<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1397</YEAR>
<VOL>8</VOL>
<NO>1</NO>
<MOSALSAL>21</MOSALSAL>
<PAGE_NO>134</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>الهام و صنعت در نظر شاعران عارف (دیدگاه‌های سنایی، عطّار و مولوی دربارة خاستگاه شعر)</TitleF>
				<TitleE>Inspiration and Industry in the Opinion of Persian Mystic Poets
(The Opinion of Sanai, Attar and Mowlavi about the Origin of Poetry)</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_68913.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.256773.1166</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مسئلۀ خاستگاه شعر یکی از قدیمی‌ترین مباحث نقد ادبی است. پیشینۀ این بحث به یونان می‌رسد و باتوجّه­به منابع، می­توان گفت نخستین نظریّه‌ها را در این مورد افلاطون و ارسطو داده‌اند. در ادبیّات عرب هم به این مبحث توجّه شده است و اعراب پیش از اسلام به «تابعه» معتقد بوده‌اند. در ایران باستان نیز چنین اعتقادی وجود داشته و در ایران عهد اسلامی هم این دیدگاه به قوّت خود باقی مانده است. به­علاوه، در شعر عارفان نیز این مسئله بازتاب یافته است؛ به­طوری­که اشارات شعرای عارف را به این مقوله می‌توان در دو گروهِ الهام باواسطه و بی‌واسطه جای داد. همچنین باتوجّه­به زمینه‌های اجتماعی ادبیّات فارسی و تأثیر اندیشه‌های دینی در جامعۀ ایرانی، شاعران در انتخاب تابعه­‌ها به شخصیّت‌های دینی و مذهبی گرایش پیدا کردند؛ یعنی به جای اینکه الهام‌کننده را شیطان بدانند، از جبرئیل و دیگر شخصیّت‌ها استفاده کرده‌اند. در انتخاب شخصیّت‌های دینی به­عنوان الهام‌کنندۀ شعر در دورۀ اسلامی، تقابل شعر و شرع بسیار تأثیرگذار بوده است؛ البتّه شعرای عارف فقط به الهام­بودن شعر معتقد نبوده‌اند و به کوشش شاعر برای سرودن شعر هم اشاره کرده‌اند. با دقّت در افعالی که برای سرودن به­کاربرده‌اند، می‌توان به دیدگاه‌شان دربارۀ ساحت کوششی شعر پی برد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Determining the origin of poetry has always been one of the oldest issues of literary criticism. This debate began firstly in Greece where, based on existing sources, Plato and Aristotle presented their theories about it. It has also been taken into consideration in the Arab literature. During Jāhilīyah period, the Arabs believed in &quot;subsidiary&quot;(Tābi&#039;ah). This belief also existed in Ancient Persia, and it remains intact even after the arrival of Islam into Iran. Moreover, it is also reflected in the poetry of mystics, in a way that the mystic poets&#039; references to this issue can be divided in two categories of intermediate and immediate inspirations. The poets also tended to religious personalities, using Gabriel  and other characters instead of inspiring Satan for instant, in choosing subsidiaries (Tābi&#039;ahs),with regard to the social context of Persian literature and the influence of religious thoughts in Iranian society. The contrast between poetry and sharia has always been influential in choosing religious figures as inspiration for poetry in Islamic period; however, mystic poets did not believe in just spiritual nature of poetry and considered their own efforts important to compose poems. Their point of view about the attempting scope of the poetry can be explored through a careful focusing on the verbs they have used in their poems.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>20</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حاجیا‌ن‌نژاد</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hajian Nejad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hajiannjd@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>روح الله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>هادی</Family>
						<NameE>Roohollah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rhadi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>یاسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسمعیلی</Family>
						<NameE>yasin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Esmaeili</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>yasinesmaeely@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Origin of Poetry</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Inspiration</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Industry</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Tābi&amp;#039;ah</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sanāi</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Attār</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mowlavi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن‌فارس، ابی‌الحسین احمد، (1368ق)، معجم مقاییس اللغة، تحقیق و ضبط عبدالسلام محمد هارون، قاهرة، دار احیاء الکتب العربیة.##ابن‌فندق، ابوالحسن علی بن زید بیهقی، (1361)، تاریخ بیهق، به تصحیح و تعلیق احمد بهمنیار و مقدّمۀ علّامه قزوینی، تهران، کتاب‌فروشی فروغی.##ابن‌منظور، (1408ق)، لسان‌العرب، نَسقَه و عَلقَ عَلیّه و وَضَعَ فَهارسة علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی.##ابوالفتوح رازی، (1381)، روض الجنان و روح الجنان، به تصحیح محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، جلد 4و 14، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی.##ارسطوطالیس، (1973)، فن الشعر، ترجمه عن الیونانیه و شرحه عبدالرحمن بدوی، الطبعة الثانیة، بیروت، دار الثقافة.##اسکلتن، رابین، (1375)، حکایت شعر، برگردان مهرانگیز اوحدی، با مقدّمه و ویرایش اصغر دادبه، تهران، میترا.##الاعشی، میمون بن قیس، (1950 م)، دیوان الاعشی الکبیر، الاسکندریة.##افلاکی، شمس‌الدین احمد، (1362)، مناقب‌العارفین، تصحیح و تعلیق تحسین یازیجی، جلد دوم، چاپ دوم، تهران، دنیای کتاب.##برهان، محمدحسین بن خلف تبریزی، (1342)، برهان قاطع، به اهتمام محمد معین، چاپ دوم، تهران، ابن‌سینا.##ثعالبی، عبدالملک بن محمد، (1385)، تحسین و تقبیح، ترجمۀ محمدبن ابی‌بکربن علی ساوی، تصحیح عارف احمد الزغول، تهران، میراث مکتوب.##حکیم ترمذی، (2002)، المنهیات، دراسة و تحقیق محمد عثمان خشت، قاهرة، مکتبة القرآن.##خاقانی، افضل­الدین، (1388)، دیوان، به کوشش ضیاءالدین سجادی، چاپ نهم، تهران، زوّار.##داد، سیما، (1387)، فرهنگ اصطلاحات ادبی (واژه‌نامۀ مفاهیم و اصطلاحات ادبی فارسی و اروپایی به شیوۀ تطبیقی و توضیحی)، چاپ چهارم، تهران، مروارید.##رودکی، (1368)، دیوان، به کوشش خلیل خطیب‌رهبر، چاپ چهارم، تهران، صفی‌علیشاه.##زرقانی، سیّد مهدی، (1391)، بوطیقای کلاسیک، تهران، سخن.##زرّین‌کوب، عبدالحسین، (1383)، آشنایی با نقد ادبی، چاپ هفتم، تهران،سخن.##                          ، (1387)، ترجمۀ فن شعر ارسطو، چاپ ششم، تهران، امیر کبیر.##سنایی، (1359)، حدیقة الحقیقه، به تصحیح محمدتقی مدرس رضوی، تهران، دانشگاه تهران.##                          ، (1382)، حدیقة الحقیقه، به تصحیح مریم حسینی، تهران، نشر دانشگاهی.##                          ، (1388)، دیوان، به تصحیح محمدتقی مدرس رضوی، چاپ هفتم، تهران، سنایی.##سوزنی، (1338)، دیوان، به تصحیح ناصرالدین شاه‌حسینی، تهران، امیرکبیر.##صفی‌پوری، عبدالرحیم بن عبدالکریم، (1397)، منتهی‌الارب فی لغات العرب، مقدمه، تصحیح، تعلیق و فهارس علیرضا حاجیان‌نژاد، تهران، سخن.##طوسی، خواجه‌نصیر، (1376)، اساس‌الاقتباس، به تصحیح مدرس رضوی، چاپ پنجم، تهران، دانشگاه تهران.##عطّار، محمّد بن ابراهیم، (1386 الف)، اسرارنامه، مقدّمه، تصحیح و تعلیقات از محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، سخن.##                          ، (1386 ب)، مصیبت‌نامه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات از محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، سخن.