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Fana</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Nirvana</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابونصر سراج‌، عبدالله‌ بن‌ علی‌ (۱۹۱۴)، اللمع فى التصوف، لیدن، بریل.##‏‫ــــــــــــــ (۱۳۸۲)، اللمع‌ فی‌ التصوف‌، ترجمۀ مهدی‌ مجتبی‌، تصحیح رینلد الین‌ نیکلسون‌، تهران‌، اساطیر.##استِیس، و. ت. (۱۳۶۷)، عرفان و فلسفه، ترجمۀ بهاءالدین خرمشاهی، تهران، سروش.##‏‫بقلی شیرازی، روزبهان (۱۳۸۱)، رسالة ‌القدس، تهران، یلدا قلم.##‏‫بهاء ولد (۱۳۸۲)، معارف، تهران، طهورى.##‏‫‏‫پاشایی. ع (۱۳۸۳)، بودا: زندگی بودا، آیین او، و انجمن رهروان او، گزارش متن‌های کانون پالی، ویراست 3، تهران، نگاه معاصر.##جرجانی‌، علی‌ بن‌ محمّد (۱۳۷۰)، کتاب التعریفات‌، تهران‌، ناصر خسرو.##جیمز، ویلیام‌ (۱۳۹۳)، تنوع تجربۀ دینی، ترجمۀ حسین‌ کیانی‌، تهران، حکمت.##خادمی، سمیه و محمّد سرورمولایی (۱۳۹۲)، «فنا و بقا و اتّحاد و اتّصال در دیوان بیدل دهلوی»، ادبیّات عرفانی، ش 8، 65-92.##رستمیان، محمّدعلی (۱۳۸۴)، «فنا و نیروانه (مقایسه‌ای بین عنایت سلوک در عرفان اسلامی و بودایی)»، هفت آسمان، ش 25، 189-228.##‏‫شایگان، داریوش (۱۳۹۲)، ادیان و مکتب‌های فلسفی هند، تهران، فرزان روز.##شجاری، مرتضی (۱۳۸۷)، «فنا از دیدگاه ابن­ عربی و ارتباط آن با معرفت نفس»، ادبیّات عرفانی و اسطوره‌شناختی، ش 13، 147-170.##‏‫ضیایی، عبدالحمید (۱۳۸۸)، «بررسی تطبیقی فنا و نیروانا در آموزه­های بودا، کارلوس کاستاندا و مولانا»، ادب حماسی، ش 9، 258-275.##‏‫عطّار، محمّد بن ابراهیم (۱۹۰۵)، تذکرة الأولیاء، تصحیح رینولد آلن نیکلسون، لیدن، مطبعة لیدن.##ــــــــــــــ (۱۳۸۳)، منطق‌ الطیر، تصحیح محمّدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران‌، سخن‌.##علیپور، حسن (۱۳۹۳)، «سیر تاریخی و تکاملی اندیشة فنا در عرفان اسلامی»، آیین حکمت، ش 6، 95-120.##‏‫فدوی، طیبه و اسحاق طغیانی (۱۳۸۹)، «بررسی و تحلیل بازتاب فنا در منطق الطیر عطّار»، آینة معرفت، ش 22، 99-120.##فرغانی، سعیدالدین (۱۳۷۹)، مشارق الدرارى شرح تائیۀ ابن فارض‏، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.##‏‫فورمن‌، رابرت‌ (۱۳۸۴)، عرفان‌، ذهن‌، آگاهی‌، ترجمۀ عطا انزلی‌، قم‌، دانشگاه مفید.##‏‫قشیری، عبدالکریم‌بن هوازن (۱۳۷۴)، رسالۀ قشیریّه، ترجمۀ ابوعلی حسن ‌بن احمد عثمانی، تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، علمی و فرهنگی.##قنبری، بخشعلی (۱۳۹۳)، «بررسی مقایسه‌ای نیروانة بودایی و فنا و بقا در دیدگاه مولوی»، اطّلاعات حکمت و معرفت، ش 107، 22-27.##‏‫کاشانی، عزّالدین محمودبن علی (بی‌تا)، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، تهران، هما.##‏‫کتز، استیون (۱۳۸۳)، ساخت‌گرایی، سنت و عرفان، ترجمۀ عطا انزلی، قم، آیت عشق.##‏‫مستملی‌، اسماعیل‌ بن‌ محمّد (۱۳۶۳)، شرح ‌‌التعرف‌ لمذهب‌ ‌التصوف‌، تصحیح محمّد روشن‌، ‏‫تهران‌، اساطیر.##‏‫مقدّم‌پور، فاطمه (۱۳۸۵)، «بررسی تطبیقی دو مفهوم فنا در عرفان اسلامی و نیروانه در آیین بودا»، نامۀ انجمن، ش 5، 1-78.##میرباقری‌فرد، علی‌اصغر و زینب رضاپور (۱۳۹۲)، «تحلیل و مقایسۀ فنا و بقا در سنّت عرفانی اوّل و دوم»، مطالعات عرفانی، ش 17، 175-204.##‏‫هجویری‌، علی ‌‌بن‌ عثمان‌ (۱۳۸۹)، کشف ‌المحجوب‌، تصحیح محمود عابدی، تهران‌، سروش.##Almond, Philip (1988), “Mysticism and its contexts”, Sophia, 27(1), 40-49.##Bernard, G. William (1997), Exploring unseen worlds: William James and the pholosophy of mysticism, Albany، Universtity of New York Press.##Bodhi, Bhikkhu (2005), In the Buddha’s Words: An Anthology of Discourses from the Pali Canon, Wisdom.## ــــــــــــــــــــ(2010), The Noble Eightfold Path: Way to the End of Suffering, Kandi، Buddhist Publication Society.##ــــــــــــــــــــ (2013), “What does Mindfulness really mean? A Canonical perspective”, In J. M. G. Williams &amp; J. Kabat-Zinn (eds.), Mindfulness: Diverse Perspectives on Its Meaning, Origins and Applications, 19-40, New York، Routledge.##Collins, Steven (1982), Selfless Persons: Imagery and Thought in Theravada Buddhism, New York، Cambridge University.##Encyclopedia of Buddhism (2013), New York، Routledge.##Gombrich, Richard F (2006), How Buddhism Began, The conditioned genesis of the early teachings, New York, Routledge.##Harvey, Peter (2013), An Introduction to Buddhism: Teachings, History and Practices, Cambridge، Cambridge University.##Hollenback, Jess Byron (2000), Mysticism: Experience, Response, and Empowerment, Pennsylvania، Pennsylvania State University Press.##James, William (1902), The Varieties of Religious Experience, London and Bombay، Longmans, Green &amp; Co.##Janz, Bruce (1995), “Mysticism and understanding: Steven Katz and his critics”, Studies in Religiun / Sciences Religieuses 24/1, 77-94.##Jones, R. M (1909), Studies in Mystical Religion, London، MacMillan.##K. C. Forman, Robert (1990), “Mysticism, Constructivism, and Forgetting”, In R. K. C. Forman (ed.), The Problem of Pure Consciousness, 3-4, New York، Oxford University Press.##Katz, Steven T. (ed.) (1978), Mysticism and Philosophical Analysis, New York، Oxford University Press.## ــــــــــــــــــــ (1983), MysticismandReligiousTraditions, New York، Oxford University Press.##ــــــــــــــــــــ (ed.) (1992), Mysticism and Language, New York، Oxford University Press.##ــــــــــــــــــــ (2000), Mysticism and Sacred Scripture, New York, Oxford University Press.##Smart, Ninian (1978), “Understanding Religious Experience”, In S. T. Katz (ed.), Mysticism and Philosophical analysis, 10-21, New York، Oxford University Press.##Trainor, Kevin (2004), Buddhism: The Illustrated Guide, New York، Oxford University Press.##Vetter, Tilmann (1988), The Ideas and Meditative Practices of Early Buddhism, Leiden، Brill.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تلقّی کلامی شاعران پارسی‌گو از واژۀ قرآنی «قلم»</TitleF>
				<TitleE>Theological Perception of the Koranic Word “Pen” by Persian-Speaking Poets</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73643.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.271033.1319</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>شاعران پارسی با هر گرایش مذهبی و کلامی، تأثیر فراوانی از آیات قرآن کریم پذیرفته و این تأثیرپذیری به صورت‌های گوناگون (تلمیح، تضمین، اشاره، اقتباس ...) در شعر آنها مشهود است تاجایی­که شعرِ کمتر شاعری را می‌توان یافت که از این مضامین خالی باشد. باتوجّه‌به اینکه فرقه‌های مختلف اسلامی، تفسیر و تأویل خاصی از آیات و اشارات قرآنی دارند و هرکدام در سایۀ تعاریف و تعالیم فرقه‌هایشان و همچنین به دلیل شرایط مختلف اجتماعی- سیاسی زمان خود، آیات قرآن را تفسیر و تأویل کرده­اند، شاعران پارسی­گو نیز باتوجّه‌به گرایش مذهبی/کلامی خود و با رنگ و بوی شاعرانه و تصویرسازی­های ادبی، این مضامین را در آثارشان به­کارمی­برند. در این پژوهش، کاربرد واژة قرآنی «قلم» در اشعار شاعران جریان­ساز پارسی­گو با گرایش مذهبی/کلامی بررسی می­شود. پس از تحلیل و    دسته­بندی تلقّی مفسّران و متکلّمان از واژۀ قلم، استخراج و دسته­بندی تلقّی شاعران انتخابی این پژوهش، از مفهوم واژة قلم صورت می­پذیرد. شایان ذکر است از این رهگذر، درک صحیح­تر ابیاتی که حاوی واژة قلم هستند نیز محقق می­شود. شاعران منتخب در این پژوهش که علاوه بر جایگاهشان در تاریخ ادب پارسی براساس توجّه خاصی که به مباحث کلامی دارند، انتخاب شده­اند، عبارت­اند از: فردوسی، ناصرخسرو، خیّام، سنایی، خاقانی، نظامی، عطّار، سعدی، مولوی، حافظ و جامی.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Persian poets of all religious and theological tendencies have been under the influence of the verses of the Koran. This influence is expressed in various forms (allusion, quotation, reference, adaptation etc.) in their poems to the extent that few poems can be found which are void of such contents. As different Islamic sects have different interpretations of Koranic verses and references, each interprets verses of the Koran according to their own definitions and teachings and also with regard to the socio-political conditions of their time. In this research, the use of the term “pen” in the poems of prominent Persian-speaking poets of religious-theological tendency is investigated. Considering that no specific research has been done in this field, the analysis and classification of poetry’s perceptions of one of the themes of the Koran is worthwhile. After analyzing and categorizing exegetes and theologians’ interpretations of the word “pen,” a selected group of poets’ perceptions of the word is studied. It is worth noting that in doing so a more correct understanding of verses mentioning the word “pen” is accomplished. The selected poets of this research are Ferdowsi, Naser Khosrow, Khayyam, Sana’i, Khaqani, Nizami, Attar, Saadi, Rumi, Hafez, and Jami.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>63</FPAGE>
						<TPAGE>82</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مصطفی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>موسوی</Family>
						<NameE>Sayyed Mostafa</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Moosavi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mmusavi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>وحید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نعمانی</Family>
