<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1396</YEAR>
<VOL>7</VOL>
<NO>2</NO>
<MOSALSAL>20</MOSALSAL>
<PAGE_NO>149</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تبیین جایگاه تشبیه در منظومه های غنایی؛ با تکیه بر پنج منظومة عاشقانه</TitleF>
				<TitleE>Explaining Metaphor in the Status of Lyric Poems; Based on Five Romantic Poems</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_66760.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.232275.917</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>گزینش واژگان و چگونگی قرارگرفتن آنها در جمله و چینش آن براساس شرایط نحوی یا گریز از این شرایط و صور خیال را می­توان از مهم­ترین ویژگی­های هر زبان دانست. تحلیل زبان هر اثر باتوجّه­به ویژگی­های ذاتی آن و بررسی هنجارگریزی­های صورت­گرفته در گسترة متن، می­تواند بازگوکنندة نوع آن قلمداد شود. انواع تشبیه به­عنوان یکی از ارکان علم بیان در پدیدآمدن هویّت زبان متناسب با محتوای غنایی، تأثیرگذار است و در خدمت رویکرد عاطفی، ادبی و القایی این زبان قرار دارد. همچنین واژگان استفاده­شده در قالب مشبّه و مشبّه­به و نیز نوع وجه‌شبه، درجهت تبیین زبان این آثار عمل می‌کند. از سوی دیگر، اغراض تشبیه و نقشی که در انتقال محتوا برعهده­ دارد، با نوع مضامین غنایی متناسب است و در کنار مختصات دیگر زبان غنایی، از عوامل تأثیرگذاری بر مخاطب به­شمارمی رود. در این پژوهش کوشش شده است تا نقش این رکن علم بیان در پنج منظومة عاشقانه، با موضوع واحد بررسی شود و براساس مشترکات به­دست­آمده، یکی از شاخصه­های زبان غنایی تبیین شود.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The vocabulary selection and how to arrange them in the sentence based on syntactic conditions, or escaping from these conditions and forms of imagination can be considered as the most important features of any language. Analyzing the language of each work according to its intrinsic features and reviewing the deviations occur in the range of text can indicate its type. Different types of simile, as one of the most important foundations of eloquence, are effective in the rise of language identity in accordance with its lyrical contents and serves the emotional, literary, and inductive approaches of the language. Also, the vocabulary used in form of tenor, vehicle and simile attribute helps the language of these works being explained. On the other hand, the simile intents and the roles they play to transfer the content are proportional to the type of lyrical themes and are among the factors influence the audience alongside the other coordinates of lyrical language. It has been tried in this study to explain the role of this element of eloquence in five lyric poems with the same subject and to describe one of the characteristics of lyrical language based on achieved common aspects.                                                              </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>20</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آقاحسینی</Family>
						<NameE>hossain</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>aghahosaini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>h.aghahosaini@gmil.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>آسیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمدابراهیمی</Family>
						<NameE>Assieh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mohammad Ebrahimi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ebrahimi.a1221@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Eloquence</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Simile</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Lyrical Literature</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Language</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Tenor</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Vehicle</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>attribute</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>بووی، اندرو (1385)، زیباشناسی و ذهنیّت از کانت تا نیچه، ترجمة فریبرز مجیدی، تهران، فرهنگستان هنر.##پارساپور، زهرا (1383)، مقایسة زبان حماسی و غنایی، تهران، دانشگاه تهران.##پورنامداریان، تقی (1375)، رمز و داستان­های رمزی در ادب فارسی، چاپ چهارم، تهران، علمی و فرهنگی.##دهلوی، امیرخسرو، (1362)، دیوان، تصحیح امیر احمد اشرافی، تهران، شقایق.##رضایی جمکرانی، احمد (1396)، تشبیه ( تطوّر، تحلیل و نقد)، تهران، مروارید.##زرّین­کوب، عبدالحسین (1388)، شعر بی دروغ شعر بی نقاب، تهران، علمی.##شبلی نعمانی، محمد (1336)، شعر العجم، ترجمة محمّدتقی فخر داعی گیلانی، تهران، ابن سینا.##شمس قیس رازی، شمس­الدّین محمّد (1373)، المعجم فی معاییر اشعار العجم، به کوشش سیروس شمیسا، تهران، فردوس.## شمیسا، سیروس (1373)، بیان، تهران، فردوس.##                                  (1382)، سبک شناسی شعر، چاپ نهم، تهران، فردوس.## شفیعی­کدکنی، محمّدرضا (1390)، موسیقی شعر، تهران، آگه.## شهاب ترشیزی، میرزاعبدالله (1389)، «خسرو وشیرین»، تصحیح فرحناز اسفندیاری، پایان­نامة کارشناسی ارشد، به راهنمایی حسین آقاحسینی، اصفهان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان.##صفوی، کوروش (1373)، از زبان­شناسی به ادبیّات، تهران، چشمه.##                                 (1380)، گفتارهایی در زبان شناسی، تهران، هرمس.##طوسی، خواجه نصیرالدّین (1369)، معیار الاشعار، تصحیح جلیل تجلیل، تهران، جامی و ناهید.## فالر، راجر و دیگران (1369)، زبان شناسی و نقد ادبی، ترجمة مریم خوزان و حسین پاینده، تهران، نی.## فتوحی، محمود (1385)، بلاغت تصویر، تهران، سخن.##فردوسی، ابوالقاسم (1384)، شاهنامه، به کوشش سعید حمیدیان، ج 8، تهران، قطره.##فورست، لیلیان (1375)، رمانتیسم، ترجمة مسعود جعفری، تهران، مرکز.##نظامی، الیاس بن یوسف (1386)، خسرووشیرین، تصحیح سعید حمیدیان، چاپ هشتم، تهران، قطره.##نظری، نجمه و معصومه مظفری (1389)، «مقایسة تصاویر طلوع و غروب در شاهنامه با خسرو و شیرین»، مطالعات زبان بلاغی، ش 2، 129-146.##وحشی بافقی، کمال­الدین (1342)، دیوان، با مقدّمة سعید نفیسی، تهران، جاویدان.## هاتفی، عبدالله (1977)، شیرین و خسرو، به اهتمام سعدالله اسدالله­یف، مسکو، دانش.               ##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل ساختارهای روایی غزلیّات حافظ</TitleF>
				<TitleE>Analysis of Narrative Structures in Hafiz Sonnets</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_66742.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.235757.945</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>تصوّر رایج دربارة غزل حافظ این است که ساختار گسسته و پریشان دارد، اما روایت‌شناسی نشان می‌‌دهد چنین ساختاری متناسب با نوع سخن و وضعیّت عصر شاعر است؛ این گسستگی ظاهری، با خوانش خواننده به انسجام منتهی می‌شود. ساحت سخن و معنایی که در غزلیّات حافظ وجود دارد، نیازمند «خوانش» مخاطبان اوست. شاعر برای درک این نظام روایی از سوی مخاطبان، هماهنگ با تمامیّت غزل به شگردهای متنوعی نظیر ترکیب توصیف، حادثه و گفت‌وگو برای شروع غزل‌ها، آوردن گزاره‌های زمان‌مند و مکان‌مند، گفت‌وگوسازی و پایان گفت‌وگویی و حدیث نفس روی آورده است. در این پژوهش، به تبیین نظام روایی غزلیّات حافظ، متناسب با موضوع، موقعیّت، مخاطب و اهداف شاعر پرداخته‌ایم. غزل‌های روایی حافظ را به دو گروه تقسیم کرده‌ایم: غزل‌هایی با طرح روایی پیچیده و غیرآشکار و غزل‌هایی با طرح روایی آشکار. برای نشان‌دادن انسجام غزلیّات روایی حافظ، ساختار روایی دستة دوم، شامل بیست‌وسه غزل را از لحاظ نوع، تعداد و چگونگی ترکیب پی‌‌رفت‌‌ها، گزاره‌‌ها و رمزگان‌‌ها و سایر وجوه روایی بررسی کرده‌‌ایم. بیشترین استفاده از رمزگان‌ها، مربوط به رمزگان‌‌های گفت‌وگویی (94 مورد/ شامل مناظره، دیالوگ و حدیث نفس) است که خود شامل رمزگان‌‌های حقیقت‌نما، پند و کنش روان‌‌شناختی می‌‌شود و نشان می‌‌دهد روایت‌‌پردازی نیز در زمرۀ اهداف غزل‌سرایی حافظ بوده است. بعد از این رمزگان، به‌ترتیب رمزگان کنشی (37)، اطّلاعاتی (29) و روان‌‌شناختی (7) کاربرد بیشتری دارند.