##                          ، (1387)، منطق‌الطیر، مقدمه، تصحیح و تعلیقات از محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، سخن.##                          ، (1388)، الهی‌نامه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات از محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، سخن.##عنصرالمعالی، قابوس بن وشمگیر، (1378)، قابوسنامه، به اهتمام و تصحیح غلامحسین یوسفی، چاپ نهم، تهران، علمی و فرهنگی.##قیس رازی، شمس‌الدین‌محمد، (1387)، المعجم فی معاییر اشعار العجم، به تصحیح محمد قزوینی و مدرس رضوی، تهران، زوار.##کروچه، بندتو، (1393)، کلیات زیبایی شناسی، ترجمۀ فؤاد روحانی، چاپ دهم، تهران، علمی و فرهنگی.##کمیلی، مختار، (1394)، «شعر و شاعری از دیدگاه سنایی»، پژوهشهای ادبی، سال 12، ش 49، 31-55.##مجتبایی، فتح الله، (1336)، هنر شاعری (ترجمۀ فن شعر ارسطو)، تهران، بنگاه نشر اندیشه.##محبتی، مهدی، (1388)، از معنا تا صورت، تهران، سخن.##مولوی، جلال‌الدین محمد، (1371)، مثنوی معنوی (چاپ عکسی)، زیرنظر نصرالله پورجوادی، تهران، نشر دانشگاهی.##                          ، (1378)، کلیّات شمس، با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر، جلد 1-10، چاپ چهاردهم، تهران، امیرکبیر.##                          : 1388، غزلیّات شمس تبریز، مقدمه، گزینش و تفسیر محمدرضا شفیعی کدکنی، چاپ چهارم، تهران، سخن.##                          ، (1363)، مثنوی معنوی، به تصحیح رینولد نیکلسون، به اهتمام نصرالله پورجوادی، تهران، امیرکبیر.##میهنی، محمد بن منوّر، (1367)، اسرارالتوحید، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، چاپ دوم، تهران، آگاه.##ناصرخسرو، (1357)، دیوان ناصرخسرو، به تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران، مؤسسۀ مطالعات اسلامی دانشگاه مک‌گیل با همکاری دانشگاه تهران.##نظامی عروضی سمرقندی، (1327)، چهار مقاله، به تصحیح محمد قزوینی، لیدن، مطبعۀ بریل.##نظامی، الیاس بن یوسف، (1388)، شرفنامه، تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی، چاپ دوم، تهران، زوّار.##                          ، (1389 الف)، اقبال‌نامه، تصحیح حسن وحید دستگردی، چاپ دوم، تهران، زوّار.##                          ، (1389 ب)، هفت پیکر، تصحیح حسن وحید دستگردی، چاپ دوم، تهران، زوّار.##همایی، جلال‌الدین، (1376)، مولوی‌نامه (مولوی چه می‌گوید)، چاپ نهم، تهران، هما.##همدانی، عین‌القضاة، (1969)، نامه‌های عین‌القضاة، به کوشش عفیف عسیران و علینقی منزوی، تهران، بنیاد فرهنگ.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>جزئیات پوشش سنّتی زنان رفسنجان در دوبیتی‌های محلّی</TitleF>
				<TitleE>The Details of Rafsanjan&#039;s Feminine Traditional Clothing in Local Quatrains</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_68917.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.263719.1256</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>شهر رفسنجان در شمال غرب استان کرمان واقع است و زبان رایج آن گویش محلّی فارسی است. در فرهنگ عامة مردم این شهر، ادبیّات شفاهی نقش پررنگی دارد و زندگی مردم در آن منعکس است. در پژوهش حاضر جزئیات پوشش سنّتی زنان رفسنجان با معیارهای زیبایی‌شناسی و آرایش‌ها و زیورآلات بومی از خلال بررسی ششصد دوبیتی محلّی این شهر عرضه شده‌ است. ازآنجاکه مشابهت‌های بسیاری در نام و شکل پوشش در جغرافیای فرهنگی زبان فارسی به­چشم­می‌خورد، سعی شده است تاحدّی به این شباهت‌ها در تبیین اجزاء پوشش سنّتی زنان رفسنجان اشاره شود. فهرست لباس‌ها و جزئیات پوشش که در دوبیتی‌ها اشاره شده است، شامل چادر و روبند، چارقد، پیراهن، انواع عرق‌چین، ارخالق، کفش و دستمال دست است که از اهمیّت و تنوع پوشش سنّتیزنان رفسنجان، جایگاه اجتماعی، مشاغل و حتّی میزان ثروت آنان حکایت دارد. همچنین اشاره به آرایش، هنجارهای مربوط به آن و تلاش‌های کوچک برای زیباترشدن در تفکّر سنّتی در این پژوهش موردتوجه قرارگرفته‌ است. نگارندگان این مقاله دوبیتی‌های محلّی رفسنجان را که در گویش محلّی «چاربیتو» نامیده می‌شود، برای نخستین‌بار به روش میدانی گردآوری و بررسی کرده­اند. هدف از این بررسی و جست‌وجو به‌دست­آوردن تصویر روشنی از پوشاک سنّتی زنان رفسنجان است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The city of Rafsanjan is located in the northwest of Kerman province, Iran and its people speak in a local dialect of Persian. Oral literature plays a significant role in the popular culture of the city and reflects well the way people live in it. Based on aesthetic criteria and indigenous make-up and jewelry, the details of Rafsanjan&#039;s traditional feminine clothing have been explored from 600 local quatrains in present study. Since there are many similarities in the names and the forms of clothes in the cultural geography of the Persian language, it has been attempted, to some extent, to refer to these similarities in explaining the components of these types of clothing. Chādor and burqa, Chārqad (a kind of headdress), shirt, skullcap, ārkhāluq (a kind of long and collarless shirt with no button), shoes and handkerchief are among the list of clothing and the details of the coverings have been mentioned in the quatrains that show the importance and the diversity of Rafsanjan&#039;s traditional feminine clothing, their social status, their occupations and even their wealth. The type of women&#039;s makeup and its related norms and the few attempts were common in their traditional thinking for the sake of being more beautiful are also being mentioned in present study. Rafsanjan&#039;s local quatrains, called in local dialect &quot;Charbeitu&quot;, have been collected for the first time by the authors through a field study method. The purpose of this research is to study the traditional feminine clothing of Rafsanjan to achieve a clear picture of it.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>21</FPAGE>
						<TPAGE>36</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مصطفی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>موسوی</Family>
						<NameE>Mostafa</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Moosavi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mmusavi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>زینب</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کبیریان</Family>
						<NameE>Zeynab</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Kabiriyan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی پردیس البرز دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zeinabkabirian@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>: Folklore</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Popular Literature</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Local Quatrains</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Traditional Feminine Clothing of Rafsanjan</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Charbeitu</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابطحی، سیدمحمود (1377)، تاریخ اقتصادی رفسنجان، رفسنجان، دانشگاه ولیعصر.##تمیم‌داری، احمد (1394)، فرهنگ عامّه، چاپ چهارم، تهران، مهکامه.##جعفری قنواتی، محمّد (1394)، درآمدی برفولکلورایران، تهران، جامی.##حسینی‌موسی، زهرا (1395)، بومی سرودهای شهربابک، کرمان، کرمان‌شناسی.##خان‌محمدی، محمدحسین و اکرم دولتی­سیاب (پاییز1395) «جایگاه پوشش سنّتی لک زبانان لرستان در تک بیتی های آنان»، فرهنگ و ادبیّات عامّه، سال 4، ش10، 59-83.##رضاپور، فاطمه و همکاران (1396)، مردم نگاری شهرستان رفسنجان، تهران، سورمه.##محمدیان نمینی، مژگان (1381)، «هفت قلم آرایش لوازم آرایش ایرانیان»، کتاب ماه هنر، ش 45 و 46، 3-4.##موسوی‌حاجی، سیدرسول و همکاران (بهار 1393)، «پوشاک محلّی بلوچ‌ها و پیوستگی آن با هویت ملی»، مطالعات ملی، دوره 15، ش 57، 179-200.##نظری، ساره (اردیبهشت1396)، «پوشاک زنان در پنج دورة تاریخی پس از ورود اسلام به ایران»، پژوهش در هنر و علوم انسانی، سال 2، ش 1، 101-112.##یاحقی، محمدجعفر، (1386)، فرهنگ اساطیر و داستان واره‌ها در ادبیّات فارسی، تهران، فرهنگ معاصر.##یوسفی، غلامحسین (1383)، «واژه‌نامة تاریخی پوشاک ایران»، پوشاک در ایران زمین (از سری مقالات دانشنامة ایرانیکا)، زیرنظر احسان یارشاطر، ترجمة پیمان متین، چاپ دوم، تهران، امیرکبیر، 369-398.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نگاهی تطبیقی به تمثیل در مطالعات ادبی</TitleF>