						<NameE>Vahid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Nomani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش‌آموختة کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>vahid9973@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Religious Orientation</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Theological Orientation</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Exegetes</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Theologians</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Persian Poets</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Koranic Word</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Pen</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن مجید (1374)، ترجمة ابوالحسن شعرانی، تهران، کتاب­فروشی اسلامیّه.##اترک، حسین (1389)، «مقایسة لوگوس مسیحی، حقیقت عیسوی و حقیقت محمّدی»، الهیّات تطبیقی، ش2، 65-86.##الهی­منش، رضا (1385)، «نخستین آفریده از منظری اسلامی و مسیحی»، هفت آسمان، ش31، 29-54.##بخاری، ابی­عبدالله محمّد بن اسمعیل (1862)، الجامع الصحیح، تصحیح لودلف کرهل، لیدن، بریل.##بدوی، عبدالرحمن (1996)، مذاهب الاسلامیین، بیروت، دارالعلم للملایین.##بقلی شیرازی، روزبهان (1360)، شرح شطحیّات، تصحیح هانری کربن، تهران، طهوری.##ـــــــــــــ (1395)، عرایس البیان فی حقایق القرآن، ترجمة علی بابایی، تهران، مولی.##ترمذی، ابوعیسی محمّد (1398)، الجامع الصحیح-سنن الترمذی، احمدمحمّد شاکر، بی­جا، مصطفی البابی الحلبی و اولاده.##جامی، نورالدین عبدالرحمن (1386)، مثنوی هفت اورنگ، به تصحیح مرتضی مدرس گیلانی، تهران، اهورا.##ـــــــــــــ (1390)، دیوان، تصحیح محمّد روشن، تهران، نگاه.##جرجانی، علی ابن محمّد شریف (1985 )، تعریفات، تصحیح گوستاو فلوگل، بیروت، مکتبة لبنان.##حافظ، خواجه شمس­الدین محمّد (1362)، دیوان، تصحیح پرویز ناتل خانلری، تهران، خوارزمی.##حلبی، علی­اصغر (1389)، تاریخ علم کلام در ایران و جهان اسلام، تهران، اساطیر.##حلّی، جمال­الدین (1388)، کشف­ المراد شرح تجرید الاعتقاد، ترجمه و شرح فارسی ابوالحسن شعرانی، تهران، اسلامیّه.##خاقانی شروانی، افضل­الدین بدیل (1382)، دیوان، تصحیح ضیاء­الدین سجّادی، تهران، زوار.##ـــــــــــــ (۱۳۸۷)، تحفة العراقین (ختم الغرایب) خاقانی شروانی، به کوشش علی صفری آق‌قلعه، تهران، میراث مکتوب.##خالقی­مطلق، جلال (1363)، «معرفی قطعات الحاقی شاهنامه»، ایران­نامه، پاییز 1363، ش9، 26-53.##خیّام، ابوحفص­عمر (1321)، رباعیّات، به اهتمام محمّدعلی فروغی و قاسم غنی، تهران، چاپ رنگین.##ـــــــــــــ (1367)، رباعیّات(طربخانه)، گردآوری یاراحمد رشیدی، تصحیح جلال­الدین همایی، تهران، هما.##ـــــــــــــ (1379)، رباعیّات، گردآوری حسین دانش، ترجمة توفیق سبحانی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##خیّام (1883)، رباعیّات عمر خیّام، تصحیح وینفیلد، لندن، تروبنر.##دهخدا، علی­اکبر (1325-1352)، لغت­نامه، تهران، مجلس و دانشگاه تهران.##رازی، فخرالدین (بی­تا)، التفسیر الکبیر، عبدالرحمن محمّد، قاهره، جامع الازهر.##زریاب خویی، عبّاس (1370)، «نگاهی تازه به مقدّمه شاهنامه»، ایران­نامه، ش37, 14-23.##زمخشری، جارالله (1389)، تفسیر کشّاف، ترجمة مسعود انصاری، تهران، ققنوس.##سجّادی، سیّدجعفر (1373)، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، کومش.##سعدی، مصلح­الدین عبدالله (1359)، بوستان، تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران، انجمن استادان زبان و ادبیّات فارسی.##ـــــــــــــ (1385)، غزل­های سعدی، تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران، سخن.##سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود بن آدم (1354)، دیوان، تصحیح محمّدتقی مدرس رضوی، تهران، سنایی.##ـــــــــــــ (1387)، حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه، تصحیح محمّد تقی مدرس رضوی، تهران، دانشگاه تهران.##ـــــــــــــ (1360)، مثنوی­­های حکیم سنایی به انضمام شرح سیر العباد الی المعاد، تصحیح محمّدتقی مدرس رضوی، تهران، بابک.##سهراب­نژاد، علی­حسن و روح­الله یوسفی (1390)، «تأویلی از مفهوم قلم در مثنوی تحریمة القلم»، جستارهای ادبی، ش172، 49-74.##السیوطی، جلال­الدین عبدالرحمان (بی­تا)، اللآلی المصنوعة فی الاحادیث موضوعة، بیروت، دارالمعرفة.##شریف، میان­محمّد (1362)، تاریخ فلسفه در اسلام، ترجمة نصرالله پورجوادی و دیگران، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##شلش، عدنان بن محمّد (1425)، شیخ الاسلام ابن تیمیه محدثاً، الاردن، دارالنفائس.##شیرازی، صدرالدین­محمّد بن ابراهیم (1383)، اسفار اربعه، ترجمة محمّد خواجویی، جلد4، تهران، مولی.##شیرانی، حافظ محمودخان (1369)، درشناختفردوسی، ترجمة شاهد چوهدری، تهران، علمی و فرهنگی.##صفا، ذبیح­الله (1366)، تاریخ ادبیّات در ایران، چاپ هفتم، تهران، فردوس.##طبرسی، ابوعلی فضل بن الحسن (1358)، مجمع البیان فی التفسیر القرآن، ترجمة شیخ­محمّد رازی، تهران، فراهانی.##عطّار، فریدالدین (1388)، اسرارنامه، تصحیح محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، سخن.##ـــــــــــــ (1380)، دیوان، تصحیح تقی تفضلّی، تهران، علمی و فرهنگی.##ـــــــــــــ (1386الف) اسرارنامه، تصحیح محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، سخن.##ـــــــــــــ (1386ب) مختارنامه، تصحیح محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، سخن.##ـــــــــــــ (1388)، منطق الطیر، تصحیح محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، سخن.##غزالی، محمّد (1377)، احیاء علوم الدین، تصحیح بدوی احمد طبانه، اندونسیا، کریاطه­فوتراً سماراغ.##فردوسی، ابوالقاسم (1969)، شاهنامه، تصحیح آ.برتلس و دیگران، مسکو، دانش.##ـــــــــــــ (1361)، احادیث مثنوی، تهران، امیرکبیر.##کاشانی، عبدالرزاق (1393)، تأویلات قرآن حکیم، ترجمة سیّدجواد هاشمی علیا، تهران، مولی.##گلدزیهر، ایگناس (بی­تا)، درس­هایی دربارة اسلام، ترجمة علی­نقی منزوی، بی­جا، بی نا.##ـــــــــــــ (1386)، «افکار نو افلاطونی و گنوسی در حدیث»، ترجمة رضا الهی­منش، هفت آسمان، ش36، 181-220.##محیط طباطبایی، محمّد (مهر و آبان 1313)، «عقیدة دینی فردوسی»، مهر، ش17و 18، 635-672.##مشکور، محمّدجواد (1372)، فرهنگ فرق اسلامی، با مقدّمه و توضیحات کاظم مدیرشانه­چی، مشهد، آستان قدس رضوی.##مصاحب، غلامحسین (1345)، دایرة المعارف فارسی، تهران، فرانکلین.##مولوی، جلال­الدین محمّد (1363)، مثنوی معنوی، تصحیح رینولد الین نیکلسون، تبه اهتمام نصرالله پورجوادی، تهران، امیرکبیر.##ـــــــــــــ (1385)، کلیّات شمس، تصحیح بدیع­الزمان فروزانفر، چاپ سوم، تهران، دانشگاه تهران.##مهدوی دامغانی، احمد (بهار1372)، «مذهب فردوسی»، ایران­شناسی، ش17، 20-53.##قبادیانی، ناصرخسرو (1387)، دیوان ناصر خسرو، تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران، دانشگاه تهران.##ـــــــــــــ (1390)، گشایش و رهایش، تصحیح سعید نفیسی، تهران، اساطیر.##نظامی، الیاس بن یوسف (1313)، مخزن الاسرار، تصحیح وحید دستگردی، تهران، ارمغان.##ـــــــــــــ (1315)، هفت پیکر، تصحیح وحید دستگردی، تهران، ارمغان.##ـــــــــــــ (1316)، شرف­نامه، تصحیح وحید دستگردی، تهران، ارمغان.##ـــــــــــــ (1317)، اقبال­نامه، تصحیح وحید دستگردی، تهران، ارمغان.##ـــــــــــــ (1380)، دیوان قصاید و غزلیّات، تصحیح سعید نفیسی، تهران، فروغی.##نیکلسون، رینولد الین (1388)، تصوّف اسلامی و رابطة انسان و خدا، ترجمة محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، سخن.##همایی، جلال­الدین (1362)، مولوی نامه/ مولوی چه می­گوید، تهران، چاپ پنجم، آگاه.##یاحقی، پرویز (1367)، «قلم آفریننده»، جستارهای ادبی، ش 79، 21-32.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>جلوه‌هایی از رمانتیسم در شعر خاقانی</TitleF>
				<TitleE>Romanticism in Khaqani’s Poetry</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73646.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.269955.1300</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>افضل‌الدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی، متخلّص به خاقانی (ولادت: ۵۲۰ق در شروان –وفات: ۵۹۵ق در تبریز) در ادبیّات کهن فارسی، شاعری شاخص، تأثیرگذار و منحصربه‌فرد است؛ ازآن‌رو که در شعر خود اجازۀ ظهور و بروز به «من» خود را به‌تمامی می‌دهد. او در اشعارش فقط در مقام شاعر ظاهر نمی‌شود، بلکه سیمای انسانی را به­تماشامی‌گذارد که عاطفی، هیجانی، عشق‌طلب، مبارزه‌جو، آزادی‌طلب، آزاده‌خو و انسان‌گراست؛ این اوصاف، جزو شرایطی است که رمانتیست‌ها خود را قائل به احراز آن می‌دانستند و در بیانیۀ ادبی خود، آنها را برشمرده‌اند. علاوه ­­بر این ویژگی‌ها، تصاویر موجود در شعر او، ویژگی‌های تصاویر رمانتیک را دارد؛ یعنی همچون تصاویر شعر رمانتیست‌ها، مبهم و در سایه، سازمند، متّحد و منسجم، بی‌زمان و بی‌مکان، استعاری، ذهنی، طبیعت‌گرا و ... است. این مقاله، در پی ایضاح بیشتر نمودهای رمانتیسم در شعر و اندیشۀ خاقانی بوده ‌است؛ از­این­رو، با انتخاب شیوۀ تحلیل قیاسی، به بررسی و برجسته‌سازی شباهت‌های فراوان شعر خاقانی و مکتب رمانتیسم پرداخته است. نتایج حاصل از تحقیق، گویای آن است که اوصاف رمانتیک شعر خاقانی، به‌ویژه فردیّت، بیان خود، انسان‌گرایی و آزادی‌جویی خاقانی، همچنان­که تمام خاقانی‌پژوهان ایرانی و غیرایرانی بر آن صحّه نهاده‌اند، در ادبیّات کلاسیک فارسی، اگر نگوییم بی‌نظیر، حتماً کم‌نظیر است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Khaqani is a unique poet in ancient Persian literature, since he allows the thorough emergence and appearance of his “I” in his poetry. In his poems, he does not appear only as a poet, but he reveals the appearance of a human who is emotional, excited, love seeker, fighter, freedom seeker, noble, and humanitarian. These features are among those which the Romantics considered themselves to have and which they included in their literary manifesto. In addition to these features, the images in his poetry have the qualities of Romantic images. This means, like the images of Romantic poetry, his are ambiguous and shadowy, structured, united, coherent, timeless, placeless, metaphorical, intellectual, and naturalistic. This article tries to present a further explanation on Romantic manifestations in Khaqani’s poetry and thought. Choosing a descriptive and analytical method, it endeavors to confirm the existence of many similarities between Khaqani’s poetry and the school of Romanticism. The research demonstrates that Khaqani’s personal and emotional poetry is unparalleled in classical Persian poetry.  His poetry has a sentimental, humanistic, and libertarian backdrop. Therefore, it can be argued that the Romantic features of Khaqani’s poetry are unique in classic Persian literature.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>83</FPAGE>
						<TPAGE>99</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>نرگس</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسکویی</Family>
						<NameE>Narges</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Oskouie</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>noskooi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Freedom</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>imagination</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Individualism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Romantic Images</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Romanticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khaqani</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آراسلی، حمید (1983)، خاقانی شروانی، ‌ ترجمة ت. جهانگیروف، باکو، یازیچی.##اردلان جوان، سیّدعلی (1373)، تجلی شاعرانۀ اساطیر و روایات تاریخی و مذهبی در اشعار خاقانی، چاپ دوم، مشهد، آستان قدس رضوی.##استعلامی، محمّد (1387)، نقد و شرح قصاید خاقانی، تهران، زوّار.##امامی، نصرالله (1394)، «تحلیل زمینه‌ای نوستالژی در شعر خاقانی»، مطالعات زبان و ادبیّات غنایی، دورۀ 5، ش16، 7-24.##ایران‌دوست تبریزی، رضا (1369)، «مقایسۀ مراثی خاقانی و هوگو در سوگ فرزندانشان»، نشریة دانشکده ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، ش 135 و 136، 1-29.##پرهام، سیروس (1353)، رئالیسم و ضدرئالیسم در ادبیّات، تهران، میترا.##ثروت، منصور (1385)، آشنایی با مکتب‌های ادبی، تهران، سخن.##الحاوی، ایلیا (1998)، الرمانسیة فی الشعر الغربی و العربی، الطبعة الثامنة، بیروت، دارالثقافة.##خاقانی، افضل‌الدین بدیل (1375)، دیوان، ویراستۀ میرجلال‌الدین کزازی، جلد 1و2، تهران، مرکز.##دشتی، علی (1357)، خاقانی؛ شاعری دیرآشنا، چاپ سوم، تهران، امیرکبیر.##روویون، فردریک (1385)، آرمان‌شهر در تاریخ اندیشۀ غرب، ترجمۀ عباس باقری، تهران، نی.##زرّین‌کوب، عبدالحسین (1387)، دیدار با کعبۀ جان، تهران، سخن.##ـــــــــــــ (1369)، نقد ادبی، جلد2، چاپ چهارم، تهران، امیرکبیر.##سجّادی، سیّد ضیاء‌الدین (1374)، شاعر صبح، تهران، سخن.##سه یرومیشل لووی، رابرت (1373)، «رمانتیسم و تفکّر اجتماعی»، ترجمۀ یوسف اباذری، ارغنون، ش2، 119-174.##سیدحسینی، رضا (1365)، مکتب‌های ادبی، جلد1، چاپ هفتم، تهران، کتاب زمان.##شفیعی‌کدکنی، محمّدرضا (1381)، «نکته‌های نویافته دربارۀ خاقانی»، نشریۀ دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، 1-6.##ـــــــــــــ (1387) ادوار شعر فارسی، چاپ چهارم، تهران، سخن.##صفوی، کوروش (1373)، از زبان‌شناسی به ادبیّات، جلد1، تهران، چشمه.##فاضلی، محمّد (1384)، «تخیّل‌های خاقانی در معیار نقد»، ادبیّات فارسی، ش5، 7-16.##فتوحی، محمود (1384)، «تصویر رمانتیک؛ مبانی نظری، ماهیّت و کارکرد»، پژوهش‌های ادبی، ش9 و 10، 151-180##فلاح‌رستگار، گیتی (1357)، «تصویر در شعر خاقانی»، جستارهای ادبی، ش 55، 494- 532.##کزازی، میرجلال‌الدین (1368)، رخسار صبح، تهران، مرکز.##ماوردس، جورج آی (1386)، باور به خدا، ترجمۀ مسعود خیرخواه، تهران، علم.##مشایخی، حمیدرضا (1391)، «نگاه نوستالژیک خاقانی و بحتری به ایوان مدائن»، ادب عربی، دورۀ 10، ش2، 203-230.##وان تیژم، فیلیپ (1370)، رمانتیسم در فرانسه، ترجمۀ غلامعلی سیّار، تهران، بزرگمهر.##هاوکس، ترنس (1377)، استعاره، ترجمۀ فرزانه طاهری، تهران، مرکز.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>ابیات شاهنامه در خلق الانسان نیشابوری (پیش از 521ق)</TitleF>