 </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Have discrete structures is the prevailing concept on Hafiz&#039;s sonnets, but narratology shows that such a structure is proportional to the type of speech and condition of the poet&#039;s age; this apparent disconnection results in coherence through the audience&#039;s reading. The field of speech and the meaning exist in Hafiz&#039;s sonnets need “reading” of his audiences. In order to make this narrative system being understood by the audience, the poet has come up with various techniques such as combination of description, incident and dialogue to start the sonnets, bringing propositions with time and place, dialogue and dialogue-ending, and the hadith of the soul, in harmony with the synthesis of the whole sonnet. The narrative system of his sonnets has been, in present research, explained according to the theme, situation, audience and poet’s objectives. His narrative sonnets have been divided into two groups: sonnets with complex and obscure narrative designs and sonnets with obvious narrative designs. The narrative structure of the second group including 23 sonnets has been studied in terms of type, quantity, composition of sequences, statements and codes to show the solidarity of narrative sonnets of Hafiz. The most usage of codes relates to conversation codes (94 cases/such as debate, dialogue, and Hadith of self) that include verisimilitude, advice, and psychological codes, and it shows that narration is among the goals of Hafiz&#039;s lyricism. Active, informational and psychological codes were reported 37, 29 and 7, respectively. 
 </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>21</FPAGE>
						<TPAGE>39</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>تیمور</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مالمیر</Family>
						<NameE>Teymoor</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Malmir</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>timoormalmir@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>شادی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>احمدی</Family>
						<NameE>Shadi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ahmadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>shadiahmadi35@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Narrative Disconnection</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Compressing</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sequence</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Narrative Designs</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Narration</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sonnet</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Hafiz</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اسکولز، رابرت (1379)، درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات، ترجمة فرزانه طاهری، تهران، آگه.##پرینس، جرالد (1391)، روایت‌شناسی، شکل و کارکرد روایت، ترجمة محمد شهبا، تهران، مینوی خرد.##پورنامداریان، تقی و سمیرا بامشکی (1388)، «مقایسۀ داستان‌های مشترک مثنوی و منطق‌الطیر با رویکرد روایت‌شناسی ساختارگرا»، جستارهای ادبی، دورۀ 42، ش 165، 1-26.##تودوروف، تزوتان (1379)، بوطیقای ساختارگرا، ترجمة محمد نبوی، تهران، آگاه.##تولان، مایکل جی (1383)، درآمدی نقادانه-زبان شناختی بر روایت، ترجمة ابوالفضل حرّی، تهران، بنیاد سینمایی فارابی.##حافظ شیرازی، شمس‌الدین محمد (1367)، دیوان، تصحیح قزوینی و غنی، به اهتمام ع- جربزه­دار، تهران، اساطیر.##حیدری، مریم (1386)، «بررسی ساختار روایی در غزل فارسی»، متن‌پژوهی ادبی، دورة 11، ش 31، 24-38.##خرّمشاهی، بهاءالدین (1367)، حافظ­نامه (شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ)، چاپ دوم، تهران، علمی و فرهنگی و سروش.##خواندمیر، غیاث‌الدین (۱۳۵۳)، حبیب السیر (فی اخبارافراد بشر)، تصحیح محمد دبیرسیاقی، جلد ۳، تهران، کتابفروشی خیام.##رضایی، لیلا و عباس جاهدجاه (1390)، «شیوة روایی دوم شخص در تخلص‌‌‌‌های حافظ»، جستار‌‌های ادبی، سال 44، ش  175، 129-157.##روحانی، رضا و احمدرضا منصوری (1386)، «غزل روایی و خاستگاه آن در شعر فارسی»، پژوهش زبان و ادبیّات فارسی، سال 5، ش 8، 105-121.##سیّدان، الهام (1395)، «بررسی نقش گسست و پیوست در زنجیرة گفتمانی غزل‌های روایی حافظ»، جستار‌‌های زبانی، دورة 7، ش 4، 195-216.##شفیعی­کدکنی، محمّدرضا (1368)، موسیقی شعر، چاپ دوم، تهران، آگه.##صافی پیرلوجه، حسین (1395)، درآمدی بر تحلیل انتقادی گفتمان روایی، تهران، نی.##عبداللّهی، منیژه (1384)، «پیوند عمودی و انسجام معنایی در غزل‌های حافظ»، بوستان ادب، دورة 22، ش 44،  124-134.##عبداللّهیان، حمید (1384)، «داستان بیت، یک قالب داستانی تازه»، پژوهش‌‌‌‌های ادبی، سال 5، ش 15، 111-124.##مالمیر، تیمور (1388)، «ساختار منسجم غزلیّات حافظ شیرازی»، فنون ادبی، سال 1، ش 1، 41-56.##محمدی فشارکی، محسن و پانته‌آ صفایی (1393)، «شیوه‌‌‌‌های روایت سینمایی در غزل امروز»، فنون ادبی، سال6، ش 10، 113-128.##مؤذنی، علی‌محمد و محمد راغب (1385)، «توبة ابراهیم ادهم از منظر روایت‌شناسی» ، مجله ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال 52، ش 179، 1-20.##نیکوئی، علیرضا (1387)، «زمان، روایت و ابدیّت در شعر حافظ»، نامة فرهنگستان، سال 7، ش 26، 35-44.##Gannett, Gerard (1980), Narrative Discourse, Trans, Jane Elion, Ithaca, Cornell University.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی تصحیح عبهرالعاشقین (کربن- معین) از نگاه بایسته‌های تصحیح</TitleF>
				<TitleE>بررسی عبهرالعاشقین تصحیح کربن- معین از نگاه بایسته‌های تصحیح</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_66751.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.241451.1021</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>عبهرالعاشقین نوشتة روزبهان بقلی، عارف بزرگ سدۀ ششم، یکی از مهم‌ترین آثار عرفانی فارسی است که از نگاه آموزه‌های عرفانی و نثر فارسی جایگاه شایانی دارد. این کتاب در سال 1337 به همّت هانری کربن و محمّد معین، بر پایۀ دو نسخۀ ناقص و پرغلط تصحیح و منتشر شد و با وجود تصحیح دیگری به کوشش جواد نوربخش، تا امروز همین تصحیح موردتوجّه پژوهشگران بوده و بیشتر کارهایی که بر بنیاد این کتاب انجام گرفته، بر پایۀ همین تصحیح بوده است. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که این تصحیح در چه پایه و مایه‌ای است و صحّت و اعتبار آن چه اندازه است؟ بدین­منظور، به شیوۀ تحلیلی و توصیفی و بر بنیاد بایستگی‌های تصحیح خوب، این تصحیح را بررسیده‌ و با مقایسۀ آن با نسخ تازه‌ای‌ که در دسترس مصحّحان نبوده است، به این نتیجه رسیده‌ایم که این تصحیح با همة کوشش‌های مصحّحان، به دلیل نبود نسخه‌های صحیح و بدخوانی‌های فراوان، دستخوش افتادگی‌های بسیار، افزودگی‌های نابه‌جا، کژخوانی‌های فراوان و ... است و نیز فقدان تعلیقات و توضیحاتی برای حل دشواری‌ها، ذکرنکردن منابع اقوال و اشعار منقول در متن و نداشتن فهرست‌های کارگشا، ازجمله ایرادها و کمبودهای دیگری است که تصحیح علمی تازه‌ای از این متن مهم را ضروری می‌سازد.