				<TitleE>A Comparative Look at Allegory in Literary Studies</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_68918.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.263146.1244</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>«تمثیل» ازجمله مفاهیمی است که از قدیمی­ترین ادوار در عرصه­های گوناگون مطالعات ادبی، از بلاغت و رتوریک گرفته تا هرمنوتیک، موردتوجّه و مداقّه قرارگرفته است. بااین­حال، در هیچ­یک از پژوهش‌های پرشماری که به­طور مستقیم و غیرمستقیم به تمثیل پرداخته­اند، سعی نشده است حوزه­های مختلف معنایی این مفهوم پرکابرد به­وضوح مشخّص شود. این در حالی است که شناخت حوزه‌های معنایی اصطلاحات کاربردی در هر دانش، از زیربنایی‌ترین نیازهای آن به­شمارمی‌رود. پژوهش حاضر تلاشی است در جهت کاویدن مصادیق گوناگون مفهوم تمثیل در عرصۀ مطالعات ادبی در زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی و در پی آن است که تعریف روشنی از تمثیل در هر حوزه ارائه دهد. به همین منظور،  با نگاهی تطبیقی و با رجوع به منابع دست اوّل در تمام زبان‌ها ابتدا به تعاریف تمثیل در مهم­ترین منابع بلاغت اسلامی نظری می­افکنیم و سپس می­کوشیم کاربرد این اصطلاح را در بلاغت و دیگر عرصه­های مطالعات ادبی غرب بررسی کنیم. با نظر به آراء بلاغت‌نگاران در باب تمثیل و کاربرد آن نزد شعرا و نویسندگان، می‌توان سه معنای اصلی را برای این اصطلاح بازشناخت: الف) تمثیل در مقام یک شگرد بلاغی؛ ب) تمثیل به منزله یک نوع ادبی؛ ج) تمثیل به عنوان وروشی برای خوانش و تفسیر آثار ادبی.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>“Allegory” is one of the oldest concepts that have been taken into consideration in many literary studies from rhetoric up to hermeneutics. No attempt has been made to clarify the semantic fields of this widely used concept in numerous studies have been, directly or indirectly, conducted; however, the recognition of the semantic fields of applied terminology is considered as the most basic needs in every knowledge. This study is to explore various examples of allegory in the field of literary studies in Persian, Arabic, and English languages and seeks to provide a clear definition of allegory in each domain. Therefore, referring to the first-hand resources in all mentioned languages, and looking comparatively at the definitions of allegory in the most important sources of Islamic rhetoric, it will be tried to examine this term in rhetoric and other fields of literary studies in West. Based on the opinions of rhetoric experts about allegory and the ways the poets and the writers used it, three main meanings can be recognized for this term: a) allegory as a rhetorical technique; b) allegory as a literary type; c) allegory as a form of reading and interpreting literary works.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>37</FPAGE>
						<TPAGE>55</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>داود</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسپرهم</Family>
						<NameE>Davood</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Esparham</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>d_sparham@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>زینب</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اکبری</Family>
						<NameE>zeynab</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>akbari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zeinabakbari62@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Literary Studies in West</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Comparative literature</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Islamic Rhetoric</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Terminology Allegory</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم (۱۳۸۹)، ترجمة محمدمهدی فولادوند، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##ابن­الأثیر، ضیاءالدین (1999)، المثل السائر، تحقیق احمد الحوفی و بدوی طبانه، القاهرة، دار نهضة مصر.##ابن­رشیق، أبوعلی الحسن (بی­تا)، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، تحقیق عبدالحمید هنداوی، بیروت، المکتبة العصریة.##ابن­وهب الکاتب، اسحاق بن ابراهیم (بی­تا)، البرهان فی وجوه البیان (منشور بعنوان نقد النثر و منسوب خطأ لقدامة)، تحقیق عبدالحمید العبادی، القاهرة.##ابودیب، کمال (1392)، صور خیال در نظریّة جرجانی، ترجمة فرزان سجودی و فرهاد ساسانی، تهران، نشر علم.##أبوعبیده، معمر بن المثنی (2006)، مجاز القرآن، تحقیق أحمد فرید المزیدی، بیروت، دارالکتب العلمیة.##احمدی، بابک (1393)، ساختار و تأویل متن، تهران، مرکز.##الباقلانی، محمدبن طیب (1972)، اعجاز القرآن، تحقیق احمد صفر، قاهرة، دارالمعارف بمصر.##پورنامداریان، تقی (1375)، رمز و داستان­های رمزی، تهران، علمی و فرهنگی.##ج‍رج‍ان‍ی‌، ع‍ب‍دال‍ق‍اه‍ر ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍رح‍م‍ن ‌(1361)، اسرار البلاغه، ترجمۀ جلیل تجلیل، تهران، دانشگاه تهران.##خفّاجی، عبدالله (1952)، سرّالفصاحة، صححه و علّق علیه عبدالمتعال الضعیدی، مصر، محمدعلی صبیح و اوّلاده.##رضا دوست، علی‌اکبر (1393)، هرمنوتیک تطبیقی مولانا و آگوستین، رسالة دکتری، به راهنمایی منوچهر اکبری، دانشگاه تهران.##زاید، علی عشری (2004)، البلاغة العربیة تاریخها مصادرها مناهجها، القاهرة، مکتبة الآداب.##السکاکی، ابویعقوب یوسف بن ابی‌بکر (1987)، مفتاح العلوم، ضبطه و شرحه نعیم زرزور، بیروت، دارالکتب العلمیة.##شفیعی­کدکنی، محمدرضا (1380)، صور خیال در شعر فارسی، تهران، آگه.##ضیف، شوقی (1383)، تاریخ و تطور علوم بلاغت، ترجمۀ محمدرضا ترکی، تهران، سمت.##عسکری، ابوهلال حسن (1986)، الصناعتین: الکتابة و الشعر، تحقیق علی­محمد البجاوی و محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت، المکتبة العصریة.##فتوحی، محمود (1386)، بلاغت تصویر، تهران، سخن.##قدامة ابن جعفر، أبوالفرج (بی­تا)، نقدالشعر، تحقیق محمد عبدالمنعم خفّاجی، بیروت، دارالکتب العلمیة.##القزوینی، محمد بن عبدالرحمن الخطیب (بی­تا)، الایضاح فی علوم البلاغة، بیروت، دارالکتب العلمیة.##قیس رازی، شمس­الدین­محمد (1360)،المعجم، به کوشش عبدالوهاب قزوینی و مدرس رضوی، تهران، زوّار.##کریمی، لطف­الله (1391)، «بررسی تطبیقی آرایه­های ادبی فارسی– انگلیسی»، عرفانیات در ادب فارسی، سال 3، ش 10، 111-126.##معاذالهی، پروانه و مریم سعیدی، (1388)، «بررسى تطبیقى تمثیل در انگلیسى و فارسى: مطالعه­اى موردى در دو کتاب منطق­الطیر عطار و سیر و سلوک زائر جان بانین»، ادبیّات تطبیقی، سال 3، ش 11، 235-251.##نصری، عبدالله (1381)، راز متن (هرمنوتیک، قرائت­پذیری، متن و منطق فهم دین)، تهران، سروش.##نظری، نجمه (1388)، «بررسی تطبیقی چند اصطلاح ادبی در بلاغت فارسی و اروپایی»،  رشد آموزش زبان و ادب فارسی، پاییز، ش 91، 37-41.##هارلند، ریچارد (1381)، درآمدی تاریخی بر نظریّه ادبی از افلاتون تا بارت، ترجمة علی معصومی و همکاران، تهران، چشمه.##Abrams, M. H. (1976), A Glossary of  Literary Terms,  New York.##Aristotle. (1991). On Rhetoric. Trans. by George A. Kennedy. Oxford,UK: Oxford University Press.