				<TitleE>The Verses of Shahname in Neyshaburi’s Khalgh al-Ensan</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73647.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.289021.1521</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در کتابی به زبان عربی موسوم به خلق الانسان، اثر خواجه بیان‌­الحق نیشابوری (521ق)، ابیاتی از شاهنامۀ فردوسی در کنار هم نقل و ثبت شده است. کتاب نیشابوری دارای ماهیتی تفسیری و کاملاً دینی و با ساختاری مجلس‌گونه و واعظانه است و احتمالاً در اوایل سدۀ ششم هجری، پس از آنکه او از غزنه، قلمرو غزنویان دوم، به زادگاه خویش نیشابور بازگشته، پدید آمده است. ازآنجاکه این ابیات از مثنوی حکیم طوس، در مأخذی به این قدمت و از سوی واعظی تفسیردان از ناحیۀ خراسان و در مراوده با دستگاه غزنویان دوم به­کارگرفته شده، در مخاطب‌شناسی متن شاهنامه نزد طبقات عالمان و مذکّران، و ساکنان مناطق تحت­سلطۀ حاکمان غزنوی دوم و یا شاید خراسان (تحت امر سلجوقیان)، حائز اهمیّت است. پس از تصحیح ابیات مزبور از روی دو دست‌نویس در دسترس از این کتاب، می‌توان ارزش‌های متن­شناسانۀ آن را نیز بهتر محک زد و آنها را برای تصحیح برتر و نهایی شماری از مواضع شاهنامه آماده کرد. در بخشی از این پژوهش با عرضۀ جدولی حاوی نسخه‌بدل‌های ابیات شاهنامه در این منبع که حاصل مقایسه با دیگرسانی‌های ثبت‌شده در چاپ خالقی و همکاران و چند منبع چاپی و یا خطّی کهن است، ارزش‌های چنین یافته‌ای بیشتر نمایان شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Khalgh al-Ensan is an unpublished Arabic book by Bayan al-Hagh Neyshaburi (died in 521 AH) in the field of commentary on the Koran in which there are some verses from Ferdowsi’s Shahname. Neyshaburi was the judge of Ghazne on behalf of Ghaznavids, but in the last years of his lifetime, returned to his birthplace, Neyshabur, and collected his Majalles in commentary of a chapter from the Koran, called “Khalgh al-Ensan.” The existence of these verses in such an old book indicate the fame of Shahname in so-called era in the eastern territory of the Persian literature which Second Ghaznavid had the power beside Seljuqids. In fact, an author who was known as a religious scholar with a strong attention to Ferdowsi’s Masnavi can demonstrate the relationship between religious scholars and non-religious poems. In this article, moreover we noted to important variants between ancient MSs of Shahname and Khalgh al-Ensan that can improve some parts of Ferdowsi&#039;s Masnavi in future. In our opinion, Neyshaburi’s reference for Ferdowsi’s poems, was a selective book like an anthology of Shahname, that existence of some old instances of those books is proved; for example, the selection of Ali ibn Ahmad that is existed at the moment and is published, or Mas’ud-e Sa’d&#039;s selection which is missed, both of them very close to Neyshaburi’s lifetime.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>101</FPAGE>
						<TPAGE>124</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جواد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>بشری</Family>
						<NameE>Javad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Bashari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>javad_bashary@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Ghazne</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Neyshabur</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Literary Selections</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Shah-Name</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khalgh al-Ensan</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Bayan al-Hagh al-Neyshaburi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آلِهی، سعدالدین (قرن8ق)، سفینه، دست‌نویس کتابخانۀ مجلس سنا (ش2 کنونی)، ش 534.##آیدنلو، سجاد (1390)، دفتر خسروان، برگزیدۀ شاهنامۀ فردوسی، تهران، سخن.##ابن‌اسفندیار کاتب، بهاءالدین­محمّد بن حسن (1366)، تاریخ طبرستان، ‌تصحیح عباس اقبال آشتیانی، تهران، پدیدۀ خاور[افست از چاپ اصلی، متعلق به «کتابخانۀ خاور، محمد رمضانی»].##اسدی طوسی، ابومنصورعلی بن احمد (1319)، لغتفرس، ‌تصحیح و اهتمام عباس اقبال آشتیانی، طهران، مجلس.##افشین‌وفایی، محمّد (1394)، «پژوهشی در احوال و آثار شمس سُجاسی (براساس منشآت منتشرنشدۀ او)»، آینۀ میراث، دورۀ جدید، س13، ش1، بهار و تابستان، پیاپی56، 9-32.##انصاری، حسن (1391)، «تازه‌هایی دربارة نویسندة تفسیر بصائر یمینی و پدرش بیان الحقّ»، در##                                                                              http://ansari.kateban.com/entry1956.html##ایمانی، بهروز (1394)، «دستور الملوک، گنجی پارسیانه از روزگار غزنوی»، اوراق عتیق، به‌کوشش سیّد محمّدحسین حکیم، تهران، جلد4،کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 13-30.##بیغمی، محمّد بن احمد (1381)، داراب‌نامه، با مقدّمه و تصحیح و تعلیقات ذبیح‌الله صفا، چاپ دوم، جلد2، تهران، علمی و فرهنگی،.##الجوینی، علاءالدین عطاملک (1334ق)، تاریخ جهانگشای جوینی، به اهتمام محمّد قزوینی، جلد2 لیدن، بریل [چاپ افست: تهران، بامداد- ارغوان، چاپ سوم، 1367].##حاکم نیشابوری (1375)، تاریخ نیشابور، ترجمۀ محمّد بن حسین خلیفۀ نیشابوری، مقدّمه، تصحیح و تعلیقات محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، آگه.##حکیم، سیّدمحمّدحسین (1398) [براساس تاریخ انتشار اثر]، ابیات فارسی در مجالس تفسیر قرآن در آغاز قرن ششم هجری در نیشابور؛ پژوهشی در کتاب خلق الانسان تألیف بیان‌الحق نیشابوری (د.521ق)، گزارش میراث، دورۀ3، ضمیمۀ ش78-79، پیاپی ضمیمة ش11، بهار و تابستان 1396، انتشار: بهار 1398. ##خالقی­ مطلق، جلال (1374)، «اهمیّت و خطر مآخذ جنبی در تصحیح شاهنامه»، ایران‌شناسی، س7، ش4، پیاپی28، 728-751.##خواندمیر (1380)، تاریخ حبیب السیر، زیرنظر محمّد دبیرسیاقی، چاپ چهارم، جلد4، تهران، خیام.##رازی، نجم‌الدین ابوبکر عبدالله (1352)، مرموزات اسدی در مزمورات داودی، به‌اهتمام محمّدرضا شفیعی‌کدکنی، مونترال، دانشگاه مک‌گیل با همکاری دانشگاه تهران.##راوندی، محمّد بن علی (1921م)، راحة الصدور و آیة السرور، تصحیح محمّد اقبال، لیدن، بریل.##ـــــــــــــ (635ق)، راحة الصدور و آیة السرور، به خطّ حاج الیاس بن عبدالله الحافظ القونوی، دست‌نویس کتابخانۀ ملی پاریس، شمارۀ ضمیمۀ 1314 فارسی.##رکن‌الدین امامزاده (710ق)، مجالس، به خطّ سیف بن امیرعلی بن شمس‌الدین سمرقندی، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی پاریس، شمارۀ ضمیمۀ 69 فارسی.##سجاسی، شمس (1368)، فرائد السلوک، تصحیح و تحشیۀ وصال نورانی و غلامرضا افراسیابی، تهران، پاژنگ.##سیف، عبدالرضا و علی غلامی (1392)، «ابیات شاهنامه در تاج‌المآثر نظامی»، ادب فارسی، دورۀ3، ش1، پیاپی11، 41-57.##شامی، نظام‌الدین (1363)، ظفرنامه، از روی نسخۀ فیلکس تاور، با مقدّمه و کوشش پناهی سمنانی، تهران، بامداد [افست از تصحیح فلکس تاور، مطبعۀ آمریکائی در بیروت، 1937].## الصفدی، صلاح‌الدین خلیل بن أیبک (1411ق)، کتاب الوافی بالوفیات، باعتناء س. دیدرینغ، الطبعة الثالثة، المجلد الخامسة، شتوتغارت، فرانز شتاینر، بمساعدة المعهد الألمانی للأبحاث الشرقیة بیروت. ##ــــــ (1420ق)، کتاب الوافی بالوفیات، تحقیق لیلَی بنت أبی‌حثمة-المعافَی، باعتناء محمّد الحجیری، المجلد الخامس والعشرون، بیروت، مطبعة الشرکة المتحدة للتوزیع، بإشراف المعهد الألمانی للأبحاث الشرقیة.   ##الظهیری، محمّد بن علی الکاتب السمرقندی (1349)، اغراض السیاسة فی اعراض الریاسة، تصحیح و اهتمام جعفر شعار، تهران، دانشگاه تهران.##علی بن احمد (1379)، اختیارات شاهنامه (متنی برگزیده از قرن پنجم)، ‌تصحیح مصطفی جیحونی و محمّد فشارکی، مشهد، مرکز خراسان‌شناسی آستان قدس رضوی.##عوفی، ابوطاهر محمّد بن محمّد (1390)، نزهة العقول فی لطائف الفصول، به‌کوشش ایرج افشار، با یاری جواد بشری، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار. ##الفاریابی، محمود بن أحمد (1421ق/ 2000م)، تهذیب خالصة الحقائق و نصاب غایة الدقائق، هذّبه و خرّج أحادیثه: محمّد خیر رمضان یوسف، المجلد الثانی، بیروت، دار إبن‌حزم.##فردوسی، ابوالقاسم (1386)، شاهنامه، به‌کوشش جلال خالقی ­مطلق، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی [همکاران جلد 6 و 7، به‌ترتیب: محمود امیدسالار، ابوالفضل خطیبی]. ##ـــــــــــــ (1971)، شاهنامه، به‌اهتمام برتلس و نوشین، مسکو، دانش (شعبۀ ادبیات خاور). ##ـــــــــــــ (1389)، شاهنامه، نسخه‌برگردان از روی نسخۀ کتابت اواخر سدۀ هفتم و اوایل سدۀ هشتم هجری قمری (کتابخانۀ شرقی، وابسته به دانشگاه سن‌ژوزف بیروت، شمارۀ NC. 43)، به‌کوشش ایرج افشار، محمود امیدسالار و نادر مطّلبی کاشانی، با مقدّمه‌ای از جلال خالقی ­مطلق، گنجینۀ نسخه‌برگردان متون فارسی، طلایه، 1389. ##کاشی، عزالدین (قرن8ق)، روضة الناظر و نزهة الخاطر، دست‌نویس کتابخانۀ دانشگاه استانبول، شمارۀ F766، کتابت‌شده حوالی نیمۀ سدۀ هشتم هجری.##مستوفی، ابوالفضل یوسف بن علی (1368)، خردنمای جان‌افروز، مقدّمه، تصحیح و تعلیقات محمود عابدی، تهران، رجاء، 1368. ##مستوفی هروی، محمّد بن احمد (مترجم) (1374)، الفتوح، اصل عربی از ابومحمّد احمد بن علی اعثم کوفی، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، علمی و فرهنگی.##نصرالله منشی، ابوالمعالی (1379)، ترجمۀ کلیله و دمنه، تصحیح و توضیح مجتبی مینوی طهرانی، چاپ هیجدهم، تهران، امیرکبیر،.##نظری، محمود (1388)، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی، جلد32، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی،.##نیشابوری، معین‌الدین محمّد (1359)، تفسیربصائریمینی، ‌تصحیح علی رواقی، جلد1، تهران، بنیاد فرهنگ.##ولائی، مهدی (1344)، فهرست کتابخانۀ آستان قدس رضوی، جلد6، مشهد، طوس.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>سنت خاتمه‌سرایی در منظومه‌های فارسی و ساختار و محتوای آن (تا قرن هفتم)</TitleF>