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ʿAbhar al-ʿĀšeqīn by Rūzbehān Baqlī Šīrāzī, the great mystic of the 12th century, is one of the most important Persian mystical works which has a special place in terms of mystical teachings and Persian prose. This book was corrected and published by Henry Corbin and Mohammad Moein in 1958, based on two incomplete and full of mistakes versions. Due to the high position it has gained and despite another correction which has been accomplished by Javad Nourbakhsh, this correction is of interest to researchers until today and most of the works in this field have been conducted on the basis of this correction. The present research is to modify the real position and validity of this correction. So, it has been carefully examined in comparison with some new versions, not available to correctors, through a descriptive-analytic method, considering the requirements of a good correction. The results show that due to the lack of correct copies and misreading, many improper omissions and add-ons etc. happened in spite of all the efforts of the correctors. Lack of extensions and explanations to solve difficulties, not mentioning the sources of words and the lyrics in the text and lack of problem-solving lists are among disadvantages and deficits make a new scientific correction of this important text necessary.   </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>41</FPAGE>
						<TPAGE>60</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سید محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>راستگوفر</Family>
						<NameE>Sayyed Mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rastgoofar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار  گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه کاشان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>muhamarast@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>تقی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>پورنامداریان</Family>
						<NameE>Taqi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Pournamdariyan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>namdaran@ihcs.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سید محمدفرید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>راستگوفر</Family>
						<NameE>Sayyed Mohammad Farid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rastgoofar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>faridrastgoo@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Correction</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Manuscript</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Rūzbehān Baqlī</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Henry Corbin</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mohammad Moein</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ʿAbhar al-ʿĀšeqīn</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ارنست، کارل (۱۳۷۷)، روزبهان بقلی، ترجمة مجدالدین کیوانی، تهران، مرکز.##بقلی شیرازی، روزبهان (۱۳۶6)، عبهرالعاشقین، تصحیح هانری کربن و محمّد معین، چاپ سوم، تهران، منوچهری.##                                  (۱۳۸۰)، عبهرالعاشقین، تصحیح جواد نوربخش، تهران، یلدا قلم.##                                  ، عبهرالعاشقین، نسخۀ خطّی، دانشگاه تهران ، ش 374ف.##                                  ، عبهرالعاشقین، نسخۀ خطّی، دانشگاه تهران، ش 4097.##                                    ، عبهرالعاشقین، نسخۀ خطّی، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ش 2871/3.##                                  ، عبهرالعاشقین، نسخۀ خطّی، کتابخانه و موزة ملی ملک، ش 3971/4.##                                  ، عبهرالعاشقین، نسخۀ خطّی، موزۀ عزت کیونغلوی قونیه به شمارۀ ۱۳۳۵.##                                      ، عبهرالعاشقین، رسائل فلسفی ابن سینا، نسخۀ خطّی، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ش 14280، به شمارة بایگانی 89496.##بیات، محمّد حسین (۱۳۷۸)، «نگاهی به چهار رساله از روزبهان» کتاب ماه دین، مرداد و شهریور 1378 ش ۲۲-۲۳،‌  ۳۹-۴۱.##جهانبخش، جویا (۱۳۷۸)، راهنمای تصحیح متون، تهران، میراث مکتوب.##حسینی،‌ سیده­ مریم (۱۳۸۳)، «از غزنه تا شیراز»، علوم انسانی، سال سیزدهم و چهاردهم، ش ۴۸ و ۴۹، زمستان 1382و بهار 1383، دانشگاه الزهرا،41 -60.##درایتی، مصطفی (۱۳۸۹)، فهرستوارةدست‌نوشت‌هایایران (دنا)، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس.##کربن، هانری (۱۳۸۶)، نرگس عاشقان، ترجمة محمّدعلی اخوان، تهران، اخوان خراسانی.##مایل هروی،‌ نجیب (۱۳۷۹)، تاریخ نسخه‌پردازی و تصحیح انتقادی نسخه‌های خطی، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>کارکرد زیبایی‌شناختی نماد در دیوان سنایی</TitleF>
				<TitleE>The Aesthetic Function of Symbol in the Sanā&#039;ī’s Divan</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_66746.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.250243.1121</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>سنایی غزنوی مبتکر سبک نمادگرا در ادبیّات عرفانی فارسی است. خلاقیّت او در نمادپردازی، به‌ویژه در حوزۀ نمادهای قلندری و اسطوره‌ای و تلفیق عناصر ژانرهای مختلف، پس از او موردپسند و مقبولیّت فراوان شاعران قرار می‌گیرد. نماد، افزون بر گسترش ظرفیّت زبان و ممکن­ساختن بیان معانی عمیق عرفانی، در زیبایی‌آفرینی متون ادبی نیز تأثیری فراوان دارد. این جستار تلاش می‌کند با تحلیل سبک نمادگرای سنایی در دیوان او، نقش نماد را در آفرینش زیبایی و جایگاه آن را در تعالی ادبیّت اشعار او روشن سازد و به این پرسش پاسخ دهد که نماد چگونه و با چه روش‌هایی وجه زیبایی‌شناختی شعر سنایی را تقویت کرده است؟ نتایج این تحلیل بیانگر آن است که زیبایی‌آفرینی نماد در دیوان سنایی حاصل عواملی چون خلاقیّت و خیال‌انگیزی، ابهام و چندمعنایی، اتّحاد تجربه و تصویر، انتقال صادقانۀ عواطف و انسجام و پیوستگی میان بخش‌های مختلف عالم و به­تبع آن متن ادبی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Abstract
Sanā&#039;ī Ghaznavi is considered as the initiator of symbolic style in Persian mystical literature.  His creativity in symbolism, especially in the domain of Qalandariyya and mystical symbols, and combination of elements of different genres was very welcomed by the poets after him. In addition to extending the capacity of language and providing profound mystical concepts being expressed, symbol has an outstanding role in aesthetics of literary texts. Analyzing the symbolic style in Sanā&#039;ī&#039;s divan, it has been tried in present paper to clarify the role of symbol in beauty creation and its place in the excellence of his poems, and to make it clear how and in what ways the aesthetic aspects have strengthened his poetry? The results indicate that symbols broaden beauty in Sanā&#039;ī&#039;s divan when some factors such as creativity and fantasy, ambiguity and multisensory, the unity of experience and image, and the honesty transfer of affections are utilized, and the cohesion between various parts of the universe, and consequently, in literary text happens.  
