<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1397</YEAR>
<VOL>8</VOL>
<NO>2</NO>
<MOSALSAL>22</MOSALSAL>
<PAGE_NO>235</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>ساختارشکنی در صفت‌ها و ناگفته‌های پیرامون آن</TitleF>
				<TitleE>Lingual Deconstruction of Adjectives and the Things Left Unsaid About it</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70924.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.241642.1027</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ساختارشکنی زبانی، چه ازنظر ساختمان و چه ازنظر کاربرد، کمتر در دستورهای زبان فارسی موردتوجّه قرارگرفته است. الگوهای ساخت و قواعد دستورمند زبان، غالباً در کتاب‌های مطرح دستور، تکراری و ایستاست، درحالی‌که زبان همیشه در بستری از تحوّلات قراردارد و در این مسیر با دگرگونی‌هایی گاه اندک و گاه فراوان مواجه می‌شود. پژوهشگران این مقاله با نشان‌دادن پاره‌ای از ساختارشکنی‌ها (در سیزده مورد) این تفکّر را به خواننده القا می‌کنند که چنین پیامدی در همة زبان‌های زندة دنیا، اجتناب‌ناپذیر است. تعاریف و تحلیل‌های یادشده با ارجاع به برخی از دستورهای مطرح فارسی صورت گرفته است تا به‌صورت شفّاف‌تری نشان دهد که صفت‌های فارسی دستخوش تحوّلات و ساختارشکنی فراوانی می‌شوند. بااین‌همه، این پژوهش دربارة مضاف‌الیه صفت، صفت صفت، صفت بعد از مضاف‌الیه، صفت‌های همراه با ممّیز، تحوّل شاخص به صفت، اختیاری یا اجباری‌بودنِ صفت‌های وابسته، تقدّم وند تصریفی بر وند اشتقاقی، اسم یا صفت‌بودنِ «هریک، هریکی، هیچ‌یک، هیچ‌کدام و ...» حرف‌های تازه‌ای دارد و همچنین دربارة صفت‌های درون فعل، انتقال اسم به صفت بیانی، اختیاری یا اجباری‌بودن متمّم صفت، صفت بیانی با «تر» یا بدون «تر» و فقدان برخی از الگوهای پرکاربرد ساخت صفت در دستورهای فارسی، یافته‌های تازه‌ای ارائه می‌کند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Linguistic deconstruction is less widely considered in Persian language grammar, both in terms of structure and in terms of application. Construction patterns and grammatical rules of language are commonly repetitive and static in grammar books, while language is always in a state of transformation and experiences more and less changes in this state. It has been shown (in thirteen cases), in present study, that some of the deconstructions suggest the reader that such a consequence is inevitable in all spoken languages of the world. The definitions and the aforementioned analysis have been proposed referring to some of the most prominent Persian grammars to demonstrate more clearly that Persian adjectives have been undergone different transformations and deconstructions. However, this research has new words about adjectives-genitives or adjectives-adjectives relations, adjectives after genitives, adjectives with verifier, indicator transformation associated with adjectives, being optional or compulsory of dependent adjectives, priority of conjugative to divisional affixes, being noun or adjective of &quot;each, each one, anyone , none of them ...&quot; and it  proposes new findings about  the adjectives inside the verbs, transforming noun into expressive adjective, being optional or compulsory of  adjective additions, expressive adjective with or without &quot;-er&quot;  and the lack of some of the most popular patterns of adjective construction in Persian grammars.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>17</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عبّاسعلی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>وفایی</Family>
						<NameE>Abbasali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Vafaee</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a_a_vafaie@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>احمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سبحانی درگاه</Family>
						<NameE>Ahmad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sobhani Dargah</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ahmadsobhani1@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Patterns of Construction</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Adjective</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Deconstruction</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Core</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Affiliate</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Dependent Affiliate</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابوالقاسمی، محسن (1381)، دستور تاریخ زبان فارسی، چاپ سوم، تهران، سمت.##امیر معزّی (1341)، دیوان، تصحیح عبّاس اقبال، تهران، ابن سینا.##انوری، حسن و حسن احمدی گیوی (1385)، دستور زبان فارسی، تهران، فاطمی.##باطنی، محمّدرضا (1377)، نگاهی تازه به دستور زبان، چاپ هشتم، تهران، آگاه.##بهار، ملک الشّعرا (1365)، دیوان، تهران، ققنوس.##حق‌شناس، علی­محمّد و همکاران (1390)، زبان فارسی 3، چاپ سیزدهم، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی.##                          (1389)، ادبیّات فارسی 2،چاپ چهاردهم، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی.##حکیمی، محمّدرضا (1386)، ادبیّات و تعهّد در اسلام، چاپ چهاردهم، قم، دلیل ما.##حافظ، خواجه شمس‌‌الدین محمّد(1369)، دیوان، به اهتمام محمّد قزوینی و قاسم غنی، چاپ ششم، تهران، زوّار.##خطیب رهبر، خلیل (1381)، دستور زبان فارسی، تهران، مهتاب.##خیّام‌پور، عبدالرّسول (138٦)، دستور زبان فارسی، چاپ پانزدهم، تهران، ستوده.##سعدی (1376)، کلیّات، تصحیح محمّدعلی فروغی، چاپ ششم، تهران، قفنوس.##سنایی (1336)، دیوان، به کوشش مظاهر مصفّا، تهران، امیرکبیر.##شاه نعمت الله ولی (1389)، دیوان، چاپ دوم، تهران، قدیانی.##شریعت، محمّدجواد (1393)، دستور زبان فارسی، چاپ چهارم، تهران، اساطیر.##صائب تبریزی (1368)، دیوان،به کوشش محمّد قهرمان، تهران، علمی و فرهنگی.##طباطبائی، علاء‌الدّین (1382)، دستور زبان فارسی، تهران، فرهنگ معاصر.##فرّخی یزدی (1378)، دیوان، به کوشش حسین مسرّت، یزد، انجمن آثار و مفاخر استان یزد.##فرشیدورد، خسرو (1390)، دستور مختصر تاریخی زبان فارسی، چاپ دوم، تهران، زوّار.##                          (1392)، دستور مفصّل امروز، چاپ چهارم، تهران، سخن.##قریب، عبدالعظیم (1363)، دستور زبان فارسی پنج استاد، تهران، جهان دانش.##مشکوة‌الدّینی، مهدی (1389)، دستور زبان فارسی بر پایة گشتاری، چاپ یازدهم، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد.##مشکور، محمّدجواد (1343)، دستورنامه، چاپ سوم، تهران، مؤسسة مطبوعاتی شرق.##مقرّبی، مصطفی (1372)، ترکیب زبان فارسی، چاپ دوم، تهران، توس.##ناتل خانلری، پرویز (1366)، تاریخ زبان فارسی، چاپ سوم، تهران، نشر نو.##وحیدیان کامیار، تقی و غلامرضا عمرانی (1381)، دستور زبان فارسی 1، چاپ سوم، تهران، سمت.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>منشآت عربی خاقانی شروانی</TitleF>
				<TitleE>Arabic Monsha&#039;āt of Khāghāni Shirvāni</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70925.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.274334.1352</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>خاقانی سخنور بزرگ قرن ششم هجری در دو زبان فارسی دری و عربی سرآمد روزگار خویش بوده و آثار ارجمندی در نظم و نثر، به این دو زبان از خود به یادگار گذاشته است. بااین‌همه، تاکنون جز چند قصیدة عربی و چند قطعه نثر کوتاه به این زبان که در دیوان شاعر و احیاناً منشآت فارسی او آمده است، نمونة دیگری از آثار عربی وی در دست نیست. ما در اینجا برای نخستین‌بار دو نامة عربی برجای­مانده از او را براساس نسخه‌هایی که از این رسائل در کتابخانه‌های چستربیتی و سلیمانیّة ترکیّه (بخش داماد ابراهیم‌پاشا) وجود دارد، معرّفی می‌کنیم. این رسائل از نمونه‌های عالی عربی‌نویسی ایرانیان است و فواید ادبی و تاریخی بسیار دارد؛ ازجمله می‌تواند گره‌گشای مشکلات متعدّدی در زمینة سوانح زندگی خاقانی باشد و ابهاماتی را از سخنان این شاعر پیچیده‌گوی زبان فارسی رفع کند. اطّلاعاتی دست اوّل و ارزشمند دربارة دو مخاطب این نامه‌ها، به نام‌های قطب‌الدّین ابهری و اوحدالدّین غزنوی و ناگفته‌هایی در زمینة تاریخ و تصوّف آذربایجان در قرن ششم، از فوایدی است که از سطرهای این رسائل دانسته می‌شود. نگارندة پژوهش حاضر، رسائل یادشده را تصحیح کرده و با مقدّمه و تعلیقات لازم با عنوان غایت ابداع در دست انتشار دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>As one of the greatest Persian literates of the 12th century and one of the most prominent characters of his time, Khāghāni spoke both languages of Persian and Arabic fluently and many of his literary works have survived in both languages. However, none of his Arabic works are available, except for a few verses and some short prose pieces which has come down in his divan and perhaps his Persian Monsha&#039;āt. For the first time in this study, two Arabic letters of Khāghāni have been introduced, copies of which are kept in Chester Beatty library of Dublin and Ibrahimpasha&#039;s groom section of Suleimaniyah library of Istanbul. The mentioned treatises are of the best examples of Iranians Arabic writings and hold many literary and historical advantages, such as making the recognition of events happened during Khāghāni&#039;s life easier to the scholars and solving the ambiguities this Persian poet used in the words of his complex poems. As a result, some first-hand and valuable information would be obtained about the recipients of these two letters, Qutb al-Din Abhari and Awhad al-Din Ghaznawi, besides some unsaid matters about the history and Sufism of Azerbaijan in the 12th century. The author of present study has corrected the above-mentioned treatises and is going to publish it under the title of &quot;Qāyat-e Ibda&#039;e&quot; (the Utmost Innovation) with an introduction and analysis.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>19</FPAGE>
						<TPAGE>38</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمّدرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ترکی</Family>