				<TitleE>The Tradition of Epilogization in Persian Poems and its Structure and Content (until the Seventh Century)</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73648.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.272407.1327</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>خاتمه یکی از اجزای ساختاری اکثر منظومه‌های فارسی است که در پایان بسیاری از منظومه‌ها به­صورت مستقل یا در ادامة ابواب اصلی کتاب درج می‌شود. هدف این مقاله بررسی محتوای اختتام منظومه‌های فارسی با تأکید بر 24 منظومه تا قرن هفتم است. این بخش در بسیاری از مجموعه‌های موردبررسی، پیوندها، ارتباط‌ها و تناسبات عمیقی با درون­مایه و فصول اصلی اثر دارد و در فهم و جایگاه آن نقش مؤثری ایفا می­کند. منظومه‌های فارسی به سه دستة فاقد خاتمه، خاتمه‌های کوتاه و خاتمه‌های مبسوط تقسیم می‌شود. از میان منظومه‌های باقی­ماندة ادبیّات دورة دری، نخستین منظومة دارای باب مستقل خاتمه، گرشاسپ‌نامة اسدی طوسی است. در خاتمة مبسوط به مواردی چون مباحث تاریخی (تاریخ و مدت سرایش)، معرفی اثر (توصیف اثر، تعداد ابیات، شیوة کار و تفسیر منظومه و امثالهم)، موضوعات اجتماعی (پند و موعظه و نکوهش و اعتراض)، مدح، مناجات و حسن ختام پرداخته می‌شود. شاعران بنا به دلایلی چون رعایت سنت ادبی، نیاز متن به پیرامتن و ایجاد فضایی برای پرداختن به مباحثی غیر از محتوای اصلی اثر و ارتقای جایگاه و اهمیّت آن، به خاتمه‌سرایی پرداخته‌اند. بستر پیرامتنِ تقریباً یکسان مقدّمه و مؤخره، تأکید برخی موضوعات چون مدح، عقاید و انگیزه‌های شاعر و تلاش در ارتقای جایگاه و مقبولیت اثر، موجب شده است برخی شاعران در محلّ ذکر برخی موضوعات، میان مقدّمه و مؤخره تفاوتی قائل نباشند و برخی مباحث چون مدح، تعلیم اخلاقیّات و ستایش اثر را در هر دو محل ذکر کنند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Epilogue is one of the structural components of most Persian poems which comes at the end of many poems independently or as the continuation of the main chapters of the book. The goal of this paper is to study the content of the epilogues of Persian poems with focus on twenty-four poems written up to the seventh century. In most of the examined poems, epilogue has strong relations with the main chapters and plays an important role in understanding them. Persian poems are divided to three categories: poems without epilogues, poems with short epilogues, and poems of extensive epilogues. Of the remaining poems of Dari literature, the first poem with an epilogue is Asadi Tusi’s Garshaspname. Extensive epilogues may contain historical issues (date and the amount of time taken to write the work), introductory information (description of the work, number of lines, style, interpretation of the work etc.), social issues (preaching, condemnation, and protest), praise, prayers, and conclusion. Poets have epilogized because of reasons such as observing literary traditions, the need of the text for paratext, creating a space for dealing with issues other than the main content of the work, and improving the status of their works. Some poets do not distinguish between preface and epilogue in that both parts of their works might cantain praise, didactic material, and celebration of the work.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>125</FPAGE>
						<TPAGE>143</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهدی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>دهرامی</Family>
						<NameE>Mahdi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Dehrami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه جیرفت</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>dehrami3@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mathnawi</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Paratext</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Poetry Collection</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Preface</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Epilogue</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اسدی طوسی، ابومنصور علی ‌ابن احمد (1354)، گرشاسب‌نامه، تصحیح حبیب یغمایی، تهران، طهوری.##امیرخسرو دهلوی (1916)، دولرانی و خضرخانی، علیگره، مدرسة‌العلوم.##ـــــــــــــ (1961)، شیرین و خسرو، تصحیح غضنفر علی‌یف، مسکو، ادبیّات خاور.##ـــــــــــــ (1962)، قران ‌السعدین، چاپ سنگی، هندوستان.##ـــــــــــــ (1964)، مجنون و لیلی، تصحیح طاهر احمداوغلی محرم‌اوف، مسکو، بنیاد خاورشناسی.##ـــــــــــــ (1975)، مطلع الانوار، مسکو، دانش (شعبة ادبیات خاور).##اوحدی، رکن‌الدین (1340)، کلیّات، تصحیح سعید نفیسی، تهران، امیرکبیر.##بهنام­فر، محمّد و علی قبادی­کیا (1393)، «تأمّلی در تمامی یا ناتمامی مثنوی مولوی»، ادبیّات عرفانی، سال پنجم، ش 10، 31-74.##جاماسب آسانا، دستور منوچهر (1371)، متون پهلوی، ترجمة سعید عریان،  تهران، کتابخان، ملی.##چندلر، دانیل (1387)، مبانی نشانه­شناسی، ترجمة مهدی پارسا، چاپ دوم، تهران، سورة مهر.##حکیم میسری (1373)، دانش­نامه در علم پزشکی، به اهتمام برات زنجانی، تهران، دانشگاه تهران.##خاقانی، افضل­الدین بدیل (1333)، تحفة ‌العراقین، تصحیح یحیی قریب، تهران، کتابخانه ابن‌ سینا.##دهرامی، مهدی (1395)، «منظومه‌های علمی و آموزشی در ادبیّات فارسی و بررسی سیر و محتوای آن تا قرن نهم»، جستارهای نوین ادبی، ش 195، 1-21.##ـــــــــــــ (1397)، «بررسی ساختار و محتوای آستانه‌سرایی در منظومه‌های فارسی تا قرن ششم»، ادب غنایی، سال شانزدهم، ش31، 47-66.##سعدی، مشرف­الدین مصلح (1385)، کلیّات، تصحیح محمدعلی فروغی، تهران، هرمس.##عیوقی (1343)، ورقه و گلشاه، تصحیح ذبیح­الله صفا، تهران، دانشگاه تهران.##گرگانی، فخرالدین اسعد (1349)، ویس و رامین، تصحیح ماگالی تودوا و الکساندر گواخاریا، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##لازار، ژیلبر (1387)، «دو رسالة پزشکی از سدة چهارم هجری به زبان فارسی (هدایة ‌المتعلمین-  دانش­نامه)»، ترجمة لیلا عسگری، نامة بهارستان، ش 13و14، 196-189.##مبارک‌شاه، فخرالدین (1381)، رحیق ‌التحقیق، تصحیح نصرالله پورجوادی، تهران، نشر دانشگاهی.##متینی، جلال (1351)، «درباره دانش­نامة میسری»، مجلة دانشکده ادبیّات و علوم انسانی مشهد، سال هشتم، ش3، 593-627.##محمّدی، علی و آرزو بهاروند (1390)، «پایان­بندی در داستان با رویکرد ادبیّات تعلیمی»، ادبیّات تعلیمی، سال سوم، ش یازدهم، 111-134.##ــــــــــــ (1392)، «شیوه‌های پایان­بندی در داستان‌های مثنوی»، ادب فارسی، دوره3، ش2، 119-139.##ناصرخسرو (1307)، دیوان قصاید و مقطعات حکیم ناصرخسرو به ضمیمة روشنایی‌نامه و سعادت‌نامه، تصحیح حسن تقی‌زاده، تهران، مجلس.##نظامی، ابومحمّد الیاس(1313یک)، خسرو و شیرین، تصحیح وحید دستگردی، تهران، ارمغان.##ـــــــــــــ (1313دو)، لیلی و مجنون، تصحیح وحید دستگردی، تهران، ارمغان.##ـــــــــــــ (1386)، مخزن الاسرار، تصحیح وحید دستگردی، تهران، قطره.##ـــــــــــــ (1315)، هفت­پیکر، تصحیح وحید دستگردی، تهران، ارمغان.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>خُشنی یا خنثی؟ تصحیح بیت‌هایی از دیوان خاقانی</TitleF>
				<TitleE>“Khoshni” or “Khonsa”? Correcting some Lines of Khaqani’s Divan</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73649.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.275677.1367</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بیت‌های زیادی از دیوان خاقانی به­سبب پیچیدگی‌ها و دقایق منحصربه‌فرد و نیز استفاده از واژگان غریب و به­کاربستن کلمات در حوزۀ معنایی متفاوت، دستخوش گشتگی و خوانش‌های اشتباه شده است. درعین­حال، باتوجّه­به همین گستردگی لغات و ترکیبات در شعر خاقانی، دیوان وی یکی از منابع اصلی فرهنگ‌نویسانِ قدیم برای استخراج لغات تازه و نیز شاهدهای شعری بوده است. مصحّحاندیوانخاقانیگهگاهبااستفاده از همین فرهنگ‌هایکم‌اعتبار،همانندجهانگیری،برهان، مجمع‌الفرس ونظایرآنها،بیت‌هایمشکوکوبحث‌برانگیزخاقانیراتصحیح کرده­اندومعنیآنهارانیزبراساسهمین فرهنگ‌ها ذکر کرده‌ و در مواردی به خطا رفته‌اند. در این پژوهش، ضمن نگاه انتقادی به فرهنگ‌های لغت و با استفاده از شواهد متون کهن، پیشنهادهایی برای تصحیح سه بیت از خاقانی مطرح و نشان داده شده است که واژۀ «خُشنی=زن فاحشه» در دیوان خاقانی حاصل خوانش اشتباه «خنثی=نرماده و مخنّث» در چند بیت از دیوان اوست. آگاه­نبودن به گسترۀ معنایی «خنثی» و «مخنّث» از عمده دلایلی بوده که مصحّحان را از تشخیص ضبط اصلی دست‌نویس‌های دیوان خاقانی دور کرده است، حال­آنکه توجّه به تناسب‌های حاکم بین واژه‌ها و ترکیبات موجود در بیت‌ها و استفاده از مضمون‌های همسان در آثار خاقانی، یکی از راه‌های تصحیح شعر دیریاب اوست.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Many lines of Khaqani’s divan have been misunderstood because of its complexities and nuances as well as the use of whimsical words and words in different semantic contexts. At the same time, this vastness of words and phrases in Khaqani’s poetry caused his divan to be one of the major sources of new words and poetic evidence for ancient lexicologists. Investigators of Khaqani’s divan have occasionally used invalid dictionaries—such as Jahangiri, Borhan, and Majmaolfors—to correct Khaqani’s dubious and controversial lines; therefore they have sometimes misunderstood them. In this study, while looking critically at dictionaries and using evidence from ancient texts, suggestions are put forward to correct three lines of Khaqani’s divan, and it is demonstrated that the word “khoshni” (meaning prostitute) is the result of the erroneous reading of “khonsa” (meaning bisexual) in a few lines of this divan. Unawareness of the meaning of “khonsa” and “mokhannas” is one of the main reasons that has prevented scholars from recognizing the original form of Khaqani’s manuscripts, while paying attention to the correspondences between the words and the phrases contained in the lines and the use of identical themes in the works of Khaqani could be one of the ways of correcting his poems.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>145</FPAGE>
						<TPAGE>160</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مجید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>منصوری</Family>