 </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>61</FPAGE>
						<TPAGE>80</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>منظر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سلطانی</Family>
						<NameE>Manzar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Soltani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>soltani53@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ویسی</Family>
						<NameE>Mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Veysi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mohammad.veysi92@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Aesthetics</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Aesthetic Emotion</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Creativity</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Ambiguity</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>symbol</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sanā&amp;#039;ī Ghaznavi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن اثیر، ضیاءالدین (1379ق)، المثل السائر فی ادب الکاتب و الشّاعر، الطّبعة الثّانیة، قدمه و علّق علیه احمدالحوفی و بدوی طبانه، مصر، دارالنّهضة مصر.##احمدی، بابک (1375)، حقیقت و زیبایی، تهران، مرکز.##التوحیدی، ابوحیان (1953)، الامتاع والمؤانسة، صححة احمد امین و احمد الزین، بیروت، صیدا، المکتبة المصریة.##الیاده، میرچا (1394)، نمادپردازی امر قدسی و هنر، ترجمۀ محمّدکاظم مهاجری، تهران، پارسه.##انوشه، حسن (1381)، فرهنگنامة ادبی فارسی، دانشنامة ادب فارسی، جلد 2، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##بارت، رولان (1394)، اس/زد، ترجمة سپیده شکری پوری، تهران، افراز.##پورنامداریان، تقی (1375)، رمز و داستان‌های رمزی در ادب فارسی، چاپ چهارم، تهران، علمی و فرهنگی.##                               (1384)، در سایة آفتاب، چاپ دوم، تهران، سخن.##جرجانی، عبدالقاهربن عبدالرحمن (1389)، اسرارالبلاغه، ترجمة جلیل تجلیل، چاپ پنجم، تهران، دانشگاه تهران.##دانشور، سیمین (1388)، علم‌الجمال و جمال در ادب فارسی، تهران، قطره.##روزت، ای (۱۳۷۱)، روان­شناسی تخیّل، ترجمة اصغر الهی و پروانه میلانی، تهران، گوتنبرگ.##ستاری، جلال (1372)، مدخلی بر رمزشناسی عرفانی، تهران، مرکز.##سنایی غزنوی، ابوالمجد بن آدم (1387)، دیوان حکیم سنایی غزنوی، مقدّمه، تصحیح و شرح از محمّد بقایی (ماکان)، چاپ دوم، تهران، اقبال.##شفیعی­کدکنی، محمّدرضا (1388)، صور خیال در شعر فارسی؛ تحقیق انتقادی در تطور ایماژهای شعر پارسی و سیر نظریۀ بلاغت در اسلام و ایران، چاپ سیزدهم، تهران، آگاه.##شوالیه، ژان و همکاران (1378)، فرهنگ نمادها، اساطیر، رؤیاها، رسوم و ...، ترجمه و تحقیق سودابه فضایلی، تهران، جیحون.##صهبا، فروغ (1392)، کارکرد ابهام در فرآیند خوانش متن، تهران، آگه.##غریب، رز (1378)، نقد بر مبنای زیبایی‌شناسی و تأثیر آن در نقد عربی، ترجمة نجمه رجایی، مشهد، دانشگاه فردوسی.##فتوحی، محمود (1389)، بلاغت تصویر، چاپ دوم، تهران، سخن.##                               (1387)، «ارزش ادبی ابهام از دومعنایی تا چندلایگی معنا»، زبان و ادبیات فارسی، سال 16،  ش 62، 17- 36.##فولادی، علیرضا (1389)، زبان عرفان، چاپ سوم، تهران، سخن.##کروچه، بندتو (1381)، کلیات زیبایی‌شناسی، ترجمه فؤاد روحانی، چاپ پنجم، تهران، علمی و فرهنگی.##گراهام، گوردون (1391)، «بیانگری، کروچه و کالینگوود»، در دانشنامه زیبایی‌شناسی، ویراستة بریس گات و دومینیک مک آیور لوپس، ترجمة منوچهر صانعی و همکاران، چاپ پنجم، تهران، فرهنگستان هنر، 91-98##مقدادی، بهرام (1378)، فرهنگ اصطلاحات نقد ادبی، تهران، فکر روز.##هاسپرز، جان و راجر اسکراتن (1379)،  فلسفه هنر و زیبایی‌شناسی، ترجمة یعقوب آژند، تهران، دانشگاه تهران.##یوسفی، محمّدرضا و صدیقه رسولیان آرانی (1392)، «نماد از دیدگاه ابهام (تحلیل عناصر بلاغی نمادگونه در شعر معاصر فارسی)»، فنون ادبی، پاییز و زمستان، ش 9، 161 - 178.##Bell,I (1958), Art ,New York, Capricorn Books.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نمودهای عرفان عملی و وحدت شهود در دیوان عطّار نیشابوری</TitleF>
				<TitleE>Aspects of Practical Mysticism and Unity of Intuition in Attar of Nishapur’s Divan</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_66743.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.239249.994</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بخش عملی عرفان، ساحت یافته­های رفتاری و تجربی یک عارف است که براساس منش سلوکانه در مسیر تعالی تهذیب نفس و تطهیر باطن و رسیدن به کنه هستی، استغراق در آن و شهود آن، به نوعی جهان­بینی توحیدی به نام «وحدت وجود» منجر می­شود که پایه­های آن را تجربیات شهودی تشکیل داده است؛ ازاین­رو، عرفای شهودی آن را با عنوان «وحدت شهود» خوانده­اند؛ به­عبارت­دیگر، در این نوع عرفان توحیدی، وحدت وجود شهودی، تجربه و اثبات می­شود. نمود این نوع عرفان عملی و شهودی در آثار عارفی چون عطّار نیشابوری، در قالب غزلیّات دیوان وی مشهود است. با بررسی ابیاتی که این نوع جهان­بینی را به تصویر می­کشد، می­توان به چشم­انداز روشنی از نگرش عرفانی عطّار دربارۀ مسئلۀ توحید دست یافت. عطّار نیشابوری در آینۀ غزلیّات خود که مبتنی بر تجربیات روحانی و در نتیجة احراز مقامات بالای عرفانی است، وحدت وجود خاصّ خود را که بینشی تلفیقی و از نوع شهودی آن است، مطرح می­کند. در پژوهش پیش­رو، به روش استقرایی- تحلیلی و با بررسی غزلیّات دیوان عطّار نیشابوری، به بازکاوی نوع نگرش وی و اثبات وحدت وجود شهودی این عارف موحد پرداخته­ایم.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The practical part of mysticism is the mystical realm of the behavioral and experimental findings which, based on the courageous conduct of the path of excellence, the refinement of the soul and the purification of the conscience and getting to the essence of being, leads to a kind of monotheistic worldview called &quot;pantheism&quot; that has been constructed on intuitional experiences; hence the intuitive mystics have called it the &quot;Unity of Intuition&quot;. In other words, the intuitional pantheism is experienced and proven in this type of monotheistic mysticism. This type of intuitional and practical mysticism is clearly manifested in the sonnets of Attar of Nishapur&#039;s divan. It will be possible to achieve a clear vision of Attar&#039;s attitude toward monotheism through analysis those parts of his verses portray this type of worldview. Attar suggests his own special &quot;pantheism&quot; as a combined intuitional insight in the mirror of his sonnets which are all based on his spiritual experiences and are results of higher mystical positions achievement. Analyzing the sonnets of Attar of Nishapur&#039;s divan through an inductive-analytic method, it has been tried in present study to explore his viewpoints and to prove the attitudes of this monotheist mystic about intuitive pantheism. 