						<NameE>Mohammadreza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Torki</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mtorki@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>The History and Sufism of Azerbaijan</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>The Utmost Innovation</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Qutb al-Din Abhari</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Awhad al-Din Ghaznawi</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khāghāni Shirvāni</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Arabic Monsha&amp;#039;āt</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن‌فُوَطی، عبدالرّزّاق ‌بن احمد شیبانی، (1374)، مجمع‌الآداب فی معجم الألقاب، تصحیح محمّد الکاظم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##پرندی، اکبر، کاغذکنان در گذرگاه تاریخ ایران، تهران، مؤسّسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1381.##ترکی، محمّدرضا (1397)، «زادگان خاقانی»، دیهیم هفتاد؛ مهرنامة استاد جعفر یاحقی، تهران، سخن، 261-272.##جامی، عبدالرحمن (1375)، نفحات‌الأنس‏ من حضرات القدس، تصحیح محمود عابدی، تهران، اطّلاعات.##حموی، یاقوت (1995م)، معجم‌البلدان، بیروت، دار صادر.##خاقانی شروانی، افضل­الدین بدیل (1368) دیوان، تصحیح سیّدضیاءالدّین سجّادی، تهران، زوّار.##                        (581ق)، رسائل عربی خاقانی به قطب‌الدّین ابهری و اوحدالدّین غزنوی، نسخة خطّی کتابخانۀ چستربیتی، ش MS 3798.##                        (بی‌تا)، رسائل عربی خاقانی به قطب‌الدّین ابهری و اوحدالدّین غزنوی، نسخة خطّی کتابخانة سلیمانیّه بخش داماد ابراهیم‌پاشا، ش 4/1173.##                        (1349) منشآت، تصحیح محمّد روشن، تهران، دانشگاه تهران.##زرّین‌کوب، عبدالحسین (1355)، با کاروان حلّه، تهران، جاویدان.##سمرقندى، دولت‌شاه ( 1318)، تذکرة‏الشّعراء، تصحیح ادوارد براون، لیدن.##شوشتری، قاضی نورالله (1377)،  مجالس‌المؤمنین، تهران، اسلامیّه.##الصّفدی، صلاح‌الدّین (1420ق)، الوافی بالوفیات، تصحیح احمد ارناووط و ترکی مصطفی، بیروت، داراحیاء التّراث،.##عطّار، فریدالدین (1388)، منطق‌الطّیر،  تصحیح محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، سخن.##کندلی هریسچی، غفّار (1374)، خاقانی شروانی، حیات، زمان و محیط او، ترجمۀ میرهدایت حصاری، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##مستوفی، حمدالله (1387) تاریخ گزیده، تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر.##معینی، محسن (1389)، «حنبلیّه»، دانش‌نامة جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی.##مناقب اوحدالدّین کرمانی (1347)، تصحیح بدیع‏الزّمان فروزان‌فر، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##نیشابوری، ظهیرالدّین (2004م)، سلجوق‌نامه، تصحیح ای.ایچ.مورتن، بریتانیا، بنیاد یادگار ای.جی.دابلیو. گیپ.##هدایت، رضاقلی‌خان (1385)، ریاض‌العارفین، تصحیح ابوالقاسم رادفر، گیتا اشیدری، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>گونه‌شناسی نمایش‌نامه‌های چهار صندوق و در حضور باد براساس نظریّۀ میتوس فرای</TitleF>
				<TitleE>The Typology of Two Plays: “Four Boxes” and “In the Presence of Wind” on the Basis of Northrop Frye&#039;s Theory of Archetypes</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70926.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.259358.1195</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بهرام بیضایی از نویسندگان، پژوهشگران و هنرمندان شاخص ایران است که در عرصۀ نمایش، آثار ارزشمند و ماندگاری خلق کرده است. گونه­­شناسی آثار نمایشی او اگرچه به­صورت پراکنده و در لابه­لای نوشته­هایی چند موردتوجّه قرارگرفته است، کمتر به­صورت علمی، به دسته­بندی و تحلیل گونه­شناسانۀ آنها پرداخته­اند. از میان نظریّات گونه­شناسی، نورتروپ فرای دیدگاه درخور توجّهی دارد و طبقه­بندی کاربردی­ای از گونه­شناسی ارائه می‌دهد. او هریک از گونه­های کمدی، رمانس، تراژدی و آیرونی/ طنز را با یکی از میتوس­های بهار، تابستان، پاییز و زمستان تطبیق می‌دهد و برای هر میتوس، شش نوع یا مرحله قائل است که به تقسیم­بندی دقیق درون­گونه­ای منجر می‌شود. باتوجّه­به دیدگاه فرای، باید درنظرداشت که دو اثر مهمّ بهرام بیضایی با عناوین چهار صندوق و در حضور باد قابل­ارزیابی و نقد گونه­شناسانه هستند. در پژوهش پیش­رو، کوشیده­ایم ضمن بهره­گیری از روش تحلیل کیفی، با تکیه بر مطالعات کتابخانه­ای و اسنادی و کاربست نظریّۀ «میتوس» نورتروپ فرای، تحلیل گونه­شناسانه­ای از نمایش­نامه­های فوق ارائه کنیم. دستاوردهای پژوهش، گویای این است که نمایش­نامه­های چهارصندوق و در حضور باد ذیل گونۀ کمدی نوع اوّل قرارمی­گیرند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Bahram Beyzyai is one of the prominent Iranian writers, researchers and artists who has created valuable and abiding works in the field of drama. Although some scattered works has been done in a few writings to introduce the typology of his works, but it is hard to find a certain classification and typological analysis of his works which has been scientifically accomplished. Among the theories of typology, Northrop Frye&#039;s theory of archetypes has a noteworthy place and can be considered as a functional classification of typology. He accommodates each of the literary genres of comedy, romance, tragedy, and irony / humor with one of the myths of spring, summer, autumn and winter, and assumes six types or phases for each of them that results in an accurate inter-typical classification. So, two outstanding works of Beyzyai named &quot;Four Boxes&quot; and &quot;In the Presence of wind&quot; can be evaluated and criticized typologically on the basis of Frye&#039;s theory. Through a method of qualitative analysis and based on library and documentary studies, it has been tried, in present research, to propose a typological analysis of above mentioned plays on the basis of Northrop Fry&#039;s theory of archetypes. The results show that &quot;Four Boxes&quot; and &quot;In the Presence of wind&quot; should be classified as the first type of comedy.     </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>39</FPAGE>
						<TPAGE>58</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>شیرزاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طایفی</Family>
						<NameE>Shirzad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Tayefi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sh_tayefi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>کورش</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سلمان نصر</Family>
						<NameE>Koroush</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Salman Nasr</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>salmannasr_koorosh@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Bahram Beyzaei</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Northrop Frye</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Myths</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Spring</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Comedy</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Four Boxes</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>In the Presence of Wind</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>استات، اندرو (1389)، کمدی، ترجمۀ بابک تبرّایی، تهران، چشمه.##ایگلتون، تری (1393)، پیش­درآمدی بر نظریّۀ ادبی، ترجمۀ عباس مخبر، تهران، مرکز.##احمدی، بابک (1395)، ساختار و تأویل متن، چاپ هجدهم، تهران، مرکز.##بلزی، کاترین (1379)، عمل نقد، ترجمۀ عباس مخبر، تهران، قصّه.##بنتلی، اریک (1376)، «مضحکه، کمدی، تراژدی کمدی»، ترجمۀ منصور براهیمی، فارابی، ش 27، 138- 179.##بیضایی، بهرام (1396 الف)، دیوان نمایش 2، چاپ چهارم، تهران، روشنگران و مطالعات زنان.##                          ( 1396 ب)،  نمایش در ایران، چاپ یازدهم، تهران، روشنگران و مطالعات زنان.##                          (1392)، جدال با جهل، گفتگو، نوشابه امیری، چاپ چهارم، تهران، ثالث.##                          (1386)، «سال­شمار زندگی و آثار بهرام بیضایی»، سیمیا، ش 2، 15-28.##بیلسکر، ریچارد (1387)،  اندیشۀ یونگ، ترجمۀ حسین پاینده، تهران، آشیان.##تایسن، لوئیس (1387)، نظریّه­های نقد ادبی معاصر (راهنمای آسان فهم)، ترجمۀ مازیار حسین­زاده و فاطمه حسینی، ویراستار حسین پاینده، تهران، نگاه امروز و حکایت قلم نوین.##زرین­کوب، عبدالحسین (1392)، ارسطو و فن شعر، چاپ هشتم، تهران، امیرکبیر.##سیفی­آزاد، رحمان (1380)، «اژدهاک، پرده­خانه، سلطان­مار، تحلیل سه اثر بهرام بیضایی»، بیدار، ش 12، 91-97.##سیم، استوارت (1380)، ساختارگرایی و پسا ساختار گرایی، ترجمۀ فتّاح محمّدی، فارابی، دورۀ یازدهم، ش اوّل، 111-138.##فرای، نورتروپ (1378)، ادبیّات و اسطوره در اسطوره­ و رمز، ترجمۀ جلال ستاری، تهران، سروش.##                          (1377)، تحلیل نقد، ترجمۀ صالح حسینی، تهران، نیلوفر.##                          (1376)، «میتوس بهار: کمدی»، ترجمۀ منصور براهیمی، فارابی، دورۀ هفتم، ش سوم، 108-137.##کی گوردن، والتر (فروردین 1370)، «درآمدی بر نقد کهن­الگویی»، ترجمۀ جلال سخن­ور، ادبستان فرهنگ و هنر، ش16، 28-31.##گرین، ویلفرد؛ مورگان، لی (1376)، مبانی نقد ادبی، ترجمۀ فرزانه طاهری، تهران، نیلوفر.##مقدادی، بهرام (1393)، دانشنامۀ نقد ادبی از افلاطون تا امروز، تهران، چشمه.##ویسمات، و.ک و بروکز، سی (1376)، «ارسطو و کمدی»، ترجمۀ منصور براهیمی، فارابی، دورۀ هفتم، ش سوم، ویژۀ کمدی، 50-69.##هارلند، ریچارد (1388)، درآمدی تاریخی بر نظریّۀ ادبی از افلاتون تا بارت، ترجمۀ گروه ترجمۀ شیراز و علی معصومی و شاپور جورکش، تهران، چشمه.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>زبان، ابزار قدرت در روزنامه‌‌های دربار دورۀ قاجار(با مطالعۀ موردی روزنامۀ دولت علیۀ ایران)</TitleF>
				<TitleE>Language, the Power Tool in Court Newspapers During the Reign of Qajar Dynasty
(The Case Study: Ruz-nāma-ye dawlat-e ʿaliyya-ye Irān)</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70927.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.273992.1342</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>اوّلین تجربۀ روزنامه‌‌نگاری ایرانی، تقلیدی تفنّنی از روزنامه‌‌نگاری غربی بود که از سوی دربار قاجار و با انتشار نخستین روزنامۀ دولتی در سال 1253ق آغاز شد. روزنامه‌‌های دولتی که حاوی مضامین بی‌‌اهمیّتی چون وصف سیر و سیاحت شاه بود، به سبک منشیانه تحریر می‌شد و به‌عنوان رسانه‌‌ای برای قدرت‌‌نمایی و بیان شکوه و اقتدار نظام سلطنت به­چاپ­می‌‌رسید. زبان تک‌‌صداییِ دربار تنها سیاسـت‌‌های نظام سلطنت را تبلیغ و توجیه می‌کرد و طبعاً مجالی برای مخالفان فراهم نمی‌‌ساخت. شیوۀ منشیانۀ روزنامه‌نگاری دربار که پس از برپایی حکومت مشروطه و انتشار روزنامه‌های غیردولتی به‌تدریج از رونق افتاد، تا سال 1326ق همچنان وجود داشت، امّا پس از آن زوال یافت و جای خود را به شیوۀ روزنامه‌نگاری مردمی و متجدّد داد. قصد ما در این مقاله نمایان ساختنِ چگونگیِ تبدیل گونۀ زبانی دربار قاجار به گفتمانی قدرت­گرا و نشان­دادن این است که چگونه زبان به منزلۀ ابزاری برای توجیه قدرت به­کارمی‌رود. جستار حاضر برای دستیابی بدین منظور از دیدگاه تحلیل انتقادی گفتمان بهره می‌‌گیرد و با استفاده از رویکرد زبان­شناختی نقش­گرا، نقش عناصر زبانی و بلاغی ‌گونۀ زبانی (language variety) درباری را در انتقال تأثیرگذار مفاهیم تحلیل می‌‌کند و ویژگی‌‌های گفتمانی این گونۀ زبانی را از منظر مناسبات قدرت و ایدئولوژی برمی‌‌رسد. در این زمینه روزنامۀ دولت عَلیه به‌عنوان نمونۀ بارز این نوع گونۀ اجتماعی زبان تحلیل می‌‌شود، آن‌گاه نتایج به‌‌دست‌‌آمده با ذکر شواهد و ارجاعات به کلّ روزنامه‌‌های دربار قاجار تعمیم می‌‌یابد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Iranians&#039; first journalistic experience was an entertaining imitation of Western journalism, initiated by the Qajar court and the publication of the first official newspaper in 1860. The government newspapers, in this period, contained insignificant themes such as the description of the Shah&#039;s journeys and, written in a secretarial style, played the role of a media displayed the power, the glory and the authority of the monarchy. The court&#039;s single-voiced language was used only to propagate and to justify the dominant policies of the monarchy system, and, naturally, left no choice for the opponents. The court&#039;s secretarial style of journalism continued to be used up to early 1930s and was faded gradually after the establishment of constitutional government, when nongovernmental newspapers began to be published. It has been tried, in present study, to show how the language of the Qajar court turned into the power discourse and how a language can be used as a tool to justify power. To achieve this purpose, the role of linguistic and rhetoric elements of court language, as a variety, in effective transferring of concepts and the discursive features of such language in terms of existing relations between power and ideology are analyzed through a critical discourse analysis and a functional linguistics approach. The government newspaper &quot;Ruz-nāma-ye dawlat-e ʿaliyya-ye Irān&quot; is examined in this regard, as an obvious example of this type of social language, then the results have been generalized with references to all Qajar court newspapers.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>59</FPAGE>