						<NameE>majid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>mansouri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه بوعلی سینا</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>majid.mansuri@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Correction</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Divan</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khaqani</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khoshni</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khonsa</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mokhannas</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>استعلامی، محمد (1387)، نقد و شرح قصاید خاقانی براساس تقریرات استاد بدیع­الزمان فروزانفر، تهران، زوّار.##اسدی طوسی، ابومنصور (1365)، لغت فرس، به تصحیح فتح‌الله مجتبایی و علی­اشرف صادقی، تهران، خوارزمی.##انجوی شیرازی، میرجمال‌الدین حسین (1359)، فرهنگ جهانگیری، به اهتمام رحیم عفیفی، مشهد، دانشگاه فردوسی.##انصاری شیرازی، علی بن حسن (1371)، اختیارات بدیعی، تهران، شرکت دارویی پخش رازی.##انطاکی، داود بن عمر (1425ق)، بغیة‌المحتاج فی المجرّب من العلاج، بیروت، دارالفکر.##انوری، علی بن محمد (1376)، دیوان، به اهتمام محمّدتقی مدرس رضوی، تهران، علمی و فرهنگی.##انوری، حسن و همکاران (1390)، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن.##برزگر خالقی، محمّدرضا (1387)، شرح دیوان خاقانی، تهران، زوّار.##برهان، محمّدحسین بن خلف تبریزی (1376)، برهان قاطع، به اهتمام محمّد معین، تهران، امیرکبیر.##جرجانی، اسماعیل بن حسن (1345)، الأغراض‌الطبیه و المباحث العلائیه، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##خاقانی، افضل‌الدین بدیل (1316)، دیوان، تصحیح و تحشیه و تعلیقات علی عبدالرسولی، تهران، سعادت.##ـــــــــــــ (1378)، دیوان، به کوشش ضیاء­الدین سجّادی، تهران، زوّار.##ـــــــــــــ (1375)، دیوان، به تصحیح میرجلال­الدین کزازی، تهران، مرکز.##خطیب‌رهبر، خلیل (1367)، دستور زبان فارسی؛ کتاب حروف اضافه و ربط، تهران، سعدی.##خُمرکی، ابوالرجاء (1359)، روضة‌الفریقین، به تصحیح عبدالحیّ حبیبی، تهران، دانشگاه تهران.##دهخدا، علی­اکبر (1377)، لغت‌نامه، تهران، دانشگاه تهران.##دنیسری، شمس‌الدین محمّد (1387)، نوادرالتبادر لتحفة البهادر، به کوشش محمّدتقی دانش‌پژوه و ایرج افشار، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##رازی، ابوالفتوح (1371)، روض‌الجنان و روح‌الالجنان فی تفسیر القرآن، به تصحیح محمّدجعفر یاحقی و محمّدمهدی ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی.##رازی، امین‌احمد (بی‌تا)، هفت اقلیم، تصحیح جواد فاضل، تهران، علی­اکبر علمی.##رازی، شهمردان بن ابی­الخیر (1362)، نزهت‌نامۀ علایی، تصحیح فرهنگ جهان‌پور، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##رازی، محمّدبن زکریا (1422ق)، الحاوی فی الطب، تصحیح هیثم خلیفه طعیمی، بیروت، دار الإحیاء التراث العربی.##زرّین‌کوب، عبدالحسین (1341)، «دربارة لغت­نویسی و دشواری­های آن (3)»، یغما، ش172، 346-350.##ژنده‌پیل، احمد جام نامقی (1390)، انس‌التائبین، تصحیح و توضیح علی فاضل، تهران، توس.##سجّادی، جعفر (1373)، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، کومش.##سجّادی، ضیاء­الدین (1382)، فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی، تهران، زوّار.##سعدی، مصلح‌الدین (1392)، گلستان، تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران، خوارزمی.##ـــــــــــــ (1385)، کلیّات سعدی، تصحیح محمّدعلی فروغی، تهران، هرمس.##سنایی، ابوالمجد (1385)، دیوان، به سعی و اهتمام مدرس رضوی، تهران، کتابخانۀ سنایی.##ـــــــــــــ (1329)، حدیقة‌الحقیقه، تصحیح مدرس رضوی، تهران، سپهر.##شفایی اصفهانی، شرف­الدین حسن (136۲)، دیوان، تصحیح و کوشش لطفعلی بنان، تبریز، شفق تبریز.##عبید زاکانی (1343)، کلیّات، به تصحیح پرویز اتابکی، تهران، زوّار.##عطّار، فریدالدین (1386)، مصیبت‌نامه، مقدّمه و تصحیح محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، سخن.##قزوینی، محمّد (1354)، یادداشت­های قزوینی، به کوشش ایرج افشار، تهران، دانشگاه تهران.##کزازی، میرجلال­الدین (1389)، گزارش دشواری­های دیوان خاقانی، تهران، مرکز.##کتبی، محمود (1364)، تاریخ آل مظفر، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر.##کرمینی، علی بن محمّد (1363)، تکملة‌الأصناف، به کوشش علی روّاقی و با همکاری زلیخا عظیمی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##مدبّری، محمود (1370)، شرح احوال و اشعار شاعران بی‌دیوان، کرمان، پانوس.##ملطیوی، محمّدغازی (1383)، روضة‌العقول، تصحیح و تحشیۀ محمّد روشن و ابوالقاسم جلیل‌پور، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##منصوری، مجید (1391)، «چند واژه در فرهنگ‌های فارسی»، ادب‌پژوهی، ش۲۰، 155-167.##ـــــــــــــ (1390)، «تحلیل دو واژه و ترکیب ساختگی در فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع»، فنون ادبی، ش۱، پیاپی۴، 113- 122.##ـــــــــــــ (1388)، «تأملی در برخی ترکیبات برهان قاطع»، ادب‌پژوهی، دورۀ ۳، ش۹، 173-196.##مولوی، جلال‌الدین محمّد بلخی (1363)، مثنوی معنوی، به همّت رینولد الین نیکلسون، تهران، مولی.##ـــــــــــــ (1386)، کلیّات شمس، براساس چاپ بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، هرمس.##ـــــــــــــ (1362)، فیه‌مافیه، تصحیح و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، امیرکبیر.##نزاری قهستانی، سعدالدین (1371)، دیوان، تصحیح مظاهر مصفا، تهران، علمی.##نظامی، ابومحمّد الیاس (1388)، شرفنامه، تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی، به کوشش سعید حمیدیان، تهران، قطره.##هدایت، رضاقلی‌خان (بی‌تا)، فرهنگ انجمن آرای ناصری، تهران، کتاب­فروشی اسلامیه.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تصحیح چند تصحیف و تحریف در دیوان خاقانی شروانی</TitleF>
				<TitleE>Textual criticism, Correction, Sajjadi, Khaqani’s divan, Khaqani.</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73981.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.254768.1154</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>خاقانی شروانی، شاعر نام‌آوری است که طرز سخن و غرابت کلامش، از دیرباز زبانزد خاصّ و عام بوده است. سخن خاقانی دارای ویژگی‌هایی نظیر استفاده‌ از اصطلاحات علوم مختلف، بازی‌های کلامی و ... است؛ چنان‌که کمتر پیش می‌آید خوانندۀ شعر او از مراجعۀ مکرّر به شرح‌ها و فرهنگ‌های لغت بی‌نیاز باشد. در گذر زمان و تحت­تأثیر عواملی مانند بروز جنگ‌ها، آشفتگی‌ها و دیگر حوادث روزگار، نسخه‌های خطّی اصیل دیوان خاقانی، کم‌کم از بین رفته ‌است و تنها تعدادی انگشت‌شمار از آنها وجود دارد که اساس کار مصحّحان و محقّقان قرار گرفته است. بااین­حال، وجود چند نسخۀ چاپی معتبر از دیوان وی، تاحدودی نیاز دانشجویان و علاقه‌مندان را در دهه‌های اخیر برطرف کرده است، امّا هنوز فقدان وجود یک تصحیح علمی-انتقادی پیراسته از این دیوان احساس می‌شود. نگارندگان باتوجّه­به فراگیربودن موارد تصحیف و تحریف در دیوان خاقانی، و باتوجّه‌به اهمیّت ساحت لفظ در نظر خاقانی و تأثیر آن بر بُعد معنایی شعر او، درصدد رفع برخی اشتباهات در دیوان چاپی تصحیح سجادی برآمده‌ و کوشیده‌اند با استفاده از سایر نسخه‌های چاپی یا خطّی، این اشتباهات را اصلاح کنند. همین نمونه‌های اندک، نشانگر ضرورت و اهمیّت پیراستن سروده‌های خاقانی از نقیصۀ مذکور است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Khaqani Sharvani, whose eloquence and fluency has long been recognized, is one of the most prominent Persian poets of the sixth century. In his poetry, he uses the terminology of different sciences and wordplay to the extent that the reader is often required to consult dictionaries and references repeatedly. The original manuscripts of Khaqani’s divan gradually disappeared due to factors such as war. A mere handful of these manuscripts are available now which form the basis of research projects. Nevertheless, the availability of several valid copies of his divan has partially satisfied students and poetry enthusiasts in the last decades; yet, the lack of an immaculate critical correction of his divan still exists. In this study, considering the abundant errors in Khaqani’s divan, which have entered it by the scribes and correctors of the manuscripts, and also considering the fact that Khaqani emphasized the importance of form and its influence on the semantic dimension of his poems, the authors try to correct some of the errors in Sajjadi’s version using other print versions or manuscripts. Undoubtedly, these very few samples indicate the necessity and significance of correction of Khaqani’s poetry.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>161</FPAGE>
						<TPAGE>179</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>زهرا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نصیری شیراز</Family>
						<NameE>zahra</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>nasirishiraz</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zahra.nasirishiraz@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>نصرالله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>امامی</Family>
						<NameE>nasrollah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>emami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>nasemami@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سجاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>دهقان</Family>
						<NameE>sajjad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>dehghan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش‌آموختۀ کارشناسی‌ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sajjad_dehghan@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Textual criticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Correction</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sajjadi</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khaqani’s divan</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khaqani</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>تبریزی، محمدحسین بن خلف (1335)، برهان قاطع، به اهتمام محمّد معین، تهران، امیرکبیر.##ترکی، محمدرضا (1394)، نقد صیرفیان (فراز و فرود خاقانی­شناسی معاصر)، تهران، سخن.##خاقانی شروانی، افضل­الدین ابراهیم (1317)، دیوان خاقانی شروانی، به تصحیح علی عبدالرّسولی، تهران، خیّام.##­ـــــــــــــ (1324-1325ق)، کلیّات خاقانی، حاشیه­نویس مولوی م‍ح‍مّ‍دص‍ادق ع‍ل‍ی‌ غ‍ال‍ب‌ ل‍ک‍ه‍ن‍وی‌، جلد 1، لکهنو، م‍طب‍ع‌ م‍ن‍ش‍ی‌ ن‍ول‍ک‍ش‍ور.##ـــــــــــــ (1336)، دیوان حسّان­العجم افضل­الدین بدیل­ بن علی خاقانی شروانی، به کوشش حسین نخعی، تهران، امیرکبیر.##ـــــــــــــ (1375)، دیوان خاقانی، ویراستۀ میرجلال­الدین کزّازی، تهران، مرکز.##ـــــــــــــ (1380)، دیوان خاقانی شروانی، مطابق نسخۀ خطّی 763 هجری (از مجموعۀ شخصی)، با مقدّمۀ بدیع­الزمان فروزانفر، به اهتمام جهانگیر منصور، تهران، نگاه.##ـــــــــــــ (1385)، دیوان خاقانی شروانی، به کوشش ضیاءالدین سجّادی،چاپ هشتم، تهران، زوّار.##ـــــــــــــ (بی­تا)، دیوان خاقانی، نسخۀ خطّی ش971، کتابخانۀ مجلس.##ـــــــــــــ (بی­تا)، دیوان خاقانی، نسخۀ خطّی ش1816، کتابخانۀ ملی پاریس.##ـــــــــــــ (تحریر 664ق)، دیوان خاقانی، نسخۀ خطّی شor.7942، کتابخانۀ میوزیوم بریتیش لندن، کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران، میکروفیلم ش1871.##دهخدا، علی­اکبر (1373)، لغت­نامه، تهران، دانشگاه تهران.##رادویانی، محمّد بن عمر (1949)، ترجمان البلاغه، تصحیح احمد آتش، استانبول، ابراهیم خروس.##رودکی، جعفر بن محمّد (1387)، دیوان، تصحیح، ویرایش و توضیح نصراالله امامی، چاپ دوم، تهران، مؤسسـۀ تحقیقـات و توسعۀ علوم انسانی.##سجّادی، ضیاءالدین، (1393)، فرهنگ لغات و تعبیرات با شرح اعلام و مشکلات دیوان خاقانی شروانی، جلد دوم، چاپ چهارم، تهران، زوّار.##سعدی، مشرف­الدین مصلح بن عبدالله (1359)، بوستان (سعدی­نامه)، تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران، انجمن استادان زبان و ادبیّات فارسی.##فردوسی، ابوالقاسم (1366)، شاهنامه، به تصحیح جلال خالقی مطلق، جلد1، تهران، مرکز دائرة­المعارف بزرگ اسلامی.##کزّازی، میرجلال­الدین (1385)، گزارش دشواری­های دیوان خاقانی، تهران، مرکز.##مایل هروی، نجیب (1380)، تاریخ نسخه‌پردازی و تصحیح انتقادی نسخه‌های خطّی، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.##مساح، رضوان و محمّدنوید بازرگانی، (1367)، «تصحیف»، دانشنامۀ بزرگ اسلامی، ج15، 377-380.##ناصرخسرو قبادیانی، ابومعین (1357)، دیوان اشعار حکیم ناصرخسرو قبادیانی، به اهتمام مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران، دانشگاه تهران.##نظامی، الیاس بن یوسف (1389)، لیلی و مجنون، تصحیح و شرح مجدد از روی 14 نسخۀ خطّی، بهروز ثروتیان، چاپ دوم، تهران، امیرکبیر.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>پهلوان در شبستان؛ تأملی در باب «گوشهنشینی جنگجو» و نمونۀ آن در حماسۀ ایرانی</TitleF>