 </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>81</FPAGE>
						<TPAGE>100</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>شیرزاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طایفی</Family>
						<NameE>Shirzad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Taefi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علّامۀ طباطبائی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sh_tayefi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Unity of Intuition</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Pantheism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Practical Mysticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Theoretical Mysticism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Divan of Sonnets</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Attar of Nishapur</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم.##ابن عربی، محیی­الدّین (بی­تا)،  الفتوحات المکیه، بیروت، دارالصادر.##استیس، والتر ترانس (1375)، عرفان و فلسفه، ترجمة بهاءالدّین خرمشاهی، تهران، سروش.##جامی، نورالدّین عبدالرحمن (1373)، نفحات الانس من حضرات القدس، مقدّمه و تصحیح محمود عابدی، چاپ دوم، تهران، اطلاعات.##ریتر، هلموت (1377)، دریای جان، ترجمۀ عباس زریاب خویی و مهرآفاق بایبوردی، تهران، الهدی.##عطّار نیشابوری، شیخ فریدالدّین محمّد، (1368)، دیوان عطّار، اهتمام و تصحیح تقی تفضّلی، چاپ پنجم، تهران، علمی و فرهنگی.##عین­القضات همدانی (1348)، نامه­های عین القضات، به اهتمام علینقی منزوی و عفیف عسیران، جلد 1، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##فروزانفر، بدیع­الزمان (1353)، شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدّین محمّد عطّار نیشابوری، تهران، کتابفروشی دهخدا.##مرتضوی، منوچهر (1377)، مکتب حافظ (مقدّمه بر حافظ­شناسی)، تبریز، ستوده.##محمّدی، احمد (1368)، بررسی اندیشۀ عرفانی عطّار، تهران، ادیب.##نصر، سیدحسین (1382)، آموزه­های صوفیان از دیروز تا امروز، ترجمۀ حسین حیدری و محمّدهادی امینی، تهران، قصیده­سرا.##نیکلسون، رینولد آلن (1357)، پیدایش و سیر تصوّف[چند مقاله]، ترجمۀ محمّدباقر معین، مشهد، توس.##                                       (1382)، تصوّف اسلامی و رابطۀ انسان با خدا، ترجمۀ محمّدرضا شفیعی­کدکنی، چاپ سوم، تهران، سخن.##همایى، جلال­الدین (1385)، مولوى­نامه؛ مولوى چه می‌گوید؟، جلد ‏1، چاپ دهم، تهران، هما.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نفوذ تفسیرهای عرفانی در ذهن و زبان مولانا</TitleF>
				<TitleE>The Influence of Mystical interpretations of Qur&#039;an on Mowlavi&#039;s Mind and Language</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_66740.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.210344.694</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>نفوذ قرآن و تفسیر قرآن در مثنوی بسیار زیاد است؛ به­گونه‌ای­که مثنوی را به گنجینة تفسیر قرآن بدل ساخته است، امّا در میان تفسیرهای مختلفی که مورد استفادة مولانا بوده تاکنون به تفسیرهای عرفانی چهار قرن اوّل کم‌توجّهی شده است. در این مقاله با تکیه بر تفسیر سهل بن عبدالله تستری (وفات: 283ق) و ابوعبدالرّحمن سُلَمی (وفات: 412ق) نشان می‌دهیم که رویکرد باطنی مولانا به قرآن و شیوۀ تأویل آیات قرآنی در مثنوی، متأثّر از تفسیرهای عرفانی کهن است. موضوعاتی چون جدال با نفس، تعبیر از نفس به بت و «عِجل» (گوساله)، مکر نفس، و همچنین فرازهایی از آداب صوفیّه چون جوع و اکل حلال و پرهیز از آزار و نوع‌دوستی، در این تفسیرها آمده که در مثنوی بازتاب یافته است. همچنین موضوعات دیگری چون مکر و استدراج الهی، توکّل و ترک تدبیر در مثنوی، ریشه در تفسیرهای عرفانی قرآن دارد. مولانا این روش تأویلی را آگاهانه به کار بسته و ازاین‌رو مثنوی را «کشّاف قرآن» نامیده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The Qur&#039;an interpretation has had a powerful influence on Mathnawi in a way that his Mathnawi can be considered a treasure of Qur&#039;anic interpretation, however the mystical interpretations of the first four Hijri centuries have been neglected among the various interpretations used by Mowlavi. Relying on interpretations had been accomplished by Sahl ibn Abdullah Tustari (died: 283 AH) and Abu Abd al- Rahman Sulami (died: 412 AH), it has been shown that Mowlavi&#039;s esoteric Mathnawi approach to the Qur&#039;an and the way of hermeneutic interpreting of Qur&#039;anic verses are influenced by older mystical interpretations. Some topics in Mathnawi such as the “Struggling against the lower soul”, &quot;interpreting soul as idol and &#039;Ijl (calf)&quot;, &quot;seduction of self&quot;, and some parts of Sufi customs such as &quot;long fasting&quot; and &quot;eating halal foods&quot;, and &quot;avoidance of persecution and altruism&quot;  are what existed in these interpretations and are reflected in Mathnawi. Some other topics in Mathnavi such as &quot;divine indulgence&quot;, &quot;divine wisdom&quot;, and “keeping reliance on God” and &quot;leaving the trick&quot; are all rooted in Qur&#039;anic mystical interpretations. Mowlavi has deliberately used this type of hermeneutics, so he has called Mathnavi as &quot;the Decoder of Qur&#039;an&quot;.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>101</FPAGE>
						<TPAGE>116</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مشرف المُلک</Family>