						<TPAGE>78</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمّد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>افشین وفایی</Family>
						<NameE>Mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Afshinvafaie</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m.afshinvafaie@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>غلامی</Family>
						<NameE>Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Gholami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش‌آموختة دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>gh.aligholami@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>critical analysis of discourse</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Qajar Court&amp;#039;s journalism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Ruz-nāma-ye dawlat-e ʿaliyya-ye Irān</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آرین‌‌پور، یحیی (1382)، از صبا تا نیما؛ تاریخ 150 سال ادب فارسی، جلد1، تهران، زوّار.##پروین، ناصرالدّین (1379) تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##رابینو، ه.ل. (1380)، روزنامه‌‌های ایران، ترجمه و تدوین جعفر خمامی‌‌زاده، تهران، اطلاعات.##روزنامۀ دولت عَلیۀ ایران (1370)، مدیر و نقّاش میرزا ابوالحسن­خان صنیع‌الملک غفاری، تهران، آرشیو کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران.##الطبری، محمّد بن جریر (1412ق)، جامع­البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة.##طباطبایی، محیط (1366)، تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، تهران، بعثت.##فتوحی، محمود (1391)، سبک‌شناسی، تهران، سخن.##                              (پاییز 1388)، «سبک‌‌‌‌شناسی در سطح نحوی»،مجلۀ پژوهشی دانشکدۀ ادبیّات دانشگاه تهران، ش۱۹۰، دورۀ۶۰، ۷۹-۹۹.##                              و محمّد افشین‌‌وفایی (پاییز 1387)، «تحلیل انتقادی زندگی­نامه‌‌های مولوی»، مجلۀ تخصصی زبان و ادبیّات دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، مشهد، ش 3، سال چهل­ویکم، شمارۀ پی­درپی 162، 1-27.##فرکلاف، نورمن (1379)، تحلیل انتقادی گفتمان، گروه مترجمان، تهران، مرکز تحقیقات رسانه‌‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##فروغی، محمّدعلی (1396)، خاطرات محمّدعلی فروغی به همراه یادداشت‌های روزانه از سال‌های 1293تا 1320، به کوشش محمّد افشین‌وفایی و پژمان فیروزبخش، تهران، سخن و گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار.##ون دایک، تیون ای (1382)، مطالعاتی در تحلیل گفتمان: از دستور متن تا گفتمان‌کاوی انتقادی، گروه مترجمان پیروز ایزدی [و دیگران]، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه­ها‌‌ی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>زبان قصاید ناصرخسرو در سطح نحوی</TitleF>
				<TitleE>The Language in Naser Khosrow&#039;s Elegies on Syntactic Level</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70928.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.272145.1329</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>تشخّصِ زبانِ قصایدِ ناصرخسرو در گرو چه عواملی است؟ اصلی­ترین کوشش این پژوهش پاسخ­دادن به این پرسش است. ازآنجاکه پرداختن به تمام مشخّصاتِ زبانِ قصاید او، در یک مقاله نمی­گنجد، اینجا تلاش شده است مختصّات زبان او عمدتاً در سطح نحو زبان بررسی شود؛ یعنی ساختار گروه­های نحوی و جمله­ها، اگرچه از توجّهی گذرا به سطح آوایی کلام او نیز غفلت نشده­ است. این بررسی وقتی کاملاً میسّر می­شود که با مقایسة عناصر نحوی زبان او با شاعران پیشین و معاصرش، میزان برجستگی شعرش معیّن شود؛ ازاین­رو، بررسیِ ویژگی‌های زبان قصاید او در قیاس با زبان قصاید دو شاعر متقدّمش (فرّخی و عنصری) و یک شاعر هم‌عصرش (قطران)، به­مثابة زبانِ معیارِ قصیده‌سراییِ عصر، مهمّ­ترین بخش این پژوهش است. در بررسی فراوانی هریک از عناصر نحوی در قصیده­های معیّن ناصرخسرو و مقایسة آن با فراوانی آنها در قصاید فرخی و عنصری و قطران که در وزن و قافیه با قصیده­های او مشترک‌اند، روش آماری را پیش گرفته‌ایم؛ بنابراین، قصاید ناصرخسرو در سطح نحو در این موارد نسبت به سه شاعر دیگر برجسته و متمایز می­نماید: کاستی توازی نحوی و حذف فعل، کاستی گروه اسمی بدلی و وجه دعا، بی ارتباطی تمهید نحوی تضمین با محور عمودی خیال، فزونی نقش ترغیبی زبان، هنجارگریزی نحوی، کهنه­گرایی، نقش جمله(­واره)­های پیروِ وابستۀ شرطی و تقابلی و تعلیلی در ایجاد اسلوبِ فلسفی کلام او. در این مقاله به‌جای تعابیر کلّی و مبهمی که غالباً از زبان قصاید ناصرخسرو به­دست­­داده‌اند، داده­های کمّی قابل‌سنجشی فراهم آمده است که تحلیل­های این مقاله، تنها یکی از نتایج ممکنِ حاصل از آنهاست.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Answering the question: &quot;What are the factors make the language in Naser Khosrow&#039;s elegies prominent?&quot; is the main effort has been done in present study. Since it was not possible to examine all the language features in the poetry in his elegies, it has mainly been tried to explore some aspects of his language on syntax level, which is the structure of syntactic groups and sentences. Although the phonetic level of his speech has also been somehow considered in a glance. This study will be completed when it comes to comparing the syntactic elements of his language with poets before him and his contemporary poets, to determine the prominence of his poetry. Therefore, the study of the linguistic features of his elegies, in comparison with the language is used in the elegies of two pioneering poets (Farrukhi and Unsuri) and one of his contemporary poets (Qatran), is the most important part of this research. To study the frequency of each syntactic elements in Naser Khosrow&#039;s specific elegies and to compare it with the frequency in the elegies of Farrukhi, Unsuri and Qatran, which are similar in their meter and rhymes, we have used the statistical method. The results show that Naser Khosrow&#039;s elegies are more distinguishable than the other three poets&#039; on the level of syntax for following reasons: shortness of syntactic equilibrium and verb deletion, shortness of counterfeit nominal group and praying mode, the irrelevance of syntactic arrangement of quotation with the vertical axis of imagination, increasing hortative role of the language, syntactic abnormality, archaism, the role of following sentence(s) in  conditional, contradictory and causative dependents in creation of the philosophical forms of his word. Rather than the general and obscure interpretations have often been provided about the elegies of Naser Khosrow, some quantitative data is provided in present paper that its analysis is just one of their possible results.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>79</FPAGE>
						<TPAGE>102</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهدی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>علیایی مقدم</Family>
						<NameE>Mahdi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Olyaee Moghaddam</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>olyaimoghaddam@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>پدرام</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شهبازی بختیاری</Family>
						<NameE>Pedram</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Shahbazi Bakhteeyari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش‌آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Stylistics</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Syntax</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Naser Khosrow</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Unsuri</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Farrukhi</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Qatran</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن‌الرّسول، سیدمحمّدرضا، سمیّه کاظمی نجف‌آبادی و مهری کاظمی (1395)، «رابطۀ معنایی جمله‌وارۀ پایه و پیرو در جمله‌های شرطی زبان فارسی»،  ادب فارسی، ش 1، پیاپی 17، 93-112.##ابوالقاسمی، محسن (1381)، دستور تاریخی زبان فارسی، تهران، سمت.##باطنی، محمّدرضا (1393)، توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی بر بنیاد یک نظریۀ عمومی زبان (نسخه چاپ سی و یکم). تهران، امیرکبیر.##بهار، محمّدتقی (1380)، سبک‌شناسی یا تاریخ تطوّر نثر فارسی، جلد 1 و 2، تهران، امیرکبیر.##حجّتی‌زاده، راضیه (1394)، «پرسش از پرسش، گونه‌ها و کارکرد پرسش در دیوان حکیم ناصرخسرو»، زبان و ادبیّات فارسی، ش 79(23)، 113-140.##دشتی، علی (1362)، تصویری از ناصرخسرو، به کوشش مهدی ماحوزی، تهران، جاویدان.##رادفر، ابوالقاسم و محمّد پاک‌نهاد (1392)، «وحدت ساختاری ـ واژگانی جمله‌‌های همسانی (پیوسته)، یکی از الگوهای نحوی موسیقی‌‌آفرین در مثنوی»، کهن‌نامۀ ادب پارسی، ش 4(2)، 47-68.##زرّین‌کوب، عبدالحسین (1362)، با کاروان حُلّه (مجموعۀ نقد ادبی)، چاپ پنجم، تهران، جاویدان.##شفائی، ا (1363)، مبانی علمی دستور زبان فارسی، تهران، نوین.##شفیعی‌کدکنی، محمّدرضا (1391)، رستاخیر کلمات، تهران، سخن.##                          (1385)، صُور خیال در شعر فارسی، تهران، آگاه.##                          (1389)، موسیقی شعر، تهران، آگاه.##شمس قیس رازی (1338)، المعجم فی معاییر اشعار العجم، تصحیح مدّرس رضوی، تهران، دانشگاه تهران.##صادقی، علی‌اشرف (1346)، «نظریۀ زبان‌شناسی آندره مارتینه و زبان فارسی»، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ش 71، 143-160.##                          (اردیبهشت 1392)، «تشدید در زبان فارسی»، فرهنگ‌نویسی (ویژه‌نامۀ نامۀ فرهنگستان)، ش 5 و 6، 3-43.##صراحتی جویباری، مهدی و مرتضی محسنی (1395)، «عوامل مؤثر در ایجاد نقش ترغیبی زبان در قصاید ناصرخسرو»، کاوش‌نامۀ زبان و ادبیّات فارسی، ش 17(33)، 97-125.##                          (1390)، «گونه‌هایی از هنجارگریزی نحوی در شعر ناصرخسرو»، بوستان ادب، ش 3(1)، 179-206.##                          (1393)، «محور عمودی خیال در قصاید ناصرخسرو»، جستارهای ادبی، ش184، 125-150.##صفا، ذبیح­الله (2536)، تاریخ ادبیّات در ایران (از میانۀ قرن پنجم تا آغاز قرن هفتم هجری)، جلد 2، تهران، امیرکبیر.##عنصری، حسن ابن احمد (1363)، دیوان، به کوشش سیدمحمّد دبیرسیاقی، چاپ دوم، تهران، سنائی.##فرخی سیستانی، محمد (1388)، دیوان، تصحیح محمّد دبیرسیاقی، چاپ هشتم، تهران، زوّار.##فرشیدورد، خسرو (1375)، جمله و تحوّل آن در زبان فارسی، تهران، امیرکبیر.##                          (1388)، دستور مفصّل امروز، چاپ سوم، تهران، سخن.##فروزانفر، بدیع­الزّمان (1369).، سخن و سخنوران، چاپ چهارم، تهران، خوارزمی.##قطران تبریزی، ابومنصور (1333)، دیوان،به اهتمام محمّد نخجوانی، تبریز، شفق.##کلاهچیان، فاطمه و سیّدمحمّد آرتا (بهار 1393)، «تأمّلی بر جنبه­های زیباشناختی و معنایی ساخت‌های مقارن نحوی در قصاید خاقانی»، متن‌پژوهی ادبی، ش 18(59)،  101-122.##محجوب، محمّدجعفر (1345)، سبک خراسانی در شعر فارسی، تهران، سازمان تربیت معلّم و تحقیقات تربیتی.##محقّق، مهدی (1386)، تحلیل اشعار ناصرخسرو، چاپ هفتم، تهران، دانشگاه تهران.##موحّد، ضیاء (1396)، درآمدی به منطق جدید، تهران، علمی و فرهنگی.##مینوی، مجتبی (1351)، «ناصرخسرو»، جستارهای ادبی، ش 30، 272-304.##ناتل خانلری، پرویز (1365). تاریخ زبان فارسی، جلد  2 و 3، تهران، نشر نو.##                          (2535)، دستور زبان فارسی، تهران، بابک.##ناصرخسرو (1368)، دیوان، تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقّق، چاپ سوم، تهران، دانشگاه تهران.##همایی، جلاالدّین (1375)، تاریخ ادبیّات ایران، به کوشش ماهدخت بانو همایی، تهران، هما.##                          (1384)، فنون بلاغت و صناعات ادبی، تهران، هما.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>پیوندِ بلاغت و ابعاد «وصف» در شعر هشت شاعر کودک</TitleF>