				<TitleE>Champion in Harem: A Study of “Warrior’s Seclusion” in Iranian Epic</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73650.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.274256.1349</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مضمون «گوشه­نشینی جنگجو»، یکی از ویژگی­های کارکرد جنگاوری، عبارت است از عزلت اجبـاری و موقت جنگجـو در شرائطی خاص که جنگجو با اکراه به آن تـن می­دهد و با بروز رویدادهایی معیّن (که در نمونه­های بررسی­شده در این مقاله آغاز یا تدارک یک جنگ بزرگ است) از بنـد آن رها می­شود. در روایات حماسی یونانی و هندی، دست­کم دو نمونه از این مضمون را می­یابیم: آخیلِس، قهرمان ایلیاد، که در نوجوانی به تدبیر مادرش تتیس به ناگزیر با جامۀ مبدّل دخترانه در شبستانی عزلت می­گزیند و اَرجونه، قهرمان مهابهارته، که به­واسطۀ نفرین یکی از پریان و نیز اجبار دوران تبعید خانوادگی، به ناچار به کسوت خواجگان درمی­آید و یک سال در حرم­سرایی اقامت می­کند. چنان­که پیداست این هر دو مضمون هم با شبستان زنان پیوند دارند و هم با نوعی بیـکاری موقت جنـگجو. ظاهراً مضمون «گوشه­نشیـنی در شبستان» در حماسه­های ایرانی نمونه­ای ندارد، اما با بررسی روایات مختلفِ زندانی­شدن اسفندیار به فرمان پدرش گشتـاسب، به مضامین درخور درنگی برمی­خوریم که با جزئیّات دو روایت یونانی و هندی شباهت­هایی دارند. به­نظرمی­رسد ایـن مضمون دارای یک روایـت اصلی هنـدواروپایی است با محوریـت یک پهلوان شکست­ناپذیر/رویین­تن و دورگه (ایزدی/انسانی) که صورت ایزدوار آن در حماسه­های یونانی و هندی و صورت زمینی­تر آن در حماسۀ ایرانی به جا مانده است. بررسی تطبیقی این سه داستان به بازشناسی مفهوم «گوشه­نشینی» و خاستگاه اسطوره­ای احتمالی آن (وقفۀ جنگجو و نیازمندی جهان) راه می­برد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>“Seclusion of warrior” means his compulsory, temporary retirement in some special circumstances to which he reluctantly submits and is released from it after certain events which, in the cases examined in this article, are the outbreak of (or preparation for) a great war. In Greek and Indian epics, one can find at least two examples of this motif: Achilles, the hero of Iliad, whom his mother’s prudence forces to seclude himself in the disguise of a girl in a local king’s harem, and Arjuna, the hero of Mahabharata, who, because of a fairy’s curse and his family’s exile, is made to reside like a eunuch in a harem for a year. Both of these stories are in connection with harem and with warrior’s some kind of temporary retirement. It might seem that Iranian epic has no trace of “warrior’s seclusion,” but considering the various versions of the story of Esfandiar’s imprisonment by his father, King Goshtasb, one can find important points that bear resemblance to the details of these two Greek and Indian stories. It seems that this motif has an original Indo-European version, whose mythical aspect is reflected in Greek and Indian epics and its mundane aspect in Iranian epic. A comparative study of these three stories leads us to the recognition of “warrior’s seclusion” and its probable mythical origin (the warrior’s hesitation and the world’s need).</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>181</FPAGE>
						<TPAGE>199</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسماعیل پور</Family>
						<NameE>alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>esmaeilpour</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش‌آموختۀ دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>alireza.esmaeilpour@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Seclusion</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Inevitability</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Transvestism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Crossbred champion</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Invincibility</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Warfare</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ارّجانی، فرامرز بن خداداد (1385)، سمک عیّار، با مقدّمه و تصحیح پرویز ناتل خانلری، جلد1، چاپ هشتم، تهران، آگاه.##اسماعیل­پور، علیرضا (1389)، «بررسی تحلیلی اسطورۀ گرشاسب»، پایان‌نامة کارشناسی ارشد، استاد راهنما حسن رضایی باغ­بیدی، دانشگاه تهران.##بلعمی، ابوعلی محمّد بن محمّد (1341)، تاریخ بلعمی، به تصحیح محمّدتقی بهار، به کوشش محمّد پرویـن گنابادی، تهران، وزارت فرهنگ.##ثعالبی، عبدالملک ثعالبی (1368)، تاریخ ثعالبی، مشهور به غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ترجمۀ محمد فضائلی، تهران، نقره.##دومزیل، ژرژ (1383)، سرنوشت جنگجو، مهدی باقی و شیرین مختاریان، تهران، قصّه.##الطبری، أبوجعفر بن محمّد (1939)، تاریخ الامم و الملوک، المجلد1، قاهرة، الاستقامة.##طبری، محمّد بن جریر (1375)، تاریخ طبری یا تاریخ الرسل و الملوک، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، جلد2، چاپ پنجم، تهران، اساطیر.##فردوسی، ابوالقاسم (1389)، شاهنامه‌، به کوشش جلال خالقی مطلق، چاپ سوم، تهران، دائرة­المعارف بزرگ اسلامی.##الفردوسی، ابوالقاسم (1932)، الشاهنامه، الترجمة الفتح بن علی البنداری، تحقیق و تقدیم د. عبدالوهاب عزام، الطبعة الاولی، القاهرة، دارالکتب المصرة.##کزازی، میر جلال­الدین (1391)، نامۀ باستان؛ ویرایش و گزارش شاهنامۀ فردوسی، تهران، سمت.##گرانت، مایکل و جان هیزل (1390)، فرهنگ اساطیر کلاسیک، ترجمۀ رضا رضایی، چاپ دوم، تهران، ماهی.##گرگانی، فخرالدین اسعد (1349)، ویس و رامین، به تصحیح ماگالی تودوا و الکساندر گواخاریا، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##گریفین، جسپر (1387)، هومر، عبدالله کوثری، چاپ دوم، تهران، طرح نو.##مسکویه­ الرازی، ابوعلی (1379)، تجارب الامم، حققه و قدمه له ابوالقاسم امامی، الجزء الاول، الطبعة الثانی، تهران، سروش.##نصرالله منشی، ابوالمعالی (1370)، ترجمۀ کلیله و دمنه، تصحیح و توضیح مجتبی مینوی طهرانی، چاپ نهم، تهران، امیرکبیر.##میبدی، ابوالفضل رشیدالدین (1339)، کشف­الاسرار و عُدّة الابرار، معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری، به اهتمام علی اصغر حکمت، جلد3 و 8، تهران، دانشگاه تهران.##یوسفی، غلامحسین (1375)، دیداری با اهل قلم، چاپ پنجم، تهران، علمی.##Bartholomae, C. (1961), Altiranisches Wörterbuch, Berlin, Walter de Gruyter &amp; Co.##Gnoli, G. (1993), “Mithraism” in Mircea Eliade (ed.) Encyclopedia of Religion, Vol.9, Second Edition, New York, Simon and Schuster Macmillan, 580-582.##Heslin, P. J. (2005), The Transvestite Achilles (Gender and Genre in Statius’ Achilleid), First Edition, Cambridge, Cambridge University Press.##Homer (1971), Ilyad of Homer and Odyssey, rendered into English prose by Samuel Butler, Ninetennth Printing, Chicago, Encyclopaedia Britannica.##Jones, H. Stuart (1961), “Mithraism” In J. Hastings (ed.) Encyclopaedia of Religion and Ethics, VIII, New York, Charles Scribner’s Sons, 752-759.##MacDonell, A. (1963), Vedic Mythology, Delhi.##   Mahabharata, (book four: Viráta), (2006), translated by Kathleen Garbutt, New York, New York University Press.##Mani, V. (1975), Purāṇic Encyclopaedia, Delhi.##Panaino, A. (1990), Tištrya (Part I), Roma, Is. M. E. O.##Shapur Shahbazi, A. (2003), “Goštāsp” In E. Yarshater (ed.) Encyclopaedia Iranica, XI, First Printing, New York, Bibliotheca Persia Press, 171-176.##Statius (1928), Achilleid,with an English translation by J. H. Mozley, Thebaid V-XII, , London, The Loeb Classical Library.##Tafazzoli, A. (1995), “Dež-e Gonbadān”In E. Yarshater (ed.), Encyclopaedia Iranica VII, First Edition, Costa Mesa, California, Mazda Publishers, 348.##Yarshater, E. (1998), “Esfandiār” In E. Yarshater (ed.), Encyclopaedia Iranica VIII, First Edition, Costa Mesa, California, Mazda Publishers, 584-592.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>ضرورت توجّه به صبغة روایی در تصحیح و فهم اشعار خاقانی</TitleF>
				<TitleE>The Importance of the Religious Context in Correction and Comprehension of Khaqani’s Poems</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73990.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.274571.1358</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>اشعار خاقانی مشحون از نکاتی است که به  انواع علوم زمانة او اشاره دارند و وی آنها را در تاروپود شعر خود تنیده ­است. همین اصل باعث شده ­است تا دریافت شعر او بدون درک دقایقی که از انواع علوم (طب، نجوم، تاریخ، اسطوره، جغرافیا و…) در شعرش به­کاربسته است، محال بنماید. یکی از مبانی مهمّی که خاقانی در اشعارش برای فربه­کردن فضای شعری بهره جسته است، آیات الهی، احادیث و روایات پیشوایان دینی است. در زمانة خاقانی کودکان در مکاتب، اوّلین علومی که می­آموختند، علوم دینی بود و این خود شامل قرآن و احادیث می­شد. بی­شک، این آموزه­ها در ذهن و زبان این کودکان و در آیندة هنری آنان بی­تأثیر نبود. کمتر شاعری را می­توان یافت که در اثر یا آثار او این مبانی به شکل عیان تبلور روشن نداشته باشد. در شعر خاقانی نیز به طریق اولی و به این دلیل که او مطابق با سبک شعری خود، هر بیت را با تصاویر و مضامینی چون مضامین دینی می­آراید، این بازتاب پررنگ است. گاهی بی­توجّهی کاتبان و ناسخان و بعد­تر مصحّحان دیوان خاقانی باعث شده­ است که وجوه اصیل شعر او تحریف شود یا به حاشیه رود. در این مجال به تناسب فضای ممهَّد، به نمونه­هایی پرداخته ­خواهد شد که خاقانی آنها را متناسب با فضای روایی پرداخته­است، ولی برخی ناسخان، کاتبان یا مصحّحان به آن بی­توجّه بوده­اند. ­</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Khaqani’s poetry is replete with references to the sciences of his time. This causes his poetry to be impossible to understand without comprehending the variety of sciences (medicine, astronomy, history, mythology, geography etc.) which he makes reference to. One of Khaqani’s techniques to enrich his poetry is using Koranic verses and Hadith. In his time, the first sciences that children learned at school were religious sciences including the Koran and Hadith. Undoubtedly, these teachings influenced their mentality, language, and art. So, there were few poets whose works did not reflect these teachings. In Khaqani’s poetry, because he adorns each line of his poems with religious images and themes which are in line with his writing style, this reflection is highlighted. In some cases the scribes or correctors’ negligence has caused Khaqani’s divan to be distorted. In this article, some cases in which the scribes or correctors have been ignorant of the religious context of Khaqani’s poetry are studied.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>201</FPAGE>