						<NameE>Maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mosharrafolmolk</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m.mosharraf@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mystical Interpretation</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mathnavi Manavi</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Haqayeq al- Tafsir</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Abu Abd al- Rahman Sulami</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sahl ibn Abdullah Tustari</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mowlavi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اصفهانی، ابونعیم (1967)، حلیة الولیاء و طبقات الأصفیا، قاهره، دار اُم القری.##افلاکی، شمس­الدّین احمد (1362)، مناقب العارفین، به تصحیح تحسین یازیجی، تهران، دنیای کتاب.##بقلی، ابومحمّد صدرالدین روزبهان (2008)، عرائس البیان فی حقائق القرآن، تحقیق احمد فرید مزیدی، بیروت، دارالکتب العلمیه.##بهاء­ولد (1352)، معارف؛ مجموعه مواعظ و سخنان سلطان العلما بهاءالدین محمد بن حسین خطیبی مشهور به بهاء ولد، به اهتمام بدیع‌الزمان فروزانفر، چاپ دوم، تهران، طهوری.##تستری، سهل بن عبدالله (2002)، تفسیر التستری، علق علیه و وضع حواشیه محمد باسل عیون السود، بیروت، دار الکتب علمیه.##                                      (۱۹۵۱)، تفسیر القرآن العظیم، عنی بتصحیحها محمدبدرالدین النعسانی الحلبی، مصر، سعادة.##خرمشاهی، بهاءالدین و سیامک مختاری (1383)، قرآن و مثنوی؛ فرهنگوارۀ تأثیر آیات قرآن در مثنوی، تهران، قطره.  ##درگاهی، محمود (1377)،  آیات مثنوی، تهران، امیرکبیر.##زرّین‌کوب، عبدالحسین (1364)، سرّ نی؛ نقد و شرح تحلیلی و تطبیقی مثنوی، چاپ دوم، تهران، علمی.##سراج طوسی، ابونصر، عبدالله بن علی (1914)، کتاب اللّمع فی التصوف، تصحیح رینولد الن نیکلسن با مقدمة انگلیسی، مجموعة اوقاف گیب، شماره بیست‌ودوم، لندن، لوزان.##سزگین، فؤاد (1411/1991)، تاریخ التراث العربی، نقله الی العربیة محمد فهمی حجازی، ریاض، دارالثقافة والنشربالجامعة.##سلمی، ابوعبدالرّحمن (2001)،  تفسیر السّلمی و هو حقائق التّفسیر، تحقیق سید عمران، بیروت.##                                      (1364)، حقائق التّفسیر، نسخۀ خطی به شمارۀ 9271، تصحیح محمدتقی دانش‌پژوه، جلد 17، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران.##                                      (1976)، جوامع آداب الصوفیّه و عیوب النفس و مداواتها (دو رساله) حققها و قدم لها ایتان کولبرغ، قدس، مهد الدراسات العیسویه و الفریقیه.##                                      (1995)، زیادات حقائق التّفسیر، تحقیق جیرهارد بورینغ، بیروت، دارالمشرق.##                                      (1960)، طبقات الصوفیّه، تصحیح پدرسن، لیدن، بریل.##                                      (1372-1369)، مجموعه آثار؛ بخش‌هایی از حقائق التّفسیر و رسائل دیگر، به اهتمام نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##فروزانفر، بدیع­الزمان (1334)، احادیث مثنوی، تهران، دانشگاه تهران.##                                      (1346)، شرح مثنوی شریف، تهران، دانشگاه تهران.##قشیری، ابوالقاسم (1989/1409)، الرسالة القشیریة، تحقیق عبدالحلیم محمود و محمد بن الشریف، قاهره، موسسه دارالشعب.##گوهرین، سیّد صادق (1339)، فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی، تهران، دانشگاه تهران.##مایر، فریتز (1382)، بهاء ولد، ترجمۀ مریم مشرّف، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##محاسبی، حارث بن اسد (1969)، المسائل فی اعمال القلوب و الجوارح و المکاسب و العقل، تحقیق و تعلیق و تقدیم عبدالقادر احمد عطا، قاهره، عالم الکسب.##مولوی، جلال‌الدین محمد (1373)، مثنوی معنوی، به تصحیح رینولد ا. نیکلسن، به اهتمام نصرالله پورجوادی، چاپ دوم، تهران، امیرکبیر.##میبدی، احمد بن احمد (1331)، کشف الاسرار و عدة الابرار، به سعی و اهتمام علی‌اصغر حکمت، تهران، دانشگاه تهران.##میرزامحمد، علی‌رضا (1387)، قرآن در مثنوی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##نویا، بولس (1986)، نصوص الصوفیة غیر منشوره، بیروت، دارالمشرق.##نویا، بولس (1968)، تفسیر جعفر الصادق (نقلاً عن حقائق التّفسیر السلمی)، بیروت، دانشگاه سنّت ژوزف.##نویا، پل (1373)، تفسیر قرآنی و زبان عرفانی، ترجمۀ اسماعیل سعادت، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##Bowering, Gerhard (1980), Mystical Vision of Existance in Classical Islam- The Quranic Hermeneutics of the Sufi Sahl al-Tustari, Berlin, Walter de Greuter.##                             (1986), “Sahl Al Tustari”, The encyclopaedia of Islam‏‫, edited by an editional committee consisting of Gibb, Hamilton Alexander Rosskeen, Second edition,  Brill 1986##Massignon (1954), Essai Sur Les Origines du Lexique de la Mystique Musulmane, (nowelle edition),Paris, J.Vrin.##Van Ess,Josef (1961), “Die Gedankenwelt des Hāreth al Muhāsibī”, in Theologie, vol.4. Bonn. Selbsverlag des Orientalischen Seminar der Universitat.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بازجستِ شاخة گمشدة شجرة تصوّف نقشبندی ماوراءالنّهر در سده‌های 12 و 13 هجری</TitleF>
				<TitleE>Inquiry of the Lost Branch of Naqshbandi Sufism in Transoxiana in 12th and 13th Hijri Centuries</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_66741.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.235683.944</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>طریقت صوفیانة «نقشبندیه» به بنیادگذاری بهاءالدّین نقشبند که از دل جریان تصوّف خواجگان در ماوراءالنّهر سربرآورد، در سیر تحوّل و تطوّر خود با عبور از مرزهای جغرافیاییِ مولد و منشأ خود و با ایجاد رابطه با نهاد قدرت و ورود در عرصة سیاست، توانست به یکی از ماناترین و مؤثرترین سلاسل صوفیّه و جریان­های دینی آسیای مرکزی بدل شود؛ اگرچه تصوّف نقشبندیه، طریقتی ایرانی محسوب می­شود، پژوهش‌های علمی ناچیزی در ایران دربارة آن انجام یافته است؛ بنابراین، ضرورت و اهمیّت توجّه به پیشینة فرهنگی حوزة ماوراءالنّهر به‌عنوان بخشی از ایران کهن، ریشه­شناسی سیر عرفان و تصوّف در منطقه و بررسی سیر ظهور و تطوّر نقشبندیه موجب شده است تا در این مقاله با استفاده از منابع اسنادی و با شیوة تاریخ‌نگارانه و موردپژوهانه و با بهره­گیری ازیگانه نسخة خطی تحفةالرّسول و فرید المکتوبات، نوشتة میراحمد کشّی، از صوفیان تصوّف نقشبندی ماوراءالنّهر، به بازجست شاخه‌ای کوچک و گمشده از تصوّف نقشبندی