				<TitleE>The Link of Rhetoric and the Dimensions of “Description” in the Works of Eight Children Poets</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70929.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.275358.1365</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>وصف و بیان توصیفی به‌عنوان شگردی بلاغی و عنصری زیباشناختی در شعر کودک کاربرد دارد و اشکال و گونه‌های آن، مورداستفادۀ شاعرانِ کودک قرارّمی­گیرد. شاعران کودک با بهره­گیری خلّاقانه از ظرفیّت و امکانات این شیوۀ بیان، ضمن تقویّت وجه بلاغی و هنری کار خویش، دستیابی به اهداف اصلی شعر کودک، یعنی توسعۀ نگاه کودکان به محیط، رشد ذهنی و شخصیّتی، تقویّت قوۀ تخیّل، تلطیف عواطف و تعمیق اندیشه­های کودکان را بر خود تسهیل می­کنند. در این مقاله، ابتدا اهمیّت، کارکرد و قابلیّت­های وصفِ شاعرانه و اهمیّت بلاغی آن در شعر کودک، همچنین چگونگی تأثیر آن بر مخاطبان کودک تشریح شده است. سپس اشکال و گونه‌هایی از وصف و بیان وصفی که در آثار هشت شاعر مطرح کودک و نوجوان، کاربرد و بسامد دارد، تحت عناوین «وصف ذهنی»، «وصف عینی»، «وصف تصویری» و «وصف روایی» همراه با شواهد هرکدام بررسی و تحلیل شده است.به­علاوه، ضمن بررسی و تحلیل­ها، میزان و کیفیّت تأثیرگذاری هریک از این گونه‌ها بر مخاطبان کودک ارزیابی شده است. خاستگاه وصف عینی، مشاهدۀ دقیق و بی­واسطه و هدف از آن، بازنمایی وجه مادی و عینی پدیده‌ها بیان شده، از «وصف ذهنی» به‌عنوان نتیجۀ استفادۀ شاعر از امور عینی برای بیان ذهنیّات، عواطف و افکار خویش سخن رفته، «وصف تصویری» توصیفی مبتنی بر تخیّل با اعتبار زیباشناختی بارز تعریف شده و نهایتاً، «وصف روایی» گونه­ای از وصف معرّفی شده است که شاکلۀ آن، روایاتی شاعرانه و تمثیلی است که  مبتنی بر انسان­انگاری شکل می­گیرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>As a rhetorical and aesthetic approach, description and descriptive expression are used in children poetry, and different types of their forms are used by children poets. Utilizing the creative potential of this form of expression, the childrenpoets strengthen the rhetorical and artistic dimension of their works, and easily access the main goals of children poetry: the development of the children&#039;s look into the environment, their mental and personality development, the strengthening of their imagination, the stylization of their emotions and deepening their thoughts. The importance, function and capabilities of poetic description and its rhetorical importance in children poetry, as well as the quality of its impact on a child, as an audience, are initially described in present study, and then, the forms and types of descriptions and descriptive expressions which are used frequently under the titles of &quot;Subjective description&quot;, &quot;objective description&quot;, &quot;visual description&quot;  and &quot;narrative description&quot; in the works of eight poets of child and adolescence have been reviewed and analyzed along with evidences of each. In addition to such analysis, the extent and the quality of the effects of each of these types has been assessed on juvenile audiences. Precise and immediate observation has been considered as the origin of the &quot;objective description&quot; and its ultimate aim is to represent the material and objective aspects of the phenomena. The &quot;subjective description&quot; has been evaluated as the result of the poet&#039;s use of objective affairs to expresshis/her mind, emotions and thoughts; and the &quot;visual description&quot; is defined as description based on imagination with a clear aesthetic reliability, an finally, the &quot; narrative description&quot; is a kind of description formed by the poetic and allegorical narration of the poet on the basis of his humanization.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>103</FPAGE>
						<TPAGE>119</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عباس</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>باقی نژاد</Family>
						<NameE>abbas</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>baghinejad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ارومیه</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.baghenejad@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>اصغر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>باباسالار</Family>
						<NameE>Asghar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Babasalar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>babasalar@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Children Poets</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Children Poetry</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Juvenile Audience</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Rhetoric</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Description</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابراهیمی (شاهد)، جعفر و همکاران (1371)، برگزیدۀ شعر برای کودکان، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.##                          (1372)، آب، مثل سلام!، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ##                          (1374 الف)، بوی گنجشک، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.  ##                          (1374ب)، بوی کال یاس، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ##                          (1374ج)، مثل یاس، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.##ایرانی، ناصر (1364)، داستان؛ تعاریف، ابزارها و عناصر، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.##بارتو، آگینا (1356)، شعر برای کودکان، ترجمۀ اردشیر نیکپور، تهران، شورای کتاب کودک.##بی­نیاز، فتح­الله (1392)، درآمدی بر داستان­نویسی و روایت­شناسی، چاپ سوم، تهران، افراز. ##پوروهاب، محمود و همکاران (1374)، حرف­های ناتمام، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ##حصارکی، محمّدرضا و سیّده شبنم لاجوردی­زاده (1396)، «ابزارهای بلاغی و دستوری توصیف در غزل فارسی»، مطالعات و زبان و ادبیّات غنایی، ش 24، 25-36.##رازانی، بهمن (1356)، پژوهشی اجمالی در زمینۀ ادبیّات کودکان، تهران، شرق.##رحماندوست، مصطفی (1370)، چشمۀ نور، چاپ دوم، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.##سلاجقه، پروین (1387)، از این باغ شرقی، نظریّه­های نقد شعر کودک، چاپ دوم، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.##شاملو، اکبر، غلامرضا سالمیان و نسرین خانی (1395)، «نگاهی به وصف­های خاقانی بر پایة نظریة تقابل دوگانه»، زبان و ادب فارسی، دورة 69، ش 233، 123-139.##شریف­نسب، مریم (1381)، «زبان و تصویرآفرینی در شعر کودک و نوجوان»، ادبیّات کودک و نوجوان، ش 3، 78-90.##شعبان­نژاد، افسانه (1374الف)، بابا و باران، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ##                          (1374ب)، شیشۀ آواز، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ##شعبانی، اسدالله (1374ج) ، «شکل و ساختار در شعر کودک»، پژوهشنامۀ ادبیّات کودک و نوجوان، سال اوّل، ش دوم. 22- 27.##شفیعی کدکنی، محمّدرضا (1370)، صور خیال در شعر فارسی، چاپ چهارم، تهران، آگاه.##صادق­زاده، محمود و مریم زارع بیدکی (1393)، «بررسی اصلی­ترین ویژگی‌های زبانی و تصویرآفرینی در اشعار رحماندوست»، مطالعات ادبیّات کودک، سال پنجم، ش 2، 1-32.##عقدایی، تورج (1394)، «بلاغت وصف در داستان سیاوش»، زیبایی‌شناسی ادبی، دورة 6، ش 25، 9-44.##فتوحی، محمود (1386)، بلاغت تصویر، تهران، سخن. ##کاظم­خانلو، ناصر، حسین آریان و نسرین بیرانوند (1394)، «زیبایی‌شناسی آثار ناصر کشاورز»، زیبایی‌شناسی ادبی، سال هفتم، ش 25، 189-217.##کشاورز، ناصر و همکاران (1368)، چکه­چکه اشک، تهران، کتاب­های قاصدک.##                          (1371الف)، باغ رنگارنگ، آواز قشنگ، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ##ـــــــــــــ (1373)، چکّه­ای آواز تکه­ای مهتاب، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ##کنان، شلومیت ریمون (1387)، روایت داستانی؛ بوطیقای معاصر، ترجمۀ ابولفضل حرّی، تهران، نیلوفر. ##کیانوش، محمود (1370)، باغ ستاره­ها، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ##                          (1374)، شعر کودک در ایران، چاپ دوم، تهران، آگاه.##مدنی، داوود و محمّد خسروشکیب (1388)، «نشانه­شناسی زبان در شعر کودک»، زبان و ادبیّات فارسی، ش 23، 101-114.##مزینانی، محمّدکاظم (1368)، آب یعنی ماهی، تهران، نهاد هنر و ادبیّات.##                          (1374)، تنها انار خندید، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ##نیک­خواه، مظاهر و نفیسه نیک­خواه (1391)، «بازتاب تشبیه در شعر کودک»، نقد ادبی و سبک­شناسی، ش 7، 141-157##نیمایوشیج (1357)، حرف­های همسایه، چاپ چهارم، تهران، دنیا.##یمینی­شریف، عباس (1372)، «شعر کودکان و نوجوانان»، هفده مقاله دربارۀ ادبیّات کودکان، تنظیم معصومه سهراب (مافی)، تهران، شورای کتاب کودک، 152-169.##یونسی، ابراهیم (1392)، هنر داستان­نویسی، چاپ یازدهم، تهران، نگاه.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی صحّت انتساب خوان‌الاخوان به ناصرخسرو قبادیانی</TitleF>