						<TPAGE>219</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>امیر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سلطان محمدی</Family>
						<NameE>amir</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>soltanmohamadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>amirsoltanmohamadi6@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سید منصور</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سادات ابراهیمی</Family>
						<NameE>Sayyed Mansour</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sadat Ebrahimi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>msadatebrahimi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Correction</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Correct version</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Wrong version</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Koran</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Hadith</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khaqani</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن مجید (1386)، ترجمة محمّدمهدی فولادوند، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##ابن­ فارس (1399ق)، معجم مقاییس‌اللغة، تحقیق عبدالسلام محمّد هارون، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.##استعلامی، محمّد (1386)، شرح قصاید خاقانی، تهران، زوّار.##اشبیلی، عبدالحق بن عبدالرحمن (1999)، الجمع بین صحیحین، اعتنی به حمد بن محمّد غماس، ریاض، دارالمحقق.##ابن طاووس، علی بن موسی (1376)، الاقبال بالاعمال الحسنه، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، جلد3، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.##ابن عاشور، محمّدالطاهر (بی­تا)، التحریر و التنویر، بیروت، موسسه تاریخ العربی.##ابن عساکر، علی بن حسن (1997)، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق محب­‌الدین ابی سعید عمروی، بیروت، دارالفکر.##ابن عبدالبر، ابی­ عمریوسف (1414)، الاستذکار، تحقیق عبدالمعطی امین قلعجی، قاهره، دارالوعی.##ابن­ عبدربه، احمد بن­­ محمّد (1407)، عقدالفرید، محقق مفیدمحمّد قمیحه، جلد7، بیروت، دارالکتاب العلمیه.##ابن­ قتیبه، عبدالله‌ ­بن­ مسلم (1411)، غریب­ القرآن، تحقیق ابراهیم محمّدرمضان، بیروت، دارالهلال.##ابن­ کثیر، اسماعیل بن عمر (1419)، تفسیر القران العظیم، تحقیق محمّدحسین شمس‌­الدین، جلد7، بیروت، دارالکتب العلمیه.##ابوعبیده، معمربن مثنی (1401)، مجاز القرآن، تحقیق فؤاد سزگین، قاهره، خانجی.##النحاس، احمد بن محمّد (1409)، معانی القرآن، تحقیق محمّدعلی الصابونی، جلد4، مکّه، جامعة ام ­القری.##انوری، اوحدالدین (1376)، دیوان، تصحیح محمّدتقی مدرس رضوی، تهران، علمی و فرهنگی.##بدرالدین‌­العینی، ابی­ محمّد محمود (1420)، شرح سنن ابی ­داوود، تحقیق ابی­ منظور خالد بن ابراهیم، ریاض، مکتبة الرشد.##بدیع یعقوب، امیل (1994)، المفصل، بیروت، دارالکتب العلمیه.##برزگر خالقی، محمّدرضا (1387)، شرح دیوان خاقانی، تهران، زوّار.##بیهقی، ابی‌­بکر احمد بن حسین (1424)، السنن الکبری، تحقیق محمّد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه.##پارسا، احمد (1386)، «تصحیح دو تصحیف در دیوان خاقانی»، نشریۀ دانشکده ادبیات و علوم انسانی (باهنر) کرمان، ش21، 1-13##حافظ، شمس‌­­الدین محمّد ( 1362)، دیوان، به کوشش پرویز خانلری، تهران، خوارزمی.##خاقانی، افضل­‌الدین (1388)، دیوان، تصحیح ضیاءالدین سجّادی، تهران، زوّار.##ـــــــــــــ (1317)، دیوان، تصحیح و تعلیقات علی عبدالرسولی، تهران، ­خیّام.##ـــــــــــــ (1375)، دیوان، به اهتمام جهانگیر منصور، تهران، جار.##ـــــــــــــ (1375)، دیوان، تصحیح ­­میرجلال­‌الدین کزازی، تهران، مرکز.##­­­­­­­­­­­ـــــــــــــ (1387)، تحفة العراقین، به­ کوشش علی صفری آق­‌قلعه، تهران، میراث مکتوب.##خرمشاهی، بهاءالدین (1385)، حافظ حافظة ماست، تهران، قطره.##دادبه، اصغر (1369)، «نگاهی به تأثیر احادیث در شعر حافظ»، حافظ­شناسی، فراهم­‌آورنده سعید نیاز کرمانی، جلد13، 14-55، تهران، گنج کتاب.##راغب اصفهانی، حسین بن محمّد (1430ق)، مفردات الفاظ القران، تصحیح عدنان داوودی، بیروت، دارالشامیه.##زمخشری، محمود بن عمر (1418)، الکشاف، تحقیق و تعلیق عدل ­احمد عبدالوجود و علی­‌محمّد معوض، ریاض، مکتبة العبیکان.##ساوجی، سلمان بن محمّد (1389)، کلیّات، مقدّمه و تصحیح عباسعلی وفایی، تهران، سخن.##سعدی، مصلح‌­الدین (1366)، کلیّات، تصحیح محمّدعلی فروغی، تهران، امیرکبیر.##سلطان­‌محمّدی، امیر (1397)، «لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست»، کهن­‌نامه، ش 26، بهار و تابستان، 37-53.##سنایی، مجدود بن آدم (1388)، دیوان، به اهتمام مدرس رضوی، تهران، سنایی.##الشافعی، ابی‌­الحسن یحیی (2000)، البیان فی مذهب الامام شافعی، تحقیق قاسم محمّد نوری، بیروت، دارالمنهاج.##شمیسا، سیروس (1388)، یادداشت‌­های حافظ، تهران، علم.##شهرستانی، محمّدبن عبدالکریم (1402)، الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفة.##طبرانی، ابی­‌القاسم سلیمان بن احمد (بی­تا)، المعجم الکبیر، قاهره، ابن تیمیه.##طبری، محمّدبن جریر (1412)، جامع ­البیان فی نفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة.##عطّار، فریدالدین (1351)، الهی­‌نامه، به کوشش فؤاد روحانی، تهران، زوّار.##ـــــــــــــ (1386)، مختارنامه، مقدّمه، تصحیح و تعلیقات شفیعی­ کدکنی، تهران، سخن.##ـــــــــــــ (1338)، مصیبت­‌نامه، تصحیح عبدالوهاب نورانی وصال، تهران، زوّار.##ـــــــــــــ (1359)، دیوان، مقدّمه و حواشی م. درویش، تهران، جاویدان.##عنصرالمعالی، کیکاووس (1390)، قابو‌س­‌نامه، تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران، علمی و فرهنگی.##فخر رازی، محمّدبن عمر (2001)، تفسیر کبیر، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی.##فیروزآبادی، محمدبن یعقوب (بی­تا)، قاموس المحیط، قاهره، مطبعة السعادة.##قرطبی، محمّد بن احمد (1364)، الجامع لاحکام القرآن، جلد17، تهران، ناصرخسرو.##مجلسی، محمّدتقی (1403)، بحارالانوار، تحقیق عبدالزهرا علوی، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی عمرانی.##مسعود، جبران (1992)، الرائد، بیروت، دارالعلم للملایین.##مسعودی، علی ­بن­ حسین (1965)، مروج ­الذهب و معادن الجوهر، تصحیح پل شار، بیروت، جامعة اللبنانیة.##مولوی، جلال­الدین (1387)، کلیّات شمس، جلد1و2، تصحیح بدیع‌­الزمان فروزانفر، تهران، نگاه.##میبدی، احمد بن محمّد (1371)،  کشف­ الاسرار، به اهتمام علی­‌اصغر حکمت، تهران، امیرکبیر.##نظامی ­عروضی (1382)، چهارمقاله، تصحیح محمّد قزوینی و تصحیح مجدد محمّد معین، تهران، جامی.##نظامی، الیاس بن یوسف (1387)، مخزن­ الاسرار، تصحیح و حواشی وحید دستگردی به کوشش سعید حمیدیان، تهران، قطره.##ـــــــــــــ (1388)، خسرو و شیرین، تصحیح و حواشی وحید دستگردی به کوشش سعید حمیدیان، تهران، قطره.##ـــــــــــــ (1389)، لیلی و مجنون، تصحیح و حواشی وحید دستگردی به کوشش سعید حمیدیان، تهران، قطره.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>دیالکتیک شعر قدسی و شهود معنا در اندیشة بیدل دهلوی</TitleF>
				<TitleE>The Dialectics of Spiritual Poetry and Intuition of Meaning in Bidel Dehlavi’s Thoughts</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73983.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.271227.1320</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>سامانة معرفتی و هویّت هنری بیدل در دو سطح تجربة شهودی و متن قدسی، قابل واکاوی است که پیوندی وثیق، ازحیث هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی، این دو لایة معرفتی- هنری را با هم متّحد می‌سازد؛ نخست، تجربة شهودی که ناشی از سلوک «تَبَتُل تا فنا» و معراج «پله­پله تا خدا»ست و دوم، مجموعه‌ای رازآلوده از متن‌های قدسی که غزل فلسفی، مقوّم آن است. این مجموعه، با زبانی نمادین، وصف­ناپذیری حق را رمزگشایی می­کند و خدا را در مرتبة درک شهودی آدمی می­نشاند؛ به دیگر سخن، بیدل معنا را از خلال فرآیند سه­گانة تنزیل، تأویل و تفسیر، در متن قدسی بازمی‌آفریند. پرسش‌های بنیادینی که این وجیزه در پرتو فرضیة پژوهش به روشن­شدن آن نظر دارد، بدین شرح است: الف. برجسته­ترین رابطة ممکن و موجود میان تجربة شهودی (لایة معرفتی) و زبان نمادین تأویل‌گرای بیدل (لایة هنری) چیست؟  ب. علل گرایش بیدل به بیان نمادین در اشعارش چیست؟ در واکاوی این دو پرسش، به آزمون این فرضیه می­پردازیم که مبانی هستی­شناختی و مبادی معرفت­شناختی تجربة شهودی بیدل، نسبتی آگاهانه و ظریف با زبان و صورت‌گری‌های بیان نمادین وی دارد. شاعر برای برگرفتن نقاب از چهرة شاهد معنا، به نمادپردازی و آفرینش متون قدسی روی می‌آورد؛ ازطرف ­دیگر، سرشت زبان‌های طبیعی که در ذیل گفتمان‌های تجربه‌پذیر بشری جای می‌گیرد، راه را بر تجلّی مطلق سد می­کند؛ به همین دلیل، بیدل به وساطت خیال، رمز و نماد در پرتو درک صوفیانه، بر این محدودیّت زبانی چیره می‌شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>We can explore Bidel Dehlavi’s epistemic system and artistic identity through two layers of intuitive experience and spiritual texts. A collateral bond, in terms of ontology and epistemology, unites these two epistemic-artistic layers. The first, is an intuitive experience stemming from the demeanor of “Tabatol to Fana” (translation: Annihilation to Inexistence) and ascension of “Peleh Peleh ta Khoda” (translation: Step-by-Step to God). The second is a mysterious collection of spiritual texts whose real value is appraised through philosophical sonnet. The collection decrypts the indivisibility of the truth in a symbolic language, and places God at a level that is within the scope of man’s intuitive understanding. In other words, Bidel recreates meaning via the triple process of deducing, paraphrasing, and interpreting spiritual texts. The fundamental questions of the research are as follows: What is the most prominent possible existing connection between the intuitive experience (the epistemic layer) and the symbolic interpretive language of Bidel (artistic layer)? What are the reasons for Bidel’s tendency toward symbolic expressions in his poems? By examining these two questions, we test the hypothesis that Bidel’s ontological and epistemological foundations have an intentional and subtle relation to his symbolic language and formulations. The poet turns to symbolism and creation of spiritual texts in order to remove the mask of meaning. On the other hand, the essence of natural languages, embedded in empirical human discourses, blocks the way to absolute manifestation. This is the reason why Bidel is able to overcome this linguistic restriction via imagination, mystery, and symbolism through Sufi understanding.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>221</FPAGE>
						<TPAGE>240</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مجید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آزادبخت</Family>
						<NameE>majid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>azadbakht</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>majid.azadbakht56@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حسنعلی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>پورمند</Family>