##Cicero. (1954). De ratione dicendi. Trans. H. Caplan. London: Heinemann.##Clifford, Gay (1974), The Transformation of Allegory, London: Routledge and Kegan Paul.##Fletcher, A. (1964), Allegory: The Theory of a Symbolic Mode, Ithaca: Cornell University Press.##Frye, N. (1957), Anatomy o f Criticism. Princeton: Princeton University Press.##Frye, N. (1963), Fables o f Identity: Studies in Poetic Mythology. New York: Harcourt##Greenfield, S. N. (1998), The Ends of Allegory, Newark: University of  Delaware Press.##Kelley, T. M. )1991), Reinventing Allegory. Cambridge: Cambridge University Press.##Milford, Michael S. (2005), “Rherorical Allegory” (Ph.D diss., University of  Kansas##Parris, D. P. (2002). Imitating the parables: allegory, narrative, and the role of mimesis. Journal fo r the Study o f the New Testament, 25, 33-53.##Quintilian, Marcus Fabius. (1920). Institutio Oratoria. Trans. by H.E. Butler. Loeb Classical Library, Cambridge: Harvard University Press.##Tambling, Jeremy  (2010), Allegory:The new critical idiom, London:  Routledge.##Treip, M. A. (1994), Allegorical Poetics and the Epic, Lexington: University of  Kentucky.##Van Dyke, C. (1985), The Fiction o f Truth: Structures o f Meaning in Narrative inDramatic Allegory. Ithaca: Cornell University Press.##Whitman, J. (1987), Allegory: The Dynamics of an Ancient and edieval Technique, Cambridge: Harvard University Press.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل رمان سالمرگی براساس نظریة نشانه شناسی بینامتنی مایکل ریفاتر</TitleF>
				<TitleE>Analysis of the Novel “Sālmargi” Based on Michael Riffaterre&#039;s Theory of Intertextual Semantics</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_68919.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.208923.654</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از دستاوردهای مایکل ریفاتر در زمینة نقد بینامتنی، نشانه­شناسی بینامتنی است. وی با طرح مباحثی چون غیردستورزبانی، تفسیرگر، هیپوگرام و ماتریس، گامی مؤثّر در کاربردی­کردن نظریة بینامتنیّت در متن و کشف دلالت­های معنایی و ضمنی متون برداشت. در خوانش نشانه­شناسانه، مخاطب در مواجهه با متن، ابتدا با «غیردستورزبانی»­ها برخورد می­کند. سپس منتقد با بررسی «انباشت»، «منظومة توصیفی» و «هیپوگرام»، می­تواند دلالت­های معنایی و ضمنی غیردستورزبانی­ها را آشکار کند و به «ماتریس» یا همان عنصر و هستة اصلی متن دست ­یابد. در این جستار، رمان سالمرگی اثر اصغر الهی از منظر نشانه­شناسی بینامتنی بررسی و تحلیل شده است. بررسی عناصر غیردستورزبانی این رمان­، به انباشت (مرگ و زندگی) و منظومه­ای توصیفی (مرگ) راه می­دهد. آنگاه با کشف و خوانش هیپوگرام­ها، ماتریس یا عنصر زیربنایی رمان، یعنی مسئلة مرگ و حل­نشدنی بودن آن حاصل می­­شود. همچنین این بررسی نشان می­دهد که روایت­های بالفعل ماتریس یا همان هیپوگرام­ها در مفاهیمی اسطوره­ای از قبیل جاودانگی، رویین­تنی، زوال، گناه نخستین، تقدیر، هراس از مرگ و غیره با طیفی از باورهای شاهنامه­ای در باب مرگ و داستان­های رستم و سهراب، رستم و اسفندیار و افراسیاب و سیاوش مرتبط می­شوند و تمام شخصیّت­های رمان به­نوعی با مرگ خویشتن یا مرگ دیگری­ درگیر هستند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Intertextual semiotics is one of Michael Riffaterre&#039;s achievements in the field of intertextual criticism. He made effective efforts to apply the theory of intertextuality in texts and to discover the semantic and implicit implications of texts through discussions of non-grammatical, interpretive, hypogrammatic and matrix topics.  In semiotic reading, the audience initially faces with non-grammatical issues encountering the text. The critic, then, can reveal the semantic and implicit implications of non-grammatical issues to achieve the “matrix” or the core of the text by examining the “accumulation”, “descriptive systems” and “hypograms”. Asghar Elahi&#039;s novel, “Sālmargi”, has been analyzed in present study using intertextual semiotics. The study of the non-grammatical elements of the novel leads to accumulation (death and life) and a descriptive system (death). Then, “the problem of death and its inevitability” would be obtained as the matrix or infrastructural element of the novel through exploring and reading of hypograms. This study also shows that the actual narratives of the matrix, or hypograms, relate with some mythical concepts such as “immortality”, “invulnerability”, “deterioration”, “original sin”, “fate”, “fear of death”, etc. with a range of beliefs in Shahnameh about the death and stories such as “Rustam and Sohrab”, “Rustam and Esfandiar”, and  “Afrasiab and Siavash” in a way that all the characters of the novel are somehow involved with their own or others&#039; death.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>57</FPAGE>
						<TPAGE>76</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عبدالله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حسن زاده میرعلی</Family>
						<NameE>Abdullah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hasanzadeh Mirali</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه سمنان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hasanzadeh.mirali@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>فاطمه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زمانی</Family>
						<NameE>Fatemeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zamani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه سمنان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>f.zamani@semnan.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Semiotics</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Intertextuality</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Michael Riffaterre</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Shahnameh</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sālmargi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آلن، گراهام (1380)، بینامتنیّت، ترجمۀ پیام یزدانجو، تهران، مرکز.##احمدی، بابک (1384)، ساختار و تأویل متن، تهران، مرکز.##احمدی، فرشته (1394)، «تحلیل سالمرگی»، روزنامة سپید، 4 بهمن، ش 735، ص 9.  ##الهی، اصغر (1385)، سالمرگی، تهران، چشمه.##برکت، بهزاد و طیبه افتخاری (1389)، «نشانه­شناسی شعر؛ نظریة مایکل ریفاتر بر شعر «ای مرز پرگهر» فروغ فرخزاد»، پژوهش­های زبان و ادبیّات تطبیقی، زمستان، دورة 1، ش 4، 109- 130.##بهار، مهرداد (1362)، پژوهشی در اساطیر ایران، تهران، توس.##بزرگ بیگ­دلی، سعید، حسینعلی قبادی و سید علی قاسم­زاده (1388)، «تحلیل بینامتنی روایت اسطوره­ای سالمرگی» نوشتة بزرگ بیگدلی و همکاران»، پژوهش­های ادبی، دورة 2، ش 25، 9-38.##بهنام­فر، محمد و زینب طلایی (1393)، «نقد روان­شناختی شخصیّت در رمان سالمرگی بر مبنای نظریّه کارن هورنای»، متن­پژوهی ادبی، دورة 18، ش 62، 175- 193.##                          و همکاران (1393)، «بررسی زمانمندی روایت در رمان سالمرگی براساس نظریة ژرار ژنت»، متن­پژوهی ادبی، دورة 18، ش 60، 114- 125.##پورداود، ابراهیم (1356)، یشت­ها، تهران، دانشگاه تهران.##چایدستر، دیوید (1380)، شور جاودانگی، ترجمة غلامحسین توکلی، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.##حسن­زاده، علی (1386)، «واگویة خاطره­های مه­آلود؛ نقدی بر رمان سالمرگی نوشتة اصغر الهی»، رودکی، ش 19، 116- 119.## حریری، ناصر (1377)، مرگ در شاهنامه، بابل، آویشن.##خالقی­مطلق، جلال (1372)، گل رنج­های کهن (برگزیدة مقالات دربارة شاهنامه)، به کوشش علی دهباشی، تهران، مرکز.