در دیار فرارودان پرداخته شود. فرضیة این پژوهش بر آن است که با شناسایی برخی از شخصیّت­ها و آثار و رساله­ای کمتر شناخته‌شده­ از طریقت نقشبندی، به ترسیم شاخه­ای فرعی از شجره­نامة سلسلة پرگروندة نقشبندیه دست یابد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Founded by Shaykh Bahā’uddīn Naqshband, the &quot;Naqshbandī&quot; Sufi doctrine, came on the scene through the trend of the Sufism of Khājagān in the Transoxiana, became one of the most sustainable and influential Sufi doctrines in Central Asia throughout its course of evolution that transcended the geographic boundaries from which it came about. Although it is regarded as a Persian Sufi doctrine, few academic studies have been conducted on Naqshbandiyya in Iran, so the necessity and importance of paying attention to the cultural background of Transoxiana, as a part of ancient Iran, and the rooting of the course of mysticism and Sufism in the region, and the study of the evolution and development of the Naqshbandiyya have led to inquiring the small and missing branches of Sufism in Transoxiana through using documentary sources in a historiographical and investigative manner and utilizing the unique manuscript of Tuhfa al-Rasūl and Farīd al-Maktūbāt, written by Mir Ahmad Kashi, one of the Sufis of Naqshbandi in Transoxiana. Based on the main hypothesis of the paper, it is possible to draw a sub-branch of the genealogy of the highly popular Naqshbandī doctrine through recognition of some key figures, works, and less known treatise of the doctrine.
 </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>117</FPAGE>
						<TPAGE>131</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>یلدا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آزرمی</Family>
						<NameE>yalda</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>azarmi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>مربی گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>yaldamolavi@hotmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>نجف</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جوکار</Family>
						<NameE>Najaf</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Jokar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>n.jowkar@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Sufism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Naqshbandiyya</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Transoxiana</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mir Ahmad Kashi</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Tuhfa al-Rasūl</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Farīd al-Maktūbāt</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آکینر، شیرین (1366)، اقوام مسلمان اتحاد شوروی، ترجمة علی خزاعی­فر، مشهد، آستان قدس رضوی.##ازدالگا، الیزابت (1389)، نقشبندیه در آسیای غربی و مرکزی؛ تغییر و تداوم، ترجمة فهیمه ابراهیمی، تهران، پژوهشکده تاریخ اسلام.##بخاری، صلاح بن مبارک (1383)، انیس الطالبین و عدة السالکین، تصحیح خلیل ابراهیم صاری اوغلی، چاپ دوم، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##بنیگسن، الکساندر و اندرسن ویمبوش (1985)، صوفیان و کمیسرها (تصوّف در اتحاد شوروی)، ترجمة افسانه منفرد، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی تهران.##پارسا، محمّد (1354)، قدسیه (کلمات بهاءالدّین نقشبند)، تصحیح احمد طاهری عراقی، تهران، طهوری.##جامی، عبدالرحمن (1386)، نفحات الانس، تصحیح محمود عابدی، چاپ چهارم، تهران، اطلاعات.##خالدی نقشبندی، عبدالمجید (1344ق)، انوار القدسیه فی مناقب سادات نقشبندیه، مصر، بی­نا.##خانی، عبدالحمید (1306)، الحدائق الوردیه، تصحیح عبدالوکیل الدروبی، دمشق، بی­نا.##دانش­پژوه، محمّدتقی (1356)، فهرست نسخه­های خطی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، تهران، دانشگاه تهران.##دهخدا، علی­­اکبر (1387)، لغت­نامه، تهران، دانشگاه تهران.##زرین­کوب، عبدالحسین (1383)، تصوّف ایرانی در منظر تاریخی آن، ترجمة مجدالدّین کیوانی، تهران، سخن.##زرکلی، خیرالدّین (1989)، الاعلام، بیروت، دار العلم للملایین.##سمرقندی، محمّدبدیع (1390)، مذکر الاصحاب، تصحیح احمد تقوی، تهران، مجلس شورای اسلامی.##شیروانی، زین­العابدین (1315)، بستان السیاحه، تهران، افست.##کشیّ، میراحمد، تحفة‌الرّسول و فرید المکتوبات، نسخة خطی به شمارة 1672، کتابخانة الملک عبدالعزیز، مجموعة عارف حکمت.##لاهوری، غلام سرور (1332)، خزینة الاصفیاء، کانپور، نولکشور.##لگنهاوزن، محمّد (1384)، اسلام کثرت گرایی دینی، ترجمة نرگس جواندل، تهران، طه.##مایل هروی، نجیب (1369)، نقد و تصحیح متون، مشهد، آستان قدس رضوی.##مجتبایی، فتح­الله (1375)، «احمد سرهندی»، دا، تهران، بنیاد دائرة المعارف بزرگ اسلامی.##مقامات خواجه احرار (2004)، تصحیح ماساتو کاواموتو، توکیو، مؤسسة مطالعات زبان­ها و فرهنگ­های آسیا و آفریقا.##منفرد، افسانه (1392)، «تصوّف در آسیای مرکزی و قفقاز»، دانشنامة جهان اسلام، تهران، دانشنامة جهان اسلام.##نفیسی، میرزاعلی اکبرخان (1355)، فرهنگ ناظم الاطباء، تهران، خیام.##Abu-manneh (2003), “Transformations of Naqshbandyya, 17th-20th century Die welt des Islams”, , Vol.43,Issve 3, New series, 203-208.##Ahmet T.Karamustafa (2007), SUFISM “The Formative Period”, Edinburgh University.##Itzchak Weismann (2001), TASTE OF MODERNITY”Sufism, salafiyya, and Arabism in late Ottoman”Leiden,London,Koln,Brill.##Martha Brill Olcot( 2007), ‘Susism in Central Asia :A Force for Moderation or a Cause of PoliticizationWashington,DC :CARNEGIE ENDOWMENT for International Peace.##NazfShahrani(1993), “Central Asia and the Challenge of the Soviet Legacy”. Central Asiasurvey,12/2, 123-135.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نظریّة ادبی سبک هندی؛ با تأکید بر اشعار صائب تبریزی</TitleF>
				<TitleE>The Literary Theory of Indian Style, with Emphasis on the Poems of Saib Tabrizi</TitleE>
                <URL>https://jpl.ut.ac.ir/article_66744.html</URL>