				<TitleE>How Accurate is the Ascription of Khan al-Ekhwan to Naser Khosrow Qubadiani?</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70930.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.268811.1293</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی از شاعران و نویسندگان بزرگ فارسی در سدۀ چهارم و پنجم هجری است. از ناصرخسرو آثار نثر و نظمی برجای­مانده که همۀ آنها را برای ترویج و نشر تعالیم و عقاید اسماعیلیّه نگاشته است. به دلیل اینکه در گذر زمان آثار بسیاری به اشتباه به ناصرخسرو انتساب یافته، در صحّت انتساب بعضی از آثار مسلّم او نیز در سدۀ اخیر تردیدهایی راه یافته است. یکی از این آثار، خوان‌الاخوان است که در آن در صد بخش (صف) دیدگاه­های متنوّع و متعدّدی از اسماعیلیّه بیان شده است. این پژوهش با استفاده از دو روش: الف. تبیین شیوۀ علمی ناصرخسرو در تدوین آثار و ب. مقایسۀ خوان‌الاخوان با دیگر آثار منثور ناصرخسرو با تکنیک­های 1. مشابه­یابی از طریق متن‌کاوی با استفاده از تکنیک Bag of Word و معیار Cosine؛ 2. بررسی ویژگی­های سبکی و زبانی خوان‌الاخوان و3. بررسی ساختار خوان‌الاخوان ثابت کرده است که گرچه بخش مهمی از خوان‌الاخوان (سی و هشت صف از صد صف) ترجمۀ ینابیع ابویعقوب سجستانی است و در واقع محتوا و مطالب این بخش­ها از ابویعقوب سجستانی است، ولی باتوجّه­به نشانه‌های زبانی و سبکی خوان­الاخوان این اثر از قلم ناصرخسرو تراویده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Naser Khosrow is one of the famous Iranian poets and writers who lived in 11th century. There are some works by Naser Khosrow in prose or verse, all of which have been written to promote Ismailia teachings and beliefs. Due to the fact that many works have been mistakenly ascribed to Naser Khosrow over the years, there are doubts about the accurateness of the attribution of some of his major works in the last 100 years. One of the mentioned works is Khan al-Ekhwan, containing one-hundred sections (queues) various viewpoints about Ismailia. Through two methods of: a) Explaining Naser Khosrow&#039;s scientific method in creating his works; and, b) comparing Khan al-Ekhwan with his other prose works, and utilizing three techniques of: 1. Text mining to overview the text similarity metrics through bag-of-words and cosine models; 2. Reviewing the stylistic and lingual features of Khan al-Ekhwan; and 3. Studying Khan al-Ekhwan&#039;s structure, it has been proven, in present study, that although a significant part of Khan al-Ekhwan (thirty-eight queues of one hundred) is the translation of Yenābi&#039; by Abu Yaqub al-Sijistani, and in fact the contents of these sections belong to AbuYaqub al-Sijistani, but it can be claimed that these writings are from Naser Khosrow&#039;s pen, considering the stylistic and lingual signs of  the work.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>121</FPAGE>
						<TPAGE>139</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>احسان</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رئیسی</Family>
						<NameE>EHsan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>reisi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ehsan.reisi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Work Ascription</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Stylistics</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Text mining</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Naser Khosrow</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khan al-Ekhwan</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ایوانف، ولادیمیر (1363)، ناصرخسرو و اسماعیلیّان، در مجموعة اسماعیلیّان، ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تهران، مولی.##                            (1388)، «درآمدی بر تصحیح روشنایى‌نامۀ نثر ناصرخسرو»، ترجمة ملیحه کرباسیان، پیامبهارستان، دورۀ دوم، سال اول، ش3، 547- 559.##برتلس، آ. ی (1346)، ناصرخسرو و اسماعیلیّان، ترجمة یحیی آرین‌پور، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##بهار، محمدتقی (1356)، سبک­شناسی، چاپ چهارم، تهران، کتاب­های پرستو.##جامی، عبدالرحمن (1379)، بهارستان و رسائل، مقدّمه و تصحیح اعلاخان افصح­زاده محمدجان عمراُف و ابوبکر ظهورالدین، تهران، میراث مکتوب.##رواقی، علی (1394)، «گونه‌شناسی متن­های فارسی؛ گونۀ فارسی فرارودی ماوراءالنهری با نگاهی به کتاب ارشاد»، آینۀ میراث، ضمیمۀ 39، دورۀ جدید، سال سیزدهم.##رئیسی، احسان (1395)، «بررسی انتقادی روش تصحیح خوان اخوان ناصرخسرو»، آینۀ میراث، دورة 14، ش 59، 249-269.##سجستانی، ابویعقوب (1340)، الینابیع، مجموعه ایران و یمن (سه رسالۀ اسماعیلی)، تصحیح، ترجمه و شرح فرانسوی از هنری کربن، تهران، گروه ایران­شناسی انستیتو ایران و فرانسه.##شهیدی، سیّدجعفر (1372)، از دیروز تا امروز(مجموعه مقالات)، تهران، قطره.##علوی بلخی، ابوالمعالی محمدبن (1376)، بیان الادیان، به تصحیح محمدتقی دانش‌پژوه با همکاری قدرت­الله پیشنماززاده، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.##عمادی حائری، محمد (1383)، «در باب آثار ناصرخسرو»، نامۀ انجمن، ش 14، 13-22##                            (1388)، «خوان‌الاخوان»، دانشنامۀ زبان و ادبیّات فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، جلد 3، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 98-100.##کرباسیان، ملیحه و محمّد کریمی‌ زنجانی‌ اصل (1383)، «واژه «جاکول» و یک پیشنهاد»، نامة انجمن، ش 15، 91-100.##ناتل خانلری، پرویز (1365)، تاریخ زبان فارسی، چاپ دوم، تهران، نشر نو.##ناصرخسرو، ابومعین (1363)، جامع الحکمتین، تصحیح هانری کربن و محمّد معین، تهران، کتابخانه طهوری.##                            (1338)، خوان‌الاخوان، به اهتمام ع. قویم، تهران، اساطیر.##                            (1359ق)، خوان‌الاخوان، به تصحیح یحیی الخشاب، قاهرة، المعهد العلمی الفرنسی للآثار الشرقیة.##                            (674ق)، خوان‌الاخوان، نسخۀ خطی شمارۀ 21062/2 FY، مجموعه خالص افندی، کتابخانۀ دانشگاه استانبول.##                            (862ق)، خوان‌الاخوان، نسخۀ خطی شمارۀ 1/1778، کتابخانۀ ایاصوفیا.##                            (1304-1307)، دیوان، به کوشش سیّد نصرالله تقوی، با مقدمۀ سید حسن تقی­زاده و همکاری مجتبی مینوی و علی‌اکبر دهخدا، تهران، کتابخانۀ طهران.##                            (1384)، دیوان، تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقّق، تهران، دانشگاه تهران.##                            (1948م)، روشنایی‌نامه، تصحیح ولادیمیر ایوانف، قاهره، مطبع الکاتب المصری.##                            (1383)، زاد المسافر، تصحیح و تحقیق محمد عمادی حائری، شرح لغات و اصطلاحات اسماعیل عمادی حائری، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب.##                            (1390)، گ‍ش‍ای‍ش‌ و ره‍ای‍ش‌، ت‍ص‍ح‍ی‍ح‌ و مقدّمه‌ س‍ع‍ی‍د ن‍ف‍ی‍س‍ی، ب‍ه‌ اه‍ت‍م‍ام‌ ع‍ب‍دال‍ک‍ری‍م‌ ج‍رب‍زه‌دار، ت‍ه‍ران‌، اس‍اطی‍ر.##                            (1356)، وجه دین، تصحیح غلامرضا اعوانی، تهران، انجمن فلسفه ایران.##Harris, Z (1954), Distributional structure. Word, 146-162.##Jiang, L., Zhang, H.-B., Yang, X., &amp; Xie, N (2012), Research on Semantic Text Mining Based on Domain Ontology. 6th Computer and Computing Technologies in Agriculture, Zhangjiaji, pp. 336-343.##Manning, C. D., Raghavan, P., &amp; Schütze, H (2009). An Introduction to Information Retrieval. Cambridge: Cambridge University Press.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>هستی‌شناسی عرفانی در غزلیّات فیض کاشانی</TitleF>
				<TitleE>Mystical Ontology in Feyz Kashani’s Sonnets</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70931.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.264201.1262</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>فیض­کاشانی، فیلسوف شاعری است که غزلیّات او هرچند از نظر ادبی چندان پرمایه نیست، امّا از منظر جریان­شناسی غزل عرفانی فارسی حائز اهمیّت است. بررسی این غزلیّات نشان می­دهد که فیض از قالب غزل برای بیان مناجات و دعا، تحمیدیّه و توصیه­های شرعی و گاه انتقاد اجتماعی سود برده است. صبغة عرفانی که به­ویژه متأثّر از عرفان ابن­عربی است، در غزلیّات او فراوان دیده می‌شود. در این نوشتار اجمالاً در بحث از معرفت­شناسی، به راه­های کسب علم و لزوم جلای باطن برای کسب معرفت از دیدگاه فیض اشاره شده است. سپس در بخش هستی‌شناسی، ابیاتی با موضوعاتی چون نسبت خداوند با هستی؛ یعنی تجلّی واحد در کثیر، گذر از کثرت به وحدت، تجلّی غیب در شهادت، فیض اقدس و مقدّس، رحمت و فقر ذاتی موجودات، ارتباط جزء و کلّ، انسان مظهر اسم جامع، تجدّد امثال و معدوم­بودن غیرحق بررسی شده است. دیدگاه فیض متأثّر از حکمت متعالیّه است؛ چراکه معرفت عرفانی و شهودی از منابع معرفتی آن است. در این مقاله ابیاتی برگزیده و تحلیل شده­اند که نشان می­دهد چگونه این اندیشه­های عرفانی در سبک ادبی بیان تصویری می­یابد. تحلیل­ها نشان می­دهد اندیشه­های مطرح در این اشعار از طریق شیوة چینش واژگان، دلالت­های ثانوی، تداعی­ها و تصویرسازی، جنبة شاعرانه یافته است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Feyz Kashani (died in 1680) was a philosopher and a poet whose poetry, although not literally considerable, holds a very important role in terms of understanding the nature of Persian mystical sonnet. The study of his sonnets shows that Feyz has benefited the form of sonnets to express prayers, eulogies, and religious advices and sometimes social criticism. The mystical manifestation of his poetry, especially influenced by Ibn Arabi&#039;s mysticism, is recognizable in many of his sonnets. In this paper, briefly in the epistemological discussion, an overview has been conducted on the ways of acquiring knowledge and the necessity of inner-self polishing to gain wisdom from the point of Feyz&#039;s view. Then, in the ontology section, some of his poems that contain themes such as: the relation between God and universe, the manifestation of unity in plurality, passing the plurality to get unity, the manifestation of the unseen world in intuition, the sacred and holy grace, the mercy and inherent poverty of creatures, the relation between the component and the whole, man as the manifestation of comprehensive name, recreation of samples and mortality of unfair have been analyzed. Fayz&#039;s view is influenced by transcendental wisdom; because the mystical and intuitive knowledge are of its epistemic resources. Some of Feyz&#039;s sonnets have been selected and examined, in present study, to show how his mystical thoughts are converted into a literary style of expression. The results show that the ideas expressed in these poems have gotten poetic aspect through the order of words, secondary implications, associations and imagination.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>141</FPAGE>
						<TPAGE>159</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>لیلا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نوروزپور</Family>