##رضی، هاشم (1381)، آیین مهر؛ تاریخ رازآمیز آیین میترایی در شرق و غرب از آغاز تا امروز، تهران، بهجت.##سرامی، قدمعلی (1388)، از رنگ گل تا رنج خار؛ شکل‌شناسی داستا­ن­های شاهنامه، چاپ پنجم، تهران، علمی و فرهنگی.##سلدن، رامان (1384)، راهنمای نظریة ادبی معاصر، ترجمة عباس مخبر، چاپ سوم، تهران، طرح نو.##فردوسی، ابوالقاسم (1379)، شاهنامه، به کوشش سعید حمیدیان، تهران، قطره.##کالر، جاناتان (1388)، در جستجوی نشانه­ها، ترجمة لیلا صادقی و تینا امراللهی، چاپ دوم، تهران، علم.##کریستوا، ژولیا (1389)، فردیّت اشتراکی، ترجمۀ مهرداد پارسا، تهران، روزبهان.##کلانتری، فرانک (1394)، «بازتاب واقعیت در ذهن پریشان»، روزنامة سپید، 4 بهمن، ش 735، ص 9.##مختاریان، بهار (1389)، در آمدی بر ساختار اسطوره­ای شاهنامه، تهران، آگه.##معین، محمّد (1363)، مزدیسنا و ادب فارسی، جلد 2، تهران، دانشگاه تهران.##نامورمطلق، بهمن (1394)، درآمدی بر بینامتنیّت، تهران، سخن.##نبی­لو، علیرضا (1392)، «خوانش نشانه­شناختی زمستان اخوان و پیامی در راه سپهری»، ادبیّات پارسی معاصر، سال سوم، ش 4، 113- 136.##وجدانی، فریده (1390)، «سیمای مرگ در شعر فردوسی و ناصر خسرو»، ادب غنایی، سال نهم، ش 16. 175- 196.##Abrams, M.H. (1993), A Glossary of literary terms, Harcourt, Ithaca.##Frow, John. (2005), Genre, London &amp; Now York, Routledge.##Gignoux,Anne-Claire (2005),Initiation à l&#039;intertextualité, Paris,Ellipses.##Rabau, sophie.(2002),L&#039;Intertextualité,Paris,Flammarion.##Riffaterre, Michael ( 1978). Semiotics of Poetry. 1. Ed Bloomingston, Indiana University Press.##                        (1982). L’illusion  référentielle, publié  dans  Littérature  et     réalité.Paris, Seuil.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>اصطلاح دیوانی «پروانه» در متون ادبی و تاریخی فارسی تا قرن هشتم</TitleF>
				<TitleE>“Parvāneh” as a Governmental Term in Persian Literary and Historical Texts (Up to the End of the Eighth Century AH)</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_68920.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.255398.1158</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>نظام حکومتی و تشکیلات اداری ایران در طیّ تاریخ تغییر کرده است. بعضی از مشاغل و مناصب و همچنین اصطلاحات دیوانی در دوره‌هایی متداول بوده و به‌تدریج ازمیان­رفته است. چه­بسا تعدادی از این واژه‌ها، تحول معنایی یافته‌اند و امروز تعریف و کاربرد دقیقِ بعضی از آنها برای ما ناشناخته است. گاه این واژه‌ها در متون ادبی و تاریخی فارسی آمده و نویسندگان و شاعران با آ‌نها تعابیر و ترکیبات خیال‌انگیز ساخته‌اند. تحقیق دربارۀ معنی اصلی چنین واژه‌هایی در متن‌های کهن و توجه به معانی‌ای که نویسندگان و شاعران از آنها اراده کرده‌اند، کمک می‌کند تا شناخت درست‌تر و دقیق‌تری از تشکیلات اداری گذشته پیدا کنیم. «پروانه» یکی از این واژه‌ها است که اصطلاحی دیوانی بوده و در فارسی و عربی به­کاررفته و تحول معنایی یافته است. در مقالۀ حاضر، کاربرد اصطلاحیِ این واژه و تعابیر و ترکیبات وابسته به آن، در تعدادی از مهم‎ترین متون ادبی و تاریخیِ فارسی، تا قرن هشتم هجری قمری، بررسی شده و نگارنده از این طریق کوشیده است به معانی و جایگاه آن در دستگاه‌های حکومتی گذشته دست یابد. باتوجه‌به نتایج مقاله، این معانی عبارت‌اند از: حکم، اجازه، برات یا سند، مُهر، پیک، خادم و حاجب.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>IRAN&#039;s governmental and administration system has changed throughout the history. Some of the jobs and government positions have been disappeared in this procedure, as well as some administrative terminology used in certain periods that are no longer common. Perhaps even, some of these terms have transformed semantically, and today their exact definition and application is unclear to us. Using these terms in their literary and historical texts, the Iranian authors (writers or poets) have occasionally created fantastic interpretations and combinations. Searching for the main meanings of such words/terms used in ancient texts and paying attention to the meanings the writers or the poets intended to transfer can provide a more accurate understanding of the past administrative organization. &quot;Parvāneh&quot; is one of the above mentioned governmental terms had been used in both ancient Persian and Arabic texts and has been semantically transformed. The use of this term, its related interpretation and idiomatic combinations have been studied, in present research, focusing on some outstanding literary and historical texts created up to 8th century AH, and it has been tried to find its accurate meaning and position in the past government agencies. On the basis of the results the meanings are: commandment, permission, bill or document, seal, courier, servant and chamberlain. 
 </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>77</FPAGE>
						<TPAGE>96</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سیدان</Family>
						<NameE>Maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Seyedan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه صنعتی شریف</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>seyedan@sharif.edu</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>The Governmental Term</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Parvāneh</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Commandment</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Permission</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Bill</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Seal</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Courier</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Servant</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آقسرایی، محمود بن محمد (1362)، تاریخ سلاجقه (مسامره‌الاخبار و مسایره‌الاخیار)، به اهتمام و تصحیح عثمان توران، تهران، اساطیر.##آملی، شمس‌الدین محمد (1381)، نفائس‌الفنون فی عرائس‌العیون، به تصحیح و پاورقی حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، تهران، اسلامیه.##ابن بی‌بی المنجمه (1350)، اخبار سلاجقۀ روم. به کوشش محمدجواد مشکور. تهران: کتابفروشی تهران.##ابن­حیون، نعمان بن محمد (1426)، کتاب افتتاح الدعوه، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.##ابن­درید، محمد بن حسن (1987)،  جَمهرة اللغة، جلد دوم، بیروت، دارالعلم للملایین.  ##ابن­قضاعی، ابوالحسن علی (بی­تا)، ترک الاطناب فی شرح الشهاب (مختصر فصل الخطاب)، به کوشش محمد شیروانی، تهران، دانشگاه تهران. ##ابن­منظور، محمد بن مکرم (1410ق)، لسان العرب، المجلد العاشر، بیروت، دار صادر.##اخسیکتی، اثیرالدین (1389)، دیوان، تصحیح و تحشیۀ رکن‌الدین همایون­فرخ، تهران، اساطیر.##اصفهانی، جمال‌الدین محمد (1391)، دیوان، با تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی، تهران، سنایی.##اصفهانی، کمال‌الدین اسمعیل (1348)، دیوان، به اهتمام حسین بحرالعلومی، تهران، کتابفروشی دهخدا.##انوری، حسن (2535)،  اصطلاحات دیوانی دورۀ غزنوی و سلجوقی، تهران، طهوری.##انوری، علی بن محمد (1372)، دیوان، به اهتمام محمدتقی مدرس رضوی، تهران، علمی و فرهنگی.##اوحدی، رکن‌الدین (1340)، کلیات، با تصحیح و مقابله و مقدمۀ سعید نفیسی، تهران، امیرکبیر.##بخارائی، ناصر (1353)، دیوان اشعار ناصر بخارائی، به کوشش مهدی درخشان، سلسله انتشارات بنیاد نیکوکاری نوریانی.##تاریخ شاهی (2535)، به اهتمام و تصحیح محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##تنوخی، محسن بن علی (1391)، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، تحقیق عبّود الشالجی، بی­جا، بی­نا.