                <DOI>10.22059/jpl.2018.245982.1077</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>دیدگاه‏هایی که شاعران هر دوره دربارة تعریف شعر ارائه می‏کنند، روشنگر ویژگی‏های نوع شعری است که در آن دوره مقبول طبع آنان قرار می‏گرفته است. مجموع این دیدگاه‏ها به‌طورکلّی می‏تواند به لحاظ نظری تعریف شعر مطلوب را در هر عصری برای ما روشن سازد؛ ازاین‏رو، می‏توانیم از این دیدگاه‏ها به «نظریّة ادبی» آن عصر یا دوره تعبیر کنیم. شاعران عصر صفوی و به­ویژه برجسته‏ترین آنها، یعنی صائب تبریزی نیز دیدگاه‏هایی دربارة شعر در اشعارشان مطرح کرده و تعریفی متفاوت با دوره‏های پیشین از شعر ارائه کرده‏اند. مقالة حاضر سعی دارد با جست‌وجو در اشعار شاعران برجستة عصر صفوی و با کمک‌گرفتن از شعر این شاعران، ویژگی‏های نظریّة شعری این عصر را بررسی و تبیین کند و جنبه‏های آن را بکاود. در این پژوهش تأکید عمده بر شعر صائب بوده است؛ زیرا برجسته‏ترین شاعر سبک هندی است. بررسی حاضر به این نتیجه دست می‏یابد که تعریف شاعران از نوع شعر مطلوب در این عصر با تعریف آن در دوره‏های قبلی کاملاً متفاوت است. معنی و مضمون بیگانه، به­عنوان مهم‏ترین عنصر اصلی در تعریف و ارزیابی شعر مطرح می‏شود که رعایت­نکردن آن عدم پذیرش و مقبولیّت شعر را از سوی شاعران در پی دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The poets&#039; attitudes of each period about the definition of poetry enlighten the characteristics of the type of poetry in which was accepted in that era. In general, the outcomings of these attitudes can theoretically make the definition of a favorable poem clear in each period. Therefore, we can interpret these attitudes as &quot;literary theories&quot; of the periods. The poets in the Safavid era, especially SaibTabrizi as the most prominent of them, have also expressed their views about poetry in their poems and have provided a definition of poetry different from earlier periods. It has been tried, in present study, to explain and explore the features of the poetic theory of this age through analysis taking advantage of the works of prominent poets. The major focus has been on SaibTabrizi&#039;s poems, as the most famous character of Indian style. The results show that the definition of poets of the type of poetry in this era is quite different from what in earlier periods. Irrelevant meaning and content are considered as the most important elements in defining and evaluating poetry which leads to the rejection of poem by the poets, if not followed.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>133</FPAGE>
						<TPAGE>149</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>شهربانو</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>بابایی</Family>
						<NameE>Shahrbanoo</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Babaie</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش آموختة دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ارومیه</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sh_b_2017@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>عبداله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طلوعی آذر</Family>
						<NameE>Abdollah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Tolouie Azar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ارومیه</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>فاطمه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مدرسی</Family>
						<NameE>Fatemeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Modarresi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ارومیه</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>fatemeh.modarresi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Literary Theory</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Indian Style (sabk-i-hindi)</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Nature of Poetry</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Irrelevant Meaning and Content</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>SaibTabrizi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>بیدل دهلوی، عبدالقادر (1389)، دیوان، تصحیح اکبر بهداروند، تهران، نگاه.##حزین لاهیجی، محمّدعلی (1350)، دیوان، تصحیح، مقابله و مقدمة بیژن ترقّی، تهران، خیام.##حسن‏پورآلاشتی، حسین (1384)، طرز تازه، سبک‏­شناسی غزل سبک هندی، تهران، سخن.##خاقانی شروانی، افضل‏الدین (1387)، دیوان، ویراستة میرجلال­الدین کزازی، چاپ دوم، تهران، مرکز.##ذکاوتی قراگزلو، علیرضا (1372)، گزیدة اشعار سبک هندی، چاپ دوم، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.## صائب تبریزی، میرزاعلی (1370)، دیوان اشعار، به کوشش محمّد قهرمان، چاپ دوم، تهران، علمی و فرهنگی.##طالب آملی، محمّد (1346)، کلیّات اشعار، به اهتمام، تصحیح و تحشیة شهاب طاهری، تهران، سنایی.##غنی کشمیری، ملا محمّدطاهر (1362)، دیوان، به تصحیح احمد کرمی، تهران، سلسله نشریات «ما».##فتوحی، محمود (1379)، نقد خیال؛ بررسی دیدگاه‏های نقد ادبی در سبک هندی، تهران، روزگار.##                                 (1395)، «مضمون در فن شعر سبک هندی»، نقد ادبی، سال نهم، شماره سی­وچهارم، 119- 156.## قدسی مشهدی، حاجی محمّدجان (1375)، دیوان، مقدّمه، تصحیح و تعلیقات از محمّد قهرمان، مشهد، دانشگاه فردوسی.##قهرمان، محمّد (1386)، برگزیدة اشعار صائب و دیگر شعرای سبک هندی، چاپ چهارم، تهران، سمت.##کلیم کاشانی، ابوطالب (1336)، دیوان (قصاید، غزلیّات، مثنویّات، مقطعات)، تصحیح حسین پرتو بیضایی کاشانی، تهران، خیام.##محمّدی، محمّدحسین (1374)، معنی بیگانه؛ نقد و تحلیل شعر صائب و سبک هندی، تهران، میترا. ##مولوی بلخی، جلال‏الدین (1376)، کلیّات شمس تبریزی، چاپ چهارم، تصحیح بدیع­الزمان فروزانفر، تهران، امیرکبیر.##ناتل‏خانلری، پرویز (1371)، «یادی از صائب»، در صائب و سبک هندی در گسترة تحقیقات ادبی، به کوشش و گردآوری محمّدرسول دریاگشت، تهران، قطره، 259-281.##ناصرخسرو (1357)، دیوان اشعار، به اهتمام مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل (شعبۀ تهران).##نظیری نیشابوری، محمّدحسین (1340)، دیوان اشعار، مقابله و تصحیح و جمع و تدوین مظاهر مصفا، تهران، امیرکبیر.##هروی، ناظم (1374)، دیوان، مقدّمه و تصحیح محمّد قهرمان، مشهد: مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				