						<NameE>Leila</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Nowruzpur</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه گلستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>l.nowruzpur@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mystical Ontology</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sonnet during the Safavid Period</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mystical-philosophical Poetry</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mysticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Feyz Kashani</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم (1371)، ترجمه و توضیح سیّد جلال­الدّین مجتبوی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##ابن­عربی، محیی­الدّین (1386)، فصوص الحکم، ترجمة محمّدعلی و صمد موحّد، چاپ سوم، تهران، کارنامه.##                          (بی­تا)، الفتوحات المکیه فی اربع مجلدات، بیروت، دار صادر.##                          (2001)، تفسیر ابن­عربی، به تصحیح الشیخ عبدالوارث محمّدعلی، بیروت، دارالکتب العلمیه.##                          (1421)، مجموعه رسائل ابن­عربی، بیروت، دار المحجة البیضاء.##ابوزید، نصر­حامد، (1385)، چنین گفت ابن­عربی، ترجمة احسان موسوی خلخالی، تهران، مروارید.##امامی، علی­اشرف و علی اکبری چناری (1391)، «تأمّلی در نگرش فیض به عرفان و تصوّف»، پژوهشنامة عرفان، ش 6، 1-22.##ایزوتسو، توشیهیکو (1387)، صوفیسم و تائوئیسم، ترجمة محمّدجواد گوهری، تهران، روزنه.##براتی، محمّدرضا (1387)، «مبانی عرفانی در اشعار فیض کاشانی»، پژوهشنامه کاشان، ش ۴و۵، ۵-۲۷.##پالاسیوس، میگوئیل آسین (1385)، زندگی و مکتب ابن­عربی، تهران، اساطیر.##پورنامداریان، تقی (1375)، رمز و داستان­های رمزی، چاپ چهارم، تهران، علمی و فرهنگی.##جامی، نورالدّین عبدالرحمن (1373)،  لوایح، تصحیح یان ریشار، تهران، اساطیر.##جهانگیری، محسن (1375)، محیی­الدّین ابن­عربی چهرة برجستة عرفان اسلامی، چاپ چهارم، تهران، دانشگاه تهران.##چیتیک، ویلیام (1390)، طریق عرفانی معرفت از دیدگاه ابن­عربی، ترجمة مهدی نجفی­افرا، چاپ دوم، تهران، جامی.##خاتمی، سیّدهاشم (1389)، «تصویرآفرینی عارفانه در غزلیّات فیض کاشانی»، شعرپژوهی، ش ۳، 37-74.##حیدری، مهدی (1394)، جریان­شناسی عرفان ابن­عربی در ادبیّات فارسی تا جامی، رسالة دکتری، استاد راهنما علی­محمّد مؤذنی، دانشگاه تهران، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی.##خوارزمی، تاج­الدّین حسین (1364)، شرح فصوص الحکم، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، مولی.##دهباشی، مهدی (1387)، شرح رباعیّات فلسفی و عرفانی علّامه دوانی، تهران، هرمس.##زرّین­کوب، عبدالحسین (1369)، دنبالة جستجو در تصوّف، چاپ سوم، تهران، امیرکبیر.##صفا، ذبیح­الله (1372)، تاریخ ادبیّات در ایران، جلد 5، چاپ هشتم، تهران، فردوس.##فیض­کاشانی، ملامحسن (1387)، الکلمات مکنونه، تحقیق علیرضا اصغری، تهران، مدرسه عالی شهید مطهری.##                          (13۷۱)، ده رساله، به اهتمام رسول جعفریان، اصفهان، مرکز تحقیقات علمی و دینی امام امیرالمؤمنین علی.##                          (1377)، فهرست­های خودنوشت فیض به انضمام نسخه­شناسی و کتاب­شناسی، به کوشش محسن تاجی نصرآبادی، مشهد، بنیاد پژوهش­های اسلامی آستان قدس رضوی.##                          (1381)، کلیّات، تصحیح مصطفی فیضی، قم، اسوه.##القاشانی، کمال­الدّین عبدالرزاق (1370)، شرح علی فصوص الحکم، چاپ چهارم، قم، بیدار قم.##قیصری رومی، محمّدداود (1386)، شرح فصوص الحکم، به کوشش سیّدجلال­الدّین آشتیانی، چاپ سوم، تهران، علمی و فرهنگی.##کاکایی، قاسم (1382)، وحدت وجود به روایت ابن­عربی و مایستر اکهارت، چاپ دوم، تهران، هرمس.##کربن، هانری (1384)، تخیّل خلاق در عرفان ابن­عربی، ترجمة انشاء­الله رحمتی، تهران، جامی.##کمالی­زاده، طاهره (1388)، «هستی‌شناسی در آرای حکمی فیض کاشانی»، کاشان­شناخت، سال ششم، ش 6، 20-50.##مؤذنی، علی­محمّد و مهدی حیدری (بهار و تابستان 1394)، «اوحدالدّین نقطة ظهور افکار ابن­عربی در ادبیّات فارسی»، ادب فارسی، سال ۵، ش 1، پیاپی 15، 1-20.##همایی، جلال­الدّین، (1374)، مولوی­نامه، جلد 1، چاپ هشتم، تهران، هما.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تصحیح چند بیت از دیوان منوچهری</TitleF>
				<TitleE>-----</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70932.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.239004.990</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>منوچهری دامغانی از سرایندگان به‌نامِ سدة پنجم هجری است که تاکنون تصحیحاتی چند از دیوان او در ایران و خارج از ایران انجام شده است، امّا همچنان شناخته‌ترین و مهم‌ترین تصحیح از دیوان وی، تصحیح محمّد دبیرسیاقی است که برای نخستین‌بار در سال 1326ش به چاپ رسید و در چاپ‌های بعدی بارها ویرایش شد. ازآنجاکه دست‌نویس کهنی از دیوان منوچهری برجای نمانده است و همچنین به­سبب سبک ویژة منوچهری در سرودن اشعار که در دیوان دیگر شاعران شبیه به آن را نمی‌توان یافت و نیز با درنظرداشتن توجّهِ خاصّ او به دنیای پیرامونش، تصحیح دیوان او بسیار دشوار است. مقالة پیشِ­ رو، تصحیح ابیاتی از دیوان منوچهری است برپایة چاپ دبیرسیاقی و البتّه در کنار آن، به دو چاپ اخیر از دیوان منوچهری نیز، به­سبب تازگی کار توجّه شده است: چاپ حبیب یغمایی (1392ش) و چاپ ث3مصحّح در تصحیح از آنها بهره برده است، از چندین دست‌نویس دیگر هم استفاده شده که بعضی کهن‌تر از دست‌نویس‌های ایشان است. همچنین پژوهشگران این مقاله در انتخاب ضبط درست، جز توجّه به اجماع دست‌نویس‌های کهن‌تر، قواعد قافیه، نحو و جمله‌بندی و دیگر بایسته‌های ادبی، معنای بیت را نیز درنظر گرفته­اند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Manouchehri Damghani is one of the famous poets of the 11th century whose divan has been repeatedly corrected in Iran and other countries, although, one of the most well-known and significant corrections to his divan, made by Mohammad Debir Siyaghi, first was published in 1947 and was re-edited in its subsequent editions. Since any handwritten copy of the Manuchehri manuscript has been left, and because of the special style of Manouchehri in composing poems that cannot be found in the work of the others, and also considering his particular attention to the world around, it is very difficult to correct his divan. It has been tried, in present study, to correct some distiches of some copies of Manouchehri&#039;s divan on the basis of Debir Siyaghi edition, paying attention to two recent editions of his divan have been done recently: the editions of Habib Yaghmaei (2013) and Saeed Shiri (2016). In addition to the manuscripts used by the correctors, several other handwritings, some of which are older than their manuscripts, are used for corrections have been made in this study. Rhyming rules, syntax, sentences order, other literary requirements and the meaning of distiches have been paid attention by the researchers in addition to the consensus of older handwritten copies.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>161</FPAGE>
						<TPAGE>178</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>راضیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آبادیان</Family>
						<NameE>razie</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>abadian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش‌آموختۀ دکتری ادبیات فارسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>razie.abadian@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>تقی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>پورنامداریان</Family>
						<NameE>Taghi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Poornamdariyan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>namdarian@ihcs.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Text Correction</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Poetry of 11th century</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Manouchehri Damghani</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Divan</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Shiz</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اخسیکتی، اثیرالدین (1389)، دیوان، به تصحیح رکن‌الدین همایون‌فرخ، تهران، اساطیر.##ازرقی و منوچهری دامغانی، دیوان ازرقی و منوچهری دامغانی؛ دست‌نویس ش 725 کتابخانة ملی پاریس.##اسدی، ابونصر (1317)، گرشاسپ‌نامه؛ به تصحیح حبیب یغمایی، تهران، بروخیم.##اصفهانی، جمال‌الدین (1362)، دیوان، به تصحیح حسن وحید دستگردی، تهران، کتابخانة سنایی.##اصفهانی، کمال­الدین (1348)، دیوان، به اهتمام حسین بحرالعلومی، تهران، دهخدا.##امیرمعزی (1389)، دیوان، به تصحیح و تحشیة عباس اقبال آشتیانی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار، تهران، اساطیر.##اوحدی، تقی، عرفات العاشقین، دست‌نویس ش 229 و 230 کتابخانة خدابخشِ پتنه.##                        ، عرفات العاشقین، دست‌نویس ش 5324 کتابخانة ملک.##بلعمی، ابوعلی محمّد (1341)، تاریخ بلعمی، به تصحیح محمّدتقی بهار، به کوشش محمّد پروین گنابادی، تهران، وزارت فرهنگ.##                         (1392)، تاریخنامة طبری، به تصحیح محمّد روشن، تهران، سروش.##بناکتی (1378)، تاریخ بناکتی، روضة اولی الالباب فی معرفة التواریخ و الانساب؛ به تصحیح جعفر شعار، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##پیکرة گروه فرهنگ نویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی##جنگ ش 2449 کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران.##جنگ خلاصة الاشعار، دست‌نویس ش272 فیروز، کتابخانة مجلس شورای اسلامی.##جنگ کتابخانة مجلس سنا، ش 243.##خاقانی شروانی، افضل‌الدین بدیل (1385)، دیوان، به تصحیح ضیاءالدین سجادی، تهران، زوار.##خجندی، کمال‌الدین مسعود (1975م)، دیوان، به اهتمام ک. شیدفر، مسکو، دانش (شعبة ادبیات خاور).##خواجوی کرمانی (1374)، دیوان، به تصحیح احمد سهیلی خوانساری، تهران، پاژنگ و مرکز کرمان‌شناسی.##خیام (1385)، نوروزنامه در منشأ و تاریخ و آداب جشن نوروز [منسوب به خیام]، به تصحیح مجتبی مینوی، تهران، اساطیر.##دهخدا، علی‌اکبر (1377)، لغت‌نامه، چاپ دوم، تهران، دانشگاه تهران.##سنایی غزنوی، مجدود بن آدم (1380)، دیوان، به تصحیح محمّدتقی مدرس رضوی، تهران، سنایی.##                          (1362)، مکاتیب، به تصحیح نذیر احمد، تهران، کتاب فرزان.##شرح احوال و اشعار شاعران بی‌دیوان در قرن‌های 3، 4، 5 هجری (1370)، به کوشش محمود مدبری، تهران، پانوس.##عطّار، فریدالدّین (1339)، خسرونامه، به تصحیح احمد سهیلی خوانساری، تهران، انجمن آثار ملی.##عوفی، سدیدالدین محمّد (1388)، لباب‌الالباب، به تصحیح سعید نفیسی، تهران، پیامبر.##                          (1335)، جوامع الحکایات و لوامع الرّوایات، به تصحیح محمّد معین، تهران، دانشگاه تهران.##عیدگاه، وحید (1392)، بررسی تلفّظ کلمه بر پایة نظم فارسی تا حملة مغول، رسالة دکتری، استاد راهنما شهرام آزادیان، دانشگاه تهران.##خجندی، کمال‌الدّین مسعود (1975م)، دیوان، به اهتمام ک. شیدفر، مسکو، دانش (شعبة ادبیات خاور).##صفا، ذبیح‌الله (1385)، تاریخ ادبیّات در ایران و در قلمرو زبان پارسی از آغاز عهد اسلامی تا دورة سلجوقی، جلد 1، تهران، فردوس.##فخر مدبر (1346)، آداب الحرب و الشجاعة؛ به تصحیح احمد سهیلی خوانساری، تهران، اقبال##فرخی سیستانی (1378)، دیوان؛ به کوشش محمّد دبیرسیاقی، تهران، کتابفروشی زوّار##فردوسی، ابوالقاسم (1386)، شاهنامه؛ به کوشش جلال خالقی مطلق، تهران، مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی##قطران تبریزی (1333)، دیوان؛ محمّد نخجوانی، تبریز، کتابخانة شفق##مجمل‌التواریخ و القصص (1318)؛ [نوادة مهلّب پسر محمّد پسر شادی]، تصحیح ملک‌الشعراء بهار، تهرانف کلالة خاور##مجموعة شمارة 3/2586 (شمارة جدید: 57) کتابخانة دولتی تبریز##مسعود سعد سلمان (1364)، دیوان؛ به تصحیح مهدی نوریان، اصفهان، انتشارات کمال##منوچهری دامغانی (1381)، دیوان؛ به کوشش سید محمّد دبیرسیاقی، تهران، زوار##                         (1392)، دیوان، به تصحیح حبیب یغمایی، به کوشش و مقدمة سیدعلی آل‌داود، تهران، بنیاد موقوفات افشار.##                         (1886م)، دیوان، به تصحیح آلبرت کازیمیرسکی، پاریس، کلینکسیک.##                         (1395)، دیوان، به تصحیح سعید شیری، تهران، نگاه.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 4669، کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 5004، کتابخانة ملک.##                         ، دیوان، دستنویس ش 110، کتابخانة گلپایگانی قم.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 38.44 -7424، کتابخانة گلپایگانی قم.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 5275، کتابخانة ملک.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 10072، کتابخانة ملی.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 3118 سلطنتی، کتابخانة ملی.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 11217 سلطنتی، کتابخانة ملی.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 5275 کتابخانة مجلس شورای اسلامی.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 2.2674، کتابخانة مجلس شورای اسلامی.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 1076، کتابخانة مجلس شورای اسلامی.##                         ، دیوان، دست‌نویس ش 22.91،  کتابخانة دایرة المعارف بزرگ اسلامی.##                          و عنصری، دیوان منوچهری و عنصری، دست‌نویس س2، دست‌نویس ش 1275 (ش در کتابخانه: 389)، کتابخانة مدرسة سپهسالار.##ناصرخسرو (1353)، دیوان، به تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران، دانشگاه تهران.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی چگونگی بازتابِ عاطفه در زبان غزلیّات شمس</TitleF>