##جاحظ، عمرو بن بحر (1997)، کتاب البغال، قدّم له و بوّبه و شرحه علی بوملحم، بیروت، دار و مکتبة الهلال.##حافظ، شمس‌الدین (1362)، دیوان، به تصحیح و توضیح پرویز ناتل خانلری، جلد اوّل، تهران، خوارزمی.##حسن‌دوست، محمد (1395)، فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی، جلد دوم، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، آثار.##جوهری، اسماعیل بن حمّاد (1404)، الصّحاح، تحقیق احمد عبدالغفور عطّار، بیروت، دارالعلم للملایین.##جوینی، عطاملک بن محمد (1385)، تاریخ جهانگشا، تصحیح محمد قزوینی، جلد سوم، تهران، دنیای کتاب.##جهان‌ملک‌خاتون (1374)، دیوان، به کوشش پوراندخت کاشانی­راد و کامل احمدنژاد، تهران، زوّار.##خاقانی، بدیل بن علی (1382)، دیوان، به کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران، زوّار.##                                   (1387)، تحفةالعراقین، به کوشش علی صفری آق‌قلعه، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب.##خواجوی کرمانی، محمود بن علی (1369)، دیوان، به اهتمام و تصحیح احمد سهیلی خوانساری، تهران، پاژنگ.##                                   (1387)، روضة‌الانوار، مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمود عابدی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب.##خوارزمی، محمدبن احمد (1428)، مفاتیح‌العلوم، بیروت، دارالمناهل.##دهخدا، علی‌اکبر (1377)، لغت‌نامه، دورۀ جدید، تهران، دانشگاه تهران.##دهستانی، حسین بن اسعد (1355)، ترجمۀ فرج بعد از شدّت، با مقابله و تصحیح اسماعیل حاکمی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##رامی، شرف‌الدین حسن (1325)، انیس‌العشاق، به تصحیح و اهتمام عباس اقبال، تهران، انجمن نشر آثار ایران.##ربیع (1388)، علی‌نامه (منظومه‌ای کهن)، با مقدمۀ محمدرضا شفیعی­کدکنی و محمود امیدسالار، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب.##زبیدی، سید محمّدمرتضی (1414)، تاج العروس من جواهر القاموس، المجلد الثالث عشر، بیروت، دارالفکر.##زریاب خویی، عباس (1374)، آیینۀ جام، تهران، علمی.##سعدی، مصلح­الدین (1379)، کلیّات، تصحیح‌ محمدعلی فروغی، تهران، ققنوس.##سلمان ساوجی (1379)، کلیّات، مقدمه و تصحیح عباسعلی وفایی، تهران، سخن.##شادروی‌منش، محمد و نفیسه ایرانی (1396)، «تحلیل اصطلاح برات در متون دانش استیفا»، ادب فارسی، بهار و تابستان، دورۀ 7، ش 1 (پیاپی 19)، 187ـ205.##شریک امین، شمیس (1357)، فرهنگ اصطلاحات دیوانی دوران مغول، تهران، فرهنگستان ادب و هنر ایران.##ظهیر فاریابی، طاهر (1389)، دیوان، تصحیح و مقدمۀ اکبر بهداروند، تهران، نگاه.##عبید زاکانی، عبیدالله (1337)، کلیّات ، به کوشش پرویز اتابکی، تهران، زوار.##عضد یزدی (1381)، سندبادنامۀ منظوم، مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدجعفر محجوب، تهران، توس.##عطار نیشابوری، فریدالدین (1396)، منطق‌‌الطیر، تصحیح و توضیح محمود عابدی و تقی پورنامداریان، تهران، سمت.##عنصرالمعالی، کیکاوس بن اسکندر (1378)، قابوسنامه، به اهتمام و تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران، علمی و فرهنگی.##عوفی، سدیدالدین محمد (1335)، پانزده باب جوامع‌الحکایات، به سعی و اهتمام محمد رمضانی، تهران، کلالۀ خاور.##                          (1387)، متن انتقادی جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات، جزء دوم از قسم اوّل، با مقابله و تصحیح امیربانو مصفا (کریمی) و مظاهر مصفا، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##عین‌القضات همدانی، عبدالله بن محمد (1373)، تمهیدات، تصحیح عفیف عسیران، تهران، منوچهری.##فخر مدبّر (1354)، آیین کشورداری: شش باب بازیافته از آداب الحرب و الشجاعه، به اهتمام محمد سرور مولایی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##فقیه کرمانی، خواجه­ عماد­الدین­علی (2536)، پنج گنج، به اهتمام رکن‌الدین همایون­فرخ، تهران، دانشگاه ملی ایران.##قمر اصفهانی، نظام‌الدین محمود (1363)، دیوان، تصحیح تقی بینش،  مشهد، باران.##کوفی، علی بن حامد (1384)، فتحنامۀ سند: المعروف به چچ‌نامه، تصحیح داود پوته، تهران، اساطیر.##مافروخی، مفضّل بن سعد (1384)، محاسن اصفهان، ترجمۀ حسین بن محمد آوی، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان.##مختاری غزنوی، عثمان (1341)، دیوان، به اهتمام جلال‌الدین همایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##معزی، محمد بن عبدالملک نیشابوری (1318)، دیوان امیر معزی، به سعی و اهتمام عباس اقبال، تهران، کتابفروشی اسلامیه.##مهستی گنجوی (1377)، مهستی‌نامه، گردآوردۀ فریدون نوزاد، تهران، دنیای نو##معین، محمد (1391)،  فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر.##منهاج سراج، عثمان بن محمد (1343)، طبقات ناصری، به تصحیح عبدالحی حبیبی، جلد دوم، کابل، انجمن تاریخ افغانستان.##مولوی، جلال‌الدین محمد (1363) مکتوبات، تهران، علمی.##                          (1375)، مثنوی معنوی، تصحیح رینولد نیکلسون، دفتر سوم، تهران، توس.##                          (1376)، کلیّات شمس تبریزی، به انضمام شرح حال مولوی به قلم بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، امیرکبیر.##نخجوانی، محمدهندوشاه (1976)، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، به سعی و اهتمام عبدالکریم علی اوغلی علی‌زاده، جلد دوم، مسکو، فرهنگستان علوم جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان، انستیتوی خاورشناسی.##نزاری قهستانی، سعدالدین بن شمس‌الدین (1371)، دیوان، تصحیح مظاهر مصفا. تهران، علمی.##نسوی، محمد بن احمد (1381)، نفثة‌المصدور، تصحیح و توضیح امیرحسین یزدگردی، تهران، توس. ##نظام‌الملک، حسین بن علی (1389)، سیرالملوک، به اهتمام هیوبرت دارک، تهران، علمی و فرهنگی.##نظامی گنجه‌ای (1313)، لیلی و مجنون، به کوشش وحید دستگردی، تهران، ارمغان.##وطواط، رشیدالدین محمد (1339)، دیوان، تصحیح سعید نفیسی، تهران، کتابخانۀ بارانی.##همدانی، رشیدالدین فضل‌الله (1373)، جامع‌التواریخ، تصحیح و تحشیۀ محمد روشن و مصطفی موسوی، جلد دوم، تهران، البرز.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مبادی طرحی نو در خوانش عجایب‌نامه‌ها</TitleF>
				<TitleE>The Principles of a New Plan for Reading &#039;Ajayeb-namehs</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_68921.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.121480.358</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>موضوع این نوشتار، آن دسته از متون کهن هستند که آنها را با عنوان «عجایب‌نامه»‌ می‌شناسیم. این دسته متون که تاکنون کمتر بدان‌ها پرداخته شده است، در برخی پژوهش‌های ادبی، با استفاده از نظریۀ تزوتان تودوروف (نظریه‌پرداز ساختارگرای فرانسه‌زبان) دربارۀ ژانر فانتاستیک، بازخوانی و به‌عنوان ژانری ادبی که با برخی از مفاهیم نظریۀ تودوروف همخوانی دارد، معرفی شده‌اند، امّا این پ‍‍ژوهش‌ها دچار تناقض‌های روش‌شناختی‌ای هستند که به‌سبب خلط برخی مفاهیم یا به دلیل بی­دقّتی در مفاهیم به‌وجودآمده‌اند و موجب بدخوانی عجایب‌نامه‌ها و کژنمایی ماهیّت آنها شده‌اند. هدف ما در این مقاله آن است که با تدقیق در یکی از مفاهیم بنیادینی که در تعریف عجایب‌نامه‌ها نقش عمده دارد، مسیری تازه‌ برای ارائۀ خوانشی متفاوت از این متون بگشاییم و چرایی اهمیّت مسئلة «روش» را در نوع نگاه به آنها نشان دهیم. این مفهوم بنیادین، «علم» است. در این مقاله نشان داده‌ایم بسته به تصویری که از علم ترسیم می‌کنیم، می‌توان عجایب‌نامه‌ها را به شیوه‌‌ای متفاوت خواند. یکی از نکات مهم در این خوانش، لزوم توجّه به تطوّر و تحوّل مفاهیم است. به­این­ترتیب، برخورداری از نگاهی تاریخی که متون را در زمینه و فضای تاریخی پیدایش و شکل‌گیری آنها بررسی کند، به نکته‌ای کلیدی در فهم ماهیّت آنها تبدیل می‌شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The present study is about the old literary works known as &#039;Ajayeb-namehs(wonderings). Not being of much interest to the scholars, such texts have been re-readin some literary studies on the basis of the theory proposed by Tzvetan Todorov (a Bulgarian-French structuralist) about the genre of fantasy, and have been distinguishedconsistent with some of the concepts of his theory. But some methodologicalcontradictions have occurred by mixing of concepts or the researchers&#039; carelessnesshave led &#039;Ajayeb-namehs not being read correctly or being misunderstoodin course of their nature. This study is to open up a new way of conducting adifferent reading of these texts and to outline the reasons for the importanceof the “method” in the looking types about them through scrutinizing &quot;science&quot;as one of the fundamental concepts in definition of &#039;Ajayeb-namehs. Ithas been shown, in present study that &#039;Ajayeb-namehs can be read indifferent ways, based on the pictures we draw from science. Although paying attentionto concepts evolution is one of the key points in reading these texts. In thisway, enjoying a historical perspective that examines the emergence anddevelopment of texts in their own historical context has a fundamental role inunderstanding their nature.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>97</FPAGE>