						<NameE>hasanali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>pourmand</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hapourmand@modares.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مینا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمدی‌وکیل</Family>
						<NameE>mina</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>mohamadi vakil</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه نقاشی دانشگاه الزهرا</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>minavakil@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Intuitive experience</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Symbolic language</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Unity of existence</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Indian style</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Spiritual poetry</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Bidel Dehlavi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن‌ عربی، محی­الدین (1429)، الفتوحات مکیه، به تصحیح عثمان یحیی قاهره، بی‌نا.##ـــــــــــ ، فصوص، (1366)، به اهتمام ابوالعلا عفیفی، تهران، دانشگاه الزهرا.##اسکارچیا، جیان روبرتو (1384)، هنر صفوی، زند، قاجار، ترجمة یعقوب آژند، چاپ دوم، تهران، مولی.##آرزو، عبدالغفور (1388)، انسان کامل از دیدگاه بیدل و حافظ، تهران، سورة مهر.##آزادبخت، مجید (1390)، «بررسی شاخصه‌های تصویرسازی و نمادگونة اشعار بیدل دهلوی»، پایان­نامة کارشناسی ارشد، استاد راهنما ایرج داداشی، دانشگاه تربیت­‌مدرس.##بیدل ‌‍‌دهلوی، میرزا عبدالقادر (1387)، غزلیّات، به‌ کوشش اکبر بهاروند، شیراز، نوید.##ـــــــــــــ (1385)، غزلیّات، به‌کوشش اکبر بهاروند، تهران، نگاه.##ـــــــــــــ (1397)، غزلیّات، به‌کوشش اکبر بهاروند، تهران، نگاه.##ـــــــــــــ (1344)، کلیّات ابوالمعانی، ج3، کابل، بی‌نا.##پژمان، محمّدعارف (1376)، بیدل‌شناسی، هرمزگان، دانشگاه هرمزگان.##پورجوادی، نصرالله (1374)، شعر و شرع، تهران، اساطیر.##پورنامداریان، تقی (1386)، رمز و داستان‌های رمزی در ادبیّات فارسی، چاپ ششم، تهران، علمی و ‌فرهنگی.##حسینی، حسن (1387)، بیدل، سپهری و سبک هندی، چاپ چهارم، تهران، سروش.##ذکاوتی ‌قراگزلو، علی‌رضا (1372)، گزیدة اشعار سبک هندی، تهران، نشر دانشگاهی.##رزّاقی، محمّد‌کبیر و عبدالوهاب فایز (1384)، اسیر بیدل، تهران، عرفان.##روحانی، مسعود، سیاوش حق‌جو و علی‌اکبر شوبکلایی (1394)، «بررسی وحدت‌وجود در رباعیّات بیدل»، ادبیّات عرفانی و اسطوره‌شناختی، سال یازدهم، ش38، بهار، 127-163.##ستاری، جلال (1376)، مجموعه مقالات اسطوره و رمز، چاپ سوم، تهران، سروش.##سلجوقی، صلاح‌الدین (1388)، نقد بیدل، چاپ سوم، تهران، عرفان.##شفیعی‌کدکنی، محمّدرضا (1387)، شاعر آیینه‌ها، چاپ هشتم، تهران، آگه.##شوان، فریتیوف (1387)، روح نمادپرداز در اسطوره و رمز، ترجمة جلال ستاری، تهران، سروش.##صانع‌پور، مریم (1385)، محی‌الدین ابن‌ عربی و نقش خیال قدسی در شهود حق، تهران، علم.##فتوحی، محمود (1385)، سبک هندی، تهران، سخن.##کاظمی، محمّدکاظم (1387)، رهیافت‌هایی در شعر بیدل، تهران، سورة مهر.##کمالی‌زاده، طاهره (1389)، هنر و زیبایی از دیدگاه سهروردی، تهران، فرهنگستان هنر.##نصر، حسین (1389)، سه حکیم مسلمان، ترجمة احمد آرام، تهران، امیرکبیر. ##ـــــــــــ (1393)، دین و نظام طبیعت، ترجمة انشاءالله رحمتی، تهران، نی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مقایسة ساختاری معارف‌العوارف، اثر عبدالرّحمنِ بُزغُش شیرازی با ترجمۀ عوارف‌المعارف، اثر ابومنصورِ عبدالمؤمن اصفهانی</TitleF>
				<TitleE>A Structural Comparison of Abdurrahman Shirazi’s Maarif ul-Awarif and Abu Mansur Isfahani’s Awarif ul-Maarif</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_73651.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.268396.1289</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>نگاه اهل تحقیق و عارفان و سالکان طریقت به آثار عرفانی، اغلب بر متونی متمرکز بوده است که علاوه بر طرح مبانی نظری، برنامه‌ها و راهکارهایی تربیتی ارائه دهند. عوارف‌المعارف در ابتدای سدة هفتم، مجموعه معارف زاهدانه‌ای را عرضه کرد که موجب شد تا قرن‌ها تدریس آن، پیش‌شرط تأسیس بعضی خانقاه‌ها باشد. عوارف‌المعـارف ابوحفص شهاب‌الدّین عمر سهروردی علاوه بر طرح مبانی سلوک عرفانی، به بیان حدّ و مرز و جوانب مثبت و منفیِ هر دستور صوفیانه می‌پردازد و ازاین‌روی به­لحاظ نقد   دیدگاه­های مخالفان تصوّف، معرّفی متشبّهان و چگونگی رفع شبهات، شاخص است. ضرورت ترجمة این اثر و اهتمام بدان موجب شد هریک از مترجمان به تناسب، بهره‌ای به مخاطبان برسانند. از میان ترجمه‌ها، به بررسی تطبیقی دو اثر پرداخته‌ایم که هر دو در انتهای قرن هفت و ابتدای قرن هشت پدید آمده است؛ ترجمة ابومنصور اصفهانی و ترجمة عبدالرّحمن شیرازی. نوع پردازش ساختاری متن، سبک زبانی و بیانی مترجمان، برتری‌ها و نقاط ضعف هریک، ازجمله نکاتی است که در این مقاله بررسی شده‌اند. مهم‌ترین یافتة این پژوهش آن است که ترجمة عوارف‌المعارف صرفاً اقتباسی از عوارف‌المعارف محسوب می‌شود و معارف‌العوارف ترجمه‌ای دقیق، جامع و متعهّد به پیام سهروردی است؛ هرچند که نثر ابومنصور اصفهانی خیال‌انگیزتر (دارای صورخیال بیشتر) است و فضای شاعرانه‌تری دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Mystics and truth-seekers, in their readings of mystical texts, have predominantly focused on texts which, in addition to giving an account of theoretical principles, provide didactic programs and strategies. Awarif ul-Maarif laid out a comprehensive source of mystical knowledge before the reader of the early seventh century. Its inclusion in the syllabus became, for centuries to come, a prerequisite for the foundation of new Khanqahs. In addition to providing an account of the principles of spiritual practice, Awarif ul-Maarif defined the limits of and identified positive and negative aspects of Sufi precepts. In doing so, it distinguished itself by criticizing the theories of opposers of Sufism, discussing skeptics’ ideas and pointing out how skepticism could be overcome. The need for a translation of this work and the efforts undertaken in this respect led to renderings by various translators each benefitting the reader in its own way. This article compares two of these translations, i.e. Abu Mansur Isfahani and Abdurrahman Shirazi’s translations which date back to the late seventh and early eighth century respectively. The article deals with the texts’ structural approaches, the translators’ style and mode of expression, and the strengths and weaknesses of their translations. The most important finding is that Isfahani’s version is merely an adaptation of the original Awarif—albeit it is written in a more poetic style and engaging the reader’s imagination to a greater extent—whereas Shirazi’s Maarif ul-Awarif is an accurate and comprehensive translation which remains faithful to Suhrawardi’s message.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>241</FPAGE>
						<TPAGE>260</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>فروغ</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فرجام</Family>
						<NameE>Forough</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Farjam</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>foroughfarjam@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سید علی اصغر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>میرباقری فرد</Family>
						<NameE>Sayyed Ali Asghar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mirbagherifard</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.mirbagherifard@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سیده مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>روضاتیان</Family>
						<NameE>Sayyede Maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rozatian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rozatian@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Structure</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Awarif ul-Maarif</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Maarif ul-Awarif</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Translation</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Abdurrahman Shirazi</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Abu Mansur Isfahani</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم (1374)، ترجمة بهاءالدّین خرّمشاهی، تهران، جامی و نیلوفر.##اُشنُوی، تاج‌الدّین (۱۳۶۸)، تصحیح نجیب مایل هروی، تهران، طهوری.##اصفهانی، ابومنصور اسماعیل (۱۳۷۴)، ترجمة عوارف ‌المعارف، به اهتمام قاسم انصاری، چاپ دوم، تهران، علمی و فرهنگی.##جامی، نورالدّین عبدالرحمن (1382)، نفحات الأنس من حضرات القدس، تصحیح محمود عابدی، چاپ چهارم، تهران، اطلاعات.##دانش‌پژوه، محمّدتقی (1364)، فهرست میکروفیلم‌های کتابخانة مرکزی، ج 3، تهران، دانشگاه تهران.##دهباشی، مهدی و علی‌اصغر میرباقری‌فرد (۱۳۹۲)، تاریخ تصوّف (۱)، تهران، سمت.##رازی، نجم‌الدّین (1374)، مرصاد‌العباد، به اهتمام محمّدامین ریاحی، چاپ پنجم تهران، علمی و فرهنگی.##زرکوب شیرازی، احمد بن ابی‌الخیر (۱۳۹۰)، شیرازنامه، تصحیح اکبر نحوی، شیراز، دانشنامة فارس.##زرّین‌کوب، عبدالحسین (1382)، ارزش میراث صوفیّه، چاپ یازدهم، تهران، امیرکبیر.##سروری، امید (1394)، «ترجمۀ عوارف‌المعارف از ظهیرالدّین عبدالرّحمن شیرازی»، پیام بهارستان، ش 25، 104-111.##سهروردی، ابوحفص شهاب‌الدّین عمر (2006)، عوارف‌المعارف، تصحیح احمد عبدالرّحیم السایح، قاهره، مکتبه الثّقافة الدّینیّه.##شمس، محمّدجواد (۱۳۷۹)، «عارفان سهروردیة بُزغُشیة فارس»، معارف، ش۲، ۱04-۱16.##شیرازی، ظهیرالدّین عبدالرّحمن (891 ق)، نسخة خطی معارف‌العوارف فی ترجمة عوارف‌المعارف، [H. G. 21/63 560]، ش ۵۹۱ [شمارة میکروفیلم: 74/1] علیگره، کتابخانۀ مولانا آزاد دانشگاه اسلامی.##ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1029ق)، نسخة خطی معارف‌العوارف فی ترجمة عوارف‌المعارف، [ش 1/56/297. 7]، ش    ۵۹۱ [شمارة میکروفیلم: 126]، علیگره، کتابخانۀ سبحان‌الله.##شیرازی، صدرالدّین محمّد (بی‌تا)، ذیلمعارف‌العارف، نسخة خطّی ش۱۵۷، مشهد، کتابخانة آستان قدس.##شیرازی، عیسی بن جنید (۱۳۶۴)، تذکرة هزار مزار، ترجمة شدّ الإزار، تصحیح نورانی وصال، شیراز، کتابخانة احمدی.##صفا، ذبیح‌الله (1373)،  تاریخ ادبیّات در ایران، جلد 2 و 3، چاپ چهارم تهران، فردوسی.##طاهری، حمید، شهلا محمودی و سیّد مهیلا حسینی (1391)، «چند ویژگی زبانی در ترجمة آیات تفسیر کشف‌الأسرار»، فصلنامة لسان مبین (پژوهش ادب عربی)، سال سوم، ش8، 178-197.##کاشانی، عزّالدّین محمود (1372)، مصباح‌الهدایه و مفتاح‌الکفایه، تصحیح جلال‌الدّین همایی، چاپ چهارم، تهران، هما.##مایل هروی، نجیب (1364)، «ترجمة عوارف‌المعارف سهروردی»، نشر دانش، ش 32، 34-40.##ناتل خانلری، پرویز (1377)، تاریخ زبان فارسی، چاپ ششم، تهران، فردوس.##نوشاهی، عارف (۱۳۷۸) «عوارف‌المعارف در شبه‌قارّه؛ شواهدی چند در رواج آن کتاب تا پایان قرن هشتم هجری»، معارف، دورة شانزدهم، ش2، 74-81.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				