				<TitleE>Reflection of Affection in the Language of Sonnets in Divan-e Shams</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70933.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.259300.1194</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بدون بررسی زبان شعر، به‌ویژه در شعر غنایی که شاعر در آن از خویشتن خویش سخن می‌گوید، نمی‌توان پیام شاعر و آ‌نچه را بر او رفته است، به­درستی دریافت. اتّفاقی که در زبان می‌افتد، بازتابِ اتّفاقی است که در وجود شاعر افتاده است؛ چراکه عاطفه و هیجان، همان‌گونه که بر جسم اثر می‌گذارد، بر زبان نیز اثر می‌گذارد. انتخاب واژه‌ها، ترکیب آنها با یکدیگر و نوع جملاتی که گوینده به­کارمی‌گیرد، حجم گسترده‌ای از اطّلاعات را در دسترس مخاطب قرارمی‌دهد که عاطفه و هیجان، تنها بخشی از آن است. بخش قابل­توجّهی از آنچه ما دربارة هستی‌شناسی، فرهنگ، منش، اخلاق و رفتار اجتماعی گویندگان می‌دانیم، مرهون همین زبان است. علم زبان‌شناسی، دستور زبان، بلاغت و معنی‌شناسی؛ همگی ابزارهایی هستند برای دریافت بهتر پیامی که در زبان نهفته است. در این پژوهش، چگونگی بازتابِ عواطف و هیجانات مولوی بر زبانِ شعر او در غزلیّات شمس، از سه دیدگاه زبان‌شناسی، دستور زبان فارسی و معنی­شناسی تحلیل و بررسی شده است و نقش عاطفی پیام در شبه­جملات و اصوات، نقش ادبی پیام، کاربرد ضمیر و نوع جملاتی که ندای درون شاعر را در معانی ثانوی متجلّی ساخته، پژوهیده شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>It is not possible to receive the exact message of the poet and his detailed understanding of his experience unless his poetry is carefully examined, especially in lyrical poetry in which the poet speaks of his innermost self. What happens in the language, is a reflection of what has already happened in the poet&#039;s mind; because affection and excitement affect the language as well as the body. The way words are selected and combined with each other, and the type of sentences that speaker/writer uses provides a significant amount of information to the audience that affection and excitement are only part of it. A considerable part of our information about ontology, culture, manners, ethics, and social behavior of speakers/writers is based on the language they have used in their works. Linguistics, grammar, rhetoric and semantics are all effective tools for better understanding of the message lies in the language. The reflection quality of Mowlavi&#039;s affection and excitements on the language in his Divan-e Shamshas been analyzed, in present study, through three approaches of linguistics, grammar and semantics, and the emotional role of the message in pseudo-statements and interjection, the literary role of the message, the utilization of pronouns, and the type of sentences that manifest the poet&#039;s inner voice in secondary meanings are also studied.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>179</FPAGE>
						<TPAGE>198</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نورپیشه قدیمی</Family>
						<NameE>mohsen</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>noorpisheh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mnoorpisheh@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>زیبا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قلاوندی</Family>
						<NameE>Ziba</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghalavandi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ziba.ghalavandi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Language</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Linguistics</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Affection</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sonnets of Divan-e Shams</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>semantics</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mowlavi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>احمدی، بابک (1374)، حقیقت و زیبایی (درس‌های فلسفة هنر)، تهران، مرکز.##                          (1380)، ساختار و تأویل متن، تهران، مرکز.##انوری، اوحدالدین محمّد (1364)، دیوان، به کوشش سعید نفیسی، تهران، سکه.##پورنامداریان، تقی (1381)، سفر در مه (تأمّلی در شعر احمد شاملو)، تهران، نگاه.##                          (1384)، در سایة آفتاب (شعر فارسی و ساخت شکنی در شعر مولوی)، تهران، سخن.##پورنامداریان، تقی و امیرحسین ماحوزی (تابستان 1387)، «بررسی وجه شبه در کلیّات شمس»، مجله دانشکده ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه تهران، دوره 59، ش 186، ۴۱ -۶۴.##حافظ شیرازی، شمس­الدین­ محمّد (1383)، دیوان، به اهتمام جهانگیر منصور، تهران، دوران.##حسین­پور چافی، علی (1386)، بررسی و تحلیل سبک شخصی مولانا در غزلیّات شمس، تهران، سمت.##خاقانی شروانی، افضل­الدین ­بدیل (1378)، دیوان، تصحیح ضیاءالدین سجادی، تهران، زوّار.##خداپناهی، محمّدکریم (1388)، انگیزش و هیجان، تهران، سمت.##خلیلی جهانتیغ، مریم (1380)، سیب باغ جان (جستاری در ترفندها و تمهیدات هنری غزل مولانا)،##تهران، سخن.##ریچاردز، آی.ا (1375)، اصول نقد ادبی، ترجمة سعید حمیدیان، تهران، علمی و فرهنگی.##زرقانی، سیدمهدی و الهام اخلاقی (1391)، «تحلیل ژانر شطح براساس نظریة کنش گفتار»، ادبیّات## عرفانی دانشگاه الزّهرا، دورة 3، ش 6، 61-80.##سعدی، مصلح بن عبدالله (1381)، کلیّات، به کوشش بهاء­الدین خرمشاهی، تهران، دوستان.##شفیعی­کدکنی، محمّدرضا (1383)، ادوار شعر فارسی (از مشروطیت تا سقوط سلطنت)، تهران، سخن.##شمیسا، سیروس، (1379)، بیان و معانی، تهران، فردوس.##صفوی، کورش، (1373)، از زبان‌شناسی به ادبیّات، جلد اول، تهران، چشمه.##                          (1383)، درآمدی بر معنی‌شناسی، تهران، سورة مهر.##علوی مقدم، محمّد و رضا اشرف­زاده (1376)، معانی و بیان، تهران، سمت.##فردوسی، ابوالقاسم (1971-1960)، شاهنامه، تحت نظر ی.ا.برتلس و همکاران، مسکو، ادبیّات خاور.##گلمن، دانیل (1387)، هوش هیجانی، ترجمة نسرین پارسا، تهران، رشد.##مدرسی، فاطمه و امید یاسینی (1387)، «قاعده­افزایی در غزلیّات شمس»، تاریخ ادبیّات فارسی، ش۳/۵۹، ۱19-۱43.##مولانا، جلال­الدین محمّد (1376)، کلیّات شمس تبریزی، تهران، امیرکبیر.##                          (1377)، مثنوی معنوی، تصحیح عبدالکریم سروش، تهران، علمی و فرهنگی.##                          (1388)، غزلیّات شمس تبریز، مقدّمه، گزینش و تفسیر محمّدرضا شفیعی­کدکنی، تهران، سخن.##ناتل خانلری، پرویز، (1380)، دستور زبان فارسی، ویرایش سوم، تهران، توس.##نظامی گنجوی، ابومحمّد الیاس (1320)، مخزن الاسرار، تصحیح وحید دستگردی، تهران، ارمغان.##واردی، زّین و نجمه داناییان (زمستان 1389)، «بررسی وجوه زیباشناسی غزلیّات شمس»، ادب و زبان، دورة جدید، ش ۲۸، پیاپی ۲۵، ۳۶۱-۳۸۲.##Jakobson, R (1960), “Style in Language”. Edited by Thomas A. Sebeok. Published Jointly by The Technology press of  Massachusetts Institute of Technology and John Wiley &amp; Sons, inc, New York. London. 350- 377.##Martinet, A (1960), Elements de Linguistique General, Colin. Paris.##Searl, John. R (1979), Indirect Speech Acts. Cambridge University Press. Cambridge##Searl, John. R, and Daniel Vanderveken (1985) Foundations of Illocutionary Logic. Cambridge University Press. Cambridge.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقد و تحلیل پیوند شگرد و درون‌مایه در مجموعه‌داستانِ تمام زمستان مرا گرم کن</TitleF>
				<TitleE>The Critique and Analysis of the Link between Technique and Theme in the Story Collection “Heat My Whole Winter”</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70934.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.263689.1254</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>نویسندگان برای بیان و انتقال دغدغه‌ها و اندیشه‌های خود، علاوه بر انتخاب موضوع منطبق با درون‌مایه، شگردهای متفاوتی مبتنی بر سبک و سلیقۀ خاصّ خود برمی‌گزینند. در این مقاله، به تبیین میزان و چگونگی پیوند درون‌مایه و لایه‌های معنایی چندگانۀ متن با ویژگی‌های شگرد روایی چهار داستان نخست مجموعه‌داستانِ تمام زمستان مرا گرم کن از علی خدایی پرداخته‌ایم. هدف ما، در عین تبیین جنبه‌های مثبت نویسندگی، نقد و تحلیل مواردی است که نویسنده برای تعالی داستان‌نویسی، باید بدان توجّه بیشتری مبذول کند. دستاورد این مقاله نشان می‌دهد نحوة بیان و کاربرد فضا، مکان، زمان، شیوة روایت داستان و شخصیّت‌ها در تمام داستان‌ها دقیق و موفّق بوده است. انتخاب راوی برای تبیین و عرضة درون‌مایه در داستان‌های «تمام زمستان مرا گرم کن»، «عصرهای یکشنبه» و «مکالمه» حساب‌شده صورت گرفته است، امّا در داستان «فانفار»، پی‌رنگ عاشقانة داستان با راوی سوم شخص بیرونی تناسب ندارد. این داستان نتوانسته است زبان و بیانی متناسب با پی‌رنگ عاشقانة خود بیابد. نویسنده در داستان مکالمه، عوارض گفت‌وگونکردن را نشان داده است؛ بدین معنی که گفت‌وگو ارتباطی دو طرفه است؛ گفت‌وگو، فقط گفتن نیست و باید به «شنیدن» نیز به اندازة «گفتن» توجّه داشت. داستانِ موازیِ داستان اصلی در داستان تمام زمستان مرا گرم کن، با عنوان و درون‌مایة داستان هماهنگ است. فضا و مکان داستان و به‌هم‌آمیختگی زمانِ خواب و بیداری و تداخل ساعت‌ها نیز با درون‌مایه تناسب دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In order to express and convey their concerns and ideas and based on their own style and special taste, authors choose different techniques, in addition to subject selection which should be consistent with the theme. We have explained, in present study, the extent and the quality of the link between the theme and the multiple semantic layers of the text with the features of narrative technique of the first four stories of the collection &quot;Tamam e Zemestan e Mara Garm Kon&quot; (Heat my whole winter) by Ali Khodaei. In addition to explaining the positive aspects of writing, we are to criticize and analyze the issues that the author should pay more attention to promote his storytelling. The results show that the way of expressing and usage of space, place, time, narration method and characters are accurate and successful in all stories. The narrator is carefully selected to explain and present the theme in the stories of &quot;Tamam e Zemestan e Mara Garm Kon&quot; (Heat my whole winter), &quot;Asrhaye Yekshanbeh&quot; (Sunday Evenings) and &quot;Mokalemeh&quot; (Conversation), but the lyrical plot of the story is not suited to the external third person narrator in his &quot;Fanfar&quot; (Ferris wheel).  In creating this story, the author has not been able to use appropriate language and expression to his lyrical theme. In &quot;Mokalemeh&quot;, he has shown the consequences of not speaking; it means that conversation is a reciprocal communication; it is not just saying, and &quot;hearing&quot; should also be considered important as &quot;saying&quot;. The sub-story paralleled with the main story in &quot;Tamam e Zemestan e Mara Garm Kon&quot; is consistent with the title and the theme of the story. The atmosphere and location of the story, the confusion of sleeping and awakening times and overlapping of hours are also relevant to the theme.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>199</FPAGE>