						<TPAGE>113</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>فاطمه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مهری</Family>
						<NameE>Fatemeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mehri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>f_mehri@sbu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Fiction</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Narrative</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Genre</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Fantastic</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Tzvetan Todorov</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>&#039;Ajayeb-nameh</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابی‌الخیر، شهمردان (1362)، نزهت‌نامۀ علائی، تصحیح فرهنگ جهانپور، تهران، مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##ایروین، رابرت (1383)، تحلیلی از هزار و یک شب، ترجمۀ فریدون بدره‌ای، تهران، فرزان روز.##بارت، رولان (1387)، درآمدی بر تحلیل ساختاری روایت‌ها، ترجمۀ محمد راغب، تهران، رخداد نو.##براتی، پرویز (1388)، روایت، شکل و ساختار عجایب‌نامه‌ها، تهران، افکار.##بیرجندی، عبدالعلی (1387)، معرفت فلاحت، تصحیح ایرج افشار، تهران، میراث مکتوب.##جمالی یزدی، ابوبکر مطهّر (1386)، فرخ‌نامه، تصحیح ایرج افشار، چاپ دوم، تهران، امیرکبیر.##جوهری نیشابوری، محمد بن ابی‌البرکات (1383)، جواهرنامۀ نظامی، تصحیح ایرج افشار، با همکاری محمدرسول دریاگشت، تهران، میراث مکتوب.##چالمرز، آلن اف. (1384)،  چیستی علم، ترجمۀ سعید زیباکلام، چاپ ششم، تهران، سمت.##حاسب طبری، محمد بن ایوب (1371)، تحفة‌الغرایب، تصحیح جلال متینی، تهران، معین.##حرّی، ابوالفضل (1390)، «عجایب‌نامه‌ها به منزلۀ ادبیّات وهمناک»، نقد ادبی، سال چهارم، ش 15، 137-164.##دنیسری، شمس‌الدین محمد (1387)، نوادر التبادر لتحفة البهادر، تصحیح محمدتقی دانش‌پژوه و ایرج افشار، چاپ دوم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##رازی، ابوبکر محمّدزکریا (1356)، قصص و حکایات المرضی، به اهتمام محمود نجم‌آبادی، چاپ دوم، تهران، دانشگاه تهران.##رشنوزاده (اسفند 1388)، «پیشرفت‌های حیرت‌انگیز: عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات»، کتاب ماه علوم و فنون، ش 123، 74-77.##ریمون- کنان، شلومیت (1387)، روایت داستانی: بوطیقای معاصر، ترجمۀ ابوالفضل حرّی، تهران، نیلوفر.##زهری، ابوعبدالله محمّد بن ابوبکر (1382)، کتاب الجغرافیه، تحقیق محمّد حاج‌صادق، ترجمۀ حسین قرچانلو، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##سیرافی، ابوعمران (1426/2006)، الصحیح من اخبار البحار و عجائبها، تحقیق و تصحیح یوسف الهادی، دمشق، دار اقرا.##طوسی، محمد بن محمود (1382)، عجایب‌المخلوقات و غرایب‌الموجودات، به اهتمام منوچهر ستوده، چاپ دوم، تهران، علمی و فرهنگی.##غرناطی، ابوحامد (1423/2003)، تحفة‌الالباب و نخبة‌الاعجاب، تحقیق علی عمر، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه.##فرای، نورتروپ (1377)، تحلیل نقد، ترجمۀ صالح حسینی، تهران، نیلوفر.##قزوینی، زکریا بن محمد (بی‌تا الف)، عجائب‌المخلوقات و غرائب الموجودات، بهامش حیاة الحیوان الکبری، کمال‌الدین الدمیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی.##                          (بی‌تا ب)، عجایب‌المخلوقات و غرایب‌الموجودات،با مقدمۀ نصرالله سبّوحی، تهران، بی‌نا.##کورنول، نیل (1381)، «پیش­درآمدی بر فانتاستیک ادبی»، ترجمۀ فتاح محمدی، فارابی، دورة 12، ش 1 (پیاپی 45)، 63-94.##کوهن، تامس (1390)، ساختار انقلاب‌های علمی، ترجمۀ سعید زیباکلام، چاپ دوم، تهران، سمت.##مهری، فاطمه (1393)، بررسی جایگاه عجایب در نظام دانش‌های کهن بر پایۀ ادب فارسی، رسالة دکتری، به راهنمایی حمیرا زمردی، تهران، دانشگاه تهران.##                        (2015)، «جایگاه متون عجایب‌نامه‌ای در نظام دانش‌های کهن»، نامة هیدلبرگ، ش 1، 1-20. 6##نجم‌آبادی، محمود (1375)، تاریخ طب در ایران پس از اسلام، تهران، دانشگاه تهران.##هایدن، لارس- کریستر (1391)، «پزشکی و روایت»، ترجمۀ فاطمه مهری، دانشنامۀ روایت‌شناسی، گردآوری و ویرایش محمد راغب، تهران، نشر علم، 15-27.##Brook-rose, Christine (1976), “Historical Genres/Theoretical Genres: A Discussion of Todorov on the Fantastic”, New Literary History, Vol. 8, No. 1, 145-158.##Frow, John (2005), Genre, Routledge, London and New York.##Gorman, David (2005), “Fiction, Theories of”, Routledge Encyclopedia of Narrative Theory, ed. David Herman &amp; al., Routledge, London &amp; New York, 163-167.##Lem, Stanislaw (1974), “Todorov’s Fantastic Theory of Literature”, tr.  Robert Abernathy, Science Fiction Studies, Vol. 1, No. 4, 227-237.##Rosenberg, Alex (2005), Philosophy of Science, A Contemporary Introduction, Second Edition, Routledge, New York.##Todorov, Tzvetan (1973), The Fantastic: A Structural Approach to a Literary Genre, tr. Richard Howard, London, The Press of Case Western Reserve University Cleveland.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>«ادبیّات کودک و نوجوان فارسی» مادّه‌ای برای آموزش زبان فارسی به فارسی‌آموزان غیرفارسی‌زبان بزرگسال: طرح مسئله، چرایی و چگونگی</TitleF>
				<TitleE>The Persian Kids and Adolescent Literature A Basis for Teaching Persian Language to Non-Persian Speaking Adults Proposal, Argument and Quality</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_68922.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.247863.1091</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>فارسی‌آموزان را می‌توان از جنبه‌های مختلفی طبقه‌بندی کرد: ملیّت، زبان مادری، یک یا چندزبانه­بودن و از جنبة سنی که به سه گروه کودک، نوجوان و بزرگسال تقسیم می­شوند. برنامة فارسی‌آموزی هرکدام از این گروه‌ها مشابهت‌ها و تفاوت‌هایی با گروه‌های دیگر دارد. در نوشتار حاضر فارسی‌آموزان غیرفارسی‌زبان به دو دستة 1. بزرگسال و 2. کودک و نوجوان تقسیم‌ شده‌اند. ادبیّات کودک و نوجوان در اصل برای مخاطب کودک و نوجوان تولید می‌شود، امّا پژوهش حاضر در بخش نخست به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا ادبیّات کودک ونوجوان فارسی، مادّة آموزشی مناسبی برای آموزش زبان فارسی به بزرگسالان غیرفارسی‌زبان هم است یا نه؟ و پس از بیان استدلال‌هایی برای پاسخ به این پرسش، در پی آن است که تبیین کند چه گونه‌هایی از ادبیّات کودک و نوجوان فارسی برای چه گروهی از فارسی‌آموزانبزرگسال غیر‌‌‌فارسی‌زبان مناسب است. روش پژوهش حاضر، روشی استدلالی است و تلاش شده است از استدلال استقرایی برای پاسخ به پرسش‌های پژوهش استفاده شود؛ زیرا نگارنده نظریه و فرضیه‌ای برای استفاده از آن به­عنوان چارچوب نظری پژوهش نیافت. براساس پیشینۀ پژوهش، پاسخ­دادن به پرسش‌های پژوهش با روش استدلالی جنبۀ نوآورانه دارد. در پژوهش حاضر اثبات می‌شود که براساس مبانی آموزشی و ادبی، داستان کودک مادّۀ مناسبی برای آموزش زبان فارسی به فارسی‌آموزان غیرفارسی‌زبان بزرگسال است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Persian language learners can be classified by several aspects such as their nationalities, their mother-tongue, being mono or multilingual, and their age that is itself divided to three groups of children, adolescents and adults. There are similarities, and also differences in language learning program of each of above mentioned groups. Non-native Persian language learners are divided, in present study, into two groups: 1. Adults, and 2. kids and adolescents. The kids and adolescents literature is originally produced for the audiences in the same age category, but the first part of the study is to answer whether the kids and adolescents literature is an approprate program for teaching non-native Persian language adult learners or Not? And after finding the answer, is to explain what types of Persian kids and adolescents literature seem being suitable as a program. Since the authors found no theory or hypothesis to benefit as a theoretical framework, this study has been accomplished through an inductive reasoning method to answer the research questions, because according to the research background, answering the research questions has also an innovative aspect. The results show that, based on educational and literary principles, a for-kids story is an appropriate base upon which one can teach Persian Language to non-native adult learners.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>115</FPAGE>
						<TPAGE>134</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شریف نسب</Family>
						<NameE>maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>sharifnasab</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>msharifnasab@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ذکاء اسدی</Family>
						<NameE>mohsen</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>zoka asadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mohsen.zokaasadi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Kids and Adolescent Literature</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Education</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Persian language</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Adult</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Non-Persian Speakers</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آشوری، داریوش (1389)، فرهنگ علوم انسانی، چاپ دوم، ویراست دوم، تهران، مرکز.##ارسطو (1337)، بوطیقا دربارة شعر، ترجمۀ فتح­الله مجتبایی، تهران، اندیشه.##اکبری شلدره، فریدون (1394)، پیشینة آموزش زبان فارسی در ایران، تهران، مدرسة برهان.##باقرزاده اکبری، نیلوفر (1383). «نقش ادبیّات کودک در آموزش زبان فرانسه به کودکان»، پایان­نامة دورة کارشناسی ارشد، استاد راهنما رویا لطافتی، تهران، دانشگاه تربیت مدرس.##برک، لورا ای. (1385)، روانشناسی رشد، ترجمۀ یحیی سیدمحمّدی، جلد 1، چاپ هفتم، تهران، ارسباران.##پولادی، کمال (1387)، بنیادهای ادبیّات کودک، چاپ دوم، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.##پرایس، شون استوارت (1394)، روبات‌های نظامی شگفت­انگیز،ترجمۀ مجید عمیق، مشهد، به­نشر.##حجوانی، مهدی (1389)، زیبایی‌شناسی ادبیّات کودک، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##حری، عباس (1391)، آئین نگارش علمی، چاپ ششم، تهران، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و کتاب نشر.##حجازی (فراهانی)، بنفشه (1374)، ادبیّات کودکان و نوجوانان ویژگی‌ها و جنبه‌ها،تهران، روشنگران.##خسرونژاد، مرتضی (1389)، معصومیّت و تجربة درآمدی بر فلسفة ادبیّات کودک، چاپ سوم، تهران، مرکز.##ریکو، گابریله ال. (1389)، نوشتن خلّاق؛ دورة فشردة گسترش روش‌مند خلاقیّت‌های زبانی، ترجمۀ، گروه ترجمة کارگاه نوشتن خلّاق، تهران، آمه.##رنلدز، کیمبرلی (1394)، ادبیّات کودک، ترجمۀ مهدی حجوانی، تهران، افق.##زندی، بهمن (1393)، زبان‌آموزی، چاپ سیزدهم، تهران، سمت.##زرین­کوب، عبدالحسین (1387)، ارسطو و فن شعر، چاپ ششم، تهران، امیرکبیر.##سوسور، فردینان‌دو (1378)، دورۀ زبان‌شناسی عمومی، ترجمۀ کورش صفوی، تهران، هرمس.##شمیسا، سیروس (1383)، آشنایی با عروض و قافیه، چاپ دوم، ویرایش چهارم، تهران، میترا.##طبیب­زاده، امید (1382)، تحلیل وزن شعر عامیانة فارسی (همراه سیصد قطعه شعر عامیانه و تقطیع آنها)، تهران، نیلوفر.##فاطمی، ساسان (1382)، ریتم کودکانه در ایران: پژوهشی پیرامون وزن شعر عامیانة فارسی، تهران، ماهور.##قائینی، زهره (1390)، تصویرگری کتاب‌های کودکان: تاریخ، تعریف‌ها و گونه‌ها، تهران، مؤسسة فرهنگی هنری پژوهشی تاریخ ادبیّات کودکان.##محمّد‌پور، احمد (1392)، روش تحقیقی کیفی ضد روش: منطق و طرح در روش‌شناسی کیفی، جلد 1، چاپ دوم، تهران، جامعه‌شناسان.##محمّدی، محمّد‌هادی (1378)، روش‌شناسی نقد ادبیّات کودکان، تهران، سروش.##مرادی کرمانی، هوشنگ (1368)، داستان آن خمره، تهران، سحاب.##نجفی، ابوالحسن (1390)، مبانی زبان‌شناسی و کاربرد آن در زبان فارسی، چاپ یازدهم، تهران، نیلوفر.##نیساری، سلیم و همکاران (1394)، راهنمای آموزش زبان فارسی در دورة ابتدایی، تهران، مدرسة برهان.##وندرزندن، جیمز دبلیو (1383)، روان‌شناسی رشد،‌ ترجمۀ حمزة گنجی، چاپ ششم، تهران، بعثت.##هیت، مری (1385)، مار و روباه: مقدمه‌ای بر منطق،ترجمۀ، فریبرز مجیدی، تهران، مازیار.##یول، جورج (1373)، بررسی زبان مبحثی در زبان‌شناسی همگانی، ترجمۀ اسماعیل جاویدان و حسین وثوقی، چاپ دوم، تهران، مرکز ترجمه و نشر کتاب.##Abu Rass, Ruwaida and Holzman,Susan. (2010), &quot;Children&#039;s Literature in Traditional Arab Schools for Teaching English as a Foreign Language&quot;, English Language Teaching, Vol. 3, No.1, pp. 64-70.##Belsky, Stella (2006), The Effects of Using Children&#039;s Literature with Adolescents in the English as a foreign Language Classroom, Dissertation Prepared for the Degree of Doctor of Philosophy, University of North Texas.##Bland, Janice and Lutge, Christiane. (2013), Children&#039;s Literature in Second Language Education, Bloomsbury Academic.##Chen, Mei-ling (2014), &quot;Teaching English as a Foreign Language through Literature&quot;, Theory and Practice in Language studies, Vol.4, No.2, Academy Publisher, pp.232-236.##Faselis, Charles, Gonzalez-Mayo, Alina and Tyler-Lloyd Mark, (2013), USMLE Step1 Behavioral Science Lecture Notes,KAPLAN MEDICAL.##Kumaravadivelu, B. (2003), Beyond Methods: Macrostrategies for Language Teaching,New Haven and Londen: Yale University press.##Moelr, Aleidine J. and Meyer, Richard j. (1995), &quot;Children&#039;s Books in the Foreign Language classroom: Acquiring Natural Language in familiar contexts&quot;, Broadening the Frontiers of Foreign Language Education: Selected Papers from the 1995 Central States Conference, Lincolnwood, IL: National Textbook Company, pp. 33-45.##Phillips, Deborah (2003), Longman Preperation Course for the TOEFL Test: The Paper Test,Pearson Education, Inc.##Richards, Jack C. and Renandya, Willy A. (2002), Methodology in Language Teaching: An Anthology of Current Practice,Cambridge, New York, Melbourne, Madrid, Cape Town, Singapore, Sao Paulo: Cambridge University Press.##Rose, Jacqueline. (1984), The Case of Peter Pan or The Impossibility of Children’s Fiction, London: Macmillan.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				