						<TPAGE>218</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>تیمور</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مالمیر</Family>
						<NameE>Teymoor</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Malmir</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه کردستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>timoormalmir@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>فاطمه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سلطانشاهی</Family>
						<NameE>Fatemeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Soltanshahi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>fatemehsoltanshahi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Narrator</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Theme</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Narration</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Plot</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Ali Khodaei</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>“Tamam e Zemestan e Mara Garm Kon”</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>خدایی، علی (1393)، تمام زمستان مرا گرم کن، چاپ نهم، تهران، مرکز.##آسابرگر، آرتور (1380)، روایت در فرهنگ عامیانه، رسانه و زندگی روزمره، ترجمة محمّدرضا لیراوی، تهران، سروش.##اسکولز، رابرت (1377)، عناصر داستان، ترجمۀ فرزانه طاهری، تهران، مرکز.##پاینده، حسین (1391)، داستان کوتاه در ایران، جلد دوم، چاپ دوم، تهران، نیلوفر.##                          (1389)، وجودشناسی پسامدرن در داستانی از یک نویسندۀ ایرانی، متن‌پژوهی ادبی، دورۀ 14، ش 44، 29-42.##پرینس، جرالد (1391)، روایت­شناسی (شکل و کارکرد روایت)، ترجمة محمد شهبا، تهران، مینوی خرد.##تودوروف، تزوتان (1382)، بوطیقای ساختارگرا، ترجمۀ محمد نبوی، چاپ دوم، تهران، آگه.##تولان، مایکل جی (1383)، درآمدی نقادانه- زبان‌شناختی بر روایت، ترجمة ابوالفضل حرّی، تهران، بنیاد سینمایی فارابی.##شریف‌نسب، مریم و محمدمهدی ابراهیمی‌فخاری (1392)، «شیوه‌های خلق فراداستان و کارکردهای آن در داستان‌های کوتاه فارسی دهه‌های 70 و 80»، ادبیات پارسی معاصر، دورة 3، ش 3، 1-25.##فورستر، ادوراد مورگان (1369)، جنبه‌ها‌ی رمان، ترجمۀ ابراهیم یونسی، تهران، نگاه.##کالر، جاناتان (1388)، بوطیقای ساخت­گرا، ترجمة کوروش صفوی، تهران، مینوی خرد.##کوندرا، میلان (1383)، هنر رمان، ترجمة پرویز همایون­پور، چاپ ششم، تهران، قطره.##مستور، مصطفی (1384)، مبانی داستان کوتاه، چاپ دوم، تهران، مرکز.##میرصادقی، جمال (1376)، عناصر داستان، چاپ سوم، تهران، سخن.##میرعابدینی، حسن (1386)، صدسال داستان­نویسی ایران، جلد 4، چاپ چهارم، تهران، چشمه.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقد و تحلیل محتوایی مقالات مجلة ادب فارسی دانشگاه تهران از منظر علم‌سنجی</TitleF>
				<TitleE>Criticism and Content Analysis of “Adab-e Farsi” The Quarterly Journal of University of Tehran
Through Scientometrics Approach</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_70937.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2019.273878.1339</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>امروزه واژۀ تولید علم در ادبیّات کشور ما جایگاه خاصّی پیدا کرده و ذهن مسئولان و برنامه‌ریزان امور علمی و پژوهشی را به خود معطوف داشته است. یکی از این بخش‌ها که شایسته است موردبررسی موشکافانه قرارگیرد، تولید مقالات علمی– پژوهشی در مجلّات معتبر علمی است. بدین­منظور، مقالۀ حاضر به تجزیه و تحلیل داده‌های آماری برگرفته از وبگاه مجلة ادب فارسی دانشگاه تهران با هدف بررسی آماری و تحلیلی تعداد نویسندگان مقالات، مدارک نویسندگان، مراکز و مؤسّسات فعّال در مجلّه، میزان همکاری بین نویسندگان و ...، در مجلۀ مذکور پرداخته است. در این میان نتایج زیر به­دست­آمده است: 60 مقاله به‌صورت انفرادی و 97 مقاله نیز به‌صورت مشترک نگاشته شده است که 63 مقاله از مقالات مشترک به‌صورت هم‌دانشگاهی و 34 مقاله به‌صورت غیرهم‌دانشگاهی بوده است. علی‌محمد مؤذنی و 7 نویسندة دیگر با 4 مقاله پرتولیدترین نویسندگان بوده‌اند. تحلیل متون، ادبیّات داستانی و عرفان و تصوّف بخش اعظمی از موضوع مقالات را به خود اختصاص داده است. 28 مقاله را اعضای هیئت­ تحریریه نگاشته شده که میانگین 40/10 را شامل می‌شود که مقبول است. در مجموع به 4039 منبع استناد شده که میانگین مورداستفاده برای هر مقاله 72/25 درصد است که میانگین مقبولی است؛ نیز میانگین سال انتشار 2274 منبع، یعنی 30/56 درصد از آنها بیشتر از 14 سال است. دانشگاه تهران و خوارزمی با 115 نویسنده، مجموعاً 75/42 درصد تعداد کل نویسندگان را به خود اختصاص داده‌اند که از نقاط ضعف مجلّه به­شمارمی­آید. سه نفر از هیئت تحریریه جزو پرتولیدترین نویسندگان هستند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Nowadays, the term &quot;science production&quot; has gotten a special place in our country and has occupied the minds of the government officials and those who plan the scientific and research affairs. One of the most worthy parts in this regard, is the examining of scientific – research papers production in scholarly journals. To do this, it has been tried, in present study, to analyze the statistical data collected from the website of the Persian Literature, the quarterly journal of the University of Tehran to explore and discuss about the number of authors, their scientific degrees, the centers and institutes active in the journal, the extent of co-operation between authors and etc. The results show that 60 papers have been produced individually, 97 papers have been jointly produced, from which the authors of 63 papers belong to the same university and the authors of 34 papers belong to different universities. Ali Muhammad Moazeni and 7 other writers were the most prolific ones, with 4 published papers.  The content analysis of the papers shows that fictional literature, mysticism and Sufism consist a large part of the subjects. 28 papers, 10.40% of all, have been produced by journal&#039;s editorial board, which is an acceptable average. 4039 sources have been totally cited which is a 72.25% average for each paper and also an acceptable average. More than 14 years have passed from the publication of 56.30% (2274) of the sources used in papers. With 115 authors (42.75%), University of Tehran and Kharazmi University are the most prolific producers, which can be considered as one of journal&#039;s weak points. Three of the editorial staff are among the most prolific authors.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>219</FPAGE>
						<TPAGE>235</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ناصر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>علیزاده</Family>
						<NameE>Naser</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Alizadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>nasser.alizadeh@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نایبی</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Nayebi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>nayebialireza1361@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Criticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Scientometrics</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Content analysis</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Adab-e Farsi (the Persian Literature)</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>University of Tehran</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابوالفتحی ممتاز، یدالله و همکاران (1396)، «تحلیل محتوایی و استنادی مقالات چاپ شده در مجلّات علمی پژوهشی سالمندی ایران 1385 تا 1394»، سالمندی ایران، جلد 12، ش 2، 208- 219. احمدی، حمید، علی سلیمی و لادن فتحی (1392)، «تحلیل استنادی و روابط هم‌نویسندگی مقاله‌های مجلۀ علمی- پژوهشی انجمن ایرانی زبان و ادبیّات عربی (موردمطالعه: شمارۀ 1 تا 20)»، زبان و ادبیّات عربی، س 9، ش 29، 125- 148. ادب فارسی (1390-بهارو تابستان 1397)، دانشگاه تهران، شماره­های پیاپی 3-21.##رحمان‌پور، سمیه و همکاران (1387)، «شاخص هیرش (h- lndex) چالش‌ها و ابزارهای مکمل»، مدیریت سلامت، دورة 11، ش 31، 69-77. رهنمای رودپشتی، فریدون و همکاران (1391)، «تحلیل محتوای نشریات دارای رتبه علمی پژوهشی حسابداری در ایران»، حسابداری مدیریت، سال پنجم، ش 15، 121- 143. ضیائی، علی و همکاران (1393)، «تحلیل محتوای مقالات نشریه علوم حرکتی و ورزش دانشگاه خوارزمی»، مدیریت ارتباطات در رسانه‌های ورزشی، سال اول، ش 3، 52- 62.##غلامی، طاهره (1395)، «تحلیل محتوای مقالات فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری (1385- 1394)»، اخلاق در علوم و فناوری، سال 11، ش 1، 29- 38.##فرهنگی، سهیلا، علی‌اکبر خاصه و آرزو ابراهیمی دینانی (1397)، «پژوهش‌های عرفانی در آینة علم‌سنجی»، پژوهش‌های ادب عرفانی، ش 36، 109- 132.##قهنویه، حسن و همکاران (1390)، «تحلیل محتوایی و استنادی مقالات چاپ­شده در مجلة علمی پژوهشی مدیریت اطّلاعات سلامت»، مدیریت اطّلاعات سلامت، سال 8، ش 1، 86- 96.##گرامی‌راد، فاطمه و همکاران (1393)، «تحلیل محتوای مقاله‌های مجلّات علمی پژوهشی حسابداری و مالی منتشره بین سال‌های 1387- 1392»، حسابداری مدیریت، سال هفتم، ش 23، 105- 122.##محسنی، منوچهر (1381)، «بررسی مسائل درون­سازمانی و برون­سازمانی مجلّات علمی در ایران»، تحقیقات کتابداری و اطّلاع­رسانی دانشگاهی، ش 39، 41-71. مروّتی، مرضیه و سعید حسام­پور (1394)، «تحلیل استنادی مقالات فصلنامۀ علمی ‌– پژوهشی نقد ادبی (شماره‌های ۱-۲۸)»، نقد ادبی، دورة 8، ش 32، 155- 170.##میرزایی، فرامرز، خلیل پروینی و علی سلیمی (1387)، «تحلیل گزارش­گونۀ مقالات چاپ­شده مجلۀ انجمن ایرانی زبان و ادبیّات عربی»، زبان و ادبیّات عربی، ش 10، 165-181.##نوروزی چاکلی، عبدالرضا (1390)، آشناییباعلم­سنجی(مبانی،مفاهیم،روابطوریشه‌ها)، تهران،  سمت.## Hirsch j. E. An index to quantify an individuals scientific research output. Proceedings of the National Academy of Sciences 2005. 46: 16569-16572.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				